منظور از معلولیت چیست؟

سازمان بهداشت جهانی طبقه‌بندی خاصی برای انواع معلولیت‌ها در جهان دارد که به طبقه‌بندی ICF معروف است. این طبقه‌بندی توسط191 کشور در سال 2001 پذیرفته شده است. موارد مطرح شده در این طبقه‌بندی، برنامه‌ای جامع و کامل برای مبارزه با ناتوانی ناشی از معلولیت و تدوین راهکارهای اقتصادی اجتماعی را می‌طلبد.

در سال‌های اخیر، درک معلولیت از دید جسمی یا پزشکی به سمت دیگری تغییر یافته است که زمینه فکری، اجتماعی و سیاسی یک فرد را هم در نظر می‌گیرد. قوانینی که از حقوق معلولان حمایت می‌کنند، صراحتاً بیان می‌دارند که فرد معلول نیز حق دارد تا همانند سایر اقشار مردم از آموزش، مسکن، رفاه و تامین اجتماعی، اشتغال و تفریح برخوردار باشد. جامعه نیز موظف است با اتخاذ راهکارهای مناسب، امکان تحقق این خواسته‌ها را فراهم کند.

شاید یکی از جامع‌ترین تعاریف معلولیت تعریف زیر باشد: «معلولیت وجود هر گونه شرایط غیرمعمول یا اختلال فکری، روانپزشکی، شناختی، عصبی، حسی یا جسمی و یا ترکیبی از این اختلالات است که فعالیت‌های روزمره را محدود کند، گاه دائمی و گاه موقت است. حتی ممکن است ماهیت مزمن یا اپیزودیکی داشته باشد.» وقتی فردی را معلول می‌نامیم که این اختلالات منجر به کاهش قابل ملاحظه ظرفیت شخص در برقراری ارتباط، تعامل اجتماعی، یادگیری یا تحرک او گردد و وی را نیازمند کمک خانواده، دیگران یا سازمان‌های کمک‌رسان و خدماتی کند.

انواع معلولیت

بسیاری از معلولین دارای چندین معلولیت هستند. البته با کمک‌ها و خدمات مناسب، ممکن است محدودیت‌هایی که بسیاری از افراد دارای معلولیت تجربه می‌کنند برطرف شود.

معلولیت فرد ممکن است همانند اختلالات کروموزمی و ژنتیکی مادرزادی باشد یا حین تولد ایجاد شده‌باشد. مانند معلولیت‌های جسمی و ذهنی ناشی از کمبود اکسیژن حین زایمان. معلولیت ممکن است جسمی باشد که شایع‌ترین نوع معلولیت است. بطورکلی معلولیت به دو دسته تقسیم می‌گردد:

  1. به اختلالات سیستم اسکلتی عضلانی، گردش خون، سیستم تنفسی و یا عصبی مربوط می‌شود. مانند بیماری دیستروفی عضلانی، ام اس (MS) یا پارکینسون.
  2. معلولیت حسی: شامل اختلالات شنوایی، بینایی و مشکلات گفتاری است.

معلولیت عصبی می‌تواند اکتسابی باشد. مانند ام اس یا معلولیت‌های ناشی از تروماهای مغزی.

معلولیت شناختی یا ادراکی شامل ناتوانی‌های ذهنی و تکاملی است که به اختلال در فرآیندهای ادراک، یادگیری، برقراری ارتباط، حافظه یا به یاد آوردن اطلاعات و استفاده مناسب از آن، قضاوت و حل مسئله مربوط می‌شود. مانند بیماری فلج مغزی.

برخی اختلالات روانپزشکی منجر به ناتوانی عبارتند از اختلالات طیف اوتیسم، اختلالات اضطرابی، هراس یا افسردگی.

وقتی فرد کاملاً سالم و بدون معلولیت پا به زندگی می‌گذارد احتمال این هست که در مراحل مختلف زندگی گرفتار بیماری‌ها یا آسیب‌های گوناگون منجر به معلولیت گردد. حتی افزایش سن اگر با رعایت نکات بهداشتی همراه نباشد خود می‌تواند با ناتوانی و وابستگی فرد به دیگران همراه گردد.

برخی بیماری‌ها که می‌توانند در فرد ایجاد معلولیت کنند عبارتند از:

آرتروز و سایر مشکلات اسکلتی عضلانی از جمله شایع‌ترین دلایل ناتوانی بلندمدت است. تقریباً یک سوم موارد ناتوانی را انواع آرتریت‌ها تشکیل می‌دهند و این اصلی‌ترین دلیل ناتوانی است.

بیماری ام اس هم یکی از عوامل اصلی ناتوانی در بزرگسالان جوان است و بیشتر اوقات بین 20 تا 40 سالگی ظاهر می‌شود.

توصیه‌هایی که می‌تواند در جلوگیری از ناتوانی در اثر بیماری‌ها موثر باشد:

  • فعالیت و تحرک مداوم داشته باشید.
  • از استرس دوری کنید.
  • میزان خطرات بیماری خود را بطور صحیح ارزیابی کرده و درمان مناسب دریافت نمایید.
  • بطور منظم با پزشک یا مسئول بهداشتی خود در ارتباط بوده و توصیه‌های ایشان را جدی بگیرید.
  • رژیم غذایی مناسب داشته باشید.
  • از افزایش وزن جلوگیری کرده و در حفظ تناسب اندام خود بکوشید.

محققان دانشگاه استنفورد در مطالعه‌ای که روی تعدادی مرد و زن مسن انجام دادند به این نتیجه رسیده‌اند که دویدن و سایر ورزش‌های هوازی می‌تواند به افراد مسن کمک کند تا زندگی طولانی‌تر و بدون معلولیتی را طی کنند. یافته‌ها نشان می‌دهد این مزیت به ویژه برای زنان بیش از مردان است. بر این اساس توصیه‌ای را ارائه می‌دهند که افراد حتی اگر تاکنون فعالیت کافی نداشته‌اند، در میانسالی هم می‌توانند ورزش‌های هوازی منظم و نه چندان شَدید (حتی کمتر از 30 دقیقه در روز) را شروع کنند.

ورزش و فعالیت‌های هوازی از طرق تقویت عضلات، افزایش ظرفیت ریه و تقویت حرکات و عملکرد مفاصل و حفظ وزن سالم، کمیت و کیفیت زندگی فرد را بهبود می‌بخشند.

دلیل دیگری که برای حفظ وزن تاکید می‌شود این است که چاقی و ناتوانی در ارتباط هستند. بر اساس یک مطالعه جدید، افراد مسن که چاق هستند، بیشتر از بزرگسالان با وزن معمولی و یا دارای اضافه وزن محدود در معرض ناتوانی و وابستگی با افزایش سن هستند. حتی برای برخی از انواع معلولیت، خطر در بین افراد چاق دو برابر بیشتر از افراد با وزن معمولی است.

برای ارزیابی میزان ناتوانی و یا معلولیت ناشی از بیماری‌ها پرسشنامه‌های خاصی وجود دارند که توسط بیمار پُر شده و در آن اطلاعات مختلفی از میزان تحرک و جابجایی فرد در طول روز تا مشکلات عاطفی و شناختی و اجتماعی فرد و میزان کیفیت زندگی بیمار سوال می‌شود.

آمار معلولیت

حدود 15 درصد از جمعیت جهانی یعنی بیش از یک میلیارد نفر، با نوعی از ناتوانی زندگی می‌کنند که 2 تا 4 درصد از آنها مشکلات قابل توجهی در عملکرد دارند. بسیاری از این افراد به فناوری‌های کمکی مانند دستگاه‌های کمک بینایی، صندلی‌های چرخدار یا سمعک احتیاج دارند. پیش بینی می‌شود این تعداد تا سال 2050 به دو میلیارد نفر برسد.

زنان بیشتر از مردان و کشورهای کم درآمد و متوسط دارای ناتوانی بالاتری نسبت به کشورهای پُردرآمد هستند. تاثیر معلولیت بر زندگی افراد در مناطق فقیرنشین با عدم دسترسی به خدمات کمکی و مراقبت‌های بهداشتی همراه است. افراد بومی، افراد بی‌خانمان، پناهندگان، مهاجران و زندانیان دارای معلولیت نیز در دسترسی به خدمات کمکی و بهداشتی با چالش‌های بیشتری روبرو هستند.

در پایان ذکر نکته‌ای ضروری به نظر می‌رسد که هیچگاه معلولیت به معنی ناتوانی در زندگی نبوده است. شاید بهتر این است که بگوییم فرد معلول در شرایط یکسان با فردی سالم برای رسیدن به موفقیت، به تلاش و پشتکار و انگیزه بیشتری نیاز دارد. برخی از معلولین در نقاط مختلف جهان و حتی در کشور خودمان به جایگاهی رسیده‌اند که توانسته‌اند الگویی موفق برای افراد سالم باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا