خانه / آموزش / کار و سرمایه / سرمایه گذاری / ۱۱۷ درس کاربردی برای ثروتمند شدن
آموزش مکالمه خیلی ضروری زبان انگلیسی در ۴۵ روز

۱۱۷ درس کاربردی برای ثروتمند شدن

رابرت جی. آلن، تاجر و نویسنده ی کتاب پرفروش ثروتمند یک دقیقه ای می گوید: «چند ثروتمند را می شناسید که فقط با پس انداز پول در بانک به این جایگاه رسیده باشند؟ من که در این زمینه حرفی برای گفتن ندارم.» در واقع شما ثروتمند نخواهید شد، مگر از سرمایه گذاری در بازار سهام، مسکن، راه انداختن یک کسب و کار و دیگر ریسک های سودآور.

اگر می خواهید ثروتمند شوید، ابتدا باید مانند یک فرد ثروتمند فکر کنید. تجسم کنید که وضعیت مالی بسیار خوبی دارید و از افکار بلندپروازانه نترسید. اگر تجسم ثروتمند بودن، برایتان غیرممکن است بدانید که یک چیز بسیار مهم را کشف کرده اید: «اینکه بزرگترین مانع ثروتمند شدن تان، خود شما هستید.» حقیقت این است که در راه رسیدن به ثروت، هیچ مانعی وجود ندارد مگر افکار بازدارنده ی خودتان.

بنابراین شما می توانید با ۱۱۷ درس کاربردی برای ثروتمند شدن شروع کنید. این درس ها شما را از لحاظ ذهنی، حسی و مالی آماده می کنند، شما را در مسیر درست قرار می دهند و اسرار پول در آوردن، پس انداز کردن، خرج کردن و سرمایه گذاری درست را نشان تان می دهد.

۱) پول تان را مدیریت کنید.
منظور از مدیریت پول، تنها این نیست که پس انداز کنید بلکه باید حساب هر ریالی که خرج می کنید را داشته باشید. این کار شامل در نظر گرفتن بودجه ای دقیق و مشخص برای هزینه ها، کاهش بدهی ها و پس انداز کردن می شود. اینکه چقدر پول در می آورید مهم نیست، اینکه چطور آن را مدیریت کنید، اهمیت دارد زیرا اگر نتوانید همین درآمدی را که در حال حاضر دارید درست و به جا خرج کنید، از عهده ی مدیریت پول بیشتر هم بر نخواهید آمد. بررسی ها به طرز شگفت انگیزی نشان می دهند ۸۰ درصد برندگان بخت آزمایی، پنج سال پس از دریافت آن مبلغ هنگفت، ورشکست می شوند زیرا مهارت مدیریت آن همه پول را ندارند. پس بکوشید که این هنر را بدست آورید.

۲) هرگز چیزهای قلابی نخرید.
برای پرورش ذهنیت پولدار، در درجه ی اول باید این احساس را داشته باشید که شایسته ی پولدار شدن هستید. برای ایجاد این دگرگونی ذهنی، باید از ته دل و بطور تمام و کمال این احساس را داشته باشید، بطوریکه بر هر آنچه که می خرید نیز تاثیر بگذارد. پس اگر می خواهید یک ساعت رولکس یا کیف فندی بخرید آنقدر پول پس انداز کنید تا بتوانید اصل آن را بخرید. خریدن چیزهای قلابی این پیام را به ناخودآگاه تان می فرستد که شما لیاقت جنس اصل و واقعی را ندارید. حال آنکه واقعیت، کاملاً خلاف این ذهنیت است!

۳) به یاد داشته باشید که نیکوکاری باعث جذب فراوانی می شود.
این باور درست است که هرچه بیشتر بِدَهی، بیشتر می گیری. در واقع با هر ریالی که می بخشید ده قدم به ثروت نزدیک تر می شوید. فراوانی، هم از طریق کارهای خوب و هم از راه احساس رضایتی که از یاری به همنوعان پدید می آید، به زندگی ما جاری می شود و خود را به شکل های گوناگون نشان می دهد.

۴) معنای راستین ثروت و دارایی را دریابید.
ما اغلب به هنگام ارزیابی دارایی مان، یکسری چیزهای مهم را به حساب نمی آوریم. ثروت، تنها پول و اموال نیست. بلکه مجموعه ای از ارتباطات، سفرها، تجربه ها و فرصت هایی است که به غنای شخصی ما کمک می کنند. پس زمانی که به حساب و کتاب ثروت تان می پردازید، اعضاء خانواده، دوستان، درس های ارزشمندی که از زندگی گرفته اید و خاطرات با ارزش، موفقیت های شغلی، پیشرفت های معنوی و اخلاقی، تحصیلات و تجربه های سفر خود را از قلم نیندازید. هرگاه به این بخش های بسیار ارزشمند زندگی تان توجه کردید و آنها را دیدید، مفهوم راستین ثروت را در می یابید.

۵) بدانید که ذهن تان از پیش، راه میلیونر شدن را می داند.
نویسنده ای به نام آین رند می نویسد: «ثروت، محصول توانایی اندیشیدن است.» شاید به نظر، غیرممکن باشد اما شما از پیش می دانید که چگونه ثروتمند شوید اما این دانش را زیر ترس و تردیدی که سال ها در درون تان انباشته اید، دفن کرده اید. این لایه های جِرم و کَبَره را که مانع از شکوفایی افکار مثبت می شوند با رفتن روی موج نیروی پیش برنده ی درون، از بین ببرید. بگذارید ذهن تان به دورانی که ترس و تردیدی در وجودتان نبود و همه چیز ممکن بود، پرواز کند آنگاه هرچه به ذهن تان می رسد را بنویسید. این اولین تمرین اندیشیدن همچون یک شخص پولدار است.

۶) ذهنیت خود را نسبت به توانگری عوض کنید.
ذهنیت ما نسبت به توانگری از دوران کودکی با دیدن عملکرد و شنیدن حرف های مالی بزرگترها تغذیه می شود. تمام ذهنیت شما نسبت به پول و اینکه شایسته ی چه موقعیتی هستید، از کودکی نشات می گیرد. پس برای توانگر شدن باید ذهنیت خود را عوض کنید؛ یعنی دیدگاه تان را نسبت به پول و ارزش خود، دگرگون سازید. برای این کار، افکار تازه و مثبت را وارد ذهن تان کنید.

۷) ذهن پولدار خود را گسترش دهید.
آینده ی خود را از نظر مالی چگونه می بینید؟ آیا خود را فردی تنگدست یا با وضعیت مالی متوسط تصور می کنید؟ اگر چنین است بدانید که همیشه در فقر و تنگدستی باقی خواهید ماند. هر کسی به اندازه ای ثروتمند می شود که می اندیشد؛ پس خود را آنچنان که می خواهید پولدار تصور کنید. ببینید دوست دارید با پول تان چه کارهایی انجام دهید و این رویاها را بنویسید و جلوی چشم تان بگذارید. در طی روز چندین بار تکرار کنید: «من پولدارم». پس از مدتی بازتاب این ذهنیت را در کارهایتان می بینید و فرصت های سودآور بیشتری را به سوی خود جذب می کنید.

۸) نگرش خود را نسبت به ثروتمندان تغییر دهید.
اگر افراد ثروتمند را آدم هایی حریص، خودخواه، پر اِفاده و غیر قابل اعتماد می دانید پس تعجبی ندارد که پولدار نباشید! زیرا ذهن تان، شما را از تبدیل شدن به کسی که دوست ندارید، باز می دارد. بنابراین با تمرکز بر مَنِش افراد متمولی که تحسین شان می کنید معنای ثروتمند بودن را در ذهن تان تغییر دهید. برای مثال بیل گیتس که بنیانگذار مایکروسافت و یکی از ثروتمندترین افراد دنیا می باشد، به همراه همسرش، سازمان خیریه بیل و ملیندا را تاسیس نموده که فقط او و همسرش، سالانه میلیون ها دلار به این خیریه کمک می کنند. توجه به تاثیرات مثبت انسان های پولدار، از مقاومت ذهن در برابر این امر می کاهد و راهی پیش پایتان می گشاید که به این افراد بپیوندید.

۹) اهداف بلندمدت برگزینید و در انتظار پاداش آنها باشید.
بررسی ها نشان می دهند موفق ترین انسان ها، کسانی هستند که اهداف بلندمدت بر می گزینند و هر روز، در جهت رسیدن به آنها گام بر می دارند و زندگی شان را با مقتضیات رسیدن به آن اهداف، هماهنگ می کنند. اگر رویای ثروتمند شدن دارید باید رسیدن به آن را به بعضی کارها و تصمیم های روزانه تان مقدم بشمارید.

برایان تریسی که تاجر و نویسنده ی کتاب هایی است که فروش بسیار بالایی دارند، می گوید: «با تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت و تسلیم نشدن در برابر وسوسه ی خرج های بی جا، سرانجام به استقلال مالی می رسید.»

۱۰) بدانید که شایستگی ثروتمند شدن را دارید.
فکر می کنید شایسته ی چه سطحی از زندگی هستید؟ برای پاسخ به این پرسش وقت کافی بگذارید زیرا کل زندگی تان بر پایه ی این پاسخ تعریف می شود. در واقع اگر فکر می کنید لایق یک زندگی مرفه و سطح بالا نیستید بنابراین هرگز به این جایگاه نمی رسید. اما اگر آرزو دارید که در شاهراه ثروت گام بردارید باید از صمیم قلب، خود را شایسته ی آن بدانید.

۱۱) به کائنات اعلام کنید که می خواهید پولدار شوید.
پولدارها پولدارتر می شوند. چرا؟ زیرا اندیشه، کردار و رفتار متمولانه دارند. راندا برن، نویسنده ی کتاب پرفروش «راز» این پدیده را تحت عنوان قانون جذب توضیح می دهد. انرژی، همچون بوم رنگ عمل می کند. اگر با این اندیشه که «من همیشه بدبختم»، انرژی منفی به هستی بفرستید، مطمئن باشید که همان را دریافت خواهید کرد. پس مثبت اندیش باشید و با فرستادن انرژی پولساز به کائنات اعلام کنید که می خواهید توانگر شوید. به این ترتیب، هستی نیز در جهت رسیدن به این هدف با شما هماهنگ می شود. این کار را انجام دهید تا درهای دستیابی به ثروت، به روی تان گشوده گردد.

۱۲) محرک انگیزه بخش، خودتان باشید.
چه چیز باعث شده که بخواهید پولدار شوید؟ برای روشن کردن انگیزه هایتان وقت بگذارید. این یک مرحله ی مهم است زیرا اگر برای دل خودتان نمی خواهید ثروتمند شوید و انگیزه ی دیگری دارید، احتمال اینکه پیروز نشوید زیاد است. اگر ثروت را برای این می خواهید که به دیگران فخر بفروشید یا از کسی انتقام بگیرید بالاخره از مسیر منحرف می شوید و شکست می خورید. اما اگر با هدف رشد شخصی و به انجام رساندن رسالت انسانی گام در این راه بگذارید، شانس پیروزی تان افزایش می یابد.

۱۳) احساس تان را نسبت به پول تغییر دهید.
اندیشه و عملکردی که درباره ی پول دارید از چگونگی احساس تان نسبت به آن، سرچشمه می گیرد. برای مثال شاید فکر کنید زمانی که به ثروت دلخواه برسید دیگر وقتی برای لذت بردن از آن نخواهید داشت، پس چه فایده ای دارد؟ این طرز فکر، ناامیدی می آورد و شما را از تلاش برای رسیدن به ثروت، باز می دارد. پس به چیزهای مثبتی که با پولدار شدن بدست می آورید، بیندیشید؛ مثلاً زندگی در یک خانه راحت، فرستادن فرزندانتان به بهترین مراکز آموزشی، سفر و یا امکان کمک های بزرگ به خیریه ها.

۱۴) بدانید که ماندن در محدوده ی امن، باعث عقب ماندگی می شود، پس از این محدوده خارج شوید.
حقیقت این است که انسان در راحتی شکوفا نمی شود و رشد نخواهد کرد. علت آن است که راحتی باعث می شود انسان از توانایی هایش کمترین استفاده را کند و تنها هدفش این باشد که همه چیز را همان طور که همیشه بوده، نگه دارد. برای پولدار شدن باید همواره خود را از این پیله ی امن، بیرون بکشید. خارج شدن از این پیله، همچون کش و قوس دادن به بدن است؛ زمانی اثر می گذارد که احساس فشار کنید. پس هرگاه سختی را حس کردید، بدانید که به ثروت نزدیک تر می شوید.

۱۵) باور کنید که پولدار می شوید، تا پولدار شوید.
همه ی ثروتمندان به گونه ای اظهار می دارند که تا زمانی که باور نداشتند شایسته ی توانگری هستند، درهای این سعادتمندی به رویشان گشوده نشده بود. بدیهی است برای دستیابی به پیروزی، باید ایمان داشته باشید که موفق خواهید شد. آیا شیوه ی دیگری برای حفظ اشتیاق و ادامه ی تلاش می شناسید؟ سی. اس. لوئیس می نویسد: «ما همانی هستیم که باور داریم.» پس باور کنید که ثروتمندید. اندیشه که آغاز بشود، حرکت نیز پدید خواهد آمد.

۱۶) از شکست نترسید.
ثروتمندان می دانند که گاهی در راه رسیدن به ثروت، شکست و ناکامی در کمین است. سویچیرو هوندا، پایه گذار شرکت موتورسیکلت هوندا می گوید: «۹۹ درصد پیروزی، شکست است.» در واقع بخشی از شناختن راه درست، شناختن راه نادرست است. پس اگر گاهی به مانعی برخوردید به جای خودخوری و ناامیدی آن را سکوی پرتابی به سوی هدفتان بدانید. هرگز وقت خود را برای غصه خوردن بر سر ناکامی ها هدر ندهید بلکه بکوشید تا پیام عبرت آموز آنها را بگیرید. یکی از ضروری ترین نکاتی که باید در روند پولدارتر شدن در نظر بگیرید، آمادگی برای رویارویی با شکست های احتمالی است.

۱۷) از اشتباهات عبرت بگیرید.
هیچکس دوست ندارد اشتباه کند اما به قول آلبرت اینشتین: «کسی که هرگز اشتباه نکرده، هرگز دست به کار جدیدی هم نزده است.» حقیقت این است که در راه رسیدن به ثروت، اشتباهاتی نیز خواهید کرد. شاید سخت باشد اما باید بیاموزید که به اشتباهات به عنوان تجربه های زندگی بنگرید و ضمن درس گرفتن از آنها به خاطر داشته باشید که بزرگترین پشتیبان تان در دستیابی به پیروزی، اعتقاد و ایمان تان است. بنابراین هرگاه دچار اشتباهی شُدید، اجازه ندهید که حس ناامیدی و بی کفایتی به درون تان نفوذ کند.

۱۸) به خود یادآوری کنید که باورهایتان روی سنگ، حک نشده است.
شبکه ی باورها طی سال ها و در اثر تاکیدهای پی در پی، شکل می گیرد. به همین دلیل هرچه سن بالاتر می رود، باورها محکم تر می شود. اما این بدان معنا نیست که تغییر آنها غیرممکن باشد. پس باید اعتقادات نادرست، به ویژه آنهایی که توانایی تان برای پولدار شدن را زیر سوال می برند، عوض کنید. بسیاری از ما توجه مان بیشتر به ناتوانی هایمان است تا توانایی هایمان، که این امر موجب می شود تا احساس پوچی کنیم و ایمان خود را به اینکه می توانیم به اهدافمان برسیم، از دست بدهیم. پس از همین امروز «من می توانم» را جایگزین «من نمی توانم» کنید.

۱۹) دوباره بر مسند قدرت بنشینید.
همگی شنیده ایم کسی که از روی اسب پایین می افتد باید بلافاصله دوباره سوار اسب شود تا ترس، بر او غالب نشود. این نکته در تمام جنبه های زندگی به ویژه پولدار شدن، کاربرد دارد و موثر است. پس خود را برای زمین خوردن های گاه و بیگاه، آماده کنید و هرگز اجازه ندهید که این ضربه های کوچک، شما را فلج کنند.

هیچکس با تسلیم شدن در برابر اولین شکست پولدار نشده است که شما دومی باشید. هرچه بیشتر بتوانید از ناکامی ها بهره بگیرید، اعتماد به نفس تان قوی تر می شود و موانع راه رسیدن به ثروت را با مهارت بیشتری پشت سر می گذارید.

۲۰) تسلیم نشوید، پیش بروید.
در راه رسیدن به ثروت، هرچه هم که پیش آمد، هرگز تسلیم نشوید. زمانی که فهرستی از کارهای لازم برای دستیابی به این هدف را می نویسید، «تسلیم نشوم» را در راس همه ی آنها قرار دهید و هرگاه در این روند احساس کردید که اعتماد به نفس تان پایین آمده با خود بگویید: «تسلیم نشو، پیش برو!» پیش رفتن یعنی پیگیری اهداف و دنبال کردن آرزوها. این عبارت را آنقدر تکرار کنید تا وسوسه ی تسلیم شدن، رد شود. حتی باید صدای خود را در حالی که این عبارت را می گویید، ضبط کنید و در شرایط دشوار یا حتی هنگامی که خواب هستید، بگذارید که پخش شود.

۲۱) به ندای درونی تان اعتماد کنید.
بسیاری از ما به هنگام تصمیم گیری های مهم، در بیرون از خود بدنبال راهنمایی می گردیم، زیرا به استاد درون مان اعتماد نداریم. به این ترتیب کم کم از قدرت شخصی کاسته و دستیابی به پیروزی غیرممکن می شود. رالف والدو امرسون می گوید: «ایمان به خود، اولین راز موفقیت است.» برای پولدار شدن باید به راهنمای درونتان اعتماد کنید. می توانید درستی آن را در تصمیم های کوچک تر بسنجید، اگر در امور کوچک تر، از این نیرو کمک بگیرید، در مسائل بزرگتر، بهتر و قوی تر شما را راهنمایی می کند.

۲۲) هرگز دارایی خود را با دیگران مقایسه نکنید.
اگرچه وسوسه می شوید که برای ارزیابی پیشرفت تان، میزان دارایی خود را با دیگران مقایسه کنید اما بدانید که بهترین مقیاس، خودتان هستید. برای سنجش درست و واقع بینانه ی ثروت تان، به نقاط قوت، ضعف و توانایی های خود توجه کنید. حقیقت این است که همیشه یک نفر در یک جای جهان هست که پول بیشتری در می آورد یا بهتر سرمایه گذاری می کند. اگر بخواهید دیگران را پایین بکشید یا خود را سرزنش کنید هرگز نمی توانید طعم شیرین پیروزی شگفت انگیزی را که در رده ی خود بدست آورده اید، بچشید. پس هرگز اجازه ندهید که برق موفقیت دیگران، چشم شما را به روی دستاوردهای خودتان ببندد.

۲۳) بیاموزید که می توانید مهارت های تازه کسب کنید.
در روند ثروتمند شدن، گاهی لازم می شود که مهارت های جدید کسب کنید، مانند تخصص یافتن در زمینه ی کامپیوتر یا سرمایه گذاری در بازار بورس. هرگز از آموختن چیزی که هیچ شناختی از آن ندارید، نترسید. بلکه این طور بیندیشید که فرصت آموزش چیزی را یافته اید که باقی عمر، برای تان سودآور خواهد بود. اینکه یک کارشناس کامپیوتر نیستید به این مفهوم نیست که هرگز قادر به ساخت وب سایت نخواهید بود. اینکه به تازگی وارد بازار بورس شده اید به این معنی نیست که یک سرمایه گذار حرفه ای نمی شوید. ثروتمندان، به خود ثابت می کنند که هر کاری را می توانند انجام بدهند.

۲۴) یاد بگیرید که خود را بالا بکشید.
بر اساس بررسی تازه ای که در بازار کار آمریکا انجام شده، مشخص شده است که ۷۶ درصد ترفیع ها به کسانی داده می شود که خودشان می خواهند. یعنی فقط ۳۴ درصد افراد بدون آنکه بخواهند ارتقاء درجه می یابند. ابتدا، خواسته هایتان را روشن کنید و آنگاه بپرسید کسی که در موقعیت شغلی شما قرار دارد چطور می تواند ترقی کند. پولدارها به سرعت به سوی پیروزی پیش می روند و منتظر نمی شوند تا کسی به آنها پیشنهاد بدهد یا فرصتی در اختیارشان بگذارد.

۲۵) بدانید که میزان پیروزی تان به نظرتان نسبت به خود، بستگی دارد.
اگر خود را دست کم بگیرید، به موفقیت چندانی نمی رسید. پس مهم است که به عقاید، ایده ها و تلاش هایتان بها دهید. از سلطان تجارت، اپرا وینفری که هرگز لحظه ای به توانایی خود، شک نکرده، الهام بگیرید. او در مصاحبه ای که با آکادمی موفقیت داشت، گفت: «به گمانم کلاس چهارم دبستان بودم که به خود ایمان آوردم. اولین بار بود که این حس را تجربه می کردم و باور داشتم که تقریباً هر کاری که بخواهم می توانم انجام دهم. حس می کردم زنبور ملکه هستم. احساس می کردم می توانم دنیا را در دست بگیرم.» ایمان وینفری به خود، در کارهایش پدیدار و شاه کلید ثروتمند شدنش است.

۲۶) بدانید که بزرگترها نیز می توانند خیال پردازی کنند.
خیال پردازی فقط ویژه ی کودکان نیست! گرچه کودکان، اغلب راحت تر این قوه ی خود را بکار می گیرند اما بزرگترها هم می توانند با مدیریت آن بهره های زیادی ببرند. با استفاده از تخیل به ایده های تازه ای دست می یابید و می توانید زندگی تان را دگرگون کنید. اگر هر روز دقایقی خیال پردازی کنید خلاقیت تان شکوفا می شود و در نتیجه طرح های بهتری برای ثروتمند شدن به ذهن تان می رسد. تاثیر مثبت دیگری که تجسم یک روند و نتیجه ی آن دارد، افزایش قدرت تجزیه و تحلیل است. پس خیال پردازی کنید و بدانید که انجام چنین کاری بچه گانه نیست.

۲۷) با کمک قوه ی تخیل، ایده های ناب را به چنگ آورید.
هنری دیوید تورو می نویسد: «اگر کاخ هایی روی هوا بنا کرده اید، کار بیهوده ای انجام نداده اید. جای آنها همان جاست فقط باید پایه هایشان را بسازید.» از این رهگذر بگذارید رویاهایتان شکل بگیرند و این کار را با خیال پردازی آغاز کنید. هرگاه ایده ای به ذهن تان می رسد، آن را با تعبیرهای گوناگون بنویسید تا اینکه شکل درستش را بیابید. فرض کنید خود را می بینید که وسط یک کافه ی شلوغ در مرکز شهر ایستاده اید. این تصویر را به این هدف که می خواهید صاحب یک رستوران شوید، تبدیل کنید و به این ترتیب با کمک قدرت تخیل، ایده های ناب را همچون پروانه های زیبایی که به تور افتاده اند، شکار کنید.

۲۸) بدانید که خاستگاه تمام اندیشه های خلاق، قوه ی تخیل است.
کسانی که اندیشه ی خلاق دارند از هیچ ویژگی عجیب و غریبی برخوردار نیستند فقط می دانند قوه ی تخیل خود را چگونه بکار گیرند. قوه ی تخیل ریشه ی تمام اندیشه های خلاقانه است پس کار کردن با آن را بیاموزید! اگر در نقطه ای گیر کرده اید و نمی دانید چه کنید قدرت تخیل را به خدمت بگیرید تا ایده های نابی در اختیارتان قرار دهد، یا به وسیله ی نوشتن آنچه به ذهن تان می رسد «جریان سیال ذهن» را بکار اندازید. با خود خلوت کنید و ببینید با چشم سوم تان چه چیزهایی می بینید. همچنین آواز خواندن، نقاشی کشیدن و طراحی کردن، راه را برای ورود ایده، نوآوری یا فرآیندی جدید، می گشاید. زمانی که خلاقیت خود را پرورش دهید از پدیدار شدن اندیشه های بدیع، شگفت زده خواهید شد.

۲۹) بدانید که قوه ی تخیل، از هر چیز دیگر مهم تر است.
آلبرت اینشتین می گوید: «تخیل، مهم تر از دانش است. زیرا دانش محدود است حال آنکه تخیل تمام هستی را در بر دارد.» در واقع اگر کسی در یادگیری یک مهارت یا تخصص، تخیل خود را بکار نگیرد تنها آگاهی محدودی در آن زمینه بدست می آورد. تخیل را همچون موشکی بدانید که شما را به سطحی بالاتر پرتاب می کند، یا همچون کتانی های جادویی که با پوشیدن آنها می توانید در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین راه بروید. چه بخواهید دست به اختراعی بزنید و چه بخواهید یک طرح ساده سر هم کنید بکارگیری قدرت تخیل را از یاد نبرید.

۳۰) تکرار جملات تاکیدی را جزء کارهای روزانه تان قرار دهید.
اغلب ما به خودی خود و به راحتی نمی توانیم مثبت اندیش باشیم. پس باید بیاموزیم که در هر امر و رویدادی نکته یا نکاتی مثبت بیابیم. برای این کار باید اندیشه های منفی را با نسخه ی مثبت آن جایگزین کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید: «من هرگز ثروتمند نمی شوم» بگویید، «من هم اکنون در راه رسیدن به ثروت هستم». به مرور، این لحظات مثبت اندیشی به دقایق و بعد به ساعت ها و روزها امتداد می یابند. با مثبت نگری نه تنها در جریان رسیدن به ثروت قرار می گیرید بلکه سطح زندگی تان بالا می رود و کیفیتش گسترش می یابد. پژوهشگران کلینیک مایو دریافته اند طول عمر انسان های مثبت اندیش، ۱۹ درصد بیشتر از افراد دیگر است.

۳۱) تکنیک تصویرسازی را به کار گیرید تا به ثروت برسید.
در سال ۲۰۰۶ کتاب «راز» راندا برن، یک شبه به پرفروش ترین کتاب سال تبدیل شد. در این کتاب گفته شده که کلید دستیابی به شادی، ثروت و پیروزی این است که خود را انسانی شاد، ثروتمند و پیروز ببینید. پس باید از تکنیک تصویرسازی بهره بگیرید. مثلاً چکی یک میلیارد تومانی برای خود بنویسید و آن را روی آئینه ی دستشویی بچسبانید و هر روز نگاهش کنید. این کار نه تنها باعث می شود که فرصت ها و موقعیت های سودآور را به سوی خود بکشید بلکه به شما یادآوری می کند که خودتان را دست کم نگیرید.

۳۲) واژه ها را با دقت انتخاب نمایید.
دقت در برگزیدن واژه های عبارت های تلقینی بسیار مهم است زیرا ذهن بر تک تک آنها متمرکز می شود. بنابراین از بکار بردن عبارت های منفی بپرهیزید. مثلاً نگویید: «من فقیر نیستم.» بررسی ها نشان داده که با تکرار این جمله، ذهن واژه های «نیستم» و «فقیر» را جذب می کند و با باقی عبارت کاری ندارد. به جای «من فقیر نیستم» بگویید: «من پولدارم». به این ترتیب پیام بطور کامل مثبت می شود و ذهن نمی تواند هیچ برداشت منفی ای از آن بکند. اگر در تلقین به نفس، جملات ۱۰۰ درصد مثبت بکار ببرید و راه ورود هرگونه تغییر منفی را ببندید، پیامدهای شگفت انگیز آن را شاهد خواهید بود.

۳۳) کاری کنید که صدای درون تان بلندتر از هر صدای دیگری باشد.
زمانی که تصمیم می گیرید به سوی ثروتمند شدن گام بردارید، ناگزیر با افراد منفی باف روبرو می شوید. کسانی که از شکوفایی ذهنیت مثبت و غالب شما احساس خطر می کنند به شما خواهند گفت که رویایی هستید یا اینکه تلاش بیهوده می کنید. بهترین شیوه ی مبارزه با این پیام ها تکیه بر بستر مثبتی است که برای خود خلق کرده اید. مهم تر از همه اینکه هرگز با افراد منفی باف، بحث نکنید. ثمربخش ترین واکنشی که می توانید نشان دهید، این است که لبخند بزنید و در حالی که از آن فرد یا افراد دور می شوید، با خود بگویید: «من ثروتمندم. من پیروزم. من نیرومندم.»

۳۴) بیاموزید که لذت های زودگذر را به تعویق بیندازید.
به تعویق انداختن لذت های آنی، سنگ بنای اراده و پایداری است. اما فرهنگ امروزی، ذهنیت «همین حالا می خواهم» را هرچه بیشتر رواج می دهد، در حالی که این نگرش برای کسی که می خواهد ثروتمند شود نوعی دام و خطر است. بنابراین با ایستادگی در برابر وسوسه ی لذت های زودگذر و هوس های خود انگیخته، از گرفتار شدن در این تله ها پیشگیری نمایید. یعنی باید بین برآوردن آنچه در لحظه می خواهید و انتظار برای رسیدن به خواسته های بزرگتر و ارزنده تر، تعادل ایجاد کنید. به قول نویسنده ای به نام تی. هارو اکر: «تنگدستان، اکنون را بر می گزینند و ثروتمندان، تعادل را.» هارو اکر در کمتر از دو سال و نیم میلیاردر شد، شما نیز می توانید با به تعویق انداختن لذت های زودگذر، به جایگاه او برسید.

۳۵) کار کنید، حتی زمانی که دلتان نمی خواهد.
با نشستن پشت کامپیوتر و تظاهر به کار کردن، در حالی که سرگرم بازی یا انجام کارهای شخصی هستیم، ممکن است بتوانیم رئیس مان را گول بزنیم، اما خودمان را نمی توانیم. با این رفتار به ناخودآگاهمان می آموزیم که مسئولیت پذیر نبودن، بد نیست. به یاد داشته باشید که پایبندی نیاز به تعهد تمام و کمال دارد. اگر احساس می کنید که علاقه تان به شغلی که دارید، کم شده، به مرخصی بروید. به خود بگویید: «من این استراحت و تفریح را به خود می دهم تا با تمرکز و آمادگی بیشتر بر سر کارم برگردم.» آنگاه زمانی که بازگشتید، به راستی کار کنید. تمرین و تقویت این پایبندی در افزایش اعتماد به نفس و بطورکلی حس سرافرازی، نقشی شگرف دارد.

۳۶) هدف را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید، تا به آن برسید.
گاهی با کارهایی رو به رو می شویم که حتی با فکرش نیز از پا در می آییم. شاید شما نیز وقتی که به تمام مراحل پولدار شدن، یکباره بیندیشید، دچار این حالت شوید. خیلی ها این احساس را تجربه می کنند. در واقع دلیل اصلی بسیاری افراد برای چشم پوشی از اهدافشان، مقاومت ضمیر ناخودآگاه است. بنابراین برای زنده نگه داشتن رویاهایتان، کارها یا اهداف بزرگ خود را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید تا سریع تر و راحت تر پیش بروند. با به انجام رساندن این بخش های کوچک، مقاومت ذهنی از بین می رود و گرایش به عمل ایجاد می گردد.

۳۷) از اهمال کاری بپرهیزید که دشمن پیروزی است.
هیچ سخنی، سودمندتر از این ضرب المثل نیست که «کار امروز را به فردا میافکن.» در واقع اهمال کاری همواره باعث تباه شدن بسیاری از برنامه ها و آرزوها گشته است. این عادت منفی، از آنجا که اجازه می دهد از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کنید. به تدریج، اراده و پایبندی را در شما می کشد. برای اینکه در دام اهمال کاری گرفتار نشوید اهدافتان را مشخص، و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. زمانی که کاری را برای فردا می گذارید به احتمال زیاد هرگز انجامش نخواهید داد زیرا آن زمان مناسب شما هرگز فرا نمی رسد.

۳۸) تنبلی را کنار بگذارید!
تنبلی یا کاهِلی یکی از گناهان بزرگ در ادیان مختلف است. تنبلی مایه ی فقر است. در طول تاریخ، انسان های خردمند تشخیص داده اند که تنبلی، گرفتاری بیهوده است که فردا را به سوی بی بند و باری سوق می دهد. اگر به خود اجازه ی تنبلی بدهید لحظات گرانبهای عمرتان را بر باد داده و مانع از شکوفایی استعدادها و توانایی های درون تان می گردید. بنابراین هرگاه هوس کردید روی مبل لم دهید و وقت را به بطالت بگذرانید، خویشتنداری را به دست بگیرید. یعنی برای مثال به پیاده روی بروید، به بازبینی اهداف و یا داستان زندگی تان بپردازید، به حساب های مالی خود رسیدگی کنید یا در یک کلاس اینترنتی که باعث می شود مهارت بیشتری بدست آورید، شرکت کنید.

۳۹) بدانید که پشتکار، خالق پیروزی است.
هنگام رویارویی با موانع، به جای عقب نشینی، از کلید پیروزی یعنی پشتکار، بهره بگیرید. بهترین نمونه ای که می توانیم در این زمینه مثال بزنیم لانس آرمسترانگ است که در هفت دوره ی پیایی، برنده ی مسابقات تور دو فرانس شد. در سال ۱۹۹۶ پزشکان تشخیص دادند که آرمسترانگ مبتلا به سرطان بیضه است. سرطان به ریه ها، شکم و مغزش رسیده بود. اما با اینکه شیمی درمانی می شد، دست از تمریناتش بر نداشت. به این ترتیب او نه تنها سرطان را از پای درآورد بلکه برنده ی مسابقات تور دو فرانس سال ۱۹۹۹ نیز گردید. آرمسترانگ ثابت کرد که پشتکار و پایبندی، دو فاکتور اساسی در چیره شدن بر سختی ها و دستیابی به پیروزی به شمار می روند.

۴۰) اراده تان را پرورش دهید زیرا گاهی گفتن «نه» بسیار رضایت بخش تر است.
برخورداری از توانایی «نه» گفتن و تعیین حد و مرزهایی برای خود و تخطی نکردن از آنها، قدرت خاصی به انسان می بخشد. این امر برای جوانان، به ویژه زمانی که باید بر پایه ی مصلحت از دوستان شان فاصله بگیرند، دشوار است. یک جوان بیست ساله، حتی اگر از ته دل هم نخواهد، شب ها تا دیر وقت بیرون می ماند فقط برای اینکه با دوستانش باشد. حال همین شخص در دهه ی سی زندگی اش بیشتر به خودش احترام می گذارد و راحت تر به دوستانش «نه» می گوید و به خانه می رود تا خود را برای روز کاری فردا آماده کند. این گونه تصمیم ها نشانه ی بلوغ و البته خویشتنداری است.

۴۱) کتاب هایی را که «توسط»، «درباره» یا «برای» ثروتمندان نوشته شده، بخوانید.
دیگر، شاهراه رسیدن به ثروت، آسفالت شده و دوران گاری سواری به پایان رسیده است. صدها کتاب «توسط»، «درباره» یا «برای» ثروتمندان وجود دارد که اغلب از راز پیروزی این افراد سخن می گویند، پس به سراغ این منابع بروید. ثروتمند شدن نیاز به تلاش و گذشت زمان دارد. در واقع نوعی شغل تمام وقت و سرگرم کننده است. آثار نویسندگانی چون دیوید باخ، لورال لانگمیر، ناپلئون هیل و تی. هارو اکر را بخوانید تا ذهنیت ثروتمندان در شما نهادینه شود و از این کتاب ها نکته هایی کاربردی بیاموزید.

۴۲) پای صحبت افراد بسیار موفق بنشینید.
مغز انسان قادر است روزانه ۵۰۰۰۰ اندیشه را پردازش کند که برخی از این افکار با ارزش تر و به یاد ماندنی تر از بقیه هستند. بنابراین می توانید اندیشه های کم ارزش تر را با ایده های مناسب و کاربردی جایگزین نمایید. حرف های ثروتمندان را درباره ی چگونه ثروتمند شدن شان بشنوید. اگر می توانید نزد رئیس تان رفته و از او بخواهید که تجربیات سودمندش در زمینه ی موفقیت شغلی را در اختیارتان قرار دهد. به هنگام رانندگی به سی دی هایی که مطالب انگیزه دهنده دارند، گوش کنید. در کنفرانس هایی که افراد ثروتمند و پیروز مورد علاقه تان سخنرانی دارند، شرکت کنید.

۴۳) راه سرمایه گذاری را یاد بگیرید.
حتی برای باهوش ترین افراد نیز سخت است که از زیر و بم سرمایه گذاری سر در بیاورند. با این حال برای افزایش چشمگیر ثروت و برنامه ریزی و برخورداری از آینده ای مرفه باید شیوه ی خردمندانه سرمایه گذاری را بیاموزید. می توانید از کلاس های اینترنتی که فنون سرمایه گذاری را آموزش می دهند، استفاده کنید. تا آنجا که می توانید دانش خود را در زمینه ی اصول سرمایه گذاری بالا ببرید تا بتوانید هرچه زودتر دارایی تان را گسترش دهید.

۴۴) به کلاسی در زمینه ی امور مالی بروید.
توصیه می شود در یکی از این کلاس ها یا دوره های اینترنتی مرتبط، شرکت کنید تا اصل و اساس اقتصاد را بیاموزید. گاهی فقط آشنایی با عناصر تجارت، جهشی در اعتماد به نفس پدید می آورد. کلاس های حضوری بهتر هستند زیرا می توانید با کسانی که اهداف مشترکی با شما دارند ارتباط برقرار کنید اما دوره های اینترنتی نیز دانش مفیدی در اختیارتان قرار می دهند. به خاطر داشته باشید هر لحظه ای را که صرف آموزش خود در زمینه ی امور مالی می کنید در واقع پس اندازی است که در آینده، شما را به یک فرد ثروتمند تبدیل می کند.

۴۵) زبان پول را بیاموزید.
برخی افراد، زمانی که جزئیات بازار بورس را می شنوند، گیج می شوند. بسیاری از ما بازار بورس را می شناسیم اما از آن سر در نمی آوریم. برای درک بهتر و بیشتر مقوله ی سرمایه گذاری، پس انداز و بطورکلی اقتصاد، باید با زبان پول آشنا شویم. اگر می خواهید حساب پس اندازتان را توسعه بدهید باید با واژه هایی از قبیل مستمری سالیانه، ارزش خالص و قیمت بازار آشنا گردید. کتاب های بسیاری وجود دارند که می توانید مفهوم این گروه واژه ها را از آنها بیاموزید.

۴۶) یک زبان خارجی بیاموزید.
اگر می خواهید در اقتصاد جهانی نوین، در شغل خود، بیشترین پیشرفت را داشته باشید باید بتوانید دست کم به یک زبان خارجی صحبت کنید. در واقع دانستن یک زبان دوم پتانسیل کسب درآمد شما را به طرز چشمگیری بالا می برد. آمار نشان می دهد ۳۰ درصد کارفرمایان، متقاضیانی را در اولویت قرار می دهند که مسلط به یک زبان خارجی هستند. بنابراین ببینید با توجه به شغلی که دارید کدام زبان برای تان کاربرد بیشتری دارد. فایده ی دیگری که دانستن یک زبان خارجی دارد این است که بوسیله ی آن می توانید شبکه ی ارتباطات شغلی تان را گسترش دهید.

۴۷) مخ تکنولوژی شوید.
شاید به نظر، غیرممکن برسد که کسی در این برهه از زمان طرز کار با کامپیوتر را بلد نباشد اما این گونه افراد هنوز وجود دارند. اگر جزء این دسته هستید نگران نباشید، منابع بسیاری وجود دارند که می توانید از آنها کمک بگیرید. باید مخ تکنولوژی شوید زیرا امروزه به ندرت شرکتی پیدا می شود که برای ثبت، پژوهش و انجام معامله های تجاری خود از کامپیوتر استفاده نکند. هرچه بیشتر از کامپیوتر سر در بیاورید، کارآیی تان بالاتر می رود. این امر تنها محدود به کامپیوتر نیست بلکه دیگر دستاوردهای تکنولوژی از جمله گوشی های موبایل، دفترچه یادداشت های الکترونیکی و دیگر محصولات کامپیوتری دستی را نیز شامل می شود. کسانی که دارای مهارت های تکنولوژیکی هستند راحت تر موقعیت های کاری را بدست می آورند. بکوشید یکی از آنها باشید.

۴۸) در جریان تغییر و تحولات بازار مسکن باشید.
اغلب ثروتمندان رده بالای آمریکا با خرید و فروش خانه به این جایگاه رسیده اند. با افزایش دانش تان در زمینه ی مالی در می یابید که باید درباره ی سرمایه گذاری در مسکن به عنوان یک موضوع مهم، بطور اساسی و جدی مطالعه کنید. دونالد ترامپ میلیاردر، زمانی که دانش آموز دبیرستانی بود و در آژانس املاک پدرش کار می کرد، میلیونر شد. همچنین چهل و شش نفر از ثروتمندانی که نامشان در فهرست مجله ی فوربز به ثبت رسیده، ثروت خود را از این راه بدست آورده اند. پس تا آنجا که می توانید اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهید.

۴۹) همواره مطالعه کنید.
همیشه چیزی برای مطالعه در دست داشته باشید. بررسی ها نشان می دهد کسانی که زیاد مطالعه می کنند دایره ی لغات گسترده تر و درک بالاتری از مطالب دارند تا آنهایی که به ندرت چیزی می خوانند. بنابراین همواره کتابی به همراه داشته باشید تا در شرایطی مانند انتظار در یک صف یا یک قرار ملاقات بتوانید از زمان بهره ببرید.

۵۰) با شبکه ای از مشاغل گوناگون در ارتباط باشید.
شبکه سازی اینترنتی، شیوه ای جالب برای آشنایی با افراد با انگیزه ای است که مهارت های گوناگونی دارند. در این شبکه، اصولاً باید از هر صنف یک نفر باشد تا هم تنوع حفظ گردد و هم مجموعه کامل تر باشد. پایه گذاری چنین شبکه ای در همان آغاز راه ثروتمند شدن، نوعی آینده نگری است. برای مثال اگر می خواهید تولیدات خود را از طریق اینترنت به فروش برسانید بهتر است با یک کارشناس کامپیوتر طرح آشنایی بریزید. همچنین از زیاد پرسیدن، خجالت نکشید. به یاد داشته باشید اگر شما نپرسید افراد دیگری هستند که بپرسند.

۵۱) بدانید که چه می خواهید.
به هنگام برنامه ریزی برای کاری، هدف تان را به روشنی بشناسید. اول فکر کنید و بگذارید ایده ها آزادانه و بدون تعبیر و تفسیر به ذهن تان جاری شوند و هرچه به فکرتان می رسد را بنویسید و آنگاه آنها را به اجزای کوچک تر تقسیم کنید و به جزئیات بپردازید. برای مثال اگر بخواهید ایده ی «می خواهم کسب و کاری راه بیندازم» را از حالت کلی در آورید این گونه می شود: «می خواهم ظرف ده سال آینده، صاحب یک کتابفروشی باشم.» با تعیین هدف، بطور مشخص، بهتر و بیشتر می توانید روی تحقق آن تمرکز کنید و راه هایی برای دستیابی به آن بیابید.

۵۲) یک بیانیه ی شخصی بنویسید.
یکی از ارکان برنامه ریزی این است که بدانید چه کسی هستید و چه برنامه ای برای زندگی تان دارید. نوشتن یک بیانیه ی شخصی به تشخیص اینکه باید در چه زمینه هایی تلاش و برای چه چیزهایی انرژی صرف نمایید، کمک می کند. در این بیانیه باید هر آنچه را که در زندگی، بیشترین اهمیت را برای تان دارد و به شما انگیزه ی پیشرفت می دهد، به روشنی ذکر کنید همچنین اهدافی را که بر پایه ی این ارزش ها هستند، بنویسید. بیانیه ی شما باید انگیزه بخش، قابل فهم، عملی و از نظر شخصی و احساسی با شما هماهنگی داشته باشد.

۵۳) ببینید دیگران چه کرده اند.
نیمی از راه پولدار شدن، دریافت چگونگی رسیدن به آن است، اگر فقط فهرستی از آرزوهایتان را بدست بگیرید و بنشینید نه تنها راه به جایی نمی برید بلکه دچار ترس و تشویش هم می شوید و به ویژه اگر پولدار شدن جزو اهداف تان باشد که در این صورت احتمالاً اولین پرسش تان این خواهد بود: «از کجا شروع کنم؟» بهترین شیوه برای پیدا کردن راه درست، این است که ببینید ثروتمندان دیگر، چه کرده اند. به یاد داشته باشید که تقلید یک رفتار و روش موفق، هیچ اشکال و خجالتی ندارد. در واقع اصرار بر اجرای شیوه های من درآوردی، آن هم در حالی که شیوه های موفق بسیاری در دسترس دارید، کاری احمقانه و شرم آور است.

۵۴) اهداف کوتاه مدت خود را مشخص کنید.
برای آنکه راهی که در پیش گرفته اید، شروع خوبی داشته باشد، فهرستی از اهداف کوتاه مدت خود تهیه کنید. این فهرست می تواند شامل کارهایی باشد که در عرض یک روز یا ظرف یک هفته می توانید انجام دهید و در نتیجه به ثروتمند شدن نزدیک تر گردید، مانند پس اندازهای ساده و کوچک که یکی از راه هایش تخفیف گرفتن است. دیگری انجام فعالیت هایی است که از مدت ها پیش در نظر دارید، مانند مطالعه ی کتابی در زمینه ی ثروتمند شدن و یا شرکت در یک کلاس مالی. پس از انجام رساندن هر یک از این کارها، آن را در فهرست خود، خط بزنید. از این پیروزی های کوچک انرژی و حس خوبی می گیرید و در نتیجه برای دستیابی به پیروزی های بزرگتر، انگیزه ی بیشتری می یابید.

۵۵) اهداف بلندمدت خود را مشخص کنید.
ببینید چه اهداف بلندمدتی دارید. آیا می خواهید مدرک تحصیلی بالاتری بگیرید؟ آیا می خواهید در یک دوره ی مالی سودآور اینترنتی شرکت کنید؟ آیا می خواهید در بازار بورس، حرفه ای شوید؟ آیا می خواهید یک خانه ی زیبا بخرید؟ آیا می خواهید به یک سفر لوکس بروید؟ اهداف بلندمدت تان را بنویسید و جلوی چشم تان بگذارید. با دیدن این نقاط عطف، به یاد می آورید اهدافی دارید که باید به آنها برسید.

۵۶) برای اهداف تان، اندازه تعیین کنید.
اهداف کلی، مانند «من می خواهم پیروز باشم» از آنجا که حد و اندازه ندارند، باعث ناامیدی می شوند. بنابراین هنگام تعیین اهداف، برای آنها میزانی در نظر بگیرید برای مثال اگر می خواهید امسال، پول بیشتری پس انداز کنید، بنویسید. «می خواهم تا ۳۰ مهر ۴,۰۰۰,۰۰۰ تومان، پس انداز کنم.» آنگاه مشخص کنید که ماهانه چقدر می خواهید کنار بگذارید و پس از واریز آن مبلغ به حساب تان، در تقویم خود، کنار آن ماه علامتی بگذارید، به این ترتیب، گام به گام به هدف تان نزدیک تر می شوید.

۵۷) چارچوب زمان را از یاد نبرید.
زمانبندی، جزء لاینفک برنامه ریزی است. حتی بهترین برنامه ها نیز اگر فاکتور زمان را نداشته باشد، برای مدتی نامعلوم طول می کشند و چه بسا بی نتیجه بمانند. کارشناسان مالی در سراسر دنیا، اهمیت به زمانبندی را از عوامل مهم دستیابی به اهداف می دانند. برای مثال اگر در نظر دارید که در یکی از شرکت های سهامی عام، سرمایه گذاری کنید تاریخ انجام این کار را مشخص کنید. آنگاه بر پایه ی این تاریخ ها یک «تقویم اهداف» تهیه کنید و آن را در جایی که قابل دیدن است بیاویزید تا به این ترتیب تاریخ سررسید برنامه هایتان را همواره به خاطر داشته باشید.

۵۸) بطور واقع بینانه، برنامه ریزی کنید.
وارن بافت می گوید: «من به دنبال پرش از موانع دو متری نیستم، بلکه موانع نیم متری را که می توانم از روی شان بپرم، انتخاب می کنم.» بافت با این سخن می خواهد به اهمیت واقع گرا بودن برنامه ریزی اشاره کند. به جای آنکه تصمیم بگیرید امسال ۲۰۰ میلیون به درآمدتان بیفزایید به خود قول بدهید که ۵ میلیون، پس انداز کنید. فقط چیزهایی بخرید که دست کم ۳۰ درصد تخفیف دارند. به یاد داشته باشید که اهدافی را برگزینید که هم مورد علاقه تان باشند و هم در توان تان، یکسری کارهایی را که این هفته می توانید انجام دهید در نظر بگیرید تا به این ترتیب با گذشت هر هفته به هدف بزرگتر خود، نزدیک تر شوید.

۵۹) در صورت لزوم در برنامه تان تجدیدنظر کنید.
با توجه به اینکه ممکن است پس از مدتی اولویت ها و شرایط تغییر کند، تجدیدنظر در اهداف و برنامه ریزی برای دستیابی به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. برای مثال فرض کنیم هدف تان این است که بدهی های خود را تسویه کنید و به این منظور در نظر دارید درآمدتان را افزایش دهید تا بتوانید ماهانه سیصد هزار تومان به طلبکاران خود بپردازید. برای همین اضافه کاری می کنید. اما ناگهان در میانه ی راه، شرکت تان با کمبود بودجه مواجه می شود و بابت اضافه کاری، پولی به شما پرداخت نمی کند.

در این صورت باید سری به برنامه ها و اهداف تان بزنید و تغییری در آن به وجود آورید. به این ترتیب همواره با برنامه تان هماهنگی خواهید داشت زیرا طرح هایتان، هر زمان و در مسیر شرایطی که در همان زمان دارید جریان می یابد.

۶۰) در به انجام رساندن برنامه تان، از دیگران کمک بگیرید.
اغلب انسان ها ترجیح می دهند کارهایشان را به تنهایی انجام بدهند. در واقع باور آمریکایی این است که مشکلاتت را خودت حل کن و از دیگران کمک نگیر. هر کس با در پیش گرفتن این شیوه، انگیزه ای دارد؛ برخی می خواهند حریم شخصی شان حفظ شود و برخی می خواهند افتخار کسب کنند. اما اگر شما برای انجام بخشی از برنامه تان نیاز به کمک دارید حتماً درخواست کمک کنید. در این صورت خواهید دید بسیاری از کسانی که می شناسید توان و مهارت یاری رساندن به شما را دارند. مهم است که بدانید تک تک ثروتمندان برای دستیابی به اهداف شان از کمک اطرافیانشان بهره برده اند.

۶۱) به برنامه هایتان عمل کنید.
هیچ یک از برنامه های موجود در دنیا یک سانت هم شما را به اهداف تان نزدیک تر نخواهد کرد، مگر به آنها عمل کنید. بنابراین پس از آنکه برنامه ریزی کردید خود را بطور جدی و رسمی متعهد کنید که آن را به اجرا در آورید. به این ترتیب که طی مراسمی، عهدنامه تان را با صدای بلند برای اعضاء خانواده یا دوستان تان بخوانید تا شما را مسئول بدانند. ماریو اندرتی، راننده ی ماشین های مسابقه می گوید: «شوق، کلید انگیزه است، اما این اراده و پیگیری بی امان، یعنی تعهد تمام و کمال، تعهدی که شما را قادر می سازد به آنچه که می خواهید، برسید.»

۶۲) از اوقات فراغت نیز، بهره وری نمایید.
همواره و در همه جا چشم و گوش تان را باز نگه دارید زیرا معلوم نیست فرصت و شانس چه زمان و کجا به انسان رو می کند. دفعه ی دیگر که خواستید به پیاده روی بروید و کسی را دیدید که می خواهد درباره ی کسب و کار صحبت کند، بایستید و در آن گفتگو شرکت کنید. هنگامی که در چنین شرایطی دو نفر با هم گفتگو می نمایند، کم کم دیگران نیز به دور آنها جمع می شوند. به این ترتیب هم از پیاده روی در فضای باز، بهره مند شده اید و هم به شبکه ای از دوستان هم رای می پیوندید. مجله ی فوربز به شدت، بر این مساله تاکید دارد که «شبکه سازی در اوقات فراغت، بسیار موثر است زیرا در چنین شرایطی افراد بطور آگاهانه به شغل شان نمی اندیشند و علائق مشترک شان باعث می شود که پیش از آنکه یکدیگر را از نظر حرفه ای بسنجند، بطور عادی و طبیعی از نظر شخصی و فردی یکدیگر مطلع گردند.»

۶۳) به خاطر داشته باشید که رُم یک شبه ساخته نشد.
بدست آوردن ثروت، نیاز به زمان دارد و باید تا به حقیقت پیوستن این رویای خود، شکیبا باشید. اگرچه شاید به ظاهر، پیشرفتی نبینید اما بدانید زحمت تان هدر نمی رود. هر گامی که بر دارید، هر چند کوچک، شما را به آن هدف نهایی نزدیک تر می سازد. از اینکه بخواهید پله های رسیدن به ثروت را دو تا یکی بالا بروید، بپرهیزید. هرگاه احساس کردید ناشکیبایی به سراغ تان آمده این ضرب المثل چینی را به یاد آورید: «یک لحظه صبر، مصیبتی را دفع می کند و یک لحظه عجله یک عمر زندگی را خراب.»

۶۴) از راه و مسیر سفر نیز لذت ببرید.
ریشه ی ناشکیبایی معمولاً در میل به یافتن سریع ترین راه برای رسیدن به مقصد است. خردمندان زیادی در واپسین لحظات عمرشان به این نتیجه رسیدند که اکنون می دانند مقصد همان طول مسیر سفر است. پس نکوشید با جهش و شتاب به خط پایان برسید و در نتیجه تجربه های ارزنده و زیبایی های راه را از دست بدهید. در همین طول مسیر است که زندگی، بهترین بخش های خود را بر ما آشکار می نماید.

۶۵) با کسانی که شغلی مکمل شغل شما دارند، ارتباط برقرار کنید.
به هنگام شبکه سازی به دنبال کسانی باشید که مهارت ها و حرفه ای متفاوت از مهارت ها و شغل شما دارند تا بتوانید شانس پیروزی تان را افزایش دهید. بهتر است از هر صنعت، یک نفر در این شبکه باشد. این شیوه ای عالی برای گفتگو با افراد با اطلاعات و توانایی های گوناگون است. کسانی را وارد این شبکه کنید که بتوانید از نظر کاری هم با یکدیگر بده و بستان داشته باشید. برای مثال اگر یک دلال املاک هستید خوب است که با یک نجار، کارشناس محوطه سازی، لوله کش، برق کار و یک آدم فنی آشنا شوید.

۶۶) در جاهای غیر معمول نیز شبکه سازی نمایید.
دیگر جلسه های رسمی و اول وقت، تنها فرصت ارتباط یابی نیستند. بر پایه ی مقاله ای که پری کارل در نشریه ی وال استریت نوشته است مدیران برجسته ی زن در نوآوری شیوه های شبکه سازی، پیشرو هستند و در جاهایی مانند گردهمایی کتابخوانی، سالن های زیبایی، مکان های تفریحی و فضاهای مجازی گپ های اینترنتی ارتباط های ارزنده ای برقرار می کنند. مردان نیز از طریق اینترنت، هنگام انجام ورزش های تفریحی و با عضو شدن در یک گروه سرگرمی این روابط را می یابند. شرکت در چنین فعالیت هایی باعث ایجاد روابط شخصی ای می گردد که تقریباً همیشه چیزی بیشتر از یک سرگرمی یا وقت گذرانی در بر دارند.

۶۷) در شبکه سازی به کیفیت بها دهید نه به کمیت.
مردم شناسان دریافته اند یک شبکه ی ارتباطی درست و حقیقی محدود به تعدادی در حدود ۱۵۰ نفر می شود که در آن شما همه ی اعضاء را بشناسید و آنها نیز شما را. در واقع رابین دانبار، مردم شناس انگلیسی، دریافته است برای تعداد کسانی که هر فرد می تواند با آنها رابطه ای محکم و پایدار داشته باشد یک محدودیت شناختاری وجود دارد. بنابراین فقط برای اینکه شبکه سازی کرده باشید، با دیگران ارتباط برقرار نکنید. از میان کسانی که سر راه تان قرار می گیرند، مفیدترین آنها را برگزینید. فکر نکنید که در یک گردهمایی هرچه بیشتر کارت ویزیت افراد مختلف را بگیرید بهتر است، بلکه با این کار فقط بی جهت سر خود را شلوغ خواهید کرد.

۶۸) یک کارت ویزیت ماندگار، برای خود طراحی کنید.
کارت ویزیت، یکی از ابزارهایی است که برقراری تماس افراد را با یکدیگر آسان می سازد. اما امروزه مردم، اطلاعات را وارد گوشی موبایل یا دیگر ابزار الکترونیکی می کنند و کارت ویزیت را دور می اندازند. برای پیشگیری از دور انداخته شدن کارت تان، اطلاعات تماس خود را به شیوه ای خلاقانه روی کارت درج نمایید. در طراحی آن از رنگ های گرم استفاده کنید. اگر تصویری هنری نیز روی آن بیندازید احتمال کمتری دارد که گیرنده آن را دور بریزد. همچنین علاوه بر آدرس ایمیل و اطلاعات دیگر تماس، می توانید امضاء خود را نیز به کارت بیفزایید و نیز تمام این اطلاعات را از طریق پیام کوتاه برای افراد مورد نظر بفرستید.

۶۹) در برخورد با هر کسی، تولد یک ارتباط را پیش بینی کنید.
گاهی بهترین روابط در لحظات عادی زندگی روزانه پدید می آیند؛ مثلاً در اتاق های انتظار، از مطب پزشک گرفته تا نمایشگاه های اتومبیل. هرگز کسی را که احساس می کنید علاقه ای به صحبت کردن ندارد، مجبور به گفتگو نکنید اما از آغاز یک مکالمه با پرسش ساده ای مانند «شغل شما چیست؟» نترسید. حتی اگر پیش آمد با کسی که در هواپیما کنارتان نشسته، سر صحبت را به همین شیوه باز کنید. ممکن است او هیچ نقطه ی اشتراکی با شما نداشته باشد اما شاید بتواند شما را با افراد یا شرکت های مرتبط آشنا سازد.

۷۰) یک ماهی کوچک، در یک برکه ی بزرگ باشید.
ما اغلب از نزدیک شدن به رئیس شرکت مان یا سخنران یک کنفرانس به شدت هراس داریم. اما کسانی به ثروت دست می یابند که از برقراری ارتباط با افراد رده بالا نترسند. به یاد داشته باشید اغلب انسان های قدرتمند از حرف زدن درباره ی چگونگی دستیابی شان به پیروزی لذت می برند. بنابراین از آنها درباره ی انتخاب های شغلی ای که داشته اند بپرسید. سرانجام آن شخص، اگر سخنران باشد هدف شما را از شرکت در آن کنفرانس می پرسد و اگر مدیر موسسه باشد می پرسد که دلتان می خواهد با کار کردن در این موسسه به چه جایگاهی برسید. پاسخ این پرسش ها را از پیش آماده کنید و سپاسگزاری از آن شخص را به خاطر وقتی که برای شما گذاشته است و نیز دادن کارت ویزیت به او از یاد نبرید.

۷۱) خارج از محدوده ی امن تان شبکه سازی کنید.
ارتباط با افرادی که با زمینه ی کاری یا علائق تان مرتبط نیستند، می تواند نتایج شگفت انگیزی به بار آورد. از این طریق ممکن است با چیزهایی آشنا شوید که تا به حال نمی دانستید به آنها علاقه دارید، همچنین می توانید در گفتگو با دیگران از این اطلاعات جدید استفاده کنید و به این ترتیب پلی به سوی اهداف خود بزنید. برای مثال شاید از یک کارشناس محوطه سازی الهام بگیرید که شما و همکارانتان می توانید با ساخت و ساز گروهی، سود ببرید. یک نقاش شاید شما را با طیفی از رنگ قرمز آشنا کند که با بکار بردن آن در وب سایت خود، جذابیت آن را دو چندان کنید. اگر شبکه ی ارتباطی را با خلاقیت خود، همراه سازید می توانید به ایده های نابی در جهت دستیابی به اهداف تان نائل گردید.

۷۲) پل ها را بسازید، نه اینکه خراب کنید.
هرگاه به هر دلیلی تصمیم گرفتید شغلی را ترک کنید، بکوشید در آن محیط و برای همکاران تان خاطرات خوشی به جای بگذارید. چه بسا روزی برسد که بخواهید با کارفرماها و همکاران گذشته به منظور شبکه سازی یا گرفتن توصیه نامه ای، ارتباط برقرار کنید. اگر پس از رفتن شما، دیگران این احساس را داشته باشند که از شرتان خلاص شده اند نخواهید توانست رابطه ی سازگاری با آنها برقرار کنید. خوبی دیگران را خواستن، در دسترس گذاشتن اطلاعات تماس و پیوسته در تماس بودن با دیگران، بهترین شیوه ی باز گذاشتن راه ارتباط است.

۷۳) در سپاسگزاری از معرف ها، خلاق باشید.
زمانی که کسی شما را برای شغلی ضمانت می کند، از او قدردانی نمایید. می توانید این کار را با نوشتن یک نامه ای تشکر آمیز یا دعوت به ناهار یا فرستادن هدیه ای مناسب انجام دهید. یا اگر می توانید در زمینه ی شغلی تان، کاری با دستمزد کمتر برایش انجام دهید، اما دقت کنید که قدردانی تان با محبت آن شخص تناسب داشته باشد. کسی که قدم کوچکی برای تان برداشته را به شامی با شکوه دعوت نکنید و از کسی که لطف بزرگی در حق تان کرده، یک سپاسگزاری خشک و خالی ننمایید.

۷۴) برای خود، یک وب سایت یا بلاگ درست کنید.
مشتری ها و کسانی که قصد دارند ارتباط کاری با شما برقرار کنند می خواهند درباره ی سوابق و تجربیات حرفه ای تان، تحقیق کنند، پس با درست کردن یک وب سایت، این منابع را در دسترس آنها قرار دهید تا هر لحظه اراده کردند به آن رجوع نمایند. یک وب سایت یا بلاگ، زمانی موثر واقع می شود که اطلاعاتش بطور مرتب به روز گردد. این اطلاعات باید میزان تحصیلات، مهارت ها و اهداف شما را در بر گیرد. همچنین اینکه تا به حال چه اثری از خود، در اینترنت گذاشته اید، مهم است زیرا امروزه کارفرماها هرچه بیشتر درباره ی فردی که تصمیم به استخدام دارند، از طریق اینترنت جستجو می کنند و اگر با بلاگ های غیر حرفه ای شما روبرو شوند، در تصمیم شان تجدید نظر می کنند. بنابراین خود را به گونه ای نشان دهید که مورد تحسین و احترام کارفرماها و همکاران تان واقع شوید.

۷۵) ببینید چه چیز به کسانی که می خواهید بر آنها تاثیر بگذارید، انگیزه می بخشد.
انسان ها با شنیدن خواسته های خود، انرژی می گیرند نه خواسته های شما. بنابراین اگر می خواهید تاثیرگذار باشید اول باید ببینید چه چیز برای آنها مهم است. با در نظر گرفتن این نکته، اگر پیوسته در مورد اهداف و آرزوهای خود حرف بزنید نخواهید توانست ایده های خود را به آنها بقبولانید. پس باید با پرسیدن پرسش هایی، دریابید که چه چیز به آنها انگیزه می دهد. تقریباً هر کسی به این توجه، پاسخ مثبت می دهد.

۷۶) با اشتیاق، گوش کنید.
یک ضرب المثل قدیمی می گوید: «هیچ ناشنوایی به اندازه ی کسی که گوش نمی کند، کر نیست.» در واقع اگر می خواهید ثروتمند شوید باید شنونده ی خوبی باشید. شنیدن این فرصت را فراهم می آورد که از انسان ها، منابع و ایده های موجود در اطراف تان بهره برداری نمایید. شنونده های خوب، هرگز حرف دیگران را قطع یا رشته ی افکارشان را گسسته نمی کنند و هرگز ادامه ی صحبت آنها را پیش بینی و جمله های آنان را تمام نمی کنند. این گونه گوش کردن، باعث اعتماد پیدا کردن و ارتباط دوسویه می گردد.

۷۷) واقعاً ارتباط برقرار کنید.
انسان های پیروز و هوشمند همواره به راحتی در می یابند که چه کسی واقعاً به آنها علاقه مند است و چه کسی به ظاهر خود را علاقه مند نشان می دهد. اغلب ما چنین چیزی را تجربه کرده ایم که کسی به ظاهر لبخند می زند و سر تکان می دهد اما در واقع حرف های ما را نمی شنود، شما در حال حرف زدن هستید اما او به این طرف و آن طرف می نگرد و همین که شخص جالب تری از در وارد می شود، به سوی او می رود. پس زمانی که درصدد گسترش کسب و کار یا روابط تان هستید، گفتگویی واقعی داشته باشید زیرا تظاهر کردن، باعث رنجش طرف مقابل می شود و او را از انجام هرگونه معامله یا کمک به رشد و پیشرفت شما، منصرف می کند.

۷۸) بیاموزید گفتگو کنید.
با خوش صحبت بودن می توانید سر صحبت را باز کنید و باعث شوید که دیگران نیز احساس راحتی نمایند. گرچه موضوعاتی مانند هوا یا ترافیک پیش پا افتاده اند، اما با استفاده از همین گفتگوهای عادی و روزمره می توانید مکالمه را به سوی بحث های مهم کاری، پیش ببرید. همچنین وقتی با قدرت و مهارت جرقه ی گفتگو را می زنید و در زمان های مرده مانند صف رستوران، رفتن به سوی اتومبیل یا تا زمان رسیدن آسانسور شوخی و خوشمزگی می کنید، به همکاران و مراجعین خود نشان می دهید که فرد خونگرم و کارآزموده ای هستید.

۷۹) به تمام نقطه نظرها توجه کنید.
اگر می خواهید همه را از اطرافتان برانید و تک و تنها در جزیره ی خود بمانید سفت و سخت و لجوجانه به نظرات خود بچسبید. حال آنکه برای برخورداری از روابط ماندگار باید به نظرات دیگران توجه کنید. این بدان معنی نیست که با هر رفتار غیر قابل سازشی کنار بیایید یا بطور کامل نظرات خود را زیر پا بگذارید و طرز فکر دیگران را بپذیرید. بلکه منظور این است که فقط بدانید ایده های شما، تنها ایده های درست و با ارزش نیستند. با این شیوه، دیگران حس می کنند که با آنکه نظر متفاوتی دارید اما به دیدگاه آنان نیز توجه می کنید و در نتیجه درب مراوده های آینده را به روی خود می گشایید.

۸۰) در صحبت کردن در جمع، مهارت یابید.
یکی از مهارت های لازم برای ثروتمند شدن، صحبت کردن در جمع است. مطالعه ای که به تازگی صورت گرفته نشان می دهد ۸۷ درصد توان درآمدزایی هر شخص رابطه ی مستقیمی با مهارت صحبت کردن او دارد. بنابراین برای کسب موفقیت مالی باید فن سخنرانی در جمع را بیاموزید. سودی که از پرورش این مهارت نصیب تان می گردد بیشتر از حقوق ماهانه تان خواهد بود. زمانی که در جمع حرف می زنید باید بتوانید آنچه را تا به آن لحظه آموخته اید به شنوندگان منتقل کنید، اندیشه ها، احساس ها و ایده هایتان را به روشنی بیان نمایید و آنها را به گونه ای به هم پیوند دهید که حاصل آن الهام بخش، ترغیب کننده و به یاد ماندنی باشد.

۸۱) تماس چشمی برقرار کنید.
یکی از شیوه های مطمئن تاثیرگذاری بر دیگران و مجاب کردن آنها تماس چشمی به هنگام صحبت کردن است. اگر در گفتگو با کسی، به چشم هایش بنگرید، او احساس می کند حرف هایش را می شنوید، تاییدش می کنید و برایش ارزش قائلید. تماس چشمی، بسیار مهم است تا جایی که مطالعات نشان داده اند هیات منصفه ی دادگاه، بیشتر به نفع مدافعانی رای می دهند که هنگام صحبت، تماس چشمی برقرار می کنند. اگر عادت ندارید به چشم مخاطب خود بنگرید، با کسی که احساس راحتی می کنید، این تمرین را انجام دهید. متوجه باشید که تماس چشمی با خیره شدن تفاوت دارد. تماس چشمی قابل قبول از نظر اجتماعی باید هر سه ثانیه یکبار قطع شود.

۸۲) خود را به عنوان کسی که کارها را به انجام می رساند، بشناسانید.
همه دوست دارند کارشان را بدست کسی بسپارند که می دانند انجامش می دهد زیرا همواره داوطلبانه همه چیز را پیگیری می کند. بکوشید چنین فردی باشید. هرگاه کاری را به پایان رساندید منتظر نباشید کار بعدی به شما ارجاع داده شود، خودتان به سراغ مدیرتان بروید و برای کار بیشتر اعلام آمادگی نمایید. به گفته ی باب نلسون، نویسنده ی کتاب «لطفاً فقط آنچه را می گویم انجام نده، هر آنچه لازم است انجام بده» وجود کارکنانی که پا پیش می گذارند و مسئولیت کارها را به عهده می گیرند، در محل کار حیاتی شده است و مدیران در دادن ارتقاء درجه و پاداش، آنها را در اولویت قرار می دهند. اگر خود را این گونه بشناسانید به پیروزی حرفه ای و ثروت دست می یابید.

۸۳) یک داستان گوی بی نظیر باشید.
مردم از شنیدن حرف های سخنوران خوب، لذت می برند و داستان گویان ماهر، پیوسته به گردهمایی های گوناگون دعوت می شوند. اگر بتوانید داستان خوبی بگویید بر تک تک حاضران در جمع تاثیرگذار خواهید بود. داستان گویی قوانینی دارد. اول اینکه باید مخاطب خود را بشناسید. اگر در یک کنگره ی پرستاری، سخنرانی دارید در مورد بدترین خاطره ای که از بیمارستان داشته اید، چیزی نگویید. قانون بعدی این است که خود را برای شنوندگان عزیز کنید و هرگز رفتاری از خودتان بروز ندهید که از شما بیزار شوند. همچنین از پیش مطلبی برای گفتن داشته باشید، اما آن را از حفظ روایت نکنید. زمانی را به تعادل اندیشه با مخاطبین، اختصاص دهید. با این شیوه، قدیمی ترین داستان ها نیز، تازه و شیرین می گردد.

۸۴) مسئولیت تصمیم هایتان را به عهده بگیرید.
خیلی از ما وقتی نتیجه ی دلخواه خود را از تصمیم مان نمی گیریم، دیگران را مقصر می دانیم. اما ثروتمندان هرگز وقت شان را هدر نمی دهند و به خاطر اشتباه خود، دیگران را سرزنش نمی کنند. بلکه خطای خود را می پذیرند، از آن درس می گیرند تا در آینده تصمیم های بهتری بگیرند. هیچ چیز، بیشتر و بدتر از افسوس خوردن، عمر و وقت انسان را تلف نمی کند. پس همین که تصمیمی گرفتید، پای آن بایستید، آن را بپذیرید و هر پیامدی هم که داشت خود را مسئول بدانید.

۸۵) از گرفتن تصمیم های احساسی نترسید.
در تصمیم گیری، مغز بیشتر به احساس تکیه می کند تا عقل. پس از این به بعد هنگام تصمیم گیری های مهم، احساسات خود را سرکوب نکنید.

۸۶) بعد از تصمیم گیری، آن را پیگیری کنید.
بعد از تصمیم گیری پیگیری کنید و فقط با حرف زدن درباره ی آن و عمل نکردن، وقت و انرژی خود را هدر ندهید. کسی نباشید که رویاهای بزرگ دارد اما هرگز برای به تحقق درآوردن آنها کاری انجام نمی دهد.

۸۷) پیشرو باشید تا چیزی تازه کشف کنید.
ریسک کردن، گاهی به معنی انجام کاری است که تا به حال کسی دست به آن نزده است. در پنجم می سال ۱۹۶۱، آلن شپارد اولین آمریکایی بود که به فضا سفر کرد. پرواز او با سفینه ی فیریدام فقط ۱۵ دقیقه طول کشید، اما او در همین مدت زمان کم، لحظه ای تاریخی را رقم زد. شپارد در سال ۱۹۷۱ آپولو ۱۴ را به پرواز درآورد و اولین کسی بود که روی کره ی ماه، گلف بازی کرد. او گفت: «فکر می کنم همه ی ما بطور قطع به آماری که می گفت احتمال پیروزی این ماموریت ۸۸ درصد و احتمال زنده ماندن ۹۶ درصد است، ایمان داشتیم و می خواستیم این شانس را از آنِ خود کنیم.»

۸۸) بی آنکه مواظب باشید، بپرید.
در ریسک کردن لازم نیست همه چیز را برآورد کنید. بعضی وقت ها بهترین راه این است که بدون اینکه مواظب باشیم، بپریم. ثروتمندان از درگیر شدن با جزئیات، می پرهیزند و فقط با در نظر گرفتن فاکتورهای ویژه و ضروری، آماده پرواز می شوند. وقتی بدون وسواس و برنامه ی قبلی دست به کاری می زنید به خود اجازه خلاقیت و کشف ایده هایی را می دهید که شاید اگر حساب شده و با برنامه ریزی جلو می رفتید، آنها را نمی یافتید.

۸۹) هر شکست را یک فرصت بدانید.
دلیل عمده ای که چیزی یا کاری را ریسک قلمداد کنیم این است که پیامد آن را نمی توانیم پیش بینی کنیم. درست است که شاید پایان کار، شکست باشد اما جنبه ی دیگر شکست این است که همیشه درسی به ما می دهد. پس پیام هر ناکامی را کشف کنید و بدانید باختن و از نو کشیدن، خیلی هم سخت نیست.

۹۰) جسارت داشته باشید.
علت اینکه خیلی از ما از محدوده ی امن خود پا فراتر نمی گذاریم این است که می ترسیم احمق جلوه کنیم. اِلبرت هوبارد می گوید: «بزرگترین اشتباهی که می توانید در زندگی مرتکب شوید این است که دائماً از اشتباه کردن بترسید.» همین حالا بهترین زمان است که خود را نشان دهید. یادتان باشد دیگران از هر ۱۰ بار ۹ بار، به اینکه شما چه می کنید، توجه ندارند. پس با حالت های عصبی و دستپاچگی، باعث عقب ماندن خود نشوید.

۹۱) دست به ریسک هایی بزنید که بتوانید در آنها رشد کنید.
اگر فقط برای آنچه امروز می خواهید، برنامه ریزی کنید، فردا به جایی نمی رسید. مثلاً اگر می خواهید برای خودتان کاری راه بیندازید، به آینده ی ۱۰ تا ۱۵ ساله ی آن شغل فکر کنید. اگر حتی از همان آغاز نمی خواهید کارمند داشته باشید باید به استخدام چند نفر در آینده فکر کنید و خود را برای درآمدی بسیار بیشتر از آنچه در حال حاضر دارید، آماده نمایید.

۹۲) تا می توانید سرمایه گذاری کنید.
اگر می خواهید ثروتمند شوید باید خود را برای سرمایه گذاری آماده کنید. ۴۴ درصد انسان ها از سرمایه گذاری های ریسک دار می پرهیزند حتی اگر بدانند پول بیشتری به آنها باز خواهد گشت. ۳۲ درصد از اینکه حتی ۲ درصد ضرر کنند، به شدت نگرانند و ۵۶ درصد از سرمایه گذاری های مطمئن و بی خطر هم خودداری می کنند. بدون شک، سرمایه گذاری، ریسکی است که برای ثروتمند شدن باید آن را به جان بخرید. اما برای کم شدن احتمال ضرر، با یک مشاور اقتصادی مشورت کنید، اوراق بهادارتان را گسترش دهید و آگاهی و اطلاعات خود را درباره معاملات بازار بورس بالا ببرید.

۹۳) انسان های باهوش، ریسک می کنند.
شاید دیگران شما را به خاطر ریسک کردن، احمق یا حتی دیوانه بخوانند اما با توجه به اینکه ریسک کردن ارتباط تنگاتنگ با هوش دارد، به کار خودتان ادامه دهید. کسانی که ریسک پذیرند، از هوش بالاتری برخوردارند. بنابراین از ریسک کردن نترسید و آن را یکی از نشانه های باهوش بودن خود بدانید.

۹۴) دست به ریسک های مسئولانه بزنید.
هرگز به سراغ ریسکی که از نظر احساسی یا مالی به خودتان یا شخص دیگری آسیب می رساند، نروید. منظورمان این نیست که از سقوط آزاد یا صخره نوردی دوری کنید، اینها ریسک های ورزشی حساب شده هستند که با آموزش و کسب مهارت، از خطرشان کاسته می شود. می توانید با کسب دانش و آگاهی، سرمایه گذاری در بازار سهام یا املاک را به ریسک هایی حساب شده تبدیل کنید. از ریسک هایی که مطمئن هستید با انجام آنها نه تنها چیزی به دست نمی آورید بلکه همه چیز را از دست می دهید و خود و اطرافیانتان را به زحمت و خطر می اندازید، اکیداً دوری کنید. رانندگی در حین مستی، یک ریسک نامعقول است، قماربازی به مراتب بدتر، ترک شغل، بدون بررسی و بدون برنامه ریزی و به تعویق انداختن پروژه های مهم و سودآور تا دقیقه ۹۰، همه جزء ریسک های نامعقول هستند.

۹۵) با ریسک کردن، ثروتمند شوید.
هیچ ثروتمندی دارایی خود را بدون ریسک کردن به دست نیاورده است. زیرا ریسک کردن، تنها راه رسیدن به پاداش است. برای به دست آوردن ۱۰۰ میلیون تومان اول باید ریسک کنید، پس این توانایی را در خود به وجود آورید. ریسک، تنها چیزی است که میان شما و دستاوردهای بزرگ قرار دارد.

۹۶) با آموزش، ترس را از خود دور کنید.
ترس، اولین علت ثروتمند نشدن است. درست است که سرمایه گذاری، یک امر مخاطره آمیز است اما راه های زیادی وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید تصمیم های منطقی بگیرید و به مرور زمان سرمایه گذاری های مطمئنی داشته باشید. با شرکت در دوره های بازار بورس یا پیوستن به یک گروه سرمایه گذاری، تا می توانید به یادگیری بپردازید.

۹۷) از دلالان ترس دوری کنید.
همگی، افرادی را می شناسیم که بر سر یک تصمیم یا ایده ی ساده، تا حد مرگ، انسان را می ترسانند. اینگونه افراد از تغییر و رشد وحشت دارند و تلاش می کنند دیگران را نیز از حرکت باز دارند. اگر می خواهید ثروتمند شوید باید حرف کسانی را که از فعالیت های شما پشتیبانی نمی کنند، نشنیده بگیرید و از آنها دوری کنید. اینگونه افراد از اینکه شما از آنها جلو بزنید، می ترسند. پس مواظب باشید که ترس آنها به وجودتان راه پیدا نکند. شاید بهتر باشد چنین افرادی را به طور کامل از دایره ارتباطات خود خارج کنید، زیرا خیر و خوشی شما را نمی خواهند.

۹۸) در ارزیابی خطر، مبالغه نکنید.
با مبالغه در میزان خطر مسائل، بدون شک خیلی از فرصت ها را که می توانند به ثروتمند شدن تان کمک کنند، از دست می دهید. پس همیشه قبل از دست کشیدن از اهداف تان به خاطر ترس، ببینید آن ترس تا چه اندازه واقعی و منطقی است.

۹۹) همیشه آماده باشید.
بهترین راه کاهش اضطراب، آماده بودن است. مثلاً اگر از صحبت کردن در جمع وحشت دارید، درباره موضوع سخنرانی تان بیشتر مطالعه کنید، زیرا آمادگی باعث می شود اعتماد به نفس تان بالا برود و وحشت تان کم شود. همچنین حداقل یکبار قبل از روز سخنرانی، برای بازدید محل مربوطه بروید. سعی کنید تا آنجا که می شود اطلاعاتی کلی درباره مخاطبین خود به دست آورید تا بتوانید برای ایجاد یک فضای دوستانه، مطالبی کوتاه و سرگرم کننده که مناسب حال و هوای آن جمع باشد، به سخنرانی تان اضافه کنید. آمادگی، راه حلی قطعی برای از بین بردن ترس انجام یک کار خارج از محدوده ی امن تان است.

۱۰۰) هیچکس محکوم به بدشانسی نیست.
شانس، به اتفاق های تصادفی و بدون برنامه گفته می شود که خارج از کنترل است. پس گفتن یا باور اینکه کسی خوش شانس یا بد شانس است، معنی ندارد. آنهایی که اعتقاد دارند شانس ندارند، به دنبال بهانه ای برای شکست می گردند.

۱۰۱) باور داشته باشید که هدفی را دنبال می کنید.
هیچ خطری برای پیروزی، بزرگتر از، از دست دادن ایمان به هدف نیست. این حس هر از گاهی، وقتی احساس رکود می کنید، به سراغ تان می آید. در چنین لحظاتی باید به عقب برگردید. (ببینید اصلاً برای چه می خواهید ثروتمند شوید.) هنگامی که هدفی را می نویسید، انگیزه تان را برای آن و نیز اینکه شما را به کجا خواهد رساند، در کنارش اضافه کنید. اینکار، باعث می شود اعتقاد اولیه تان را به کارهایی که در آن جهت انجام می دهید، دوباره به دست آورید. این یادداشت ها برای لحظه هایی که احساس می کنید از مرحله پرت شده اید، بسیار ارزشمند است.

۱۰۲) همین امروز، یک حساب پس انداز باز کنید.
حساب پس انداز، انواع مختلفی دارد که شما باید با توجه به نیازتان یکی را انتخاب کنید. اگر پولی دارید که می توانید برای مدتی به آن دست نزنید، یک حساب بلندمدت باز کنید تا سود بیشتری به حساب تان تعلق بگیرد، اما اگر فکر می کنید ممکن است خیلی زود به پول تان نیاز پیدا کنید، به سراغ حساب های کوتاه مدت بروید که سود کمتری دارند ولی به هر حال برای پس اندازهای موقتی، مناسب می باشند.

۱۰۳) عادت خرج کردن خود را ردیابی کنید.
حساب هر سکه ای را که از کیف تان بیرون می رود، داشته باشید. تمام رسیدها و فاکتورها را در یک جعبه بگذارید و هر بار که چیزی می خرید، از روزنامه گرفته تا یک هدیه گران قیمت، رسیدش را به این جعبه اضافه کنید. ماهی یکبار مبلغ این رسیدها را با هم جمع بزنید و با فیش حقوقی یا درآمد آن ماه خود، مقایسه کنید. اغلب، مردم خبر ندارند که هزینه ی همان قهوه ای که صبح به صبح می نوشند شاید در ماه، بیشتر از ۶۰ هزار تومان بشود یا غذاهای فوری و ساندویچی که برای ناهار می خورند می تواند ماهانه بیشتر از ۱۲۰ هزار تومان خرج بردارد.

۱۰۴) اشتیاق خود به ولخرجی را مهار کنید.
هیچ خطری بیشتر از خرج کردن های احساسی، پس انداز شما را تهدید نمی کند. خیلی از ما هنگام ناراحتی و اندوه، بی حوصلگی یا هیجان زدگی، «خرید درمانی» می کنیم. برای تغییر روحیه مان، وسوسه می شویم خرید کنیم، اما اگر واقعاً می خواهید ثروتمند شوید باید بدانید که خریدهای احساسی هدف تان را به مخاطره می اندازد. نگاهی به لوازم غیرضروری در منزل تان بیندازید و فرض کنید می توانستید همه ی آنها را پس بدهید و پولشان را تمام و کمال بگیرید، در آن صورت احتمالاً هزاران تومان به پس اندازتان اضافه می شد. پس از این به بعد هر وقت هوس ولخرجی به سراغ تان آمد، با سرسختی در برابرش ایستادگی کنید.

۱۰۵) یک پس انداز برای روز مبادا داشته باشید.
برای حفظ امنیت مالی خود، خوب است که یک اندوخته ی دائمی داشته باشید. اندوخته ای که بتواند خرج ۳ تا ۶ ماه تان را در شرایطی که درآمد دیگری نداشته باشید تامین کند. به این ترتیب اگر زمانی تنگدست شُدید، مجبور نمی شوید روی سند خانه تان وام بگیرید یا با قرض گرفتن و… به نحوی گذران زندگی کنید. سخت بکوشید تا این اندوخته را پیوسته افزایش دهید و هرگز سراغش نروید مگر در شرایط اضطراری مثل بیکاری، بیماری یا مشکلات جدی مالی.

۱۰۶) بودجه ای را کنار بگذارید.
باید برای خرج ماهانه تان، بودجه ای در نظر بگیرید و از خط قرمز آن خارج نشوید. خرج کردن پول با هدف و برنامه، روشی مسئولانه است که شما را از بدهکار شدن باز می دارد و به سمت ثروتمند شدن هدایت می کند.

۱۰۷) نباید روی پول خیالی حساب کنید.
در یک صحنه ی معروف از فیلم «تعطیلات کریسمس»، کلارک گریس ولد از هدیه ای که برای خانواده اش خریده است، یعنی استخر شنا، پرده برداری می کند! کلارک این هدیه را با یک پیش پرداخت می خرد به امید اینکه با پاداش ویژه ی کریسمس که از محل کارش دریافت خواهد کرد، باقی پول آن را بپردازد اما هرگز این پاداش را نمی گیرد، بلکه رئیسش فقط به او وعده می دهد. خیلی از ما هم پولی را که گمان می کنیم به دستمان می رسد مثل پاداش سالانه، ارثیه، اضافه کاری و عیدی، از پیش خرج می کنیم. پس با خرج پولی که واقعاً در دست دارید، از افتادن در این دام در امان بمانید.

۱۰۸) هیچ مبلغی برای پس انداز کردن کم نیست.
خیلی از ما از پس انداز کردن پول های کوچک خودداری می کنیم، زیرا فکر می کنیم تاثیری بر آینده مالی مان نخواهد داشت. با خود می گوییم: «چرا باید خود را از این غذای خوب، لباس جدید یا گوشی جدید محروم کنم؟ من با این ۱۰۰ هزار تومان نه پولدار می شوم و نه فقیر.» اما حساب کنید اگر همین ۱۰۰ هزار تومان را به درآمد ماهانه تان اضافه کنید، ظرف ۲۵ سال چقدر به مبلغ پس اندازتان اضافه می شود. پس هرگز حتی یک اسکناس ۱۰۰۰ تومانی را هم دستِ کم نگیرید.

۱۰۹) گول طرح های «به سرعت ثروتمند شوید» را نخورید.
از تبلیغاتی که قول می دهند به سرعت مشکلات مالی شما را برطرف کنند یا می توانند هر ماه برای تان هزاران تومان سودآوری کنند، بر حذر باشید. شرکت ها و موسسه های فراوانی هستند که کارشان تیغ زدن مردم است و چه بسا افراد ساده لوحی که تمام دار و ندارشان را به این شیادان باخته اند. از هر برنامه، شخص یا جایی که چشم اندازی رویایی یا غیرقانونی برای تان به تصویر می کشد، بپرهیزید. یکی از روش های پیشگیری از قربانی توطئه گران شدن، قانع بودن به ایده های مالی و اقتصادی ساده است.

۱۱۰) آیا شرکت تان طرح فروش سهام به کارمندان دارد؟
یکی از روش های عالی برای پس انداز از طریق بازار بورس، خرید سهام شرکت است. خیلی از شرکت های بازرگانی عام، سهام خود را به زیر قیمت بازار به کارمندان خود ارائه می دهند. بنابراین می توانید سهامدار شرکت خود شوید و با تخفیفی که شامل حالتان می شود، در حدود ۱۵ درصد صرفه جویی کنید.

۱۱۱) سهام بخرید.
اغلب (اگر نگوییم همه) ثروتمندان، میزان چشمگیری اوراق بهادار، از جمله سهام بازار بورس دارند. خرید سهام یک شرکت یعنی مالکیت بخشی از آن. یک شرکت بازرگانی عام یعنی شرکتی که مالکیتش به شراکت گذاشته شده است. وقتی سهام شرکتی را بخرید، سهامدار آنجا می شوید. هر قدر پول بیشتری را در سهام، سرمایه گذاری کنید، سود بیشتری نصیب تان می شود. راه دیگر برای به دست آوردن پول این است که با بالا رفتن قیمت ها، سهم تان را بفروشید.

۱۱۲) پول بیشتر بگذارید تا سود بیشتر به دست آورید.
تا جایی که می توانید سرمایه گذاری کنید. البته هرگز آنقدر زیاده روی نکنید که بخواهید دست به پس اندازتان بزنید یا کیفیت و استاندارد زندگی تان را پایین بیاورید، اما وقتی مبلغی را برای سرمایه گذاری در نظر گرفتید، دیگر تردید به دل راه ندهید.

۱۱۳) برای فروش سهام تان، یک سقف قیمت در نظر بگیرید.
در سرمایه گذاری، همیشه یک استراتژی فرار داشته باشید. عاقلانه نیست که بگذارید کار به جایی برسد که راه برگشت نداشته باشید. نگذارید غرورتان بر سرمایه گذاری تان سایه افکند. هر وقت دیدید قیمت ها در حال کاهش است، دست به کار شوید. حداقل نرخی را که برای فروش سهام راضی تان می کند، از قبل تعیین کنید تا اگر افت چشمگیری در قیمت ها دیدید، اقدام به فروش نمایید. به این کار می گویند استراتژی فرار.

۱۱۴) در زمینه های مختلف سرمایه گذاری کنید.
هرگز همه ی پول خود را در یک شرکت یا یک زمینه به جریان نیندازید. این نکته درباره ی حساب بانکی هم صادق است. پولتان را وارد طیف گسترده ای نمایید. ترکیبی از سرمایه گذاری های پُرسود و کم سود را انتخاب کنید تا به این ترتیب، تعادل و همپوشانی برقرار شود. در بازارهایی که از یکدیگر تاثیر نمی پذیرند سرمایه گذاری کنید. با به جریان انداختن پول تان در زمینه های گوناگون در واقع محکم کاری می کنید.

۱۱۵) خود را برای سود نکردن، آماده کنید.
یادتان باشد هیچ تضمینی وجود ندارد که حتماً سود کنید. اتفاقاتی در پسِ پرده نهفته اند که شما قادر به کنترل شان نیستید و می توانند به شدت در سرنوشت سرمایه گذاری شما نقش داشته باشند؛ مثل بلاهای طبیعی، حمله های تروریستی، تورم و زیر و رو شدن قیمت ها. سرمایه گذاری، یک ریسک است، پس تا وقتی با این حقیقت کنار نیامده اید، دست به سرمایه گذاری نزنید.

۱۱۶) هرگز به محض دستیابی به اهداف تان، سرمایه گذاری را ترک نکنید.
هیچ چیز مثل پول زیاد نیست. هر وقت هر آنچه را همیشه آرزو داشتید برای خود و عزیزانتان خریدید، مازاد پول تان را در یک سازمان، موسسه خیریه یا هر کار دیگری به جریان بیندازید. درست مثل کسی که با تغییر رژیم غذایی و ورزش، لاغر می شود و برای همیشه باید به این دو مقوله پایبند باشد، شما هم هرگز نباید از طرز فکر و شیوه ی زندگی و قید و بندی که به ثروتمند شدن می انجامد، دست بکشید. پس به محض دستیابی به آرزوهایتان، سرمایه گذاری را ترک نکنید، زیرا همیشه گامی شگفت انگیز وجود دارد که می توانید به وسیله ی پولتان بردارید.

۱۱۷) از همین حالا پس انداز کنید تا زودتر به راحتی برسید!
هرگز پس انداز برای دوران بازنشستگی زود نیست. از طرفی اگر هنوز اقدام نکرده اید ناامید نشوید زیرا برای انجام چنین کاری، هیچ وقت دیر هم نیست و شما تنها نیستید. ۸۰ درصد مردم اندوخته ی قابل توجهی برای دوران بازنشستگی شان ندارند. بنابراین از همین حالا پس انداز کنید تا بتوانید آن دوران در آرامش باشید.

۱۱۷ درس کاربردی برای ثروتمند شدن به مرور زمان تاثیر می گذارند. بنابراین پیوسته آنها را بخوانید و تمرین کنید. فراموش نکنید که ثروتمند شدن، یک هدف بلندمدت است که نیاز به زمان، اراده، شکیبایی و پایبندی و پایداری دارد.

برای مشاهده منابع اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده منابع اینجا کلیک کنید.

مقاله علمی و آموزشی «۱۱۷ درس کاربردی برای ثروتمند شدن»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری، ترجمه و نگارش هیئت تحریریه پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا کتاب اصولی ساده برای افزایش درآمد، نوشته ی الکس لاچ و ترجمه ی سیما فلاح و ماندانا نوران از انتشارات افق دور، منتشر شده در آذر ۱۳۹۲ با شابک ۲-۱۲-۶۰۰۳-۶۰۰-۹۷۸ به عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInEmail this to someonePrint this page
کیمیاهاست

دیدگاه خود را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. بخش های الزامی با * مشخص شده اند. *

*