اهمیت نوآوری تکنولوژیک در جامعه و اقتصاد کشور

در حال حاضر در بسیاری از صنایع، تکنولوژیک به مهمترین محرک دستیابی به موفقیت رقابتی تبدیل شده است. شرکت‌های بسیار و در طیف گسترده‌ای از صنایع بیش از یک سوم فروش و سود خود را مدیون محصولاتی هستند که ظرف پنج سال گذشته ایجاد کرده‌اند. برای مثال کمپانی باکستر که از تولیدکنندگان اصلی تجهیزات و محصولات درمانی است، 37 درصد از فروش سال 2002 خود را از فروش محصولات جدیدی بدست آورده که ظرف مدت پنج سال گذشته به بازار آورده است. در سال‌های اخیر درصد فروش حاصل از محصولات ابداع شده در پنج سال آخر در کمپانی تری اِم نسبت به کل فروش در این سال‌ها به رقم چشمگیر 47 درصد رسیده است.

افزایش اهمیت نوآوری تا حدی به دلیل جهانی شدن بازارها است. رقابت خارجی، شرکت‌ها را تحت فشار قرار داده تا محصولات و خدمات متمایزی تولید کنند و بطور مداوم به نوآوری دست زنند.

چگونه سرعت نوآوری را افزایش دهیم؟

به بازار آوردن محصولات جدید به شرکت‌ها کمک می‌کند تا حاشیه سود خود را حفظ کنند. این در حالی است که سرمایه گذاری در نوآوری فرآیند به شرکت کمک می‌کند تا هزینه‌های خود را پایین نگه دارند. پیشرفت‌های صورت گرفته در تکنولوژی اطلاعات نیز نقش مهمی در شتاب دادن به سرعت نوآوری داشته‌اند.

طراحی به کمک کامپیوتر و تولید به کمک کامپیوتر، طراحی و تولید محصولات جدید را برای شرکت‌ها آسان‌تر کرده است. این در حالی است که تکنولوژی‌های تولید انعطاف‌پذیر، این امکان را پدید آورده‌اند که دوره‌های تولید کوتاه مدت نیز اقتصادی باشند و از اهمیت صرفه جویی‌های ناشی از مقیاس تولید کاسته‌اند.

این تکنولوژی‌ها به شرکت‌ها کمک می‌کند تا محصولاتی با گوناگونی بیشتر طراحی و تولید کنند که بتوانند دقیقاً نیازهای مشتریان بسیار محدودی را برآورده سازند و بدین طریق به تمایز نسبت به رقبا دست یابند. یک نمونه برجسته در این زمینه سونی است که بیش از 75 مدل از واکمن استریوی قابل حمل تولید می‌کند که در ابعاد، رنگ، فرمت، موسیقی و دیگر خصوصیات، متفاوت به بازار ارائه می‌شوند.

هر قدر شرکت‌هایی چون سونی بیشتر از تکنولوژی‌های جدیدی استفاده کنند و بدین وسیله بر سرعت نوآوری خود بیفزایند، سطح رقابت را برای رقبای خود افزایش می دهند و موجب تغییری در کل صنعت در جهت کاهش زمان چرخه توسعه محصول و به بازار آوردن سریع‌تر محصولات جدیدی می‌شوند. نتایج خالص این وضع عبارت است از قسمت بندی بیشتر بازار و کهنه شدن سریع محصولات.

تاثیر نوآوری تکنولوژیک بر جامعه

اگر فشار برای نوآوری، سطح رقابت را برای صنایع بالا برده است می‌توان نشان داد که دستیابی به موفقیت برای سازمان‌ها بسیار دشوارتر شده است. اما به روشنی ملاحظه می‌شود که تاثیر خالص این امر بر جامعه مثبت بوده است.

نوآوری این امکان را فراهم آورده است که طیف گسترده‌تری از کالاها و خدمت به مردم در سراسر جهان ارائه شود. نوآوری، تولید غذا و دیگر کالاهای اساسی به مردم کمک کرده است. دستیابی به آن معالجات پزشکی را میسر ساخته که وضعیت سلامتی مردم را بهبود بخشیده‌اند. همچنین به مردم امکان داده است که تقریباً به همه بخش‌های جهان سفر و با آنها ارتباط برقرار کنند.

تاثیر کل نوآوری تکنولوژیک را می‌توان با مشاهده تولید ناخالص داخلی (GDP)، مشاهده کرد. تولید ناخالص داخلی یک اقتصاد، کل بازده سالانه آن اقتصاد است که برحسب قیمت خرید نهایی اندازه گیری می‌شود.

نرخ رشد اقتصادی و نوآوری

در مجموعه‌ای از مطالعات مربوط به رشد اقتصادی که در مرکز ملی تحقیقات اقتصادی انجام گرفت، اقتصاددانان نشان دادند که نرخ تاریخی رشد اقتصادی برحسب GDP را نمی‌توان تماماً، محصول رشد نهاده‌های نیروی کار و سرمایه دانست.

رابرت مرتون سولو اقتصاددان، معتقد بود که این بخش تعیین تکلیف نشده از رشد، بیانگر تکنولوژیک است: «نوآوری تکنولوژیک میزان محصول قابل حصول از یک مقدار معین کار و سرمایه را افزایش می‌دهد.»

این توزیع به فوریت مورد قبول قرار نگرفت. بسیاری از محققان کوشیدند تا این مقدار باقی مانده را به شیوه دیگر و برحسب خطای اندازه گیری، تنزل غیردقیق قیمت‌ها یا بهبود کیفیت نیروی کار تبیین کنند.

اما در هر مورد، متغیرهای اضافی قادر به حذف این جزء باقی مانده رشد نبودند. بتدریج این اتفاق نظر پدید آمد که این جزء باقی مانده رشد، در واقع بر اثر تغییرات تکنولوژی پدید آمده است.

سولو به خاطر این کارش در سال 1981 جایزه نوبل بدست آورد و این جزء باقی مانده، به باقی مانده سولو معروف شد. هرچند GDP به عنوان شاخص سنجش استاندارد زندگی از نقایص خاص خود برخوردار است، اما کاملاً ارتباط مستقیم با میزان کالاهایی دارد که مصرف کننده می‌تواند خریداری کنند. از این رو، به همان میزان که کالاها کیفیت زندگی را بهتر می‌کنند، می‌توان از اثرات سودمند نوآوری تکنولوژیک سخن گفت.

اثرات منفی نوآوری تکنولوژیک

گاه نوآوری تکنولوژیک، منجر به بروز اثرات بیرونی منفی می‌شوند. تکنولوژی‌های تولید می‌توانند آلودگی ایجاد کنند که برای جوامع پیرامونشان زیان بار است. تکنولوژی‌های کشاورزی و ماهیگیری می‌توانند موجب فرسایش، از بین بردن زیستگاه‌های طبیعی و تحلیل بردن ذخیره اقیانوس شوند.

همچنین تکنولوژی‌های درمانی می‌توانند پیامدهای پیش بینی نشده‌ای چون پیدایش باکتری‌های مقاوم در مقابل آنتی بیوتیک‌ها یا معضلات اخلاقی در رابطه با دخل و تصرفات ژنتیکی منجر شوند.

از این رو است که نوآوری تکنولوژیک، خلق دانشی است که برای حل مشکلات علمی بکار گرفته می‌شود. گاه از این دانش، عجولانه استفاده می‌شود، بدون اینکه پیامدهای دیگر آن کاملاً بررسی شوند. اما در مجموع مسلح بودن به دانش بیشتر، برای ما بهتر از آن است که دانش بیشتری در اختیار داشته باشیم.

هر چند دولت در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD نقش مهمی در سرمایه گذاری نوآوری ایفا می‌کند. اما اکثریت وجوه، R&D صنایع را تامین می‌کنند. گذشته از این، درصد وجوه R&D که از هدف صنعت تامین می‌شود، با شتاب سریعی در حال رشد بوده است.

نوآوری توسط صنعت: اهمیت استراتژی

در مسابقه دیوانه‌واری که برای نوآوری در جریان است، بسیاری از شرکت‌ها بدون داشتن استراتژی‌های روشن یا فرآیندهای آزمایش شده برای انتخاب مدیریت پروژه‌ها عجولانه و بدون فکر عازم توسعه محصولات جدید می‌شوند.

این گونه شرکت‌ها معمولاً پروژه‌های بیشتری از آنچه می‌توانند به شکل کارآمدی از پیش ببرند، به راه می‌اندازند و پروژه‌هایی برمی‌گزینند که تناسبی با منابع و اهداف شرکت ندارند. در نتیجه با چرخ‌های توسعه طولانی و نرخ‌های ناکامی بالا دست به گریبان می‌شوند.

هرچند نوآوری در اذهان عموم به صورت یک فرآیند آزاد از قید و بند که توسط مقررات و برنامه‌ها محدود نمی‌شوند، ترسیم شده است. اما مطالعه پشت مطالعه نشان داده است که نوآوران موفق، استراتژی‌ها و فرآیندهای مدیریتی روشنی در اختیار داشته‌اند.

قیف نوآوری

اغلب ایده‌های نوآورانه به محصولات جدید و موفق تبدیل نمی‌شوند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهد که تنها یک ایده از هر چند هزار ایده به یک محصول جدید موفق تبدیل می‌شود.

بسیاری از پروژه‌ها به محصولاتی تبدیل نمی‌شوند که تولید آنها از نظر فنی امکان‌پذیر باشد و از آنهایی که به چنین محصولاتی تبدیل می‌شوند، بسیاری نمی‌تواند به یک بازده تجاری دست یابند.

طبق یکی از مطالعاتی که در مورد نرخ موفقیت نوآوری انجام دادند، فهمیدند، حدود 3000 ایده خام لازم است تا یک محصول کاملاً جدید و از نظر تجاری موفق به وجود آید.

صنایع داروسازی این واقعیت را به خوبی نشان می‌دهند که تنها یک ترکیب دارویی از میان هر 10000 مورد به یک دارو جدید و موفق تبدیل می‌شود که زمان کل از کشف تا به بازار آمدن آن 12 سال و هزینه کل آن 350 میلیون دلار است!

از این رو است که فرآیند نوآوری را اغلب به صورت یک قیف ترسیم می‌کنند که تعداد بسیار زیادی ایده جدید از سرِ گشاد آن وارد می‌شود، اما تنها تعداد معدودی می‌تواند فرآیند توسعه محصول را طی کنند.

مدیریت استراتژیک نوآوری تکنولوژیک

بهبود نرخ موفقیت‌های نوآورانه یک شرکت به یک استراتژی کاملاً سنجیده و کار شده نیاز دارد. پروژه‌های نوآوری یک شرکت باید با منابع و اهداف آن همخوانی داشته باشد، از قابلیت‌ها و شایستگی‌های اصلی آن بهره گیرد و به آن در دستیابی به نیت استراتژیکش کمک کند.

ساختار سازمانی یک شرکت از سیستم‌های کنترل آن باید در عین حال که تولید ایده‌های نوآورانه را تشویق می‌کند، اجرای کارآمد آن را نیز تضمین نماید. فرآیند توسعه محصول جدید در یک شرکت باید احتمال آنکه پروژه‌ها هم از نظر فنی و هم تجاری با موفقیت روبرو می‌شوند، به حداکثر برساند.

در نتیجه، یک شرکت به منظور دستیابی به این اهداف باید:

الف) درک عمیقی از پویایی نوآوری داشته باشد.

ب) از یک استراتژی سنجیده و کار شده برخوردار باشد.

پ) فرآیندهای شکل گرفته‌ای برای اجرای استراتژی نوآوری خود داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا