انواع و سطوح نوآوری و موانع پیش روی آن
نوآوری از آن دسته واژههایی است که تعاریف و تفاسیر متعدد و متفاوتی برای آن ارائه شده است. علت آن هم این است که اولاً نوآوری دارای مفهومی چند بعدی با ابعاد فنی، اقتصادی، جامعهشناسی و روانشناختی است و ثانیاً مترادفهای مختلفی برای آن مثل اکتشاف، اختراع، خلاقیت و… وجود دارد. در دنیای رقابتی امروز، نوآوری برای بقای موفقیت شرکتها حیاتی است. افراد خلاق و نوآور که منبع تولید نوآوری هستند، برای شرکتها مثل شاهرگ حیاتی هستند که در صورت قطع شدن آن محکوم به زوال و نابودی هستند.
نوآوری از اعمال کلیدی در فرآیند کارآفرینی به شمار میرود. اکثر پژوهشگران و مولفان در زمینه کارآفرینی با عقیده دراکر در خصوص مفهوم نوآوری اتفاق نظر دارند: «نوآوری عمل مختص کارآفرینی است. ابزاری است که توسط آن کارآفرین، منابع ثروتزای جدید ایجاد میکند یا منابع موجود را غنا میبخشد تا پتانسیل آنها برای تولید ثروت فزونی پذیرد.»
دانشافزایی: پیتر دراکر (Peter Drucker): پدر علم مدیریت نوین
مفهوم نوآوری
مفهوم نوآوری از دیدگاه مدیریت، فرآیندی است که از تصور شروع و به انتشار تجاری محصول یا خدمت جدید ختم میشود.
خلاقیت، جزئی از نوآوری است. در این فرآیند ابتدا فرد اجازه میدهد تصورش به آسمانها صعود کند. سپس آن را به زمین میآورد و مهندسی میکند (مهندسی ایده) تا تبدیل به ایده (تصورات مهار شده) گردد، سپس ایدهها را از طریق مدیریت ایده به ایدههای عملی مفید و مناسب تبدیل میکند (خلاقیت)، به دنبال آن، ایدهها را به کالا و خدمات تبدیل مینماید (نوآوری) و در نهایت با انتشار و تجاری کردن کالا و خدمات تولید شده، فرآیند نوآوری پایان میپذیرد.
در نگاهی سادهتر فرآیند یا مراحل نوآوری را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
- تشخیص نیازها: نیاز به تغییر زمانی بوجود میآید که افراد از عملکرد موجود ناراضی باشند. به عبارتی دیگر مشکلی را بین عملکرد واقعی و عملکرد مطلوب حس نمایند.
- شکل دادن ایدههای نو: ایده نو میتواند در قالب یک مدل، مفهوم یا برنامه ارائه شود. ایده نو میتواند محصول جدید یا فناوری جدید و یا تکنیک جدید برای اداره کارکنان باشد.
- ارائه طرح: ارائه طرح به صورت کتبی همراه با مستنداتی برای تایید آن. ایده نو باید کاملاً مشخص و عملیاتی مطرح شود و از طرفی چگونگی حل مشکل یا مشکلات فعلی و توسعه عملکرد را نیز مشخص سازد.
- تصمیم گیری برای قبول تغییر (نوآوری): تصمیم گیری برای تغییرات، نیاز به تایید رسمی مدیر یا مدیران دارد.
- تخصیص منابع و اجرا: برای اینکه تغییری به اجرا درآید، طبیعتاً منابع و نیروی متخصص باید اختصاص داده شود.
بیشتر بخوانید: اهمیت نوآوری تکنولوژیک در جامعه و اقتصاد کشور
انواع نوآوری
چهار نوع نوآوری وجود دارد که از محصولات یا خدمات کاملاً جدید تا اصلاحاتی بر محصولات یا خدمات موجود را در برمیگیرند. این چهار نوع به ترتیب اصالت عبارتند از:
- اختراع: ایجاد یک محصول، سرویس یا فرآیندی که غالباً جدید است و امتحان نشده است. چنین مفاهیمی معمولاً «تحول برانگیز» است.
- بسط: توسعه و بسط یک محصول/خدمت یا فرآیندی که از قبل موجود است. چنین مفاهیمی از یک ایده فعلی، استفاده متفاوت به عمل میآورند.
- همانندسازی: دوبارهسازی یک محصول، خدمت یا فرآیندی که از قبل موجود است ولی عمل همانندسازی صرفاً کپی کردن نیست بلکه کارآفرین، خود نیز نکات خلاقانهای برای بهبود بخشیدن به مفهوم مورد نظر میافزاید.
- سنتز: ترکیب مفاهیم و عوامل موجود در یک فرمولبندی جدید. این شامل در نظر گرفتن چند ایده ابداع شده از قبل و سپس یافتن راهی است که به همراه یکدیگر کاربردی جدید را تشکیل دهند.
هرچه از سنتز به سمت اختراع حرکت کنیم درجه نوآوری انجام شده بالاتر است.
سطوح نوآوری
آلتشولر با مطالعه هزاران سند اختراع در زمینههای متنوع و مهم مهندسی آنها را دسته بندی نموده و نوآوریها را به پنج سطح تقسیم کرده است.
