راه و رسم طراحی رویاهای صحیح و ساخت جاده دستیابی به آنها

روز، یکی از واحدهای شمارش در چرخه عمر است. هر انسان در طول زندگی خود بطور متوسط 29 هزار روز را تجربه می‌کند. یک اقدام، اگر صرفاً برای یک بار انجام شود، بی‌اهمیت به نظر خواهد رسید. ولی تغییر زمانی رخ خواهد داد که یک اقدام را هزاران بار تکرار کنیم.

مهندسی زندگی مستلزم این است که دیدگاه متفاوتی به جزئیات ریز و درشت حیاتمان داشته باشیم.

اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله 7 دلیل برای اثبات لزوم شادمان زندگی کردن را بخوانید.

مولف زندگی باشید نه گزارش‌گر آب‌وهوا

ما هر لحظه باید تشخیص بدهیم که آیا در حال حاضر مولف زندگی‌مان هستیم یا گزارشگر آب‌وهوا. اکثر ما، بدون آنکه خودمان اطلاع داشته باشیم، دائماً به گزارشگر آب‌وهوای زندگی‌مان تبدیل می‌شویم. به عنوان مثال:

  1. امروز ترافیک افتضاح بود، به همین خاطر دیر رسیدم.
  2. امروز رئیسم به سرم فریاد زد، او حتماً در وضعیت روحی بدی به سر می‌برد.
  3. مادرم امروز زنگ زد و از صحبت‌هایش پیدا بود از چیزی ناراحت است.

گزارش‌های آب‌وهوا دروغ نیستند، بلکه صرفاً اظهاراتی از واقعیت هستند که هیچ احساس یا نمودی از مشارکت شخص خودمان در آنها دیده نمی‌شود. وقتی به یک گزارشگر آب‌وهوا تبدیل می‌شویم، در واقع قبول می‌کنیم که زندگی بر ما اتفاق می‌افتد و عملاً نمی‌توانیم هیچ تاثیری بر آن داشته باشیم.

مولف از موضع پُرشورتر و فعال‌تری به زندگی نگاه می‌کند. به عنوان مثال:

  1. امروز صبح زود از خانه بیرون آمدم، به همین علت توانستم به موقع سر جلسه برسم, طی نیم ساعتی که در ترافیک بودم هم فرصت داشتم تا به یک پادکست عالی گوش بدهم.
  2. امروز مدیرمان کمی بداخلاق به نظر می‌رسید. من برایش یک تکه شیرینی بردم و حالش را پرسیدم.
  3. امروز مادرم حال خوبی نداشت، به همین علت به او زنگ زدم و از او دعوت کردم آخر هفته را با من به گردش بیاید.

همانگونه که مشاهده کردید، مولف، فرمانروای زندگی خود است. او مثبت‌گرا است، از فعل‌هایی با زمان حال استفاده می‌کند و از مهارت‌ها و منابعی که در اختیار دارد، به نحو احسن بهره می‌برد.

اکنون که با تفاوت‌های شخصیت مولف و گزارشگر آب‌وهوا آشنایی پیدا کردید و با مزایای افراد مولف آشنا شُدید، نوبت می‌رسد به بیان 3 گام تاثیرگذار برای تبدیل شدن به یک مولف و آغاز فرآیند مهندسی زندگی.

اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله گام به گام تا توسعه فردی را بخوانید.

1) رویاهایتان را به زبان بیاورید.

اگر از یک جمع 100 نفری بپرسید که چه آرزوهایی دارند، به احتمال زیاد با پاسخ‌های زیر روبرو خواهید شد:

«من می‌خواهم به اندازه کافی پول دربیاورم. من فقط می‌خواهم شریکی خوب برای زندگی و خانه‌ای راحت برای سکونت داشته باشم. آرزو دارم بتوانم در زندگی‌ام تعادل برقرار کنم. امیدوارم بتوانم فرزندان زیادی داشته باشم.»

این قبیل از جملات هیچ مشکلی ندارند. تنها موردی که وجود دارد، این است که آرزوهای مذکور، ماسک‌هایی هستند که به رویاهای کودکی ما زده شده‌اند.

از خودتان بپرسید چرا می‌خواهید به این رویاها دست پیدا کنید.

در صورتی که دوست دارید به فردی ثروتمند تبدیل شوید،  علت این رویا را از خودتان جویا شوید. با انجام این کار، در واقع سفری خواهید داشت به پشت صحنه آنچه زندگی بزرگسالی از شما می‌خواهد. هیچ فردی پول را با خودش به دنیای بعد از مرگ نخواهد برد. در واقع شما دوست دارید پولدار شوید، چون با این پول می‌توانید به آزادی عمل لازم در زندگی دست پیدا کنید. از خانواده‌تان پشتیبانی به عمل آورید و استرس شغلی را از زندگی خود حذف نمایید.

با کنکاش عمیق در مورد رویای میلیاردر شدن، می‌توان آن را بدین شکل بازنویسی کرد:

«من دوست دارم به آزادی عمل برسم. زمان کافی برای حضور تاثیرگذار در اجتماع داشته باشم. به دغدغه‌های مهم‌تر از خورد و خوراک فکر کنم. به نقاط مختلف دنیا سفر کنم. یک زندگی سراسر شادی را برای خودم و خانواده‌ام دست‌وپا کنم و به دیگران کمک کنم تا به بهترین نسخه خودشان تبدیل شده و با اشتیاق زندگی کنند.»

مقیاس به وجد آمدن

بعد از نوشتن رویاهایتان، آنها را بخوانید، برای چند بار به شکل عمیق‌تر آنها را بازنویسی نمایید و از 1 تا 10 به آنها امتیاز بدهید. در این صورت اگر یکی از رویاهایتان را خواندید و به آن امتیاز 5 دادید، در واقع آن رویا هنوز برایتان جدی نیست و باید مجدد با ریشه‌یابی بیشتر، رویایی را از دل آن استخراج کنید که شما را به وجد بیاورد.

درسی که می‌توان گرفت این است: مستقیماً به دل رویاهایتان بپرید.

2) به جنگ بهانه‌هایتان بروید.

تمام آنچه شما را از دستیابی به رویاهایتان باز می‌دارد، همین بهانه‌ها هستند. چیزهایی که به خودتان می‌گویید، در واقعیت به خودتان باز خواهند گشت.

نمونه‌هایی از این بهانه‌ها به شرح زیرند:

  • من هیچ‌چیز بلد نیستم.
  • من به اندازه کافی خوب نیستم.
  • من فقیر هستم.
  • من هیچ‌گاه به فردی باهوش تبدیل نخواهم شد.
  • من با فردی اشتباه ازدواج کرده‌ام.
  • هیچ‌گاه اتفاق خوبی برای من رخ نخواهد داد.
  • ایده‌ای که در ذهن دارم چندان هم جالب نیست.
  • این کار خیلی سخت است
  • و مواردی از این دست…

تمامی این جمله‌ها حامل تئوری‌هایی منفی هستند که ما برای خودمان می‌بافیم. دلیل وجودی چنین بهانه‌هایی، آن است که بدن و ذهن ما به شدت تمایل دارد از رنج و ناراحتی بگریزد. این در حالی است که تغییر در هر نوعی که باشد، باعث ایجاد رنج و ناراحتی در ضمیر ناخودآگاه می‌شود.

اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله با خودتان در صلح باشید تا به صلح با جهان برسید را بخوانید.

سه شخصیت بهانه‌گیر:

سه شخصیت وجود دارد که وقتی بهانه می‌گیریم، سر و کله‌شان پیدا می‌شود. اگر می‌خواهید موفقیت شوید، باید با این سه شخصیت به مبارزه بپردازید:

  1. گزارشگر آب‌وهوا
  2. کودک لوس و بداخلاق
  3. خرس شکمو

زمانی که می‌خواهیم هفتمین بیسکویت روز را بخوریم، زمانی که از صحبت کردن با بقیه ترس داریم و هنگامی‌که به دلیل درست پیش نرفتن اوضاع، بنا را به گریه و زاری می‌گذاریم، این شخصیت‌ها زنده می‌شوند و جان می‌گیرند.

شما باید این سه شخصیت را در خودتان شناسایی کنید و از شیوه واکنش آنها به موقعیت‌های مختلف آگاهی یابید.

انگیزش از طریق قرار گرفتن در موقعیت دشوار

هر بار که شکست می‌خورید و به پیروزی دست پیدا نمی‌کنید، موضعی انفعالی می‌گیرید و تقصیرها را به گردن اتفاقات یا افراد دیگر می‌اندازید، در مقابل، زمانی که موفق می‌شوید کاری را به درستی انجام دهید، اعتماد به نفس پیدا می‌کنید و از جایگاه فعالانه در مورد آن موفقیت سخن می‌گویید.

با در نظر گرفتن این موضوع، به راحتی می‌توانید تشخیص بدهید که آیا کلاً فردی اهمال‌کار هستید یا صرفاً با مانع کوچکی برخورد کرده‌اید و هرچه زودتر، کار خود را دوباره از پیش خواهید گرفت. فردی که اهمال‌کار است و از زیر بار انجام وظایف درمی‌رود، در واقع دنبال بهانه می‌گردد تا کاری که باید را انجام ندهد.

به خاطر داشته باشید: شور و اشتیاق برای غلبه بر شرایط دشوار و نزدیک شدن به مقصد دلخواه، بهترین عامل انگیزشی است که می‌توان از آن بهره گرفت.

3) زیر قولتان نزنید.

این گام آخرین و مهم‌ترین بخش قضیه است. در این مرحله است که شما باید خودتان را به زحمت بیندازید. بنشینید و برنامه‌ریزی کنید که می‌خواهید در یک سال آینده به کجا برسید. سپس با خودتان عهده کنید مادامی‌که به مقاصد دلخواه‌تان دست نیافته‌اید، دست از تلاش برنخواهید داشت.

برای اینکه خودتان را به قولتان متعهد نگه دارید، پیشنهاد می‌کنیم عواملی بازدارنده و تنبیهی برای خودتان تعریف کنید. اهدای مبلغی پول به خیریه، به عهده گرفتن مسئولیت بیرون گذاشتن زباله‌ها به مدت یک ماه و مواردی از این دست، نمونه‌هایی از تنبیه‌هایی هستند که می‌توانید برای زمان‌های تنبلی خودتان وضع کنید.

سخن پایانی

مهندسی یک زندگی خوب و موفق از تفکرات خودتان نشات می‌گیرد. کافی است چشم‌انداز دستیابی به رویاهای صحیح را در ذهن‌تان طراحی کنید و سپس تمامی زندگی خود را حول آن رویاها پایه‌ریزی کرده و از طریق روش‌های محاسبه‌شده، مسیر دستیابی به آنها را بسازید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا