حافظه شما در چه ساعتی از روز بهتر کار میکند؟
حافظه یکی از مهمترین زیرساختهای یادگیری محسوب میشود و هرچه ما حافظه قویتری داشته باشیم، قدرت فراگیری بالاتری خواهیم داشت. بسیاری از ما از حافظه ضعیف شکایت داریم و میگوییم آنچه میخوانیم، در یادمان نمیماند. آیا این واقعاً به دلیل ضعف حافظه است؟ یا اینکه آنچه مایل به یاد گرفتن آن هستیم اصلاً در حافظه ما ثبت نشده است تا بعداً به یادش بیاوریم؟ اصلاً ضعیف یا قوی بودن حافظه به چه چیزهایی بستگی دارد و چرا برخی افراد حافظه قوی و برخی دیگر حافظهای ضعیف دارند؟
اینها و بسیاری سوالات دیگر، مواردی هستند که محققین همواره کوشیدهاند برای آنها پاسخهای درخوری بیابند. اکنون محققان تصور میکنند با کشف یک ژن در موشها، توانستهاند یک گام به یافتن پاسخ صحیح این سوالات نزدیک شوند.
به گزارش یو سی، محققان دانشگاه توکیو با همکاری دانشکده کشاورزی توکیو و دانشگاه تورنتو، به تازگی توانستهاند ژنی را در موشها کشف کنند که به نظر میرسد بر توان حافظه در فراخوانی اطلاعات ثبت شده در آن، در ساعات مختلف شبانه روز تاثیر میگذارد. این ژن باعث میشود که موشها، صبحها دقیقاً پس از بیدار شدن از خواب، فراموش کارتر شده و حافظه ضعیفتری داشته باشند.
پروفسور ساتوشی کیدا از دانشکده شیمی بیولوژیک دانشگاه توکیو میگوید: «ظاهراً گروه تحقیقاتی ما توانسته است برای اولین بار ژنی را در موشها کشف کند که وظیفه آن بطور خاص بازیابی اطلاعات از حافظه است.»
وقتی چیزی را فراموش میکنید، دو دلیل میتواند داشته باشد: 1. یا اصلاً آن چیز در حافظهتان ثبت نشده است. مثلاً چند دقیقه قبل کسی را به شما معرفی کردهاند ولی شما حواستان جای دیگری بوده است و اصلاً متوجه نام او نشدهاید تا یادتان بماند. 2. و یا اینکه وقتی میخواهید آن چیز را به خاطر بیاورید، هرچه تلاش میکنید نمیتوانید محل ثبت اطلاعات مربوط به آن را در مغزتان بیابید. مثل وقتی که میکوشید اشعار موسیقی مورد علاقهتان را به یاد بیاورید ولی هر کار میکنید یادتان نمیآید و میگویید نوک زبانم است اما نمیتوانم بگویم.
بسیاری از محققانی که روی حافظه تحقیق میکنند، میکوشند نحوه شکلگیری خاطرات جدید را کشف کنند. اما مطالعه روی زیست شناسی فراموشی، کار بسیار پیچیدهتری است. چرا که تفکیک قائل شدن بین اینکه آیا دادهها اصلاً در مغز ثبت نشدهاند و یا ثبت شدهاند اما مغز در یافتن آن دادهها به مشکل خورده است، کار بسیار دشواری است.
پروفسور کیدا میگوید: «ما توانستیم آزمون حافظهای را طراحی کنیم که به کمک آن بتوانیم بین عدم ثبت اطلاعات در حافظه و ناتوانی در یافتن محل ثبت اطلاعات در حافظه، تفکیک قائل شویم.»
محققان به کمک این آزمون به بررسی حافظه موشهای نر و ماده بالغ پرداختند. در مرحله یادگیری (یا همان مرحله آموزش که طی آن اطلاعات در حافظه به ثبت میرسید)، موشها این اجازه را داشتند که یک شئی را به مدت چند دقیقه مورد بررسی قرار دهند. بعداً در مرحله فراخوان اطلاعات، محققان دقت نمودند تا ببینند هر موش، چه مدت زمان را برای لمس اشیایی که قبلاً با آنها سر و کار داشته است صرف میکند. در این آزمایش مشخص شد که موشها اشیایی را که به خاطر دارند و میدانند آنها را قبلاً دیدهاند، کمتر لمس میکنند. در ادامه این تحقیقات، محققان موشها را با همان اشیاء قبلی، ولی این بار در ساعات مختلف روز و با هدف فراخوان اطلاعاتی که قبلاً در حافظهشان ثبت شده بود، مورد بررسی قرار دادند.
این آزمون روی دو نوع موش مختلف عیناً تکرار شد. یکی موشهایی که سالم بودند و دیگری موشهایی که پروتئین BMAL1 نداشتند. (این پروتئین، شدت بروز بسیاری از دیگر ژنها را تنظیم میکند.) معمولاً میزان پروتئین BMAL1 خون دقیقاً قبل از بیدار شدن از خواب، در پایینترین سطح و قبل از به خواب رفتن، در بالاترین سطح خود قرار دارد.
موشهایی که دقیقاً در لحظه بیدار شدن عادیشان از خواب تحت تعلیم قرار گرفته بودند و درست پیش از زمان طبیعی به خواب رفتنشان مرحله فراخوان اطلاعات در موردشان به اجرا گذاشته شده بود، توانستند شئی مورد نظر را تشخیص دهند.
موشهایی که در همان زمان (یعنی دقیقاً در لحظه بیدار شدن از خواب) تحت تعلیم قرار گرفته بودند ولی 24 ساعت بعد وارد مرحله فراخوان شدند، نتوانستند اشیا را به خاطر بیاورند.
در این آزمون اگرچه موشهای سالم و موشهای فاقد پروتئین BMAL1 هر دو الگوی نتایج یکسانی داشتند، ولی موشهای فاقد پروتئین BMAL1 دقیقاً در لحظه بیدار شدن عادیشان گیج میزدند و فراموش کارتر بودند. سپس محققان بررسی کردند که ببینند آیا حافظه موشها در شناسایی اشیا و شناسایی هم جنسهایشان فرق میگذارد؟ که در هر دو حالت به همان نتایج رسیدند و فرقی مشاهده نکردند.
این آزمون نشان داد که در زمان طبیعی بیدار شدن موشها (که سطح BMAL1 خون آنها بطور معمول پایین است)، رازی نهفته است که باعث میشود موشها آنچه از قبل آموختهاند و یقیناً میدانند به یاد نیاورند.
به گفته کیدا، پژوهشگرانی که روی حافظه تحقیق میکنند، پیش از این چنین حدسی زده بودند که ساعت درونی بدن یا همان چرخه شبانه روز که وظیفه تنظیم چرخه خوابیدن و بیدار شدن ما را بر عهده دارد، بر یادگیری و شکلگیری حافظه نیز تاثیر دارد. اما اکنون ما شواهدی در دست داریم که ثابت میکنند ساعات شبانه روز فراخوان حافظه را تنظیم میکنند.
محققان توانستهاند نقشی که BMAL1 در بازیابی حافظه بازی میکند را در ناحیه خاصی از مغز به نام هیپوکامپ، ردیابی کنند. علاوه بر این، محققان توانستهاند نشان دهند که بین عادی بودن سطح BMAL1، فعال شدن گیرندههای دوپامین و همچنین تنظیم سایر مولکولهای کوچک مغز که وظیفه ارسال فرکانس را بر عهده دارند، رابطه وجود دارد.
کیا میگوید: «اگر بتوانیم بفهمیم که چگونه میتوانیم از طریق BMAL1 حافظه را تقویت کنیم، میتوانیم امیدوار باشیم که راهی برای درمان بیماریهای انسانی ناشی از تخریب حافظه مثل زوال عقل و آلزایمر بیابیم.»
اما هنوز اینکه چرا توانایی حافظه در فراخوانی اطلاعات ثبت شدهاش، بطور طبیعی در ساعات مختلف روز فرق میکند و هدف از چنین اتفاقی چه بوده است برایمان یک راز باقی مانده است.
پروفسور کیدا میگوید: «ما واقعاً دوست داریم سر دربیاوریم که چه مزیتی وجود داشته است که طبیعت در روند تکاملی خود، کاری کرده است تا در ساعاتی از روز، بازخوانی اطلاعات ثبت شده در حافظه مختل شده و با مشکل مواجه شود؟»



