آیا امیدی برای ببرها وجود خواهد داشت؟
بسیاری از گربهسانان به عنوان گونههای پرچم (Flagship Species) شناخته شده و سالها است که در راس هرم حفاظت از حیات وحش قرار دارند. گونه پرچم، گونهای خاص است که نیازهای آن در سطح گستردهای تامین شده و بواسطه حفاظت از آن میتوان به حفظ دیگر گونهها کمک کرد. به عنوان مثال ببر بنگال که ابتدا در هند شناسایی شد و بعدها جمعیتهای کوچکتری از آن در بنگلادش، نپال، بوتان، چین و میانمار هم یافت شد، یکی از شناخته شدهترین گونههای پرچم در دنیا است.
ببرها از اوایل دهه 70 میلادی، در بسیاری از کشورهای آسیایی از جمله در هندوستان به عنوان گونه پرچم مورد حفاظت قرار گرفتند. برنامه حفاظت از ببر هندیها، یکی از شناخته شدهترین پروژههای احیای گونههای در معرض خطر انقراض در کشورهای در حال توسعه است.
آخرین آمارها موید آن هستند که جمعیت ببر در هندوستان نزدیک 6 درصد افزایش یافته و با این حساب در حال حاضر نزدیک به سه هزار ببر در هندوستان زیست میکنند. آیا این جمعیت میتواند تضمین کننده بقای نسل ببرها در هندوستان باشد؟
چرا از ببرها حفاظت میشود؟
با وجود خبرهای امیدوارکننده، جمعیت زیر گونههای مختلف ببر در دنیا به دلیل فشارهای متعدد انسانی از جمله شکار بیرویه طعمهها، شکار غیرقانونی خود ببرها و تخریب زیستگاهشان رو به کاهش است. ارزیابیها در سال 2010 میلادی حضور 2,154 ببر را در جهان تایید کرد اما این رقم تعداد کل ببرها در جهان نبود. چرا که خیلی از ببرها مانند ببرهای روسی بیشتر در مناطق حفاظت شده یافت نمیشوند.
واقعیت این است که مطالعات معدودی روی ببرها انجام شده و دانش انسان درباره این گونه جانوری اندک و محدود است. ببرها برای ادامه نسل به جمعیتهای بزرگ نیاز دارند و نرخ بقای زادآوری مادههای بالغ هم یک فاکتور کلیدی برای آنها است. مدلهای مختلف ارزیابی نشان میدهند که وقتی نرخ مرگ و میر ماده ببرهای زادآور به بیش از 15 درصد میرسد، آنگاه بطور قطع جمعیت هم کاهش پیدا خواهد کرد.
به همین دلیل است که تلاشهای حفاظتی برای ببرها همچنان جز اولویتها است. مهمترین ملاحظات در این زمینه عبارتند از ضرورت پایش علمی ببرها و در عین حال جمعیت طعمههای آنها. در وهله نخست لازم است که موفقیت یا عدم موفقیت حاصل از مداخلات انسانی، مورد ارزیابی قرار گیرد و بر اساس آن عکسالعملی مناسب اتخاذ و در راستای حل مشکل اقدام شود.
دومین هدف عمده از پایش علمی ببرها و جمعیت طعمهای آنها کسب دادههای شاخص است که میتواند مبنا و زیربنای طرحهای مدیریتی آتی باشند. در حقیقت این نکته را باید همیشه به یاد داشت که اهداف مدیریتی و انتظارات به شدت متاثر از ادراک انسانی از وضعیت جمعیتی گونهها است.
دامنه هدف سوم از این مرز هم فراتر میرود و بنا دارد تا بدنه دانش تئوریک و تجربی را ارتقا بخشد. این امر در نهایت میتواند ظرفیت پیش بینی را افزایش دهد و باعث شود که در موقعیتهای خاص بتوان بهترین عکسالعمل را از خود نشان داد.
ببرها در کجا زندگی میکنند؟
گوشتخواران و بطورکلی گربهسانان ترجیحهای زیستگاهی مختلفی دارند. به عنوان مثال ببرها بیشتر در محیطهای مختلفی دیده میشوند. مناطق شمالی معتدل و جنگلهای کاج در رویسه، جنگلهای تحت حارهای در چین، نپال، بوتان و هندوستان، جنگلهای برگریز خشک و مرطوب، مناطق حارهای همیشه سبز و مرطوب در سراسر نواحی حارهای قاره آسیا از جمله زیستگاههای ثبت شده ببرها هستند.
متغیرهای زیست محیطی روی احتمال مشاهده علائم و نشانههای ببرها تاثیرگذارند. به عنوان مثال در نواحی جنگلی که خاک سفت و محکم دارد یا سطح آن را پوششی از برگ پوشانده، خیلی به دشواری میتوان نشانهای از رد پا یا دیگر علائم و نشانههای ببرها پیدا کرد. از طرف دیگر، وضعیت جوی یا فعالیت بیش از اندازه حشرات در یک منطقه هم بر احتمال مشاهده بقایای فضولات گوشتخوارانی مثل ببر تاثیر خواهد داشت.
ببرها درست مانند پلنگها به شدت خجالتی هستند و تا حد امکان از انسانها پرهیز میکنند. الگوهای تعیین قلمرو شبانه آنها و علاقه به مخفیکاری معمولاً انجام هر گونه مطالعه را دشوار میکند. پیدا کردن نشانههایی مانند فضولات ببرها هم به همین دلیل خیلی دشوار است.
بررسیها نشان میدهد که یک ببر مقیم در طول روز بالغ بر 10 تا 15 کیلومتر جابجایی دارد. بنابراین نشانههای این ببر هم در محدودههای گستردهای پراکنده شده و احتمالاً دسترسی به آنها بسیار دشوار است. کارشناسان وسعت قلمرو حیوانی مانند ببر را در حدوده یک میلیون و 200 هزار کیلومتر مربع تخمین زدهاند. همین رقم به خوبی نشان میدهد که مقیاس منطقه مطالعاتی تا چه اندازه میتواند وسیع باشد.
انتخاب فصل و ماه برای انجام مطالعه روی ببرها خیلی مهم است. به عنوان مثال زمان کار باید قبل از بارشها و حتی قبل از ریزش برگها باشد. هر زمانی هم که انتخاب میشود برای سال بعد باید تکرار شود. زمان مناسب برای یک منطقه از یک کشور به کشور دیگر و حتی از یک منطقه به منطقه دیگر فرق میکند. بنابراین در مجموع میتوان گفت که ببرها حیوانات آسانی نیستند و به همین دلیل است که دانش انسان درباره آنها بسیار اندک و محدود است.
ببرهای خجالتی و ویژگیهای متفاوت
اجتماع ببرها بیشتر حول محور مادههای بالغ زادآور میگردد. این افراد قلمرو خانگی به نسبت ثابتی را برای خودشان نگه میدارند که در آن تولههایشان را پرورش میدهند. ببر ماده در شرایط عادی خودش قلمرو خانگی خودش را بدست میآورد و در بین سه تا چهار سال هم شروع به زادآوری میکند. ببر ماده معمولاً بین 5 تا 7 سال قلمرو خاص خود را دارد. پس از طی این دوره، قلمرو توسط یک ماده بالغ دیگر اشغال میشود. درجه همپوشانی قلمرو مادهها و احتمال تداخل بین روابط همسایگی از منطقهای به منطقه دیگر فرق میکند. اما در مجموع به عواملی مانند تراکم شکار و دیگر فاکتورهای اکولوژیکی بستگی دارد.
ببرهای نر بالغ قلمرو بزرگتری از مادهها دارند که این قلمرو با قلمرو چندین ببر ماده زادآور تداخل دارد. تعداد متوسط ببرهای مادهای که قلمروشان با قلمرو یک ببر نر تداخل دارد، در حدود سه فرد است. وسعت همپوشانی بین قلمرو نرها متفاوت است و به عواملی بستگی دارد که هنوز به درستی شناخته شده نیستند.
مدت زمان تملک قلمرو توسط نرها خیلی کوتاهتر از مادهها است. برای ببرهای نر این رقم بین دو تا چهار سال و برای ببرهای ماده بین 6 تا 10 سال تخمین زده شده است.
نتیجه یک مطالعه میدانی نشان میدهد که یک ببر در طول یکسال از یک جمعیت 500تایی شکار، حدود 50 فرد را برداشت میکند. در زیستگاههایی که از نظر تولید مثلی مولد هستند، نرخ بقا به این صورت است: تولهها 60 درصد، افراد جوان 90 درصد، مادههایی که جابجا میشوند 70 درصد، نرهایی که جابجا میشوند 65 درصد، مادههای زادآور 90 درصد و در نهایت نرهای زادآور 80 درصد.
جالب اینجا است که این نرخها از زیستگاههایی که شرایط نیمه مطلوب دارند، به نسبت خیلی کمتر است. بنابراین به این نکته حتماً توجه داشته باشید که نرخهای مرگ و میر طبیعی به نسبت بالا لزوماً هشداردهنده نیست. چرا که در پی آن ممکن است ببرها پتانسیل تولید مثلی بالایی داشته باشند یا اینکه جمعیت به صورت طبیعی افزایش پیدا کند و دلیل آن هم میتواند بزرگ شدن افراد نابالغ و یا حتی ورود افراد جدید باشد.
پایش جمعیت
تحقیقات نشان میدهد که برای پایش جمعیت باید روی وضعیت تولهها به شدت تمرکز کرد. به فرض در مورد تولههای ببر کمتر از یکسال معمولاً بیش از 25 درصد سالم و سلامت نیستند یا در زیستگاههایی که از نظر حضور طعمه غنی هستند، متوسط پتانسیل زادآوری ماده ببرها ممکن است بالغ بر یک توله آن هم در یکسال باشد. همه این موارد موید این است که نرخ مرگ و میر بالا در گوشتخواران درشت جثهای مانند ببرها مادامی که نرخ تولید مثل به صورت طبیعی بالا است، نگران کننده نیست.
منابع
- فرناز حیدری. مجله دانستنیها.



