میزان همکاری و همفکری افراد در کار را چگونه بسنجیم؟
آیا او طرف شماست یا در مقابلتان قرار دارد؟ اگر فکر میکنید ممکن است فردی تلاشهای شما را از بین ببرد، در حالی که همکار و همدم به نظر میآید، از تکنیکهای زیر جهت سنجش میزان همکاری و همفکری وی استفاده کنید تا سریعاً متوجه شوید که او سمت چه کسی است.
1) برای کمک، چه کاری میتوانم انجام دهم؟
این تکنیک در فرضیهای ساده و شناخته شده کاربرد دارد: فردی همفکر و همکار، تمایل دارد برای هر نوع کمکی، هر کاری را که میتواند انجام دهد. اما فرد خرابکار فقط میخواهد این تصور را ایجاد کند که در حال همکاری است. ولی در واقع، نمیخواهد به شما کمک کند! او آگاه است که هر شاخصی از همکاری، بهتر از زمانی است که بخواهد آشکارا از کمک کردن امتناع نماید. هدف این است که دریابید آیا فرد مورد نظر، تصوری از همکاری را ایجاد میکند یا در حقیقت همکاری مینماید.
برای رسیدن به هدفتان، همکاری را به چیزی تبدیل کنید که او باور کند ماهیتاً قابل مشاهده نیست و او آزاد است که بر اساس علاقه خود عمل کند. اگر او فردی خرابکار باشد، سعی میکند از این آزمون شانه خالی کند!
مثال
کارآگاه پلیس، مظنونی را حبس کرده است. بازجو، مظنون را مطلع میکند که در مدت کوتاهی آزمونی ارائه شود تا تعیین گردد که او صداقت دارد یا خیر. برای اینکه چنین آزمونی کاربرد داشته باشد، او باید سعی کند تا جایی که ممکن است آرامش خود را حفظ کند. در غیر این صورت، آزمون عملی نمیشود.
در اینجا روانشناسی پشت این فرآیند را بیان میکنیم. فرد مظنون معتقد است که دقت آزمون به سطح همکاری او بستگی دارد. بنابراین، اگر او بتواند آنچه را انجام دهد که برای همکاری لازم است، بیگناهی او ثابت میشود. در این مورد خاص، به حفظ آرامش محدود میشود. ولی، اگر او سعی کند موثر بودن این آزمون را تضعیف کند، متوجه میشویم که نمیخواهد همکاری کند.
اکنون میبینیم این مکالمه چگونه خواهد بود.
بازجو، مظنون را مینشاند و میگوید: «جان، فکر میکنم ما میتوانیم این مسئله را هرچه سریعتر برطرف کنیم. میخواهم آزمون جدیدی را به تو بدهم که فقط چند دقیقه طول میکشد. برای عملی شدن این آزمون، مهم است که تا حد امکان آرام و خونسرد باشی. در غیر این صورت، آزمون عملی نخواهد شد. اگر تو بتوانی چند نفس عمیق بکشی و چند دقیقه به اطراف حرکت نکنی، میتوانیم هنگام اجرا کردن آزمون دقت بیشتری داشته باشیم. اگر بیقراری کنی و یا به اطراف حرکت کنی، دقت آزمون کم میشود و اصلاً نمیتوان از آن استفاده کرد.»
سپس، ناگهان بازجو فراخوانده میشود و اتاق را ترک میکند. در حالی که مظنون مورد مشاهده قرار میگیرد. برای فرد گناهکار، این فرصتی است ناگهانی و بسیار خوب برای باطل کردن آزمون و او نمیتواند از آن صرف نظر کند. اگر فرد مظنون در جای خود بماند و سعی کند آرامشش را حفظ کند، تمایل دارد آزمون عملی شود تا بیگناهیاش را ثابت کند. ولی، اگر به اطراف حرکت کند، بیقراری کند و یا مواردی از این قبیل، احتمالاً گناهکار است. به خاطر داشته باشید، فرد گناهکار تمایل دارد برگزاری یک آزمون دقیق را بیاثر سازد، در حالی که فرد بیگناه میخواهد تا حد امکان، آزمون دقیق برگزار شود.
با ارزیابی سطح همکاری واقعی مظنون و اینکه چقدر سعی دارد آرامش خود را حفظ کند، شما میتوانید سریعاً و با اطمینان بالا، گناهکار بودن یا بیگناهی او را ثابت کنید.
2) یک مبادله آزاد
فردی که میخواهد به شما کمک کند، همیشه نیاز دارد تا اطلاعات به درستی مبادله شوند. وقتی او میداند شما چه چیزی میدانید و شما میدانید او چه چیزی میداند، او در بهترین جایگاه برای کمک به شما قرار دارد. اما، وقتی او اهمیتی نمیدهد که شما همه حقایق را در اختیار دارید، یا برخی از اطلاعات را کسب نکردهاید، متوجه میشوید که او کاملاً یا حتی تا حدودی، برای کمک به شما متعهد نیست.
مثال
برای ملاقات با یک مشتری، همکار شما میگوید کمکتان خواهد کرد تا آماده شوید. شما مطمئن نیستید انگیزه او چیست و او را این گونه میآزمایید: اطلاعاتی را که او میداند صحت ندارد، در اختیارش قرار میدهید و منتظر میمانید که ببینید آیا این اطلاعات را تصحیح میکند یا خیر. ممکن است شما چیزی شبیه به این بگویید: «نانسی، مشتری به دنبال مبارزهای تبلیغاتی و جدی است، اما کمی حس شوخ طبعی در آن نقش دارد. آنچه را که سال پیش برایشان انجام دادیم، آنها واقعا دوست داشتند، بنابراین فکر میکنم باید کاری را انجام دهیم که در ادامه همان مسیر باشد.»
واقعیت این است که از مبارزه تبلیغاتی سال پیش، مشتریان راضی نبودهاند و نانسی این را میداند. بنابراین اگر او چیزی نگوید، طرفدار شما نیست و میخواهد شما را تخریب کند. دفعه بعد که میخواهید دریابید حقیقتاً فرد سمت چه کسی است، در مکالمه خود، یک فرض غلط را پیش بکشید، چیزی که او میداند حقیقت ندارد و میتواند برای شما آسیبرسان باشد. سپس توجه کنید که آیا مکالمه شما را تصحیح میکند یا خیر.
3) کاسه داغتر از آش
در این تکنیک، شما میتوانید میزان وفاداری شخص را بسنجید تا متوجه شوید که در شرایطی خاص، او چقدر با شما موافق است. چالش معمول این است که فرد خرابکار، به نظر موافق میآید! شما باید مقداری روانشناسی مبادی آداب بکار ببرید. چنین روشی، به این صورت کار میکند: شما از فرد میخواهید تا چیزی را به شما دهد که میتواند برای خودش بدون خطر باشد. سپس شما علایق شخصی او را در مخاطره میاندازید و خواسته خود را کمی بیشتر میکنید. این تکنیک باید در دو گام صورت گیرد.
مثال
شما افسر پلیسی هستید و میخواهید برای شاهدان، صحنه جرمی را بازسازی کنید. به فردی نزدیک میشوید که فکر میکنید آنچه را اتفاق افتاده، دقیقاً دیده است. اگر صریحاً از او بپرسید: «آیا چیزی دیدی؟» و او بگوید: نه و به مسیر خود ادامه داده و از شما دور شود، تا حدود زیادی آزادی عمل را از دست دادهاید! شما هنوز نمیدانید آیا او چیزی دیده و نمیخواهد همکاری کند، یا واقعیت را میگوید.
بنابراین با سوالی بیضرر شروع میکنید و توجهتان را معطوف میکنید به اینکه آیا تغییری در همکاری و لحن مکالمه او صورت میگیرد یا خیر. برای مثال، ممکن است بپرسید: «آیا از زندگی در این محل احساس راحتی میکنید؟» یا «آیا در حوالی این محل بزرگ شدهاید؟» میبینید که این سوالات کاملاً بیضرر و بدون تهدید هستند. هنگامی که او را با حرفهای بیضرر خود درگیر مکالمه میکنید، تمرکز را تغییر میدهید و سوال اصلی خود را میپرسید: «آیا دیدید چه اتفاقی افتاد؟» اگر بگوید نه و سعی کند دور شود، متوجه میشوید او شاهدی غیرهمکار است که ممکن است بداند چه اتفاقی افتاده ولی، نخواهد درگیر شود.
اگر بگوید نه، اما بماند و به مکالمه ادامه دهد، احتمالاً با شما هماهنگ است و حقیقتاً تمایل دارد به شما کمک کند. البته، اگر هر زمانی متوجه شود که چیزی را دیده است، میتوانید فرض را بر این بگذارید که تمایل دارد کمک کند.
4) آزمون شش ستاره
بطورکلی، اگر میخواهید بدانید آیا فردی دوست خوبی است یا از شما بهرهبرداری میکند، از روش زیر استفاده کنید تا حقیقت وفاداری او را بسنجید:
علاقه
معیاری مهم برای تعریف یک دوست: چقدر این فرد به زندگی شما علاقهمند است. درباره اتفاق قابل توجهی با او صحبت کنید که در زندگیتان در حال وقوع است، و ببینید آیا میخواهد ادامه دهید و تمایل دارد که دریابد چه اتفاقی افتاده است. اگر از این طریق موفق نشدید، با او تماس بگیرید و ببینید آیا از موضوع مطرح شده، حرفی به میان میآورد. در پایان، اگر حرفی به میان نیاورد، اشارهای کنید و ببینید آیا او اصلاً مکالمه قبلی را به خاطر میآورد یا خیر!
وفاداری
درباره یک دوست مشترک، رازی را بگویید و ببینید آیا این راز را به آن دوست مشترک ارجاع میدهد. در رابطهها، دوستان واقعی ارزش اعتماد را میدانند. برای چنین عملی، ابتدا مطمئن شوید اجازه دوست مشترک خود را برای بیان این راز، کسب کردهاید.
غرور
هر کسی میتواند به شما بگوید هورا بکشید. این کار باعث میشود که آنها احساس خوبی پیدا کنند. اما برای یک کار خوب، چه کسی شما را نوازش میکند؟ دوستانی که حسادت نمیکنند، شما را ستایش خواهند کرد. دوستان حقیقی شما، به دستاوردهای شما میبالند، نه اینکه به موفقیتهایتان حسادت ورزند. افراد زیادی هستند که تمایل دارند وقتی همه چیز خوب پیش نمیرود برایتان هلهله به پا کنند! اما، مشکل میتوان فردی را پیدا کرد که وقتی امور خوب پیش میروند، به شما تبریک بگوید.
صداقت
دوست حقیقی، چیزی را به شما میگوید که نمیخواهید بشنوید. حتی اگر ناراحت کردنتان به شما کمک کند، ترجیح میدهد شما را ناراحت کند. آیا برای منفعت شما، او صحبتی میکند؟ گرچه میداند ممکن است این صحبت شما را ناراحت کند.
احترام
به او بگویید در زندگیتان، اتفاقی هیجانانگیز به خوبی پیش میرود و در حال حاضر شما ترجیح میدهید در مورد آن صحبت نکنید. ببینید جهت بازگو کردن اتفاقات زندگیتان برای دیگران، آیا شما را تحت فشار قرار میدهد یا خیر. بین کنجکاوی و نگرانی تفاوت وجود دارد. اگر دیگران باید بدانند او به شایعات علاقه دارد، نه به شما! یک دوست خوب به خواستهتان احترام میگذارد و به شما زمان میدهد. ممکن است او گهگاهی این موضوع را مطرح کند زیرا، به موضوع علاقهمند است ولی، اگر برایش روشن شود که در حال حاضر نمیخواهید در موردش بحث کنید، دائماً شما را تحت فشار قرار نمیدهد.
اگر شما از یک راز مثبت استفاده میکنید، نه از رازی منفی، دلیلش این است که یک دوست خوب، وقتی احساس میکند اشتباهی رخ داده و یا حالتان خوب نیست، برای دانستن موضوع اصرار میورزد زیرا، او نگران شما است. از طرفی، شما نمیخواهید دوست خود را با این شیوه بیازمایید، چون نمیخواهید او را نگران سازید.
فداکاری
اگر چیزی شما را خوشحال میکند، آیا او تمایل دارد آن را به شما بدهد؟ آیا او برای سعادت شما، شادیاش را فدا خواهد کرد؟ چه کسی تصمیم میگیرد که چه کاری را به همراه یکدیگر انجام دهید؟ آیا واژه «سازش» در دایره لغات او قرار دارد؟ وقتی امور به خوبی پیش نمیروند، اکثر افراد سعی میکنند از نفع شخصی خود حمایت کنند. توجه کنید، آیا او فردی است که ایده یا برنامهای برای کمک به شما دارد، و یا سعی میکند خودش را از مهلکه نجات دهد و از منافعش حمایت کند؟
بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید: در زمانهای گوناگون، همه ما به سمت زندگی خودمان جذب میشویم و نمیتوانیم روی زندگی فرد دیگری، به سادگی تمرکز کنیم، حتی وقتی عمیقاً برای آنها نگران هستیم. بنابراین، این فرد را بر اساس برخوردهایی جداگانه قضاوت نکنید بلکه بر اساس یک دوره زمانی مناسب این قضاوت را انجام دهید.
5) فروش بزرگ
با این تکنیک، در واقع شما نگرانی خود را مطرح میکنید. نگرانی از اینکه ممکن است او حقیقتاً همراه و متحد نباشد! تنها کاری که باید انجام دهید این است: خلق او را بسنجید. اگر فردی واقعاً متحد و همراه باشد، وقتی اتهام بیوفایی به او وارد میشود، مقداری آزردگی، ناراحتی و یا حداقل سوالاتی دارد. ولی، اگر او واقعاً یک خرابکار باشد، تمایل دارد موضوع را تغییر دهد و شما پس از کمی صحبت با او، متوجه تغییر بزرگی در خلق او میشوید، البته در جهت مثبت.
راز اینجا، در سنجیدن خلق او نیست، چون هنگام صحبت درباره موضوع، میتواند بازیگری متقاعد کننده باشد! توجه کنید، زمانی که در حال پیشرفت هستید، آیا او برای فروختن شما، از خودش راضی است، یا برای زیر سوال بردن وفاداریاش، از شما ناراحت است؟ نکته مهم این تکنیک: به او اجازه دهید باور کند که آنچه میگوید، شما کاملاً میپذیرید، بدون هیچ اما و اگری! بنابراین، باور نمیکند که باید شما را دوباره بفروشد، که در این مورد به نظر میآید هنوز هم آزرده است.
منابع
- کتاب چگونه افکار دیگران را بخوانیم. دیوید لیبرمن.



