برونگرایی و درونگرایی در کار: چگونه با هم کار کنیم؟
هیچ شخصی کاملاً درونگرا یا کاملاً برونگرا نیست. کم و بیش در هر سازمانی، میتوان کارمندانی با هر یک از این دو نوع ترجیح شخصیتی پیدا کرد. یکسری تفاوتهای اساسی بین درونگراها و برونگراها وجود دارد که بر نحوه تعامل آنها با یکدیگر اثرگذار است. مطلب حاضر به بررسی برونگرایی و درونگرایی در کار میپردازد.
درونگرا و برونگرا نسبت به هم چه نظری دارند؟

عمدتاً دیدگاه برونگراها به این صورت درونگراها را میبینند : غیراجتماعی، کم انرژی، خجالتی، رازآلود و با مشارکت پایین.
درونگراها نیز برونگراها را به این صورت میبینند: گستاخ، خودبین، دانش سطحی، جسور و نیازمند ارتباط اجتماعی.
در نظرات روانشناسان سازمانی و متخصصان شغلی برخی نکات ارزشمند ارائه شده است تا به درونگراها و برونگراها برای موفقیت در محیط کار کمک کند.
چگونه با یک درونگرا کار کنیم؟
پیش آمادگی درونگراها:
قبل از اینکه موضوع بحث رو عوض کنید، صبر کنید و نفس عمیق بکشید. به درونگراها اجازه دهید تا از قبل برای موضوع صحبت آماده شوند. به عنوان مثال دستورجلسه را از قبل در اختیار آنها بگذارید.
سکوت درونگراها:
وقتی درباره پروژه یا موضوعی با درونگراها صحبت میکنید، انتظار نداشته باشید که بازخورد کلامی زیادی دریافت کنید. این وضعیت به این معنا نیست که آنها گوش نمیدهند یا چیزی ندارند که بگویند. یک درونگرا ترجیح میدهد تا زمان کافی برای پردازش اطلاعات داشته باشد و سپس به روشی که برایش راحتتر است پاسخ دهد. مثلاً ممکن است نظرات خود را به صورت مکتوب به شما منتقل کند.
نیاز به شفافیت در درونگرا:
شما میتوانید بیشترین عملکرد را از یک کارمند درونگرا انتظار داشته باشید اگر درخواستهای خود را به صورت شفاف از وی مطرح کنید و سپس فضای کافی (زمانی و مکانی) در اختیار وی قرار دهید. اگر اهداف و زمان تحویل به روشنی برای آنها درک شود، دیگر نیازی ندارید که بالای سرشان مانور دهید یا مدیریت خردنگر انجام دهید.
گفتگوها و جلسات برای درونگراها:
در محیطهای کاری شلوغ به دلیل صرفهجویی در زمان، معمولاً جلسات گروهی ترجیح داده میشود. معمولاً گفتگوهای یک به یک کمتر انجام شده و بالطبع آن درونگراها نیز کمتر دیده میشوند. میتوان از روشهای مختلفی برای انتقال نظرات استفاده کرد. مثلاً انجمنهای الکترونیکی و یا پورتالهای دانش میتواند بستر مناسبی برای دریافت و اشتراک نظرات درونگراها باشد.
اعتماد و دوستی گزینشگرانه:
درونگرا بسیار محتاطتر بوده و شناخت آنها بسیار سختتر است. البته محافظهکاری درونگراها به این معنا نیست که آنها علاقهای به دیگران نداشته و یا رفتار دوستانه ندارند. آنها ترجیح میدهند تا دوستان خوب خیلی کمی داشته باشند تا اینکه دوستان و آشنایان زیادی داشته باشند. به عبارت دیگر درونگراها در برقراری ارتباط کاملاً گزینشگرانه رفتار میکنند.
چگونه با یک برونگرا کار کنیم؟
خروج از سکوت در مقابل برونگرا:
درونگراها باید بدانند که همکار برونگرای آنها نیاز اساسی به صحبت دارد. آنها باید به این نیاز برونگراها احترام بگذارند. درونگراها باید از وضعیت سکوت خود خارج شوند و در گفتگو با یک برونگرا درباره ایدههایی که ضمن صحبت در ذهن برونگرا در حال تراوش و رشد است، صحبت کنند.
فکر کردن برونگرا با صدای بلند:
با یک برونگرا، باید آنچه که از وی میشنوید را با پرسیدن سوال تست کنید. درحالیکه برونگراها فکر میکنند هر آنچه میگویند کاملاً واضح و مشخص است، ممکن است از نظر درونگراها اینطور نباشد. ممکن است از نظر درونگراها همه چیز کاملاً شفاف و واضح نباشد.
برونگراها با صدای بلند فکر میکنند و از صحبت کردن و ارتباط با سایرین انرژی میگیرند. پس شاید آن چیزی که الان از برونگراها میشنوید، در واقع بخشی از ایدهای باشد که هم اکنون در ذهنشان به آن فکر میکنند و آن را پرورش میدهند.
توجه به صحبتهای برونگراها:
برنامهریزی کنید تا حتماً زمانی برای صحبتهای برونگراها به رسمیت بشناسید. برونگراها نیاز دارند تا ایدههای خود را به معرض عموم گذاشته و بازخورد دریافت کنند. همچنین، برونگراها را در نقشهایی قرار دهید که نیازمند ارتباط با سایر افراد است.
چگونه تیمهای متشکل از تیپهای شخصیتی مختلف را مدیریت کنیم؟
درونگراها تمایل دارند تا افکار خود را در درونشان پرورش دهند. مکالمههای یک به یک را ترجیح داده و علاقه دارند به تنهایی کار کنند. برونگراها از کارهای گروهی لذت میبرند، تمایل دارند تا افکارخود را با سایرین در میان بگذارند، و ارتباط زیادی با سایرین در طول روز داشته باشند. این تفاوتهای رفتاری موجب فرضیات و قضاوتهای بعضاً غیرمنصفانه درباره هر یک از دو گروه میشود. این پیشداوریها میتواند منجر به تنش در تیمها و سازمانها شود.
مدیران باید تیپ شخصیتی هر یک از اعضای تیم را بشناسند و کارها را به نحوی واگذار کنند تا با نقاط قوت هر یک از افراد همخوانی داشته باشد. به عنوان نمونه، پروژهای که نیاز به توجه بیش از حد به جزییات دارد را به کارمند برونگرای با استعدادی بسپاریم که علاقمندی چندانی به تمرکز طولانی نداشته و همزمان افکار مختلفی در ذهن خود میپروراند، در واقع برخلاف نقاط قوت این کارمند برونگرا رفتار کردهایم.
مثال: مدیریت جلسات با حضور برونگراها و درونگراها
در کارهای گروهی به عنوان نمونه جلسات، سرپرست تیم باید تلاش کند تا مشارکت درونگرایان را در گفتگوها تسهیل کرده و برای صحبتهای برونگرایان محدودیت در نظر بگیرد، تا جلسه توسط یک گروه از این افراد تحت الشعاع قرار نگیرد. برونگراها به راحتی میتوانند با صحبت زیاد و سروصدا موجب عصبانیت درونگراها شوند. در حالیکه ممکن است هیچ وقت متوجه نشوید که چطور این عصبانیت رخ داده است.
درون گرا هستید یا برون گرا؟
اگر کنجکاو شُدید که بدانید در کدام گروه قرار میگیرد. درونگرا یا برونگرا هستید؟ میتوانید از پرسشنامه زیر استفاده کنید که توسط سوزان کین در کتاب سکوت قدرت درونگراها ارائه شده است. سوالات بر مبنای خصوصیات درونگراها تدوین شده است که توسط روانشناسان و محققان معاصر پذیرفته شدهاند. به هر یک از ده سوال به جواب درست یا غلط پاسخ دهید. پاسخی را انتخاب کنید که در اغلب شرایط و اوقات به کار میگیرید.
پرسشنامه درون گرایی سوزان کین:
- گفتگوهای یک به یک را نسبت به گفتگوهای گروهی ترجیح میدهم.
- ترجیح میدهم تا نظرات خود را به صورت مکتوب بیان کنم.
- من ترجیح میدهم به تنهایی و در محیط خلوت کار کنم.
- گفتگوهای کوتاه برای من خوشایند نیست، تمایل دارم در خصوص موضوعاتی که برایم اهمیت دارد به صورت عمیق و مفصل صحبت کنم.
- من به کارهایی که اجازه میدهد تا در آن غرق شوم و چیزی موجب اختلال تمرکز نشود، علاقه دارم.
- من تمایل ندارم تا زمانی که کارم تمام نشده است آن را به دیگران نشان داده یا در مورد آن بحث کنم.
- من وقتی به تنهایی کار میکنم، بهترین خروجی را دارم.
- من اغلب قبل از اینکه صحبت کنم، باید درباره آن فکر کنم.
- من احساس میکنم وقتی بیرون و در جمع هستم، انرژی من کاهش پیدا میکند. حتی اگر خودم هم لذت برده باشم.
- من ترجیح میدهم تعطیلات یا فراغتی داشته باشم که در آن هیچ کاری انجام ندهم تا اینکه برای آن کارهای زیادی برنامهریزی شده باشد.
تحلیل نتایج پرسشنامه
هر چقدر بیشتر پاسخ بلی داده باشید، شما درونگرایی بیشتری دارید. البته حتی اگر در یکی از سوالات درونگرا یا برونگرا باشید، ممکن است در شرایط مختلف رفتارهایی متفاوتی نشان دهید. موضوع اصلی در کلمه ترجیح جای میگیرد. اینکه شما ترجیح میدهید تا درونگرا باشید یا برونگرا. در کدام حالت انرژی بیشتری داشته، کار خود بخودی انجام میشود و نتیجه بهتری هم معمولاً به همراه دارد.
برونگرایی و درونگرایی در کار
فارغ از اینکه درونگرا یا برونگرا هستید، باید دیدگاههای دیگران را نیز در نظرگرفته و درک کنید. دیگران با ترجیح مخالف شما هم در حال انجام رفتارهای طبیعی خود هستند.
برخی اوقات به عنوان مدیر یا همکار، باید با کسی کار کنید که شخصیتی کاملاً متضاد با شما دارد. هر چقدر بهتر بتوانید تیپ شخصیتی خود و همکار خود را بشناسید، بهتر میتوانید یک رابطه کاری معتدل و میانه شاد داشته باشید.