- راه حلهای معمولی 32%
- نوآوریهای کوچک در یک موضوع 45%
- نوآوریهای بزرگ در یک تکنولوژی 18%
- نوآوریهای خارج از محدوده تکنولوژی 4%
- اکتشاف 1%
بیشتر بخوانید: گنریچ آلتشولر: پدر علم TRIZ
سطح یک: ایجاد بهبود در یک سیستم فنی.
این کار نیازمند بکارگیری دانش موجود در حیطه مربوط به آن سیستم است. در حقیقت نوآوری سطح یک، اصلاح یا تقویت یکی از ویژگیهای سیستم است. از جمله مثالهای سطح یک نوآوری میتوان به مسائلی چون افزایش فاصله بین دو تیغه خودروی برفروب برای پایداری بیشتر آن اشاره کرد. این راه حلها نشان دهنده کار تخصصی بوده و در آنها هیچ تناقضی تعریف یا حل نشده است.
سطح دو: اختراعی که نتیجه رفع یک تضاد تکنیکی است.
این کار نیازمند مطلع بودن از دانش در زمینههای متفاوت از صنعت مربوط به آن سیستم است. از جمله مثالهای مطرح در این نوآوری میتوان به فرمانهای قابل تنظیم در اتومبیل که برای آسایش راننده طراحی شدهاند، اشاره کرد.
سطح سه: اختراعی که نتیجه برطرف کردن یک تضاد فیزیکی است.
این امر منوط به آشنایی با علوم موجود در دیگر صنایع (علاوه بر صنعت مرتبط با خود سیستم) است. در این سطح تناقض موجود در سیستم فعلی با معرفی چند عنصر کاملاً جدید حل میشود. به عنوان مثال میتوان از تعویض سیستم استاندارد انتقال قدرت اتومبیل با سیستم خودکار نام برد. چنین راه حلی در صنعت مورد نظر، جهت ایجاد میکند. در حقیقت این نوآوری از جایی خارج از محدوده ایدهها و قواعد پذیرفته شده در یک صنعت خاص، کشف میشود.
سطح چهار: ایجاد فناوری جدید
در این سطح یک فناوری جدید ایجاد میشود که در بردارنده راه حل اساسی است. این امر نیازمند دانش موجود در دیگر علوم و عرصههاست. در سطح چهارم نیز بهبود بر اساس یک سیستم فنی است، ولی بدون رفع مسئله تکنیکی موجود. در عوض در این سطح، مسئله از طریق جایگزینی فناوری کنونی با یک فناوری جدید (حتی از نسلی دیگر) حل میشود.
سطح پنج: کشف یک پدیده نو
در این سطح پدیدهای جدید کشف میگردد و در نتیجه آن، فناوری موجود به سطوح بالاتر ارتقا داده میشود. این سطح به خارج از محدوده دانش زمان خود تعلق دارد. به عنوان مثال اختراع ترانزیستور و لیزر مربوط به این سطح است.
آلتشولر از این پژوهش چنین نتیجه گرفت که بسیاری از این اختراعها (77%) تنها از نوع دو سطح یک و دو هستند. بکارگیری اصول نوآوری نظام یافته میتواند به مخترعین کمک کند تا با توجه به وضعیت کنونی خود به اختراعاتی در سطوح 3 و 4 بپردازند.
موانع نوآوری
موانع بسیاری وجود دارد که سبب میشود فرآیند نوآوری با مشکلات جدی مواجه شود. از موارد زیر میتوان به عنوان موانع نوآوری نام برد:
- عدم تشویق و حمایت از پیشتازان و حامیان نوآوری
- نپذیرفتن ریسک، شکست و اشتباههای کارکنان به عنوان مسئلهای اجتناب ناپذیر در فرآیند نوآوری
- نپذیرفتن، تشویق نکردن و تامین مالی نکردن پیشنهادهای جدید
- دسترسی نداشتن به منابع، امکانات و تجهیزات
- نداشتن آزادی عمل برای پیگیری و آزمایش ایدههای نو
- دست به دست گرداندن پیشنهادها و ایدههای نو برای اخذ تایید
- عدم اطمینان از سرقت ایدهها
- عدم آگاهی از معیارهای ارزیابی ایدههای نو
- ناآگاهی کارکنان نسبت به توقع و انتظار مدیریت از خلاقیت تک تک افراد
- دسترسی نداشتن به اطلاعات موثق، شفاف، مرتبط و به موقع
- ساختار مکانیکی
- افق زمانی کوتاه مدت برای سودآوری
- فقدان سیستم پاداش و پیشنهادهای اثربخش و سریع
- تعارض، تنش و نارضایتی کارکنان
- ارتباط نداشتن و همکاری نکردن واحد تحقیق و توسعه با مشتری و تحقیقات بازار
- مبارزات و سیاست بازیهای سازمانی
- فقدان دورنمایی مشترک نسبت به نوآوری
- وجود قلمرو حکومتی بین افراد. به این معنی که هر یک از افراد و گروهها، حیطه کاری خود را به منزله قلمرو و امپراطوری شخصی خود تلقی نماید و مانع پیگیری و اجرای ایدههای نو سایرین گردد.



