نقش مدل ذهنی مدیران در فرآیند تغییر سازمانی

در هنگام بررسی تصمیمات سازمانی باید بررسی مدل ذهنی مدیران را مد نظر قرار داد. مدل‌های ذهنی، برهان‌ها و تفسیر و نهایتاً عمل را شکل می‌دهند. مدل‌های ذهنی از مفهومی تحت عنوان جماعات تفسیری – اجتماعاتی که نظریه مشابه یا متفاوتی از دنیا دارند – پدیدار شد و مورد پذیرش قرار گرفت.

مدل ذهنی در سازمان

این مفهوم با استفاده از اصطلاح جماعات تخصصی در مطالعات سازمانی بازتاب پیدا کرد. اعضای چنین اجتماعاتی به درک مشترکی از ماهیت اجتماع، هنجارها و روابط آن می‌رسند. به همین ترتیب دامنه زبان، روال کار، مصنوعات و روایت‌های مشترکی را مورد استفاده قرار می‌دهند. آن دسته معانی مشترکی که این گونه اجتماعات را به وجود می‌آورد، برگرفته از مدل ذهنی است.

از مهمترین ویژگی‌های مدل ذهنی، کاهش پیچیدگی است. کاهش پیچیدگی، از یکسو موجب می‌شود تا تصمیمات عملی شود. از سوی دیگر می‌تواند به نزدیک‌بینی با کاهش اطلاعات ناهمخوان با مدل ذهنی منجر شود. به بیان دیگر به این معنا است که استراتژی‌های کنونی جاودانه تلقی شده و از جستجوی گزینه‌ها و ایده‌های جدید برای توسعه استراتژی اجتناب می‌شود.

تعاریف متعدد مدل ذهنی

برخی دانشمندان مدل‌های ذهنی را مهمترین پایه ساختمان دانش می‌دانند و آن را به صورت برخی فرآیندهای شناختی که حمایت از تغییر و یادگیری را به عهده دارند، تعریف می‌کنند. برخی دیگر مدل‌های ذهنی را لنزهایی در نظر می‌گیرند که اعضای سازمان برای مشاهده و تفسیر دنیا از آنها استفاده می‌کنند. سنگه و همکاران مدل‌های ذهنی را مفروضات، تعمیم‌ها و یا حتی تصاویر و اشکالی می‌دانند که دارای ریشه بسیار عمیقی هستند و بر چگونگی درک ما از دنیا و نحوه عمل ما در آن اثر می‌گذارد.

تئوری اسنادی و اثر مجاورت

بنابر نظر فریدمن مدل‌های ذهنی به معنای تعبیر ما از روابط علت و معلولی است که با ارزش‌ها، اعتقادات و فرهنگ ما شکل گرفته‌اند. وی مدل‌های ذهنی را با استفاده از تئوری اسنادی و اثر مجاورت توجیه می‌کند.

تئوری اسنادی به تشریح علت و اثری که افراد برای پدیده‌ها قائلند پرداخته و دلایلی را که آنها به اثرات مختلف نسبت می‌دهند، را تشریح می‌کند. اثر مجاورت هگینز نیز بیان می‌دارد که کلیه اعمالی که ما انجام می‌دهیم نهایتاً بر اساس تصمیماتی است که با توجه به علتی که برای مشکل در نظر گرفته‌ایم و نتایج حاصل از اینکه آن عمل مشکل را حل خواهد کرد، اتخاذ می‌کنیم. بنابراین محور نظریه اسنادی و اثر مجاورت را می‌توان این دانست که چیزهایی که درک می‌شوند معلوم تلقی می‌شود.

مدل ذهنی مدیران بر نگرش تغییر سازمان

می‌توان مدل ذهنی مدیران را در اقدام به تغییر سازمانی موثر دانست. در اینجا مدل ذهنی را می‌توان بازنمایی از واقعیت تعریف کرد که تصمیم گیرندگان از آنها برای معنی بخشیدن به اطلاعاتی دریافتی مورد استفاده قرار می‌دهند. این مدل‌ها می‌گویند که اطلاعات چگونه تعبیرشده، بر فرآیند تصمیم گیری اثر گذاشته و مجموعه راه حل‌های در نظر گرفته شده را محدود می‌کند. مسئله وقتی پیچیده‌تر می‌شود که دریابیم مدل‌های ذهنی تصمیم گیرندگان به عنوان مبنای شناختی ایشان، نوع تعبیر تصمیم گیرندگان از رخدادهای واقعی را تعیین می‌کند.

بنابراین یک محرک یکسان در یک سازمان، از نظر مدیران مختلف به صورت کاملاً متفاوت تعبیر خواهد شد. این به این معناست که آنچه روابط علی مداخله کننده در فرآیند تصمیم به حساب می‌آید ضرورتاً در واقعیت وجود ندارد. بلکه در ذهن تصمیم گیرندگان قرار دارد.

تصمیم به تغییر

مدیران از قبل پنداشت‌هایی راجع به فرآیند تغییر سازمانی و اثرات آن در ذهن دارند که مطمئناً بر تصمیمات آنها مربوط به شروع فرآیند تغییر یا عدم انجام آن اثر می‌گذارد. خصوصا تصوری که مدیران از مضر بودن تغییر در ذهن دارند، شرط مهمی برای تصمیم به آغاز تغییر به حساب می‌آید. اگر مدیران به اینکه فرآیند تغییر سازمانی می‌تواند به بروز شدن سازمانی منجر شود و امکان استفاده از فرصت‌های جدید را فراهم کند، اعتماد داشته باشند، درک مطلوبی از فرآیند تغییر خواهند داشت.

بطور منطقی هنگامی که مدیران انتظار نتایج مثبتی داشته باشند، نسبت به اجرای تغییر مساعدتر خواهند بود تا اینکه تصور نتایج منفی داشته باشند. به همین ترتیب اگر مدیران چنین احساس کنند که تغییر سازمانی مورد قبول قرار خواهد گرفت و پیش بینی کنند که از هم پاشیدگی و پیچیدگی اولیه تغییر نسبتاً کم اهمیت است، بیشتر با ایده اقدام به تغییرات سازمانی موافقت خواهند کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا