ضمیر ناخودآگاه چیست؟
در روانشناسی نظریات متنوعی در مورد ضمیر ناخودآگاه بیان شده است. از دیدگاه فروید گرفته که ذهن ناخودآگاه را به نوعی انبار تشبیه میکند که در آن آرزوهای دست نیافتنی، خاطرات اندوهبار و احساسات رنجآور شخص روی هم انباشته شدهاند، تا دیدگاه روانشناختی که معتقد است ذهن ناخودآگاه مجموعهای از فرآیندهای شناختی است که ما هرگز از آن آگاه نیستیم و ماهیت حقیقی آن را نمیشناسیم.
حقیقت این است که ما نمیتوانیم هیچ یک از این نظریهها را اثبات کنیم. اما این را میدانیم که ضمیر ناخودآگاه قدرت زیادی دارد. همانقدر که اطلاعات ما از فضا و کهکشانها محدود است، به همان میزان نیز دانستههای ما درباره ضمیر ناخودآگاه محدود به یافتههای علمی میشود که در دست داریم. بنابراین ما به نظریاتی بسنده میکنیم که آنها را مفیدتر میدانیم. یکی از مفیدترین نظریات، نظریات هونا (Huna) یعنی برنامهریزی عصبی و کلامی (NLP مخفف Neuro-linguistic programming) و یونگ است.
ضمیر ناخودآگاه برای اکثر انسانها دشمنی است که مانع رسیدن به خواستههای آگاهانه آنهاست. به این ترتیب ضمیر ناخودآگاه قربانی شکستها، اشتباهات و واکنشهای ناصحیح این افراد میشود. این در حالی است که هونا (NLP) و یونگ، ارزش زیادی برای ذهن و ضمیر ناخودآگاه قائل بوده و معتقد بودند ضمیر ناخودآگاه وظایف اجرایی مهمی بر عهده دارد. آنها ضمیر ناخودآگاه را خردمندی میدانند که باید به آن افتخار کرد و تاکید دارند که باید به جای سرکوب کردن و نادیده گرفتن این ضمیر، آن را همراهی کرد.
شما میتوانید با چند نکته اساسی که به درک و شناخت بیشتر ضمیر ناخودآگاه کمک میکنند؛ آشنا شوید.
1) ضمیر ناخودآگاه از جسم شما محافظت میکند.
یکی از اهداف مهم ضمیر ناخودآگاه، محافظت از جسم شجاع شما است. به این معنا که تلاش میکند تا شما را نسبت به خطراتی که بقا را تهدید میکنند آگاه سازد. بنابراین اگر میخواهید رفتاری را در خود تغییر دهید، از ناخودآگاهتان بپرسید که این رفتار چگونه به من آسیب خواهد رساند.
2) ضمیر ناخودآگاه، شما را به حرکت وا میدارد.
ذهن ناخودآگاه، عملکردهای اساسی جسمانی شما را کنترل میکند. عملکردهایی نظیر تنفس، تپش قلب، سیستم ایمنی و…. هونا بر این عقیده است که ذهن ناخودآگاه، برنامهای را که سلامت شما را باعث میشود کنترل میکند. به جای اینکه بخواهید چگونه سالم بودن را به ضمیر ناخودآگاهتان بیاموزید، چگونگی داشتن سلامت را از خود او بپرسید.
3) ضمیر ناخودآگاه همچون یک کودک هفت ساله است.
ضمیر ناخودآگاه نیز مانند یک کودک نیاز به راهنمایی دارد تا در مسیری روشن قدم بگذارد و دستورهای شما را به صورت کلامی بشنود. بنابراین اگر شما به خود بگویید: «شغلی که دارم، برای من آزاردهنده است.»، ضمیر ناخودآگاه شما به سرعت این حرف را میشنود و واقعاً باور میکند که این شغل برای شما آزاردهنده است! همچنین ضمیر ناخودآگاه مانند یک کودک، اخلاقگرا و پاک است. به این معنا که همچون یک کودک آنچه را که والدین او میگویند، میپذیرد. بنابراین اگر شما شاد بودن را گناه بپندارید، حتی اگر بعد از مدتی ضمیر آگاه شما بخواهد این فکر را از ذهنتان خارج کند، به مرور زمان این شاد بودن برای ضمیر ناخودآگاه نیز به گناهی بزرگ تبدیل میشود.
4) ضمیر ناخودآگاه از طریق احساسات با شما ارتباط برقرار میکند.
ضمیر ناخودآگاه برای جلب توجه شما از احساسات استفاده میکند. مثلاً اگر شما ناگهان احساس ترس میکنید، ضمیر ناخودآگاه شما، درست یا غلط، میخواهد به شما بگوید که در خطر هستید.
5) ضمیر ناخودآگاه خاطرات را سازماندهی و ذخیره میکند.
این ضمیر ناخودآگاه است که تصمیم میگیرد چگونه خاطرات شما در ذهن ذخیره شوند. مثلاً ممکن است خاطرات مهمی نظیر ضربههای روحی را که تاثیرات احساسی منفی شدیدی دارند، تا زمان رسیدن شما به بلوغ فکری کامل و رسیدن به توانایی حل و فصل این مسائل پنهان کند. وقتی ضمیر ناخودآگاه احساس میکند شما به این آمادگی رسیدهاید، حتی اگر ضمیر آگاه شما برعکس آن را احساس کند، این خاطرات را از حالت پنهان خارج کرده و آنها را در ذهنتان آشکار میکند تا اقدام به حل و فصل آنها کنید.
6) ضمیر ناخودآگاه نکات منفی را نمیشنود.
ضمیر ناخودآگاه تصویر را بهتر از کلمات درک میکند. بنابراین اگر شما بگویید: «من نمیخواهم از انجام کارها طفره بروم.» ضمیر ناخودآگاهتان خودبخود اقدام به تصویرسازی میکند. پس برای آنکه کارکرد ضمیر ناخودآگاهتان افزایش یابد، به جای نکات منفی با او درباره نکات مثبت صحبت کنید. مثلاً بهتر است به ضمیر ناخودآگاه خود بگویید: «برویم و کار را شروع کنیم!»
7) ضمیر ناخودآگاه ارتباط برقرار میکند و به سرعت میآموزد.
ضمیر ناخودآگاه برای محافظت از شما هوشیار است و تلاش میکند که از هر تجربه درسهایی را بیاموزد و آنها را ذخیره کند. مثلاً اگر شما در مدرسه تجربه بدی داشتهاید، ضمیر ناخودآگاه شما این تجربه را بر میدارد و آن را در پرونده مخصوص تجربیات ناراحت کنندهتان قرار میدهد و هنگامی که دوباره در جای دیگری تجربهای مشابه برای شما رخ میدهد، با احساس اضطراب در شما و عرق کردن کف دستانتان تلاش میکند تا آن را برای شما یادآوری کند. اما اگر از ورزش کردن احساس خوبی به شما دست میدهد، ضمیر ناخودآگاه شما یادآوری خواهد کرد که «ورزش کردن مساوی با نشاط و موفقیت است.» و بنابراین هرگاه که شما اقدام به تحرکات جسمانی میکنید، این احساس مثبت دوباره برای شما یادآوری میشود.
هونا یک واژه از زبان هاوایی است که ماکس فریدام لانگ در سال 1936 در نظریه فراطبیعی خود از آن استفاده کرد و در این نظریه باورهای فراطبیعی خود را با کاهوناها (کارشناسان) هاوایی مرتبط دانست. هونا بخشی از جنبش عصر جدید است.