تعیین اهداف فردی: برنامه ریزی برای همه عمر

بسیاری از مردم در زندگی خود و در دنیا سرگردان هستند. به سختی کار می‌کنند، پشتکار بالایی دارند، اما به نتایج ارزشمندی به اندازه زحماتشان نمی‌رسند. اهداف فردی خود را نمی‌دانند و نهایتاً نیز از موفقیت خود نشاط چندانی نخواهند داشت.

یک دلیل اصلی که این گروه کثیر از مردم خودشان را سردرگم می‌دانند، این است که زمان کافی برای تفکر درباره هر آنچه از زندگی می‌خواهند، صرف نکرده‌اند. بررسی نکرده‌اند که واقعاً نیازهای آنان و خواسته‌های آنها از زندگی چیست؟ به عبارت بهتر برای خودشان اهداف فردی تعیین نکرده‌اند.

به کجا می‌روم آخر؟

بگذارید با یک تلنگر ادامه دهیم. حتماً تاکنون مسافرت رفته‌اید. خب اولین سوالی که در هر سفر می‌پرسیم چیست؟ اصولاً می‌پرسیم کجا بریم؟ مقصد سفر اولین سوال یا مهمترین سوالی است که در هر مسافرت در زندگی خود می‌پرسیم. حالا به سوال سخت‌تر زیر پاسخ دهید.

مهمترین سفری که در عمر خودمان طی می‌کنیم، چیست؟ به نظرم بدیهی است که مهمترین سفر ما زندگی است. آیا ممکن است که برای این سفر مهم مقصد را تعیین نکرده باشیم؟ ولی متاسفانه، اغلب همینطور است. برای مهمترین سفر زندگیمان مقصد و هدفی تعیین نکرده‌ایم.

تفکر درباره هدف در زندگی

برای تعیین هدف در زندگی، ابتدا ببینید به کجا می‌خواهید برسید، سپس برای رسیدن به آن پایبند بمانید. سپس مراحلی که برای رسیدن به هدف باید طی کنید را برنامه ریزی کنید و هر بار که یکی از مراحل را با موفقیت طی کردید، آن را خط بزنید. کنار آن مرحله بنویسید: موفق شدم!

تعیین اهداف (goal setting) یک فرآیند قدرتمند برای تفکر درباره آینده ایده آل شما است. برای انگیزش شما تا چشم انداز آینده خود را به واقعیت تبدیل کنید.

فرآیند تعیین اهداف به شما کمک می‌کند تا انتخاب کنید چه جاهایی در زندگی خواهید رفت. با دانستن اینکه دقیقاً به کجا می‌خواهید برسید، می‌توانید تلاش‌ها و کارهای خود را متمرکز کنید. این تمرکز می‌تواند شما را از سردرگمی در زندگی نجات دهد.

چرا باید اهداف تعیین کنیم؟

ورزشکاران حرفه‌ای، تجار و افراد موفق در هر زمینه‌ای اهداف خود را تعیین می‌کنند. تعیین اهداف به شما یک رویای بلندمدت و یک انگیزه کوتاه مدت می‌دهد. همچنین کمک می‌کند تا زمان و منابع خود را سازماندهی کرده و سبب می‌شود که از حداکثر توان و ظرفیت خود استفاده کنید.

با تنظیم اهداف روشن و قابل اندازه گیری، می‌توانید میزان تحقق آنها را ارزیابی نمایید. از تحقق آنها، احساس موفقیت و غرور داشته باشید. به این ترتیب، پیشرفت رو به جلوی خود را می‌توانید به خوبی لمس و مشاهده کنید. همان سفری که قبلاً به نظر می‌رسید، سردرگم و پُر از ابهام باشد.

همچنین اعتماد به نفس خود را با این کار افزایش می‌دهید، چون به این باور می‌رسید که توانایی و صلاحیت در بدست آوردن اهدافتان دارید.

مراحل تعیین اهداف فردی

ابتدا تصویری بزرگ از آنچه می‌خواهید در مدت زمان مشخص مثلاً ده سال آینده، کلِ عمر، یا شاید اهدافی فراتر از ظرف دنیا تجسم کنید. به این ترتیب در مقیاسی بزرگ آنچه که می‌خواهید بدست بیاورید را شناسایی کرده‌اید. در نتیجه شاید لیستی داشته باشید از اهدافی که طی سال‌های آینده برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید.

تعیین اهداف فردی
تعیین اهداف فردی

در ادامه این گستره بزرگ اهداف را غربال کرده تا چند هدف اصلی باقی بماند. در نهایت یکبار طرح رسیدن به هدفتان را می‌ریزید و روی آن کار می‌کنید تا به هدف‌تان برسید.

