همه آنچه باید در مورد یک برنامه توسعه فردی موفق بدانید
طی پنج سال آینده میخواهم کجا باشم؟ این سوال، یکی از محورهای اصلی حوزه توسعه فردی است. موفقیت با رویاپردازی و دست روی دست گذاشتن بدست نمیآید. اگر میخواهید به چشمانداز دلخواهی که برای پنج ماه، پنج سال یا ده سال آیندهتان متصور هستید، جامه عمل بپوشانید، باید نگاهی به زندگی فعلیتان بیندازید و ببینید در حال حاضر، چه کارهایی انجام میدهید تا شما را به آن زندگی دلخواه رهنمون شود.
شاید بگویید من خیلی دوست دارم به اهدافم برسم، برای رسیدن به اهدافم تلاش هم میکنم، ولی مدتی که میگذرد، انگیزهام را از دست میدهم، میان فعالیتهای روزمره غرق میشوم و در نهایت ناکام میمانم.
خبر خوبی برایتان داریم که به احتمال زیاد از شنیدنش شگفتزده خواهید شد: یک راهکار عملی وجود دارد که با دنبال کردن آن، خیلی راحتتر از قبل، میتوانید بین زندگی فعلی و زندگی دلخواهی که در آینده به دنبالش هستید، پل بزنید.
همانطور که از عنوان مقاله پیداست، راهکار همان نوشتن برنامه توسعه فردی است که به انگلیسی، Individual Development Plan یا به اختصار IDP نامیده میشود. پتانسیلهای شما بیپایان است و سرمایهگذاری در توسعه فردی، روشی است که با استفاده از آن میتوانید از استعدادهایی که دارید، به نحو احسن بهرهبرداری کنید.
ایجاد یک برنامه توسعه فردی میتواند ساختار و چارچوب لازم را برای تبدیل شدن شما به یک فرد عملگرا فراهم کرده و فرآیند طی کردن مسیر برای رسیدن به هدف نهایی را برایتان آسان کند.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله گام به گام تا توسعه فردی را نیز بخوانید.
تعریف مفهوم برنامه توسعه فردی
برنامه توسعه فردی یک گزارش کتبی با موضوع تامل در خود و پیشرفت است. این برنامه، یک رویکرد سازمانیافته است که در نهایت به تحقق اهداف تحصیلی، شخصی و شغلی میانجامد. برنامه توسعه فردی مفهومی نیست که چندان جدید باشد، ولی اغلب افراد و سازمانهای سراسر جهان، تنها مدت محدودی است که به اهمیت آن پی برده و آن را به کار گرفتهاند.
با استفاده از برنامه توسعه فردی، میتوانید مهارتها و استعدادهای نهفته خود را کشف کنید و با تقویت آنها، به اهداف و انتظاراتی که از زندگی دارید، دست پیدا کنید.
بررسی مزایا و منافع داشتن برنامه توسعه فردی در زندگی شخصی و کاری
توضیح مزایای برنامه توسعه فردی خیلی آسان است. با تبیین برنامه توسعه فردی، شما یک نقشه راه خواهید داشت تا در محیط کار و خانه، به بهترین نسخه خودتان تبدیل شوید. با کمک گرفتن از این برنامه، میتوانید خودتان را برای آینده آماده کنید، در تمامی جنبههای زندگی به فردی فعال تبدیل شوید و در امروزهای زندگی، اقداماتی انجام دهید که در فرداهای زندگی بتوانید از ثمره آن لذت ببرید.
مزایای بهرهمندی از برنامه توسعه فردی در زندگی شخصی
1) دستیابی به خودشناسی
توسعه فردی با خودشناسی آغاز میشود. شما با تبدیل شدن به فردی که دیگران میخواهند، موفق نخواهید شد. به هنگام تبیین برنامه توسعه فردی، شما ارزشها، باورها و اهداف خودتان را پیدا کرده و چارچوبهای زندگیتان را بر اساس آنها طراحی میکنید.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله خودشناسی را نیز مطالعه کنید.
2) کشف هدف زندگی
بسیاری از افراد تمام روزهای عمر خود را بدون دانستن اینکه چه هدفی دارند، سپری میکنند. در حالیکه به هنگام تبیین برنامه توسعه فردی، شما وضعیت فعلی زندگیتان را مورد سنجش قرار میدهید و بررسی میکنید که در چه حوزههایی میخواهید و میتوانید بهتر شوید.
3) آگاهی از مسیر
با دنبال کردن برنامه توسعه فردی، به شکلی روشن میتوانید مشاهده کنید که میخواهید از کجا به کجا برسید و در فرآیند دستیابی به خواستههایتان، چه مسیرهای دشوار و یا آسانی را باید پشت سر بگذارید. این آگاهی از مسیر، باعث میشود در تصمیمگیریها نیز بهتر عمل کنید.
4) خودشکوفایی
در مسیر تبیین و دنبال کردن یک برنامه توسعه فردی، میتوانید خواستههایتان را از زندگی شناسایی کنید، انگیزه پیدا کنید، در مسیر رسیدن به آنها حرکت کنید و در نهایت به آنچه میخواهید دست پیدا کنید. بدین ترتیب، هر مرحله که پیشرفت کنید، به خودتان نگاه خواهید کرد و با دیدن اینکه توانستهاید قدمی در جهت تبدیل شدن به بهترین خودتان بردارید، احساس رضایت و شادمانگی در سراسر وجودتان لبریز خواهد شد.
5) مدیریت استرس، خشم و افسردگی
نگاهی به دور و برتان بیندازید. چه کسانی بیشتر دچار این سه سم کشنده، یعنی استرس، خشم و افسردگی میشوند؟ بله، کسانی که نمیتوانند خودشان را مدیریت کنند، کنترلی روی ذهنشان ندارند، کارهایشان را عقب میاندازند و تصور میکنند افراد و عوامل دیگری غیر از خودشان، مسئولیت زندگی آنها را بدست گرفته است. این در حالی است که تهیه برنامه توسعه فردی، بر این مبنا صورت میگیرد که فرد نقش اول زندگی خودش است و به رغم وجود عوامل بیرونی، مسئولیت لحظه به لحظه زندگی به عهده خودش است.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله فرمول پنج مرحلهای کنترل ذهن را نیز مطالعه کنید.
مزایای بهرهمندی از برنامه توسعه فردی در زندگی شغلی
در صورتیکه زندگی شغلیتان جزو یکی از ارزشهایتان باشد، با پیروی از برنامه توسعه فردی خواهید توانست علاوه بر زندگی شخصی، در این بخش از زندگی نیز به نتایج درخشانی دست پیدا کنید. نمونههایی از مزایای بهرهمندی از برنامه توسعه فردی در زندگی شغلی عبارتند از:
1) افزایش اعتماد به نفس و انگیزه
با نوشتن یک برنامه توسعه فردی، از نقاط قوت و ضعف خودتان اطلاع پیدا خواهید کرد و نحوه تاثیر این نقاط قوت و ضعف را بر سازمان یا شرکتی که در آن به کار مشغول هستید، شناسایی خواهید کرد. همین آگاهی باعث میشود حضور پُربازدهتری در محیط کار داشته باشید. مشاهده این قبیل از نتایج مثبت که در نتیجه پیروی از برنامه توسعه فردی بدست آمده، به سطح اعتماد به نفس و انگیزه شما خواهد افزود.
2) تقویت مهارتها
اگر در برنامه توسعه فردی خودتان، نقشه راه بهبود زندگی شغلی را نیز بگنجانید؛ با بررسی این نقشه راه، میتوانید تشخیص بدهید که کدام مهارتها را باید بهبود بخشید و چه مهارتهایی وجود دارد که با یادگیری آنها، میتوانید جایگاه شغلیتان را ارتقا ببخشید.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله مهارتهای زندگی کارآفرینی را نیز بخوانید.
آیا سن افراد در توسعه فردی آنها تاثیرگذار است؟
گروه عظیمی از افراد، تصور میکنند وقتی سن آنها از عدد مشخصی بزرگتر شد، دیگر فرصتها تمام شده و آنها دیگر نخواهند توانست قدم مثبتی در جهت توسعه فردی و تقویت مهارتهای شخصی و کاریشان بردارند. در حالیکه این تصور، کاملاً اشتباه است.
هیچ سنی برای پیشرفت دیر نیست. زندگی، موهبتی است که هر لحظه به ما ارزانی میشود. حتی اگر یک سال از زندگیمان باقی مانده باشد، بهتر نیست که برای این یک سال هدف داشته باشیم، بامعنا زندگی کنیم و طی زمانی که در اختیار داریم، با اعتماد به نفس و انگیزه بالا، هر روز قدمهای بیشتری برای رسیدن به آن هدف برداریم؟
مراحل لازم برای نوشتن برنامه توسعه فردی
برای نوشتن یک برنامه توسعه فردی موفق باید هفت مرحله را پشت سر بگذارید. در ادامه، به تفضیل در مورد هر مرحله صحبت میکنیم.
1) تعیین اهداف
به دنبال چیزی باشید که از زندگی میخواهید؛ آنها اهداف بلندمدت شما هستند.
شما در هر سنی که باشید، باید تعیین کنید از زندگیتان چه میخواهید. تعیین اهداف بلندمدت، اولین قدم برای برنامهریزی است و باعث میشود زندگیتان به یک ثبات و ساختار مشخص برسد.
توصیه میکنیم هدفهایی بزرگ برای خودتان تبیین کنید، هدفهای که به راحتی در دسترس نباشند و عملی کردن آنها مستلزم تلاش باشد. همچنین یکی از نکاتی که در زمان تعیین هدف باید مدنظر قرار دهید، هماهنگی آنها با نقاط ضعف و قوتتان است.
بله درست است؛ گفتیم هدفهایتان باید بزرگ و جدی باشند، ولی این موضوع نباید شما را به ترس و دلهره بیندازد. شما باید این اهداف را به هدفهای کوچک و گامهای کوچک تقسیم کنید، بدین ترتیب آنها قابلاندازهگیری و قابل دسترس خواهند شد و شما از پس اجرایی کردن آنها برخواهید آمد.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله چگونه هدفگذاری کنیم را نیز بخوانید.
2) اولویتبندی اهداف تعیینشده
در این مرحله، باید تمامی گامهای کوچکی که شما را به سمت هدفهای بزرگتان رهنمون میشوند را به شکل دقیق، شناسایی و تعیین کنید. با انجام این کار، در واقع اهداف بزرگتان به چندین هدف کوچک تبدیل میشوند که باید در کوتاهمدت عملی شوند. به خاطر داشته باشید که شما نمیتوانید همه کارها را به یکباره انجام بدهید، به همین دلیل، باید اهداف کوتاهمدتتان را اولویتبندی کنید.
به عنوان نمونه، فرض کنیم شما دوست دارید به یک مدرس ارشد در محیط دانشگاه تبدیل شوید. بدین منظور ابتدا باید مدرک PhD بگیرید. تبدیل شدن شما به استاد دانشگاه، یک هدف بزرگ است، ولی باید آن را به گامهای زیر تبدیل کنید:
- ابتدا باید تحصیلاتم را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دهم.
- باید فعالیتهای پژوهشی و علمی داشته باشم.
- باید برای کنکور درس بخوانم.
- باید خودم را برای مصاحبه دکتری آماده کنم.
3) مشخص کردن سقف زمانی مشخص برای دستیابی به اهداف
مشخص کردن زمان مناسب برای تحقق هر هدف، بیشتر از آنچه فکرش را میکنید، اهمیت دارد. با انجام این کار، تصویر واضحی از آینده پیدا میکنید و این موضوع در سطح انگیزه شما به شدت تاثیرگذار است.
به عنوان نمونه، در مورد مثال بالا، دوست دارید وقتی از مقطع دکتری فارغالتحصیل شده و به عنوان یک استاد پا در کلاس درس میگذارید، چند ساله باشید؟
نکته مهم: لطفاً عجول نباشید و در تعیین ضربالعجلها واقعبینانه رفتار کنید. بدین ترتیب وقتی با مانع یا مشکلی مواجه شُدید، ناامید نخواهید شد و انگیزهتان را از دست نخواهید داد. شکستها اجتنابناپذیر هستند، درست است که ممکن است روبرو شدن با شکست ناراحتکننده باشد، ولی به خاطر داشته باشید هر شکستی، درسی در دل خود دارد. چه بسا همین شکست باعث شود دیدگاه بازتری در مورد موانع آینده پیدا کنید و بتوانید از قبل برای دور ماندن از آنها برنامهریزی کنید!
4) شناسایی تهدیدها و فرصتها
همواره موضوعاتی وجود خواهند داشت که اگر به آنها میدان بدهید، شما را از دستیابی به هدفتان دور خواهند کرد. موضوعاتی که از آنها صحبت میکنیم، همان تهدیدها هستند که میتوانند ماهیتی درونی یا بیرونی داشته باشند. به عنوان نمونه، کمبود انگیزه، میتواند تهدیدی داخلی باشد که شما را از درس خواندن برای کنکور دکتری بازدارد.
اگر خودآگاهی داشته باشید، میتوانید عواملی که باعث میشود کارها را به تعویق بیندازید یا تمرکزتان را از دست بدهید را شناسایی کرده و با بهکارگیری راهکاری مناسب، خودتان را در اوج انگیزه نگه دارید.
در سوی دیگر ماجرا، همواره مواردی وجود خواهند داشت که شما میتوانید از آنها بهره ببرید یا از طریق آنها به افرادی وصل شوید که مسیر رسیدن شما به هدف را تسهیل میکنند. این موارد، همان فرصتها هستند و شما باید بدون درنگ، از آنها استقبال کنید.
به عنوان مثال، اگر قرار است به زودی یک کنفرانس علمی در رشته تحصیلی شما برگزار شود، آن را به چشم یک فرصت ببینید. حتماً در کنفرانس شرکت کنید، شبکهسازی کنید، دانشتان را بروز کنید. اگر یک مقاله از تحقیقاتتان نیز به آنها ارسال کنید، عالی میشود.
5) توسعه مهارتها و افزایش دانش
هنگامی که شناسایی کردید چه مواردی جلوی پیشرفت شما را میگیرد و چه مواردی باعث میشود رو به جلو حرکت کنید، زمان آن فرارسیده که روی فرصتهایی که پیدا کردهاید، مانور بیشتری بدهید. برای پیشرفتهایی که میتوانید داشته باشید، یک برنامه عملی بنویسید و از هر راهی برای ماندن در اوج انگیزه استفاده کنید.
به عنوان مثال، برای کسی که میخواهد در دانشگاه تدریس کند، این فرصت میتواند شرکت در یک دوره آموزشی باشد. چنین فردی باید از هزینههای دیگرش بکاهد تا بودجه کافی برای ثبتنام در دوره را بدست آورد.
6 ) استفاده موثر از شبکه حمایتی
یک نکته طلایی دیگر که باید به آن توجه داشته باشید، این است که:
مجبور نیستید همه کارها را به تنهایی پیش ببرید. شبکه حمایتی که در اطراف شما وجود دارد، به خودی خود یک دارایی ارزشمند به شمار میرود.
در برنامه توسعه فردی نام کسانی که میتوانند به شما کمک کنند را نیز یادداشت کنید. دوستان، خانواده، همکاران، همکلاسیها، مشاوران و کوچها، همگی جزو کسانی هستند که همانند کاتالیزور، میتوانند مسیر رسیدن شما به اهدافتان را تسهیل کنند.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله کاتالیزورهای موفقیت را نیز بخوانید.
7) ارزیابی میزان پیشرفت
بعد از آنکه مدتی از زمان استارت شما برای حرکت به سمت اهدافتان سپری شد، نوبت به آن میرسد که نگاهی به میزان پیشرفتتان داشته باشید و دستاوردهایتان را مورد ارزیابی قرار دهید. این کار باعث میشود انگیزه شما دوچندان شود و بیش از پیش برای ادامه راهتان مصمم شوید.
بعد از هر شکست نیز باید با خودتان خلوت کنید و دلایل آن شکست را مورد بررسی قرار دهید. باید مراقب باشید که در این مرحله، نباید وارد فاز غصه، ناامیدی و خشم شوید. این احساسات به جای حرکت رو به جلو، باعث پسروی شما میشوند. خیلی راحت است که بعد از شکستها زانوی غم بغل بگیریم و خودمان را قربانی شرایط بدانیم. این کار را همه بلد هستند. هنر اینجاست که خیلی سریع بتوانیم تمامی احساسات منفی را پشت سر بگذاریم، کنترل شرایط را به دست بگیریم و فقط درسی که از مشکلات گرفتهایم را سرمشق ادامه راه قرار دهیم.
پویا باشید. به جای ناراحتی از خودتان بپرسید: چه اتفاقی باعث شد من با این مشکل روبرو شوم؟ آیا در مهارتهایم کمبودی وجود دارد؟ اگر پاسختان مثبت است، یک هدف کوچک با موضوع افزایش مهارت به برنامه توسعه فردی خود اضافه کنید. تبریک میگوییم، اکنون شما یک هدف جدید دارید و تمام تمرکزتان را باید به تحقق آن معطوف سازید و نه چیز دیگر.
اگر به این موضوع علاقمندید، پیشنهاد میکنیم مقاله عملگرایی و موفقیت را نیز بخوانید.
سخن پایانی
حجم بالایی از افراد، تصور میکنند توسعه فردی فرآیندی است که فقط یک بار طی میشود و سپس به اتمام میرسد. به هیچوجه اینطور نیست. دنیای امروز به سرعت نور در حال تغییر است و ما نیز باید خودمان را با این سرعت هماهنگ کنیم. نوشتن برنامه توسعه فردی، دنبال کردن آن، ارزیابی آن و افزودن اهداف جدید، فرآیندی پیوسته و دائمی است.
اگر میخواهید به فردی موفق تبدیل شوید، در زندگی خود و اطرافیانتان تاثیرگذار ظاهر شوید و از موهبتی به نام زندگی که هر لحظه به شما ارزانی میشود به درستی استفاده کنید، از بهروزرسانی مداوم برنامه توسعه فردی و پیروی از آن غافل نشوید.



