مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می‌شود؟

وقتی کلمه مسئله (Problem) را می‌شنوید، چه واژه مترادفی به ذهن‌تان خطور می‌کند؟ فرصت؟ وضعیت؟ چالش چطور؟

به نظر می‌رسد اینکه چگونه ذهن انسان کلمه مسئله را تفسیر می‌کند، ناشی از تفاوت بین فرهنگ جوامع، ملت‌ها و سازمان‌ها باشد. در سازمان‌های سنتی پس از کشف مسئله، ممکن است اتفاقات بدی در انتظار باشد. اگر مسئله نوعی مشکل یا تهدید باشد و شما مسئول آن باشید، احتمالاً تنبیه و مواخذه در راه خواهد بود.

حل مسئله

سازمان‌ها از طریق ترکیب نوآوری و حل مسئله به بقای خود ادامه می‌دهند. نوآوری و حل مسئله برای ترمیم شکاف‌های درون سازمان استفاده می‌شوند. در حل مسئله، شکاف بین عملکرد استاندارد یا مورد انتظار و عملکرد پایین واقعی. در نوآوری، شکاف بین وضعیت پذیرفته شده یا قابل پذیرش فعلی و آینده مطلوب‌تر.

دانش‌افزایی: انواع و سطوح نوآوری و موانع پیش روی آن

چه اینکه در حال برطرف کردن شکایت مشتری یا در حال خلق محصول جدید (برای تامین نیازهای محقق نشده مشتری) باشیم، در صورت موفقیت مسئله را حل کرده‌ایم. اما بسیاری از سازمان‌ها، حتی سازمان‌های قدرتمند، از بکار بردن کلمه مسئله در هنگام بیان این شکاف‌ها طفره می‌روند.

مدل ذهنی یک: نداشتن مسئله بزرگترین مسئله است.

問題が無い事が最大の問題

این عبارت که «نداشتن مسئله خود بزرگترین مسئله است» به بسیاری از پیشگامان ناب در تویوتا نسبت داده می‌شود. حالت خشنودی از خود، رضایت از وضعیت فعلی، یا تمایل به ندیدن مسائل، به نظر می‌رسد بزرگترین مسئله‌ای باشد که یک سازمان ممکن است با آن مواجه شود. وقتی همه چیز آنقدر خوب پیش می‌رود که ما هیچ مشکلی در کارها مشاهده نمی‌کنیم، در واقع حساسیت خود نسبت به انحرافات را پایین آورده‌ایم. در این حالت انحراف‌ها طبیعی محسوب می‌شود. بطوریکه نهایتاً توانایی خود در تشخیص درست از غلط را از دست می‌دهیم.

هر مسئله یک فرصت است.

عدم حساسیت به انحرافات تبدیل به نوعی مدل ذهنی می‌شود. در نتیجه این مدل ذهنی توانایی خود در پاسخ به مسائل فعلی و پیش بینی ریسک‌های آتی را از دست می‌دهیم. به همین دلیل است که متفکران ناب افراد را به این سمت سوق می‌دهند که مسائل را خیلی مثبت فرض نکنند. این تفکر که مسئله نوعی چالش یا فرصت است، که می‌توان از آن بهره گرفت، ممکن است منجر به در جا زدن و افزایش شکاف بین وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب شود.

مسئله در فرهنگ ژاپن

موندایی واژه ژاپنی معادل مسئله است (mondai – 問題). موندایی در ژاپنی به معنای موضوع و همچنین پرسش هم به کار می‌رود. مثلاً پرسش‌هایی که در امتحان پرسیده می‌شود. شاید در زبان‌های دیگر نیز کلمات مورد استفاده برای مسئله و پرسش یکسان باشد. در واقع، پرسش‌های علم حساب را مسائل ریاضی می‌نامیم. ژاپنی‌ها وقتی کلمه موندایی را می‌شوند، سردرگم نمی‌شوند. آنها معنای کلمه را در محیطی که به کار رفته است، دریافت می‌کنند.

اگر از شما خواسته شود تا پاسخ خود را به موندایی شماره 23 بگویید، موندایی معنی پرسش امتحانی است.

اگر مدیر کارخانه وارد اتاق شود و بگوید که ما موندایی بزرگ با پرس 200 تن داریم، با مشکل غیرعادی در تولید موجه هستیم.

در محیط حل مسئله، وقتی کلمه موندایی گفته می‌شود، با توجه به فرهنگ محلی، جامعه یا سازمانی به چه معنایی ادراک می‌شود؟

به نظر می‌رسد افراد در حین رشد و در طول عمر خود، موندایی را بیشتر به معنای پاسخ به پرسش استفاده می‌کنند؛ تا اینکه آن را به معنای داشتن مشکل در نظر بگیرند. در این فرهنگ، آیا واکنش افراد نسبت به موندایی‌های محیط کار متفاوت خواهد بود؟

دانش‌افزایی: نقش مدل ذهنی مدیران در فرآیند تغییر سازمانی

فرهنگ‌سازی در خصوص مسئله

از یک طرف، به فرهنگ سازمانی نیاز هست که در آن صحبت درباره مشکلات پذیرفته شود و هر مشکل با کلمه مسئله خطاب شود. از سوی دیگر، باید این نگرش ایجاد شود که این مشکلات فرصت‌هایی برای پرسیدن پرسش، یادگیری و اصلاح وضعیت پدید می‌آورند. شاید مهمترین نکته این باشد که مسئله را به مثابه پرسش امتحانی درنظر بگیریم که به روش‌های مختلفی قابل حل است اما پاسخ صحیح و غلط دارد.

بدترین حالت این است که از خودِ مسئله فاصله گرفته و فقط بر راهکارها و پاسخ‌ها متمرکز شویم. قبل از بررسی راهکارها، باید به اندازه کافی وضعیت را بررسی نموده، مسئله را شناخته و مکانیسم علی – معلولی مسئله را بررسی کرده باشیم.

مدل ذهنی دو: نداشتن پرسش بزرگترین مسئله است.

اینکه چه کلمه‌ای برای مسئله به کار می‌بریم، اهمیت چندانی ندارد. رفتاری که در هنگام دیدن یا مواجهه با مسائل به کار می‌بریم، حائز اهمیت است. پرسش گام اول در مواجهه با مسائل است. داشتن این مدل ذهنی که «نداشتن پرسش بزرگترین مسئله است» به ما کمک می‌کند تا شکاف‌های بهبود یا نوآوری را بهتر کشف کنیم. بنابراین پیشنهاد می‌شود که از مدل ذهنی «نداشتن پرسش بزرگترین مسئله است» به جای مدل ذهنی «نداشتن مسئله بزرگترین مسئله است» استفاده شود. مدل ذهنی مبتنی بر پرسش و ریشه‌یابی مسائل مهمترین ابزار فکری در پوشش شکاف‌های بین وضعیت فعلی و وضعیت بهتر یا ایده آل است. در انتها خواندن دوباره جمله زیر از آلبرت اینشتین خالی از لطف نیست:

من باهوش‌تر نیستم، بلکه من مدت بیشتری با مسئله باقی می‌مانم.

آلبرت اینشتین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا