چگونه بهره‌وری خود را بالا ببریم؟

موفقیت و بهره‌وری همانند کوهنوردی است. زمانی که افراد بسیاری پس از طی مسافت طولانی و هنگامی که به نزدیکی قله رسیده‌اند، دیگر دست از تلاش بر می‌دارند، اما نمی‌دانند همان زمان که در مرز ناامیدی هستند شاید به قله بسیار نزدیک باشند.

  1. چرا همه مردم موفق نمی‌شوند؟
  2. آیا باهوش بودن یا خوش‌شانس بودن دلیل موفقیت این افراد است؟

موفقیت مرموز و فریبنده است. هر کس تعریف خود را از موفقیت دارد. چه ثروتمندترین فردی باشید که نامش همه جا سر زبان‌ها است و چه یک فرد شکست خورده در کنکور باشید، همگی برای رسیدن به موفقیتی که برای خودمان تعریف کرده‌ایم، تلاش می‌کنیم. اغلب به نظر می رسد، موفقیت از ما دور است. شما هم بعضی اوقات فکر تسلیم شدن به سرتان می‌زند؟

در این مقاله شما می‌توانید با یکی از راه‌های موفقیت در کسب‌وکار آشنا شوید که توسط افراد موفقی امتحان شده است و به نظر می‌رسد تاریخ انقضاء ندارد.

بطورکلی بهره وری، ارتباط بین خروجی (به عنوان مثال کالاهای تولید شده) را به ورودی (به عنوان مثال مصرف منابع) در فرآیند تغییر شکل ورودی به خروجی (مثلاً تولید) تعریف می‌شود. با توجه به این تعریف بهره وری با ارزش افزوده نیز رابطه نزدیکی دارد. در حین فرآیند چه میزان بر ارزش ورودی‌ها افزوده می‌شود تا به خروجی مطلوب تبدیل شوند.

در تعاریف مختلف به ورودی اصطلاحات دیگری مانند منابع و نهاده  نیز گفته می‌شود.  خروجی نیز با عناوینی مانند ستانده، تولیدات یا محصولات بیان شده است.

5 رابطه مختلف در بهره وری

با در نظر گرفتن نسبت بین خروجی به ورودی، می‌توان به 5 رابطه زیر در خصوص مفهوم بهره‌وری اشاره نمود:

  • هم ورودی و هم خروجی افزایش یابد. اما افزایش ورودی کمتر از افزایش خروجی است.
  • خروجی را افزایش می‌دهد، در حالی که ورودی ثابت باقی مانده است.
  • خروجی را افزایش می‌دهد در حالی که ورودی کاهش می‌یابد.
  • خروجی ثابت می‌ماند در حالی که ورودی کاهش می‌یابد.
  • هم خروجی و هم ورودی کاهش می‌یابد، در حالی که کاهش خروجی کمتر از کاهش ورودی است.
فرمول بهره وری
فرمول بهره وری

ماهیت‌های مختلف بهره وری

موضوع مهم دیگر درک ماهیت مبهم بهره‌وری، این است که انواع مختلفی از بهره وری وجود دارد و همچنین سطوح مختلف سلسله مراتبی در درون بهره وری که می‌تواند بحث گردد. مطالعات نشان می‌دهد که مفهوم بهره وری باید متفاوت از چهار واژه مشابه باشد: سودآوری، عملکرد، کارآیی و اثربخشی.

سودآوری

سودآوری هدف مهمی برای موفقیت و رشد هر کسب و کار است. سود آوری بطورکلی به عنوان نسبت درآمد و هزینه (به عنوان مثال سود/دارایی) می‌باشد. با این حال سوددهی به عنوان معیار  عملکرد، عمدتاً مورد علاقه سهامداران است و در نتیجه بسیاری از محققان ادعا می‌کنند که استفاده از نسبت‌های پولی، به اقدامات بهره‌وری منجر خواهد شد. سودآوری می‌تواند منجر به تغییر علت‌هایی گردد که نقش کمتری در بهره وری بازی می‌کنند، مانند تورم و سایر شرایط خارجی که ممکن است رابطه ضعیفی با استفاده موثر از منابع داشته باشند.

محققان استدلال می‌کنند که بهره وری شاخص مناسب‌تری برای نظارت بر تولید در بلندمدت است.

عملکرد

بسیاری از مردم که ادعا دارند در مورد بهره‌وری صحبت می‌کنند، در واقع به موضوع کلی‌تر عملکرد می‌نگرند. در حالی که بهره وری یک مفهوم نسبتاً خاص مربوط به نسبت بین خروجی و ورودی است. عملکرد واژه‌ای است که شامل تقریباً هر نوع هدف از نوع برتری تولید از قبیل هزینه، انعطاف پذیری، سرعت، اعتماد و اطمینان و کیفیت می‌باشد.

اثربخشی و کارآیی

دو اصطلاح اثربخشی و کارآیی این مسئله را حتی پیچیده‌تر نموده است. اثربخشی معمولاً انجام کارهای صحیح توصیف می‌شود در حالی که مفهوم کارآیی انجام صحیح کارها می‌باشد.

اکثر محققان توافق دارند که کارآیی به شدت با استفاده از منابع و عمدتاً تاثیر نهاده بر بهره وری ارتباط دارد. این بدان معنا است که کارآیی در تولید را می‌توان به عنوان حداقل سطح منابع مشاهده کرد که به لحاظ تئوری برای اجرای عملیات مورد نیاز سیستم است. اندازه گیری میزان کارآیی زمانی که با توجه به زمان و پول و… باشد، ساده‌تر خواهد بود.

در مقابل نگاه اثربخشی بر سمت خروجی‌ها و ستانده‌ها است. چگونه می‌توان دقیقاً به خروجی‌های موردنظر دست یافت؟

کارآیی و اثربخشی
کارآیی و اثربخشی

موفقیت و بهره‌وری در کسب‌وکار

اگر به دنبال موفقیت بیشتر در کسب‌وکارتان یا ایجاد یک کسب‌وکار هستید و یا اینکه می‌خواهید به عنوان یک حقوق‌بگیر دستمزد بیشتری دریافت کنید، به دنبال خلق هرچه بیشتر ارزش برای مشتری خودتان باشید. هرچه سودمندی بیشتری نصیب جامعه کنید، طبق قانون عمل و عکس‌‌العمل، بهره بیشتری نصیب‌تان خواهد شد. در واقع ارزش کار شما با میزان درک نیازهای افراد جامعه و پاسخ درخور و مناسب به آنان شکل می‌گیرد. نه با قضاوت‌های شخصی در رابطه با کار خود.

شما برای خلق ارزش بیشتر باید خلاقانه بیندیشید و نوآوری داشته باشید. درک مناسبی از تغییرات پیرامون خود و نیز کسب‌وکارهای روز جامعه داشته باشید. نگرش و بینش‌ها و نیز آداب و سنت‌ها در حال تغییر هستند. درک تحولات سریع جامعه جهانی در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیار سودمند است.

اگر شما حقوق‌بگیر جایی هستید باید ارزش بیشتری برای سازمان خود خلق کرده و به بهترین نحو ممکن کار خود را انجام دهید. در صورتی که شما کارفرمای خویش هستید باید کار خود را هرچه تخصصی‌تر و با علم به اطلاعات روز و منطبق بر نیازهای مشتری انجام دهید.

اگر تمایل به سرمایه‌گذاری در کسب‌وکارها دارید؛ در جایی سرمایه گذاری کنید که به بهترین وجه برای جامعه کارآیی و اثربخشی داشته باشد. اثربخشی یعنی تشخیص مقصد صحیح را با کمترین زمان و منابع و کیفیت بالا انجام دادن.

یادتان باشد که شما چه حقوق‌بگیر جایی باشید و چه کارفرمای خودتان باشید و یا کارآفرین و دارای تشکیلات و سازمان مستقل و نهایتاً سرمایه‌گذار در زمینه‌های مختلف خواه ناخواه اگر بهره‌وری شما زیاد باشد، سودآوری شما نیز بیشتر خواهد شد و یادمان باشد اثربخشی مقدم بر کارآیی است. یعنی ابتدا باید مسیر درست را تشخیص داده و آنگاه در آن مسیر گام برداریم و این یعنی خلق ارزش.

شاید بتوان گفت برای اثربخشی بیشتر (یعنی تشخیص نیاز روز جامعه و پاسخ مناسب به آن) باید ابتدا روی نگرش و نحوه تفکر خودمان سرمایه‌گذاری کرده و بعد از کشف استعدادها و باورهای درونی خود سعی کنیم با هدف‌گذاری و ارتباط موثر با محیط به سمت بالفعل کردن توانمندی‌های خویش حرکت کنیم و سرنوشت خود را بر عهده بگیریم. با یک مثال مفهوم و اهمیت این بخش را برایتان روشن می‌کنیم.

فرض کنید که شما بهترین آموزش‌های کوهنوردی را دیده و تمام تجهیزات لازم را نیز به همراه دارید و می‌دانید که می‌خواهید یک قله‌ای را فتح کنید ولی نمی‌دانید کدام قله. به طرف مقصد نامعلومی حرکت می‌کنید تا قله‌ای را پیدا کنید ولی سر از بیابان در می‌آورید و هرچه می‌روید خبری از کوه و قله نیست. دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شوید. احتمال دارد اگر شناختی از مسئله نداشته باشید خودتان را با القاب و جملات نامناسب مورد سرزنش و تخریب قرار دهید. این بسیار خطرناک است و می‌تواند موجب تضعیف اعتماد به نفس شما شود. بنابراین برای خلق ارزش و در نتیجه جذب ثروت بیشتر باید ابتدا مقصد صحیح یا اثربخش را پیدا کنیم. بر اساس آن توانمندی‌های بالقوه را بالفعل کرده و شروع به حرکت کنیم و البته پیش‌بینی‌ها و تجهیزات لازم را نیز با خود داشته باشیم.

هرچه استعدادها و علایق شما بیشتر انطباق با شرایط و نیازهای محیطی داشته باشد شما اثربخش‌تر و کارآتر عمل خواهید کرد. در نتیجه بهره‌وری بالاتر، ارزش بیشتری برای جامعه خویش خلق خواهید کرد و شما به خودشکوفایی بیشتر و ثروت بیشتری خواهید رسید. بنابراین تشخیص مقصد صحیح و به بهترین نحو رسیدن به آن مقصد و درک اینکه در طول مسیر احتمال هر تغییری وجود دارد می‌تواند این پیام را به ما بدهد که ما باید مدام در حال ارزیابی خود و محیط پیرامون خود باشیم. یکی از بهترین روش‌ها برای پیدا کردن مقصد صحیح، سفر به اعماق دنیای درون خودتان است.

اشتیاق، انگیزه ما برای طی مسیر است.

اولین عامل موفقیت، اشتیاق است. فریمن توماس (طراح اتومبیل شرکت دایملر کرایسلر) اشتیاق را عامل انگیزه‌بخش و هدایتگر خود برای رسیدن به موفقیت می‌داند. پس افراد موفق کاری را انجام می‌دهند که به آن عشق می‌ورزند و تنها کسب درآمد به آنها انگیزه بیشتر نمی‌دهد. نکته جالب اینجا است که اگر کاری را با علاقه انجام دهید، پول و درآمد هم خود به خود بدست می‌آید.

رازهای موفقیت عبارتند از:

  1. کار برایتان مثل تفریح باشد: افراد موفق کار کردن را نوعی تفریح می‌دانند و سخت برای آن تلاش می‌کنند. در حقیقت این افراد معتاد کار نیستند و واقعاً از کار و تلاش خود لذت می‌برند.
  2. تمرین مداوم و دیگر هیچ: الکس گاردا، تمرین و ارتقای مهارت را راز موفقیت می‌داند. به نظر او موفق شدن عجیب و وابسته به یک فرمول جادویی نیست. تنها نیازمند تمرین و تمرین و تمرین است.
  3. تمرکز بر هدف واحد: عامل بعدی تمرکز است. برای موفق شدن باید تنها روی یک هدف تمرکز کرد.
  4. اراده ترغیب کننده: افراد موفق با اراده قوی خود اعتماد به نفس را در وجودشان به وجود می‌آورند و خود را از تردید و خجالت رها می‌کنند.
  5. ایده‌های ناب و خلاق: برخورداری از ایده‌های ناب و ارزشمند یکی دیگر از رازها و عناصر لازم برای دستیابی به موفقیت است. بیل گیتس می‌گوید: «من یک ایده ناب و فوق‌العاده داشتم و می‌خواستم اولین شرکت تولید کننده نرم‌افزارهای ویژه کامپیوترهای شخصی و خانگی را راه‌اندازی کنم.»
  6. مقاومت در برابر ناملایمات: باید در برابر شکست سمج باشید. روحیه خود را نبازید و در برابر ناملایمات مقاومت کنید. در نهایت مقابل انتقادها، طرد شدن‌ها، فشارها و آزار دیگران جا نزنید.

هرچه استعدادها و علائق شما انطباق بیشتر با شرایط و نیازهای محیطی داشته باشد اثربخش‌تر و کارآتر عمل خواهید کرد. در نتیجه با بهره‌وری بالاتر، ارزش بیشتری برای جامعه خویش خلق خواهید کرد و به خودشکوفایی بیشتر و ثروت بیشتری خواهید رسید. فراموش نکنید بهشت را به بها می‌دهند نه بهانه.

منابع

  • مهرنوش فرهی. مجله مشق تندرستی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا