آموزش کامل 8 گام کلیدی برای برندینگ کسب و کارهای کوچک و متوسط
وقتی حرف از برند و برندینگ به میان میآید، ذهن بسیاری از افراد به سمت کسب و کارهای بزرگی مانند کوکاکولا، استارباکس و آمازون میرود. اما اگر کسب و کار کوچک یا متوسطی داریم، چه؟ آیا برندینگ برای کسب و کارهای کوچک هم لازم است؟
پاسخ این پرسش، یک بله محکم و قاطع است. اگر شرکت یا کسب و کار کوچکی با تعداد محدودی کارمند دارید، بدانید و آگاه باشید که شما نیز باید برندینگ انجام بدهید.
میپرسید چرا و چگونه؟ کافی است در ادامه این مقاله با ما باشید.
برندینگ، یک نیاز اساسی برای کسب و کارهای کوچک
وقتی در مورد برندینگ صحبت میکنیم، منظورمان صرفاً طراحی لوگو، گرفتن عکسهای جذاب، تولید کارت ویزیت یا طراحی وبسایت نیست. موارد مذکور، هویت برند نامیده میشوند، و تنها بخش کوچکی از برندینگ را شکل میدهند!
اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی مشاوره کسب و کار برای کسب و کارهای کوچک و متوسط را مطالعه کنید.
برندینگ یا همان برندسازی، تعیین روشی است که از طریق آن:
- اعلام میکنید که محصول یا سرویس کسب و کار شما مختص چه افرادی است.
- تعیین میکنید آن افراد چه انتظاری میتوانند از سرویس یا محصول شما داشته باشند.
- خودتان را از رقبا متمایز کرده و به بهترین انتخاب موجود بین گزینههای پیش روی مشتری تبدیل میشوید.
- اعتبار ایجاد میکنید.
- آگاهی ایجاد میکنید.
- شناخته میشوید و در خاطرها باقی میمانید.
- دوست داشته شده و مورد اعتماد تلقی میشوید.
بنابراین، در یک جمله میتوانیم بگوییم:
برندینگ، به معنای روشی که شما با استفاده از آن، نوعی حس مثبت در مورد شرکتتان ایجاد میکنید و این حس مثبت، مردم را به خرید کردن از شما سوق میدهد.
اکنون که مزایای برندینگ را ذکر کردیم، از خود شما میپرسیم: آیا شما، به عنوان یک مدیر یا بنیانگذار کسب و کار کوچک، به برندسازی یا برندینگ نیاز دارید؟ اگر به دنبال افزایش فروش، جذب مشتری یا گسترش کسب وکارتان باشید، صددرصد به این پرسش، پاسخ مثبت خواهید داد.
اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی فروشنده موفق را مطالعه کنید.
برند شما در تمامی بخشهای کسب و کار شما جلوهگر میشود. به شکل ویژه، ردپای برند شما در چهار حوزه زیر پُررنگتر است:
- هویت بصری برند، از قبیل: لوگو، وبسایت و رنگ انتخابی شما
- صدای برند، از قبیل: پستهای وبلاگی، بیانیه ماموریت و کپی وبسایت
- ارزشهای برند، از قبیل: معضلات و مشکلاتی که شرکت شما از آنها پشتیبانی میکند.
- شخصیت برند، از قبیل: فرهنگ کاری و فلسفه خدمات مشتری شرکت شما
در این مرحله توضیح میدهیم که چگونه باید برندینگ انجام بدهید و برای کسب و کار کوچکتان برند بسازید.
8 مولفه اساسی برای برندینگ کسب و کارهای کوچک
1) چرایی کسب و کارتان را مشخص کنید.
سیمون سینک میگوید: «مردم کار شما را خریداری نمیکنند، آنها چرایی انجام کار توسط شما را میخرند.» در ابتدا، شما باید کارتان را با یک زیربنای فیلسوفی آغاز کنید و از این طریق به مشتری اعلام کنید که کسب و کارتان را بر چه پایهای ساختهاید. تعیین یک بیانیه ماموریت، به شما کمک خواهد کرد در مراحل آینده، تصمیمهای صحیحتری برای کسب و کارتان بگیرید. در آینده با چه کسانی کار خواهید کرد؟ چه محصول یا سرویسی را ارائه خواهید کرد؟ چه پیامی را انتقال خواهید داد؟ با تعیین بیانیه ماموریت، راحتتر و دقیقتر میتوانید به این پرسشها پاسخ بدهید.
این گام، عملیات تعیین هدف برند نامیده میشود. تعیین هدف برای برند، همانند یک قطبنما عمل میکند، اقدامات شما را جهتدهی میکند و به مشتریان انگیزه میدهد تا شما را انتخاب کنند.
اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی کوچک بودن کسب و کار عیب نیست، حرفهای نبودن عیب است را مطالعه کنید.
2) مشتری ایدهآل خودتان را بشناسید.
کدام بخش از بازار را هدف قرار دادهاید؟ اساساً غیرممکن (و نابخردانه) است که همه افراد را در جامعه هدف کسب وکارتان بگنجانید. بنابراین، باید مشخص کنید که مشتری ایدهآل شما چه کسی است؟ چه کسی بیشتر از همه به محصول یا سرویسی که میفروشید، نیاز دارد؟
مشتریان هدف شما، باید طوری انتخاب بشوند که وقتی پیام شما را دیدند، با خودشان بگویند: «این همانی است که من میخواهم!»
این گام، عملیات جایگاهیابی برند نامیده میشود. جایگاهیابی برند، به شما کمک میکند در یک بازارگاه پُرجمعیت، سهم خودتان را پیدا کنید و صدایتان را به گوش کسانی که میخواهید، برسانید.
3) منحصربهفرد باشید.
به رقبا و افرادی دیگری که در صنعت شما فعالیت میکنند، نگاهی بیندازید و از خودتان بپرسید: «چرا یک مشتری باید به جای بقیه، ما را انتخاب کند؟» خدمات یا محصولات ما چه مزایایی دارند و چه نفعی به مشتری میرسانند که کسب و کارهای دیگر نمیتوانند از عهده فراهم کردن آن بربیایند؟
با پاسخ دادن به این سوال، مشتریان بالقوه شما را به عنوان یک ارائهدهنده خدمات منحصربهفرد میشناسند، در نتیجه، بین شما و رقیبانتان فاصله میافتد و تعداد جایگزینهای شما به شکل چشمگیری کاهش پیدا میکند.
این گام، عملیات تعیین تمایز برند نامیده میشود. عملیات تمایز برند، به مشتریان کمک میکند تا متوجه بشوند که چرا باید شما را انتخاب کنند.
4) یک تجربه عالی برای مشتری بسازید.
دوست دارید مشتریان بعد استفاده از سرویس شما، از شما چه برداشتی داشته باشند؟ دوست دارید کدام ویژگیهای شما را به دوستانشان معرفی کنند؟
- شرکتی که کالاهایش را خیلی سریع و بدون معطلی ارسال میکند؟
- شرکتی که به جزئیات اهمیت میدهد؟
- شرکتی که فرآیند خرید را جذاب و لذتبخش کرده است؟
- شرکتی که با مشتریانش مهربانانه رفتار میکند و دلسوز آنهاست؟
برای اینکه چنین تجربهای را در اختیار مشتری قرار بدهید، چه گامهایی باید بردارید و چه سیاستهایی را باید پیادهسازی کنید؟
تمامی کارهایی که تحت نام برندینگ انجام میدهید، از همان زمان مواجهه اولیه با مشتری گرفته تا بعد از خرید خرید و پشتیبانی، باید بر اساس ارزشهایی باشد که میخواهید مردم شما را با آنها بشناسند و به یاد بسپارند.
اگر مشتریانتان در توصیفهایی که از شرکت شما بیان میکنند، به شکلی مشترک، به همان ارزشها اشاره میکنند، میتوانید اطمینان حاصل کنید که مسیر درستی را در پیش گرفتهاید و موفق شدهاید همان تجربهای را در اختیار مصرفکنندگانتان قرار بدهید که قصد داشتید با آن در یادها ماندگار شوید.
این گام، عملیات تعیین تجربه برند نامیده میشود. داشتن عملکرد موفق در ارائه تجربه برند، باعث میشود افراد مناسبی به سمت کسب و کار شما جذب شوند و تعداد مشتریان تکراری شما بالا برود.
اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی مشتری مداری را مطالعه کنید.
5) به برندتان شخصیت بدهید.
وقتی برای کسب و کارتان بازاریابی میکنید، در واقع در حال ساخت برند برای کسب و کارتان هستید، بنابراین، در هنگام بازاریابی، باید از ویژگیهای شخصیتی ثابتی استفاده کنید و از طریق کپیرایتینگ یا نشانههای بصری (که پایههای ارتباطات برند به شمار میروند)، ارزشهای شرکتتان را به مخاطبانتان انتقال دهید.
به کلماتی که از آنها، برای برقراری ارتباط با مشتری استفاده میکنید، فکر کنید. چه ادبیاتی مناسب کسب و کار شماست؟ آیا میخواهید یک مشاور با صلابت و قابل اطمینان باشید یا یک کوچ شوخ و پُرشور و هیجان؟
شما باید بر اساس خدمات و ارزشهای کسب و کارتان، یک زبان مناسب برای صحبت کردن و نوشتن انتخاب کنید. لحن ارتباط شما و کلماتی که استفاده میکنید، به مخاطبانتان کمک میکند تا شما را بهتر بشناسند.
این گام، عملیات تعیین لحن برند نامیده میشود. مردم با استفاده از لحن برند یک کسب و کار، میتوانند تصمیم بگیرند که آیا آن کسب و کار از نظر سطح احساسی، با آنها همخوانی دارد یا خیر.
6) سطح انتظارات از کسب و کارتان را تعیین کنید.
به شکلی شفاف، مختصر و مفید، توضیح بدهید که مزایای کار کردن با شما چیست و افراد به هنگام کار کردن با شما، انتظار چه تحولاتی را میتوانند داشته باشند. یک فرمول ساده برای این کار وجود دارد: «ما میتوانیم به شما کمک کنیم……….» شما باید جای خالی را بسته به کسب و کارتان، پُر کنید.
این گام، عملیات تعیین وعده برند نامگذاری میشود. مردم با استفاده از وعده برند، متوجه میشوند که از کار کردن با کسب و کار شما، میتوانند انتظار چه دستاوردی را داشته باشند.
اگر به این حوزه علاقمندید، مقاله آموزشی استراتژی فروش را مطالعه کنید.
7) به شکل بصری ارتباط برقرار کنید.
بعد از پشت سر گذاشتن 6 گام قبلی، نوبت به این میرسد که به یک طراح مراجعه کنید و با کمک او، پیامهایتان را به شکل بصری به مخاطب انتقال بدهید. طراح میتواند لوگو، وبسایت و سایر گرافیکهای بصری حوزه بازاریابی شما را به شکلی هنرمندانه، طراحی کرده و به تصویر بکشد. لازم به ذکر است لوگو، وبسایت و دیگر داراییهای مشابه حوزه بازاریابی شما، باید با شخصیت برندتان همخوانی داشته باشند و با متناسب با صنعتی باشند که در آن فعالیت میکنید.
این گام، عملیات طراحی هویت بصری برند نامیده میشود. در این مرحله، شما میتوانید به شکل بصری با مخاطبان ارتباط برقرار کرده و در مورد برندتان به آنها اطلاعرسانی انجام بدهید.
8) برای کسب و کارتان دستورالعمل برندینگ تبیین کنید.
بعد از مشخص کردن لحن برند و هویت برند، شما میتوانید یک دستورالعمل برای کسب و کارتان تعیین کنید. هدف از مشخص کردن دستورالعمل برندینگ، این است که به شما کمک کند در فعالیتهای مرتبط با ساخت برند و بازاریابی، پیوستگی و انسجام داشته باشید. به عنوان یک نکته به خاطر داشته باشید: یکپارچگی و انسجام برند، یک عنصر حیاتی است و باعث میشود مردم بهراحتی و در کمترین زمان، از حضور برند شما آگاهی پیدا کرده و شما را به خاطر بسپارند.
لزومی ندارد دستورالعمل برندینگ شما پیچیده و عجیبوغریب باشد. هدف شما، ایجاد یکپارچگی است. اصل سادگی را حفظ کنید و شروع کنید به کار.



