9 دلیل برای اینکه به اهمیت انگیزه پی ببرید و همواره، در قله‌های انگیزه بمانید

تفاوتی ندارد در چه مقطعی از زندگی‌تان هستید و چه اهداف و چشم‌اندازهایی را برای خودتان متصور هستید. شما باید انگیزه داشته باشید! توصیه می‌کنیم این مقاله، که به بیان اهمیت انگیزه می‌پردازد را هر روز یکبار بخوانید و در ذهنتان مرور کنید تا همواره در اوج انگیزه بمانید.

اگر می‌خواهید به بهترین‌ها دست پیدا کنید، باید اجازه گرفتن از دیگران را کنار بگذارید. به همین دلیل است که داشتن انگیزه مهم است. وقتی انگیزه داشته باشید، دیگر نظر دیگران را نخواهید پرسید و فقط به اهدافتان فکر خواهید کرد.

هدف‌های شما، به منزله قله‌های کوچکی هستند که با فتح کردن هر کدام آنها، می‌توانید مرحله به مرحله جلو رفته و به چشم‌اندازی که از یک زندگی ایده‌آل برای خودتان تصویر کرده‌اید، رنگ واقعیت ببخشید. اما برای پیشروی در مسیر فتح قله‌ها، شما به یک سوخت نیاز دارید و آن سوخت، همان انگیزه است.

اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی چگونه هدفگذاری کنیم؟ را بخوانید.

هیچ فردی به صورت مادرزادی، پُرانگیزه متولد نمی‌شود. متاسفانه، در بین عموم مردم جامعه، یک باور اشتباه رخنه کرده است با این مضمون که «یک روز از خواب بیدار خواهم شد و خواهم دید که با انگیزه هستم.» یا «فعلاً نمی‌توانم به آن هدفم برسم، باید روز مناسبش از راه برسد و من انگیزه حرکت به سمت آن هدف را پیدا کنم.»

بگذارید واقعیت ماجرا را به شما بگوییم: انگیزه خودبه‌خود به وجود نمی‌آید. اگر بنشینید و تصورکنید که یک روز، انگیزه پیدا خواهید کرد و قدم در راه خواهید گذاشت، ممکن است سال‌ها و ماه‌ها به تباهی بگذرند و در نهایت، انگیزه سراغ شما نیاید و شما کار به جایی نبرید.

پس چه باید کرد؟ بگذارید راز پیدا کردن انگیزه را ما به شما بگوییم: باید بدون معطلی وارد عمل شوید!

تفاوتی ندارد باحوصله باشید یا بی‌حوصله، خسته باشید یا پُرانرژی، غمگین باشید یا خوشحال، در هر شرایطی که باشید، کافی است قدم در راه گذاشته و وارد عمل بشوید، دیری نخواهد پایید که متوجه خواهید شد شعله‌های انگیزه در وجود شما جان گرفته و اشتیاق شما برای ادامه راه چندین برابر شده است.

انگیزش، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی هر فرد به شمار می‌رود. اگر استیو جابز انگیزه نداشت، اپل متولد نمی‌شد و ما نمی‌توانستیم از گوشی‌های آیفون، آیپد یا مک‌بوک‌ها استفاده کنیم.

اگر انگیزه وجود نداشت، بسیاری از محصولات و سرویس‌هایی که ما امروزه از آنها استفاده می‌کنیم و زندگی ما را راحت کرده‌اند، وجود نداشتند.

علاوه بر آن، داشتن انگیزه، باعث می‌شود از نظر فردی نیز به انسان بهتری تبدیل شویم، اعتماد به نفس بالاتری پیدا کنیم و روابط بهتری با اطرافیانمان برقرار کنیم.

ما در ادامه این مقاله، 9 دلیل را برای اهمیت انگیزه بیان می‌کنیم. اگر تمایل چندانی به کار کردن روی انگیزه‌تان ندارید، پیشنهاد می‌کنیم تا پایان این مقاله با ما همراه باشید، شاید نظرتان عوض شد!

9 دلیل برای اثبات اهمیت انگیزه

1) انگیزه، تاب‌آوری شما را در برابر موانع، چالش‌ها و انسان‌های منفی بیشتر می‌کند.

هیچ مسیر رویایی برای رسیدن به رویاها وجود ندارد. هر جاده‌ای که به موفقیت منتهی می‌شود، با دست‌اندازها و سنگلاخ‌هایی همراه است. وقتی شکست می‌خورید یا انسان‌های منفی‌نگر برایتان آیه یاس می‌خوانند، ممکن است به اهدافتان شک کنید و دچار تردید شوید. در چنین شرایطی، انگیزه وارد عمل می‌شود و به شما قدرت و شجاعت می‌دهد تا محکم‌تر از قبل، سرپا ایستاده و به حرکت به سمت قله‌های اهدافتان ادامه دهید.

2) انگیزه، پشتکار شما را صدچندان می‌کند.

در ادامه نکته قبلی، وقتی انگیزه پیدا کردید و دوباره قدم در راه گذاشتید، پشتکارتان برای ادامه مسیر بیشتر خواهد شد.

توماس ادیسون که به عنوان مخترع لامپ شناخته شده است، یک جمله معروف دارد که می‌گوید: «من هیچگاه شکست نخورده‌ام، بلکه 10 هزار راه پیدا کرده‌ام که به اختراع لامپ منتهی نمی‌شود.»

به خاطر داشته باشید: «بزرگترین ضعف هر انسانی، تسلیم شدن اوست.» مطمئن‌ترین راه برای موفق شدن، این است که ناامید نشوید و باز هم تلاش کنید. انگیزه باعث می‌شود در مواقعی که زمین و زمان علیه شماست، پشتکار به خرج داده و به راهتان ادامه بدهید.

3) انگیزه، مقابله با ترس را به شما می‌آموزد.

ترس از شکست، به اندازه‌ای قدرتمند است که می‌تواند شما در چارچوب زندگی روزمره گرفتار کند و جلوی حرکت شما به سمت پیشرفت را بگیرد. اما انگیزه، مانند آبی است که روی آتش ترس ریخته می‌شود. وقتی انگیزه داشته باشید، با خودتان می‌گویید: «مهم نیست در حال حاضر چه احساسی دارم، من این کار را به هر نحوی که شده انجام خواهم داد.»

انسان‌های باانگیزه، فراخ‌نگر هستند، آنها، چشم‌انداز آینده‌شان را به ترس محدود نمی‌کنند، بلکه فراتر از آن فکر می‌کنند و به این می‌اندیشند که اگر ترس را کنار بزنند و به سمت قله پیش بروند، در نهایت با چه منظره دل‌انگیزی روبرو خواهند شد.

4) انگیزه باعث ارتقای سطح اعتماد به نفس شما می‌شود.

وقتی با انگیزه در مسیر رسیدن به اهدافتان حرکت کنید، بخواهید یا نخواهید، اعتماد به نفس پیدا خواهید کرد. وقتی با قاطعیت در برابر موانع بایستید و ترس‌هایتان را کنار بزنید، یک حس خوشایند در وجودتان جرقه خواهد زد و از اینکه یک کار جدید را امتحان کرده‌اید، به خودتان افتخار خواهید کرد.

اگر می‌خواهید اعتماد به نفستان را بالا ببرید، مقاله آموزشی افزایش اعتماد به نفس را بخوانید.

5) انگیزه، شما را در مسیر آشنایی با افراد مناسب قرار می‌دهد.

از این به بعد، به انسان‌هایی که افراد باانگیزه برای معاشرت انتخاب می‌کنند، دقت کنید. آنها عموماً افرادی پُرانرژی و مثبت‌نگر هستند و انگیزه بالایی برای رسیدن به موفقیت دارند.

به عنوان نمونه، اگر یک تیم کسب‌وکاری را مشاهده کردید که تک تک اعضای آن با تمام قوا برای تحقق اهداف حرفه‌ای‌شان تلاش می‌کنند، در مورد مدیر آنها تحقیق کنید. چنین تیمی، بطور حتم و یقین، مدیری دارد که انگیزه‌مند است، اعضا را باارزش می‌داند و به آنها بال‌وپَر می‌دهد تا در مسیر رسیدن به موفقیت، تلاش کنند.

اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی برقراری ارتباط با دیگران را بخوانید.

6) انگیزه، باعث می‌شود لذت بیشتری از زندگی کردن ببرید.

افراد باانگیزه، عموماً سوار بر زندگی هستند نه برده آن. آنها در برابر لذت‌های آنی مقاومت می‌کنند تا به لذت طولانی‌مدت رسیدن به اهدافشان جامه عمل بپوشانند.

چنین افرادی، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند، خودشان را قهرمانانی می‌بینند که با دست خودشان، به هدفی که در سر داشته‌اند، نقش واقعیت زده‌اند و چه لذتی از این بالاتر؟

7) انگیزه، عملکرد شما را در مدیریت زمان، بهبود می‌بخشد.

تفاوتی ندارد هدف، مسائل مالی و کاری باشد یا تحصیلی یا فردی. افراد با انگیزه، کارآمد و پُربازده هستند و زمانشان را به هدر نمی‌دهند. آنها برنامه‌ریزی می‌کنند، زمان مشخصی از روزشان را به استراحت و کارهای متفرقه اختصاص می‌دهند و در مابقی زمان‌ها، روی رسیدن به اهداف و بهبود عملکردشان تمرکز می‌کنند.

اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی مدیریت زمان را بخوانید.

8) انگیزه، به پشیمانی‌ها پایان می‌دهد و باعث می‌شود مسئولیت‌پذیری شما بیش از پیش افزایش پیدا کند.

انگیزه، دشمن تنبلی و اهمال‌کاری است. اگر فرد باانگیزه‌ای باشید، از لحظه لحظه زندگی نهایت استفاده را خواهید برد تا به هدفی که برای خودتان تعیین کرده‌اید، جامه عمل بپوشانید. بنابراین، هیچ فرصتی را از دست نخواهید داد و حتی اگر شکست هم بخورید، در وجدان خودتان حس رضایت خواهید داشت، زیرا می‌دانید که در گذشته، 100 درصد آنچه در توانتان بوده را انجام داده‌اید و اهمال‌کاری جایی در زندگی شما نداشته است.

در نتیجه، پشیمانی از زندگی شما رخت خواهد بست.

اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی پیشرفت بدون وابستگی به دیگران را بخوانید.

9) انگیزه، شما را به الگویی برای دیگران تبدیل می‌کند.

انگیزه، یک ویژگی جذاب است و کسانی که باانگیزه باشند، توجه انسان‌های زیادی را به سمت خودشان جلب می‌کنند.

این امر کاملاً طبیعی است، عموم مردم وقتی با یک انسان باانگیزه یا خودساخته روبرو می‌شوند، این حس درونشان بوجود می‌آید که آنها نیز می‌توانند به تمام اهدافی که در ذهن دارند، دست پیدا کنند. بنابراین، اگر به انسان باانگیزه‌ای تبدیل بشوید، می‌توانید انسان‌های زیادی را با خود همراه کرده و تاثیراتی مثبت در زندگی آنها داشته باشید. چه لذتی بالاتر از اینکه ببینید فردی با الگو قرار دادن شما، به موفقیت رسیده و کیفیت زندگی‌اش را ارتقا داده است؟

وقتی انگیزه ندارید…

وقتی انگیزه نداشته باشید، هر کار کوچکی در نظرتان دشوار و طاقت‌فرسا به نظر خواهد رسید. اگر اهدافی در ذهنتان دارید و مایل هستید به آنها دست پیدا کنید، ولی از همت کافی برای حرکت به سمت آنها برخوردار نیستید. اگر مشوق‌هایی که پیشتر شما را برای حرکت به سمت جلو ترغیب می‌کردند، اکنون نمی‌توانند شوری در وجودتان ایجاد کنند. خبر خوب این است که حتی افراد موفق نیز در برهه‌ای از زندگی خود احساس کرده‌اند عوامل انگیزه‌بخش و محرک آنها دود شده و به هوا رفته است. ولی این امر نتوانسته جلوی کسب موفقیت‌های کوچک و بزرگ آنها را بگیرد.

1) وارد عمل شوید تا انگیزه پیدا کنید.

بسیاری از افراد، منتظر می‌مانند تا ابتدا حس انگیزه‌مندی به آنها دست دهد و سپس قدم در راه عمل بگذارند. ولی متاسفانه، منتظر ماندن برای روزی که این جرقه زده شود، ممکن است سال‌ها به طول بینجامد. رازی که بسیاری از نویسندگان و هنرمندان به آن پی برده‌اند، این است که در اغلب موارد، انگیزش در نتیجه عمل ایجاد می‌شود. یک هنرمند به نام Henri Matisse گفته است: «منتظر انگیزه نمانید، انگیزه از آن کسانی است که وارد میدان فعالیت شده باشند.»

اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله از تنبلی تا عمل گرایی راهی نیست را نیز مطالعه کنید.

2) از فرآیند لذت ببرید نه از نتیجه.

وقتی برای پیدا کردن عامل انگیزاننده با مشکل مواجه می‌شوید، یک راهکار عالی این است که هدفی برای خودتان تعیین کنید. ولی بعضی اوقات، متصور شدن نتیجه دلخواه، ثمربخشی لازم را برایتان به ارمغان نخواهد آورد. به عنوان نمونه، همه انسان‌ها می‌دانند که ورزش کردن در طولانی‌مدت برای سلامتی‌شان مفید است، ولی تنها گروه اندکی از انسان‌ها از انگیزه لازم برای بیرون آمدن از خانه و رفتن به باشگاه برخوردار هستند.

دکتر Michelle Segar در کتاب No Sweat استدلال کرده که انسان‌ها بیشتر به کسب لذت آنی علاقه دارند نه دستاوردهای بلندمدت. ایده تمرکز کردن روی مزایای بلندمدت سلامتی برای انسان‌ها بسیار مبهم است و خیلی دور و دراز به نظر می‌رسد. اما کلید کار در این است که سعی کنیم از خود ورزش کردن لذت ببریم. بنابراین برای اینکه خودمان را برای ورزش کردن تشویق کنیم، باید تمرکزمان را از توجه به مزایای نامشهود آن در آینده برداریم و خیلی ساده، از صرف عمل ورزش کردن لذت ببریم. این ترفند تقریباً در مورد تمامی اهداف و پروژه‌ها کارآیی دارد.

3) روی پیروزی‌های کوچک تمرکز کنید.

این مورد جزو آسان‌ترین و پُربازده‌ترین استراتژی‌های انگیزشی است. بیشتر مواقع، شروع از یک هدف بزرگ و آرمانی، باعث ترس و اضطراب خواهد شد. در نتیجه احتمال دارد فرد تحت فشار قرار بگیرد و به کلی از تلاش برای رسیدن به هدف دست بردارد. اگر می‌خواهید در چنین شرایطی انگیزه خودتان را حفظ کنید، لازمه کار در این است که پیروزی‌های کوچک موجود در مسیر را شناسایی کرده و آنها را جشن بگیرید.

به عنوان نمونه، یک کوهنورد که توانسته قله اورست را فتح کند، از همان ابتدا به فکر رسیدن به نوک قله نبوده، بلکه در هر مرحله تلاش می‌کرده خودش را به کمپ بعدی برساند. چنین فردی آهسته و پیوسته، ذهنش را مدیریت کرده و با هر بار رسیدن به کمپ بعدی، خوشحال‌تر و مشتاق‌تر شده است. اهداف بزرگ زندگی‌تان را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید و وقتی به پیروزی کوچکی رسیدید، به تنهایی یا با اطرافیانتان این دستاورد را جشن بگیرید.

اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله گام به گام تا توسعه فردی را نیز مطالعه کنید.

4) به پشیمانی‌هایی که در آینده به سراغتان خواهد آمد، فکر کنید.

یکی از عواملی که قاتل انگیزه ما محسوب می‌شود، عبارت است از نداشتن یک دیدگاه یا چشم‌انداز مشخص در مورد آینده. یکی از دلایل این امر، آن است که ما تلاش می‌کنیم در یک برهه زمانی یکسان، چندین کار را با هم به انجام برسانیم. اما چگونه می‌توان اولویت‌بندی کرد؟

به خاطر داشته باشید: هرچه تعداد اولویت‌های ما بیشتر باشد، به همان اندازه کمتر خواهیم توانست روی هر کدام تمرکز کنیم. حتی ممکن است تعداد اولویت‌ها به حدی زیاد شود که در نهایت، نتوانیم به هیچ‌کدام جامه عمل بپوشانیم.

چگونه می‌توان یک هدف الزامی را از یک هدف نه چندان مهم تشخیص داد؟ تکنیک کار در این است که به پشیمانی‌هایی که در آینده به سراغمان خواهند آمد فکر کنیم. وقتی خودتان را در یک ماه، یک سال یا ده سال آینده تصور کنید، بهتر خواهید توانست ارزش‌های واقعی را از غیرواقعی تمییز دهید.

هرچه هدفی که برای خودتان مشخص کرده‌اید، همخوانی بیشتری با باورها و ارزش‌های شخصی‌تان داشته باشد، به همان اندازه با شور و انگیزه بالاتری آن را دنبال خواهید کرد.

5) وانمود کنید که فردی با انگیزه هستید.

اگر احساس انگیزه‌مندی نمی‌کنید، دلیل آن است که فعالیت‌های شما با فعالیت‌های افراد با انگیزه تفاوت دارد. به احتمال زیاد اکنون این سوال در ذهنتان ایجاد شده است: وقتی احساس با انگیزه بودن ندارم، چگونه می‌توانم مانند افراد پُرانگیزه عمل کنم؟ همان‌گونه که در تکنیک شماره یک گفتیم، شور و انگیزه بعد از شروع کار آغاز می‌شود نه پیش از آن. گاهی اوقات حتی بدون برداشتن گام مشخصی برای رسیدن به هدف نیز می‌توانید به فردی انگیزه‌مند تبدیل شوید. بدین منظور کافی است وانمود کنید که فردی پُرانگیزه و با اعتماد به نفس هستید.

Amy Cuddy یکی از روانشناسان دانشگاه هاروارد است. او یک سخنرانی مشهور را در Ted Talk انجام داده و در مورد مزایای استراتژی «وانمود کن تا به آن تبدیل شوی» صحبت کرده است. در این مورد تحقیقاتی با حضور چندین شرکت‌کننده انجام شده است. وقتی از شرکت‌کنندگان خواسته شد چند «ژست‌ قدرتمند بودن» از خودشان نشان دهند، تغییراتی شیمیایی در بدن آنها اتفاق افتاد. بطوریکه سطح تستوسترون آنها افزایش پیدا کرد و میزان هورمون استرس یا همان کورتیزول رو به کاهش گذاشت. صرفاً با انجام چند فعالیت جسورانه، بدن آنها به شکل شیمیایی واکنش نشان داد و قدرت و انرژی لازم برای تبدیل شدن به چنین فردی در آنها ایجاد شد.

بنابراین، اگر حس می‌کنید انگیزه کافی ندارید، به سادگی از خودتان بپرسید: «یک انسان با انگیزه چگونه رفتار می‌کند؟، چه کارهایی انجام می‌دهد و با چه لحنی سخن می‌گوید؟» سپس همین کارها و رفتارها را تقلید کنید. دیری نخواهد گذشت که احساس خواهید کرد تغییراتی در سطح انگیزه و اعتماد به نفس‌تان رخ داده است.

سخن پایانی

اگر بخواهیم تمامی مزایای انگیزه را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توانیم بگوییم: انگیزه، باعث می‌شود نسبت به خودتان حس بهتری پیدا کنید.

به خاطر داشته باشید که انگیزه، مانند یک ماهیچه است و برای تقویت آن، باید به شکل مستمر و پیوسته تلاش کنید. از جمله کاتالیزوهایی که مسیر تقویت انگیزه را هموار می‌کنند، می‌توان به مشاهده ویدئوهای انگیزشی، مطالعه زندگینامه انسان‌های موفق، استفاده از دروس آموزشی و بهره بردن ار تجربیات افراد متخصص اشاره کرد.

در صورتی که احساس می‌کنید در حال حاضر سطح انگیزه‌تان به صفر رسیده، لازم نیست خودتان را سرزنش کنید. تقریباً همه انسان‌ها در زمان‌هایی از زندگی خود احساس کرده‌اند داخل یک گودال عمیق قرار دارند و هیچ کورسویی از امید به سمتشان نمی‌تابد. آنچه اهمیت دارد،  این است که بدانید: 1) شما این احساس را پشت سر خواهید گذاشت و 2) تمرین‌هایی وجود دارد که با انجام آنها می‌توانید خودتان را به انسان بهتر، مثبت‌تر و انگیزه‌مندتری تبدیل کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا