تفکر خلاق، معجونی از انواع تفکرات برای غلبه بر محدودیتهای ذهنی
تفکر خلاق یا جانبی، تفکری است مولد که تازگی و تفاوت را به ایستایی و یکنواختی ترجیح میدهد و تفکری است که در آن سیال بودن، انعطافپذیری، بسط و ابتکار اصالت دارد. این سبک فکری در مقابل تفکر منطقی و عقلایی قرار دارد و به جای تصورات عقلی، بیشتر از تصورات خیالی و وهمی استفاده میکند. تفکر خلاق تفکری است که با ذهن ناخودآگاه بیشتر در ارتباط است. فرد خلاق مهارت خاصی در حل مسئله و شکستن قالبهای ذهنی دارد.
تفکر خلاق
تفکر خلاق معجونی است از تفکر واگرا، شهودی، دیداری، کل نگر، هیجانی، انتقادی، کیهانی، عینی، اجرایی و سیستمی. در ادامه انواع تفکراتی که منتهی به تفکر خلاق میشود بیان میگردد.
تفکر واگرا
تفکر واگرا تفکری است در مقابل تفکر همگرا و دائم در تلاش است تا فرآیند تفکر، گستردهتر و بازتر گردد و هدف غایی آن رسیدن به موقعیتهای تازه و جدید است. فردی که با چنین سبک فکری میاندیشد، هر قدر بیشتر به موضوعی فکر کند، آن موضوع گستردهتر میگردد. این سبک حاصل فعالیتهای سمت راست مغز است و افراد خلاق مهارت بیشتری در این سبک دارند.
تفکر شهودی
تفکر شهودی در واقع برترین قابلیت نهفته ذهن است که فراسوی محدودیتهای تفکر عقلایی یا منطقی است و به امکانات و قابلیتهای ناشناخته و قدرت مغز ما منتهی میشود. در تفکر شهودی، ماهیت پدیدهها مستقیماً شناخته و درک میشوند و مسیر پُر پیچ و خم تفکر مفهومی طی نمیشود. در واقع تفکر شهودی به معنی ادراک شهودی در مقابل ادراک نظری است. به عبارت دیگر در تفکر شهودی درک ما از موضوعات و پدیدهها از طریق حس باطن است نه حس ظاهر.
تفکر دیداری
تفکر دیداری متکی بر حافظه دیداری یا بصری است که موضوعات را به کمک تجسم تصاویر و اشکال آنها شناسایی، درک و توصیف میکند. این تفکر وقتی اتفاق میافتد که شما در ذهنتان چیزی را تجسم کنید. در واقع در این سبک فکری، حرکت اولیه عقل از حافظه دیداری شروع میشود که از فعالیتهای سمت راست مغز است و افراد خلاق مهارت خاصی در این سبک فکری دارند.
تفکر کل نگر
این تفکر تلاشی است برای غلبه بر محدودیتهای طبیعی دانش ارجاعی ما و این تنها با گذشتن از مرزهای تعیین شده و با استفاده از تفکر تغییرپذیر و آزادی گمانهزنی میسر است. تفکر کل نگر با توسعه ذهن، تمام نظریههای متفاوت را در یک فضای نامحدود تکمیل میکند. تا جایی که بطور ناگهانی، به کمک روشنایی و تشعشع فکری به تفکری یکپارچه دست مییابیم که همه چیز را در برمیگیرد و هیچ چیز را حذف نمیکند.
تفکر هیجانی
تفکر هیجانی مبتنی بر پایه تجربیاتی چون احساسات، هیجانات، عواطف و… میباشد. این تفکر کارکردی تنظیمی دارد. طوری که حواس و درک تجربیات را تنظیم میکند و از آنجایی که احساسات، یک ویژگی ذهنی است، تفکر هیجانی نسبی است و هرگز خالص و دقیق نمیشود و با پیش داوریها، هنجارهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و… تغییر میکند.
تفکر انتقادی
تفکر انتقادی به معنای شکاکیت نیست، بلکه بیشتر به معنی تفکر بیطرفانه است. در واقع تفکر انتقادی برای فرد ممکن میسازد که حقیقت را در میان به هم ریختگی حوادث و اطلاعات جستجو کند. هدف تفکر انتقادی پرورش افرادی است که دارای ذهنی معقول و خالی از غرض و متعهد و با دقت باشند.
تفکر عینی
تفکر عینی برخلاف تفکر انتزاعی با ذات ملموس دنیای واقعی سر و کار دارد و با مفاهیم و ایدههای انتزاع شده از موجودات و پدیدههای حقیقی رابطهای ندارد. هر زمان که در صحبتهایمان بطور مستقیم به موضوعات دنیای حقیقی رجوع میکنیم، تفکر عینی را به کار میگیریم.
تفکر عملی یا اجرایی
تفکر عملی یا اجرایی در مقابل تفکر واکنشی و انتقادی هنگامی به جریان میافتد که چیزی پیشرو باشد تا نسبت به آن واکنش یا انتقادی به عمل آید. در واقع اگر چیزی پیشرو نباشد، تفکر فعال و جدی نیست. اما این تفکر نیازمند آغازگری، نقشه و طرحریزی و عمل است و اینها از تفکر واکنشی بدست نمیآید. لذا نیاز به تفکری عملگرا دارد که اغلب کارآفرینان مجهز به آن هستند.
تفکر سیستمی
تفکر سیستمی براساس نظریه سیستمها بنا نهاده شده است. تئوری سیستمها از دید رابطه متقابل و وابستگی متقابل پدیدهها به جهان نگاه میکند. در این چهارچوب، یک واحد منسجم که خصوصیاتش نمیتواند به بخشهای کوچک تفکیک شود، سیستم نامیده میشود.
موانع تفکر خلاق
1) تاکید بر مفروضات قبلی
اولین و یکی از مهمترین موانع موجود بر سر راه تفکر خلاق، گرایش به این طرز فکر است که روشی که همیشه کار با آن انجام میشده، تنها روشی است که میتوان آن کار را انجام داد.
2) ترس از احمق به نظر رسیدن
بسیاری از ما به خاطر داریم که در مدرسه چگونه از پرسش بسیاری از سوالات خودداری میکردیم زیرا هیچکس دیگر آن سوال را مطرح نمیکرد و ما تصور میکردیم که آنها پاسخ آن را میدانند. بعدها و حتی چندین سال بعد فهمیدیم که همه به همین دلیل یعنی «ترس از تمسخر همکلاسیها واقع شدن» از مطرح کردن بسیاری از سوالات خودداری میکردند. چنین گرایشی نقش ما را در اموری که بیخطر و مرسوم هستند، محدود میسازد و مانع از آن میشود که ما پیشنهادی غیرمرسوم را که یا دقیقاً درست است و یا فکر درستی را در شخص دیگری بر میانگیزد، مطرح کنیم.
3) ارزیابی فوری
بارها اتفاق افتاده که بسیاری از نظرت بدون اینکه کسی واقعاً فرصت ارزیابی و امتحان به آنها داده باشد، راهی سطل آشغال شده است. صرفاً به این خاطر که آن نظرات در ابتدا غیرعملی، غیرممکن یا احمقانه به نظر میرسیدهاند.
4) اعتقاد به وجود یک راه درست
چهارمین مانع بر سر راه تفکر خلاق این عقیده مشترک در میان مردم است که برای حل هر مسئله «تنها یک پاسخ درست» وجود دارد. چنین طرز فکری افراد را بلافاصله به سمت یک حالت تفکر تحلیلی و جستجو برای یک پاسخ بدیهی و منطقی سوق میدهد. این طرز فکر در زمانی که واقعاً بیش از یک پاسخ وجود نداشته باشد، مفید است اما اغلب اوقات اینطور نیست و بیش از یک پاسخ وجود دارد.
بیشتر بخوانید: سبک تفکر شما چگونه است؟
تفکر خلاق با سه قدم همراه است:
- شناسایی محدودیتها یا قیود خود نهاده
- برداشتن این محدودیتها
- کشف نتایج حاصل از برداشتن محدودیتها
قیود خود نهاده تحقیق پیش فرضهای ما درباره چیزهایی است که یا قابل انجام یا غیرقابل انجام هستند. اغلب به اشتباه اینگونه تصور میشود که این موانع از خارج تحمیل شدهاند. در حالیکه حقیقتاً قیود خود نهاده هستند. تشخیص قیود خود نهاده مشکل است. این امر در شکلی که برای حل معماها وجود دارد، خودش را نشان میدهد. معما مسئلهای است که حل دقیق آن درست بواسطه وجود قیود خود نهاده مشکل است. به همین دلیل است که معمولاً زمانی که یک راه حل ساده برای حل معما به ما نشان داده میشود، تعجب میکنیم و میخواهیم بر سرمان بزنیم. متاسفانه دانستن اینکه خلاقیت و حل معما مستلزم شناسایی و برطرف کردن قیود خود نهاده است، به خودی خود شناخت این محدودیتها را آسان نمیکند. برای مثال به معمای متداول زیر توجه کنید.
نه نقطه، یک مربع را در شکل تشکیل دادهاند. قلم را روی یکی از نقاط قرار داده و بدون آنکه آن را از روی کاغذ بلند کنید، چهار خط مستقیم بکشید بطوریکه تمام نقاط به یکدیگر متصل شوند. توجه داشته باشید که طراح معما هیچ مانعی برای بیرون رفتن از چهارچوب آن قائل نشده است، اما اغلب مردم میپندارند که چنین محدودیتی وجود دارد. این محدودیت، قیدی خود نهاده است.
تشخیص موانع یا قیود خود نهاده مشکل است زیرا معمولاً نسبت به آنها آگاهی نداریم. با این وجود راههایی برای اجتناب از آنها یا آگاهی یافتن به آنها وجود دارد.



