با نحوه شکار زنبور جواهر امرالد آشنا شوید
زنبور پارازیتوئید جواهر امرالد با نام علمی آمپولکس کمپرسا (Ampulex compressa) در روند تولیدمثل خود، نیاز دارد میزبانی را پیدا کند که به عنوان ذخیره غذایی فرزندانش عمل کند. مانند بسیاری از گونههای پارازیتوئید یا انگل، زنبور جواهر نیز متخصصی تنها با یک انتخاب به عنوان میزبان است. آن انتخاب نگونبخت، کسی نیست جز سوسک آمریکایی با نام علمی پری پلانتا آمریکانا (Periplaneta americana).
زنبور جواهر امرالد حتی در میان زیست شناسان نیز به خاطر استراتژی هجومی منحصر به فردش، از احترام خاصی برخوردار است. دانشمندان در نقاط مختلف دنیا، سلسله پژوهشهایی را روی این حشره اعجابانگیز انجام دادهاند که داستان آنها، بیشتر به داستانهای علمی – تخیلی نزدیک است. تمام این اتفاقات هنگامی آغاز میشود که یک زنبور جواهر ماده، سوسکی نگونبخت را پیدا میکند.
نحوه شکار سوسک
زنبور جواهر، دارای شیوه حمله خارقالعاده و ظریفی است. این زنبور راهکاری شبیه یک عمل جراحی اعصاب را روی میزبان خود انجام میدهد تا آن را فلج کند. او برای این کار ابتدا سوسک را مستقیماً از ناحیهای که به عنوان بخشی از سیستم اعصاب مرکزی شناخته شده و گانگلیون صدری نامیده میشود، نیش میزند. این ساختار، محل نورونهای حرکتی است که پاهای جلویی سوسک را کنترل میکنند. زهر این زنبور دارای مادهای به نام GABA یا گاما آمینوبوتیریک اسید است که یک انتقال دهنده عصبی از نوع ممانعت کننده بوده و نورونهای حرکتی را خاموش میکند. از این راه بطور موقت، پاها را از کار میاندازد و سوسک را فلج میکند.
این حمله اولیه، موجب میشود که سوسک نتواند با استفاده از پاها، سر خود را از نیش بعدی زنبور محافظت کند. نیشی که زنبور جواهر مستقیماً و از طریق غشاهای نرم گلو، به مغز سوسک فرو میکند. این نیش با دُز دوم سمی که وارد بدن سوسک کرده، سوسک بیچاره را از یک جنگجوی خشن و خطرناک، به یک میزبان ساکت و سازگار شبیه یک زامبی تبدیل میکند.
بعد از این مرحله، سوسک به شکلی قابل پیش بینی در سراشیبی سقوط میافتد. سمی که به دنبال نیش خوردن مغز سوسک وارد آن میشود، حاوی انتقال دهنده عصبی دوپامین است و باعث میشود سوسک به جای اقدام به فرار، پاها و شاخک خود را به شکلی بیوقفه حرکت دهد. در این اثناً زنبور به جستجوی مکان حفره مانندی میپردازد تا بتواند سوسک را به همراه یک تخم در آنجا قرار دهد. وقتی که زنبور، مکان مورد نظر را پیدا کرد، دوباره به سراغ سوسک میرود و کاری را انجام میدهد که بیشباهت به فیلمهای ترسناک نیست.
او به یکی از شاخکهای حساس سوسک چنگ میاندازد و سرتاسر آن را گاز میگیرد. بطوریکه از آن تنها یک کُنده در حال خونریزی به جا میماند. او سپس همین کار را با شاخک بعدی سوسک میکند. در نهایت از تنه باقی مانده شاخکها مثل نی برای نوشیدن خون سوسک استفاده میکند. خون سوسک، نوشیدنی و مکمل غذایی مورد علاقه زنبور جواهر است که بعد از کشمکش مورد اشاره، برای تقویت و بازیابی انرژی مورد استفاده قرار میدهد. پس از صرف این نوشیدنی گوارا، زنبور جواهر یکی از شاخکهای سوسک را گرفته و کشان کشان با خود میبرد. سوسک هم مانند یک سگ وفادار با او همراهی میکند.
وقتی که آنها به مکان مورد نظر رسیدند که به نوعی مقبره سوسک است، زنبور جواهر یک تخم منفرد را روی یکی از پاهای میانی سوسک میچسباند. سپس از مقبره خارج شده و قبل از ترک محل، با استفاده از خردهریزهای اطراف، ورودی مقبره را مسدود میکند.
برای هر موجود شکارچی، کمین کردن، گرفتن و کشتن شکار گریزپا کار بسیار سختی است. اما زنبور جواهر با چالش به مراتب بزرگتری روبرو است. او ابتدا شکار خود را زندانی میکند و بعد از تخمگذاری، آن را تبدیل به یک گنجه خوراکی برای لارو خود میکند. برای انجام چنین کاری، زنبور جواهر باید زهر خود را به دو نقطه عصبی کوچک در بدن به خوبی محافظت شده حشرهای برساند که اتفاقاً برای فرار از تهدیدها، یک متخصص تمام عیار است. هیچ جانور شناخته شده دیگری وجود ندارد که بتواند با چنین سیستم پیچیدهای، کنترل سیستم عصبی جانور دیگری را بدست بگیرد. اما باز هم این همه داستان نیست!
پیشتر به نظر میرسد لارو زنبور جواهر که از یک تخم کوچک بیرون میآید، همانند فیلم بیگانه ابتدا نقطهای کوچک را روی بدن سوسک پیدا کرده و سپس پوسته بیرونی یا همان کوتیکول سوسک را شکافته و سوسک زنده بیچاره را از درون مورد مصرف غذایی قرار میدهد. اما بررسیها نشان دادهاند که این لارو، چندان قوی نیست. این موجود، بسیار کند حرکت میکند و تنها از یک روزنه غشایی روی بدن سوسک قادر است به مصرف غذا بپردازد. اگر حتی بقدر یک میلیمتر هدف خود را گم کند، از گرسنگی میمیرد. در چنین حالتی سوسک خوش شانس پس از یک هفته از تبعات سم زنبور رهایی پیدا کرده و به زندگی عادی خود باز میگردد.
این ظرافت و شکنندگی بالایی که لاروها دارند، باعث تحمیل فشار زیادی به زنبور مادر میشود. او مجبور خواهد بود برای زنده ماندن لاروهایش، تخم را درست در ناحیهای از بدن سوسک بچسباند که امکان تغذیه را برای لاروها فراهم آورد.
اما زنبور جواهر چگونه این کار را انجام میدهد؟
بررسیها نشان میدهند که زنبور پیش از قرار دادن تخم در یک نقطه نرم کنار زره قوی سوسک، یک بررسی دقیق را با نوک شکم خود روی پای او انجام میدهد.
در بررسیهای میکروسکوپی معلوم شده که نوک شکم زنبور جواهر دارای موهای حساسی است که احتمالاً به عنوان حسگرهایی برای تشخیص مکان مناسب تخمگذاری مورد استفاده قرار میگیرند. زنبور جواهر ضمن این کار، نیش خود را نیز به بخشی دیگر از سیستم عصبی به نام گانگلیون صدری ثانویه سوسک که دارای نورونهای حرکتی است و نزدیک پاهای میانی آن است، وارد میکند تا عملیات فلجسازی را موثرتر کند. این کار باعث میشود که پاهای میانی سوسک به حالت کشیده دربیایند.
این اتفاق یعنی درآمدن پاهای میانی سوسک از وضعیت جمع شده و کشیده شدن آنها، باعث میشود که زنبور جواهر بهتر بتواند برای یافتن مکانی نرم روی زره شکمی سوسک به منظور تخمگذاری، با موهای حساس خود، بدن او را وارسی کند. در واقع، با بدست گرفتن شبکه عصبی که به کشیدگی پاهای سوسک منجر میشود، زنبور جواهر آخرین سد دفاعی سوسک را نیز برای روبرو نشدن با سرنوشت هولناکش میشکند.
اینکه چگونه زهر زنبور چنین پاسخی را در سوسک برمیانگیزد، ناشناخته است. با این حال ما ماده شیمیاییای را که به عنوان انتقال دهنده عصبی عمل کرده و نورونهای هدف را فعال میسازد، میشناسیم: استیل کولین. بسیاری از زنبورها زهری حاوی این ماده دارند و احتمالاً آنقدر کافی است تا نورونهای حرکتی طعمه را فعال کند. در این مورد خاص، موجب کشیده شدن پاهای سوسک شود. البته اینکه آیا ماده دیگری نیز در زهر زنبور وجود دارد که به این فرآیند کمک کند، نیاز به بررسیهای علمی بیشتری دارد.
بسیار عجیب است که این زنبور چنان در مسیر تکامل گام برداشته که بتواند به شیوهای کاملاً اختصاصی، 3 نقطه ریز و حساس در سیستم عصبی سوسک آمریکایی را یافته و با نیش زدن به هر کدام از آنها، گامی به هدف نهایی خود نزدیکتر شود. آن هم سوسکی که از انواع مهاجم و خطرناک به حساب میآید.
اما در مقابل چنین حملهای، آیا سوسک هم کار خاصی انجام میدهد؟
بررسیها نشان میدهند اگر سوسک، شگفت زده در جای خود میخکوب شود و یا حتی اقدام به دویدن برای فرار کند، شانس چندانی برای رهایی از سرنوشت ذکر شده نخواهد داشت. چرا که در چنین حالتی زنبور به راحتی دست بالا را داشته و او را میگیرد. زیرا زنبور در حال پرواز بر سوسک دونده برتری خواهد داشت. زنبور به محض آنکه به نزدیک بدن سوسک رسید، در یک ثانیه اولین نیش را به او میزند و پاهای جلوییاش را از کار میاندازد. باقی داستان را هم که میدانید.
با همه اینها، برخی از سوسکها راهکاری برای این مشکل دارند. آنها از شاخکهای دراز و حساس خود برای مشاهده و پایش خطرات احتمالی در این خصوص به خوبی استفاده میکنند. وقتی که زنبوری به آنها نزدیک میشود، آنها فرار نمیکنند بلکه با ایستادن روی پاهای خاردار و کشیده خود، برای یک مبارزه سخت آماده میشوند. در این حالت، سوسک بسیار شبیه به یک شمشیرباز آماده به جنگ است. این اقدام باعث میشود تا فاصله سوسک با زنبور به وضعیتی درآید که کار را برای زنبور مشکل کند. در این حالت، هنگامی که زنبور سعی کند برای رسیدن به بخشهای مورد نظر خود روی بدن سوسک به او نزدیک شود، با ضربه مهلک پاهای بندبند و خاردار سوسک مواجه میشود.
زنبور تا زمانی که نتواند به بدن سوسک مسلط شود، نمیتواند اولین نیش را به او بزند. آنها دور یکدیگر میگردند تا فرصتی برای حمله بیابند. گاه زنبور جهشهای ناگهانی به سمت سوسک برمیدارد و دوباره به عقب باز میگردد. این مبارزه گاه با ضربههای مهلکی که سوسک بر سر و پیکره زنبور وارد میسازد، او را ناچار به ترک معرکه نبرد میکند. بدینگونه سوسک هم نشان میدهد که اگر بخواهد، میتواند از سرنوشت وحشتناک زامبی شدن به دست زنبور جواهر بگریزد.
منابع
- محمدرضا دلفیه. مجله دانشمند.