قدم اول: تعیین اهداف زندگی

اولین مرحله برای تعیین اهداف فردی این است که بررسی کنید که به چه اهدافی در طول زندگی خود، می‌خواهید برسید. یا حداقل در سن و زمانی مشخص، تعیین کنید به چه اهدافی می‌خواهید برسید.

نعیین اهداف زندگی، چشم‌انداز کلی را به شما نشان می‌دهد که با توجه به تمام جنبه‌ها، تصمیم گیری کنید. همچنین تمام بخش‌های زندگی را بطور جامع و متوازن پوشش می‌دهد. سعی کنید اهداف خود مانند مثال‌های زیر دسته بندی کنید. می‌توانید دسته بندی‌های دیگری به موارد زیر اضافه کنید.

دسته بندی اهداف

  • حرفه / شغل: به چه سطحی می‌خواهید در حرفه خود، برسید؟ و یا به چه چیزهایی می‌خواهید دست پیدا کنید؟
  • مالی: در چه مرحله‌ای، چه مقدار می‌خواهید درآمد کسب کنید؟ به اهداف شغلی شما ارتباطی دارد؟
  • تحصیلات: آیا دانشی هست که بخواهید بطور جدی یاد بگیرید؟ برای دستیابی به اهداف دیگر، چه دانش‌ها و مهارت‌هایی لازم است؟
  • خانواده: آیا می‌خواهید ازدواج کنید؟ آیا می‌خواهید پدر یا مادر شوید؟ در نظر اعضای خانواده خود می‌خواهید چگونه دیده شوید؟
  • هنر: آیا اهدافی در زمینه هنر دارید؟
  • نگرش: آیا ذهنیتی دارید که باعث پسرفت شما شود؟ آیا بعضی از رفتارهایی که می‌کنید شما را آزرده‌خاطر می‌سازد؟ اگر چنین است، اهدافی را تعیین کنید که رفتار شما را بهبود دهد و راه حلی برای مشکلات پیدا کند.
  • جسمی: آیا اهدافی در رشته‌های ورزشی دارید که تمایل داشته باشید به آن برسید؟ آیا دوست دارید در کهنسالی کاملاً سالم و تندرست باشید؟ چه مراحلی را برای رسیدن به این اهداف می‌خواهید طی کنید؟
  • اوقات فراغت و سرگرمی: چگونه می‌خواهید از زندگی لذت ببرید؟ بدانید هر کسی باید در طول زندگی، بخشی را برای خود زندگی کند.
  • مسئولیت‌های اجتماعی: آیا می‌خواهید جهان بهتری بسازید؟ اگر چنین است، چطور؟
تعیین اهداف فردی
تعیین اهداف فردی

تعیین اهداف فردی در هر دسته و اولویت بندی آنها

برای تعیین اهداف فردی در هر یک از دسته‌های فوق وقت بگذارید. می‌توانید طوفان فکری داشته باشید و اهداف فردی بیشتری برای هر دسته مشخص کنید. سپس یک یا چند هدف در هر دسته انتخاب کنید که بهتر می‌تواند خواسته‌های شما را منعکس کند. دوباره اهداف را بخوانید، سعی کنید باز هم اصلاح یا اولویت بندی کنید، بطوریکه نهایتاً تعداد محدودی از اهداف واقعاً معنادار داشته باشید. به این ترتیب می‌توانید تمرکز بیشتر و بهتر داشته باشید.

وقتی این کار را انجام می‌دهید، دقت کنید که اهدافی را انتخاب کرده باشید که حقیقتاً خواسته‌های شما باشند. بعضی مواقع ما در این تله می‌افتیم که اهداف والدین، خانواده، یا کارفرمایان خود را دنبال می‌کنیم. در انتخاب این اهداف حواستان باشد که آگاهانه به دنبال آنها هستید.

گام دوم: تعیین اهداف کوچکتر

تعیین اهداف فردی
تعیین اهداف فردی

پس از اینکه اهداف زندگی خود را مشخص کردید، یک برنامه 5 ساله شامل اهداف کوچکتر بنویسید. برای رسیدن به اهداف زندگی، باید این اهداف کوچکتر را محقق کنید.

سپس برنامه یکساله، شش ماهه و برنامه یک ماهه متشکل از اهداف کوچکتر و کوچکتر تهیه کنید. اهدافی که مرحله به مرحله باید برسید تا به اهداف بزرگتر زندگی خود دست یابید. هر یک از این برنامه‌ها باید منطبق با برنامه بزرگتر باشد، مثلاً برنامه ماهانه شما باید بر اساس برنامه شش ماهه نوشته شده باشد.

ماندن در مسیر اهداف

به این ترتیب اهداف کوچکتری دارید که می‌توانید برای آنها لیست کاری (to do list) آماده کنید. لیست کاری عبارت از کارهایی است که باید روزانه انجام دهید. به عنوان نمونه، مواردی مانند مطالعه کتاب‌ها و جمع‌آوری اطلاعات ممکن است نمونه اهداف کوچکتر باشد.

در نهایت، برنامه‌های خود را بازبینی کنید و مطمئن باشید که این برنامه‌ها با مسیری که می‌خواهید در زندگی طی کنید، مطابقت داشته باشد. این بازبینی را می‌توانید در دوره‌های زمانی انجام دهید تا مطمئن باشید که اهداف بلندمدت با اولویت‌ها و انتظارات شما که در طول زندگی ممکن است تغییر کند همخوانی دارند یا نه.

اهداف اسمارت (Smart goal)

روش هدف گذاری smart یکی از روش‌های شناخته شده و رایج هدف گذاری است. در حالی که تعابیر زیاد و متنوعی برای تحلیل سرواژه SMART وجود دارد، smart مخفف شده کلمه زیر می‌باشد:

روش هدف گذاری smart
روش هدف گذاری smart
  • S: مشخص بودن (Specific – Significant)
  • M: قابل اندازه گیری، با معنا بودن (Measurable – Meaningful)
  • A: قابل دستیابی، عمل گرا (Attainable – Action oriented)
  • R: مرتبط بودن، سود دهنده بودن (Relevant – Rewarding)
  • T: محدودیت زمانی، قابل ردیابی (Time bound – Trackable)

به عنوان مثال به جای داشتن هدف «گشتن دور دنیا» بهتر است این هدف را داشت «دور دنیا را تا قبل از 15 مهر بزنم». این هدف اثربخش‌تر می‌باشد به شرط اینکه تدارکات زیادی از قبل از شروعش فراهم شده باشد.

دانش‌افزایی: آزمون مدیریت زمان: چگونه مدیریت زمان خود را بهبود دهم؟

نکاتی بیشتر برای تعیین اهدافمان:

یک راهکار کارآمد در تنظیم اهداف تاثیرگذار و قابل دستیابی:

  • هدف‌هایتان را با بیانی مثبت ابراز کنید. «این کار را به خوبی انجام بده» جمله بهتری برای انجام کار می‌باشد در مقایسه با «این اشتباه ابلهانه را انجام ندهی».
  • دقیق باشید. اهدافی دقیق تنظیم کنید. زمان رسیدن به آنها را مشخص کرده و جزییات هر هدف را تعیین کنید. اگر این کار را انجام دهید کاملاً متوجه خواهید شد که به آنچه باید می‌رسیده‌اید، رسیده‌اید. می‌توانید رضایت کامل از آنچه بدست آورده‌اید داشته باشید.
  • اولویت‌بندی کنید. وقتی چندین هدف دارید، به هر یک اولویت بدهید. اولویت‌بندی باعث می‌شود که با هدف‌های بیش از حد سردرگم نشوید و تمرکز و توجه خود را معطوف به اهداف اصلی و با اولویت نمایید.
  • اهداف خود را بنویسید. این کار باعث شکل‌دهی به اهداف و نیروبخشی به آنها می‌شود.
  • اهداف عملی کوچک داشته باشید. اگر هدفی کوچک و قابل دسترس باشد در راستای انجام آن حرکت می‌کنید. اگر هدف بسیار بزرگ باشد، این گونه می‌نماید که شما نمی‌توانید به آن برسید و همین امر باعث عدم تحرک در دستیابی به هدف می‌شود. پس اهدافتان را کوچک کنید تا شانس موفقیت‌تان را افزایش دهید.
  • اهداف عملکردی تعیین کنید، نه اهداف خروجی. اهدافی تعیین کنید که روی آن به اندازه کافی کنترل دارید. شکست در دستیابی به اهداف شخصی به خاطر کارهایی که دیگران انجام نمی‌دهند، موجب دلسردی می‌شود. به عنوان نمونه در کسب‌وکار این دلایل می‌توانند شرایط بد کسب‌وکار، یا عوامل غیرمنتظره سیاست‌های دولت باشد، که در کنترل شما نبوده و مانع رسیدن به اهداف می‌شود. در ورزش، می‌تواند شامل داوری ضعیف، هوای بد، مصدومیت، یا بد شانسی شود. اگر اهدافتان را بر مبنای عملکرد فردی قرار دهید، سپس می‌توانید دستیابی به اهداف شخصی‌تان را کنترل کنید و احساس رضایت کنید.
  • اهداف واقعی تعیین کنید. مهم است اهدافی تعیین کنید که می‌توانید به آن دست یابید. افراد مختلف (برای مثال کارفرماها، والدین، رسانه یا جامعه) می‌توانند اهداف غیرواقعی برای شما تعیین کنند. آنها اغلب این کار را به خاطر نداشتن آگاهی از آرزوها و خواسته‌های شما انجام می‌دهند. همچنین ممکن است اهدافی تعیین کنید که خیلی برای شما سخت است. شاید احساس خوبی به موانع در راه ندارید یا نمی‌دانید که برای دستیابی به سطح مشخصی از عملکرد، چه مقدار مهارت نیاز است.

دستیابی به اهداف

وقتی به هدفی رسیده‌اید، برای لذت بردن از حس رضایت کار انجام شده، وقت بگذارید. اگر هدف مهم بود، به خودتان پاداش مناسبی دهید. همه اینها به شما کمک می‌کند آنطور که شایسته هستید، اعتماد به نفس خود را بدست آورید.

با داشتن تجربه دستیابی این هدف، سایر برنامه اهداف را مرور کنید. اگر خیلی آسان به هدف دست یافتید، هدف بعدی خود را سخت‌تر کنید. در صورتی که دست یافتن به هدف خیلی به طول انجامید، هدف بعدی را کمی آسان‌تر کنید.

اگر چیزی یاد گرفتید که منجر به تغییر سایر اهداف می‌شود، پس انجام دهید. اگر با وجود دستیابی به هدف، متوجه کمبودی در مهارت خود شُدید، تصمیم به تنظیم اهداف برای تصحیح آن، بگیرید.

مهم است بخاطر داشته باشید که شکست در رسیدن به اهداف تا زمانی که از تجربه‌ها یاد می‌گیرید، خیلی مشکلی ندارد. درس‌هایی که آموختید در تعیین اهداف بعدی خود به کار برید. همچنین به خاطر داشته باشید، همانطورکه زمان می‌گذرد اهدافتان تغییر خواهد کرد. آنها را به صورت مرتب تنظیم کنید تا رشد شما در دانش و تجربه را نشان دهد و اگر جذابیت بیشتری ندارند آنها را رها کنید.

مثال‌هایی از اهداف فردی

سوزان در سال جدید، تصمیم گرفت به اهدافی که می‌خواهد در زندگی دست پیدا کند، فکر کند. اهداف زندگی او به شرح زیر است:

  • حرفه: مدیریت ویراستاری مجله‌ای که برای آن کار می‌کنم را به عهده بگیرم.
  • هنر: مهارتی که در تصویربرداری دارم را ادامه دهم. در نهایت عکس‌هایی که گرفتم را در گالری مرکز شهر به نمایش بگذارم.
  • فیزیکی: در مسابقه دو ماراتن شرکت کنم.

ابتدا سوزان تمام اهداف زندگی خود را یادداشت کرده، سپس هر یک را به اهداف کوچکتر و قابل کنترل تقسیم می‌کند. حال می‌خواهیم ببینیم که چطور، اهدافی که در حرفه خود تعیین کرده را به قسمت‌های کوچکتری تقسیم می‌کند تا مدیریت ویراستاری مجله را به عهده بگیرد.

  • هدف پنج ساله: معاونت ویراستاری را به عهده بگیرم.
  • هدف یک ساله: برای انجام پروژه‌هایی که مدیر فعلی برگزار می‌کند، داوطلب شوم.
  • اهدف شش ماهه: به مدرسه بازگردم و مدرک روزنامه نگاری را بگیرم.
  • هدف یک ماهه: با مدیر فعلی در مورد توانایی‌هایی که برای انجام این کار لازم است، صحبت کنم.

اگر همانند این مثال بتوانید اهداف بزرگ را به اهدافی کوچکتر و قابل کنترل‌تر تبدیل کنید، می‌بینید که خیلی ساده اهداف قابل دستیابی هستند.

جمع‌بندی نکات کلیدی اهداف فردی

تعیین اهداف یکی از مهمترین روش‌هایی است تا:

  • تصمیم بگیرید که به چه چیزهایی در زندگی می‌خواهید دست پیدا کنید.
  • مواردی را که مهم‌ترند را از موضوعاتی که بی‌اهمیت هستند یا اختلال ایجاد می‌کنند جدا کنید.
  • برای خود انگیزه ایجاد کنید.
  • اعتماد به نفس خود را بر اساس اینکه حتماً به اهداف و موفقیت می‌رسید بالا ببرید.
  • ابتدا اهداف خود را تعیین کنید بعد از تقسیم آنها به قسمت‌های کوچکتر، برنامه 5 ساله‌ای طرح کنید.
  • همراه با بازبینی منظم عملکردهای گذشته، این روند را طی کنید. اهداف خود را بروز کنید. به یاد داشته باشید هنگامی این روش را ادامه می‌دهید، از حس رضایتی که پس از رسیدن به اهداف ایجاد می‌شود لذت می‌برید.
  • اگر تاکنون اهداف خود را تعیین نکردید، همین حالا شروع کنید. اگر این روش، بخشی از زندگی شما شود. به سرعت می‌توانید حرفه خود را پیدا کنید و متعجب می‌شوید که چرا در گذشته از این روش بهره نبردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا