تقویت خلاقیت کودکان با آموزش روشهای نقاشی
دوران کودکی از نقشی حساس و تعیین کننده در زندگی انسان برخوردار است. توجه به این دوران تا آنجاست که اولاً کودکی از جانب روانشناسان و صاحبنظران تعلیم و تربیت غالباً به عنوان برجستهترین مرحله در تکوین شخصیت انسان شناخته شده است. ثانیاً وجود تعارضات، اخـتلالات و نابسامانیهای روانی در این سنین را از عوامل اساسی در بروز مشکلات در سراسر زندگی دانستهاند. با توجه به اهمیت و حساسیت دوران کودکی لازم به ذکر است که در میان نقش فعالیتهای هنری و نقاشی در خلاقیت کودکان بویژه در سالهای پیش از دبستان حائز اهمیت است.
خلاقیت تا 10 سالگی
تورنس پس از پژوهشهای گستردهای که روی خلاقیت کودکان به عمل آورد به این نتیجه رسید که منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود سن 10 سالگی دچار افت میشود. بطوریکه آنان هرگز خلاقیت دوره اولیه کودکی را باز نخواهند یافت. در واقع، خلاقیت یک فرآیند چند بُعدی است که به تاثیر متقابل بین ارگانیسم و محیط گفته میشود و نتایج آن به ظهور پدیدههای جدید و بینظیر میانجامد. میل به خلاق بودن در تمام طول تاریخ و در تمام جوامع بشری به چشم میخورد. بیشک یکی از زیباترین ویژگیهای انسان، قدرت آفرینندگی یا خلاقیت وی است.
نظریه تورنس، پیشگام خلاقیت
پال تورنس (E. Paul Torrance) بیش از پنجاه سال به عنوان یکی از پیشگامان پژوهش در مورد خلاقیت بوده است. تورنس آزمونهای خلاقیت را برای اندازهگیری تفکر خلاق به وجود آورد و آنها را گسترش داد. به عقیده تورنس همه افراد دارای استعداد خلاقیت هستند و این خلاقیت به روشهای مختلفی میتواند افزایش یابد یا سرکوب شود. وی خلاقیت را به عنوان یک فرآیند رشد یابنده در نظر میگرفت. برخلاف کسانی که عقیده داشتند خلاقیت افراد امری ثابت است. همچنین پژوهشهای او نشان میدهد خلاقیت بطور خطی و ثابت افزایش پیدا نمیکند. عوامل زیادی از جمله انگیزه روش کار و روشهای تدریس، باعث تغییر در روند رشد آن تا زمان بزرگسالی میشود.
خلاقیت امری نامحدود است.
تورنس خلاقیت را امری نامحدود میداند و ادعا میکند هر فردی میتواند به صورتی نامحدود و خلاق باشد. رشد و تحولات ذهنی کودک و ارتباطات آموزشی با بزرگسالان سبب تحولاتی در ترسیم تجسمهای کودکان میگردد. آنها غالباً به کپی کردن واقعیات پیرامون اقدام نمیکنند، بلکه به کشیدن آنچه در ذهن دارند، میپردازند.
ارزشهای بیانی نقاشی کودکان
از دیدگاه محققان دیگر نیز نقاشی چیزی در حد فاصل بازی و تصویر ذهنی است که کودک بواسطه آن دنیای واقعی خود را باز نمایی میکند. بررسیهای گوناگونی که تاکنون در زمینه نقاشی کودکان صورت گرفته نشان داده است که نقاشی کودکان چیزی بیمحتوا یا فاقد ارزش نیست. بلکه این گونه فعالیتها دارای ارزش محتوایی بسیار بوده و از جنبههای گوناگون هنری، بالینی و آموزشی پرورشی قابل بررسی است. به همه کودکان باید فرصت داد تا در مدت زمان کافی، با علاقه و تمایل شخصی و استفاده از وسایل و ابزار مناسب به نقاشی کردن بپردازند. البته در بین آنان کودکانی هستند که سطح آمادگی یا استعداد فطری بالاتری دارند و مهیا بودن شرایط به شکوفا شدن استعداد این کودکان میانجامد.
بررسی نقاشی کودک، تنها در سطح رشد ذهنی باقی نمیماند و در نگاهی دیگر میتوان پرده از زندگی عاطفی او برداشت. تشخیص و شناسایی مسائل عاطفی و روانی کودکان که در پس خطوط و حرکات ترسیمی معنادار آنان نهفته است، یکی دیگر از ارزشهای بیانی نقاشی کودکان است.
آزمون خلاقیت کودکان تورنس
آزمون خلاقیت تورنس که برای بررسی میزان بسط، ابتکار، سیالی و انعطافپذیری کودکان در فرم تصویری میباشد توسط محققان روی تعدادی از کودکان 5 تا 6 ساله انجام گرفت. این آزمون از سه بخش تشکیل شده است که کودک باید هر بخش را در مدت 10 دقیقه بر اساس توانایی و خلاقیت خود کامل کند. در مجموع برای هر سه بخش 30 دقیقه فرصت دارد و در پایان هر کدام از تصاویر نمرهگذاری میگردد. این سه بخش شامل 3 روش آموزش نقاشی (روش آزاد، روش انتخاب موضوعی و روش تکمیلی) به کودکان میباشد که با همکاری و نظارت مربیان انجام گرفت.
نتایج حاصل از تجریه و تحلیل دادههای آزمون نشان داد آموزش نقاشی به روش آزاد، انتخاب موضوعی و تکمیلی در رشد سیالی، انعطافپذیری تاثیری ندارد. اما آموزش نقاشی به روش آزاد، انتخاب موضوعی و تکمیلی در رشد بسط و ابتکار موثر است. روشهای مورد استفاده در آموزش نقاشی یکی از عواملی هستند که با افزایش یا کاهش خلاقیت کودکان در ارتباط میباشد.
البته روش آموزش فقط یک بُعد فرآیند تعلیم و تربیت را در برمیگیرد و ابعاد دیگر آن کودکان، مربیان و معلمان میباشند، که میتوان گفت تمامی این ابعاد با هم ارتباط تنگاتنگ دارند. به همین خاطر نمیتوان بطور مطلق گفت که مثلاً روش آموزش آزاد بهترین روش برای همه افراد و برای همه گروههای سنی میباشد. البته که در بکارگیری یک روش آموزشی کودک و مربی از نقش حائز اهمیتی برخوردارند. در واقع این کودک و مربی هستند که روش آموزشی را تعیین میکنند.
نقاشی با موضوع آزاد
روش آزاد به عنوان یک روش کاملاً کودکمحور تا زمانی مفید و مناسب میباشد که کودکان از تحرکات درونی فراوانی برخوردار میباشند. هنگامی که مربی به آنها آزادی میدهد هر لحظه تحرکات درونی بیشتری را به معرض نمایش میگذارند. اما زمانی که احساس کرد کودکان در قبال استفاده از روش آزاد به کشیدن کارهای تکراری و روزمره میپردازند، در این صورت این روش مناسب نمیباشد و لازم است تا خود مربی مستقیماً در کار آنها دخالت کنند.
نقاشی با انتخاب موضوع
در روش انتخاب موضوعی به دلیل اینکه مربی به عنوان شروع کننده میباشد، از اهمیت بسزایی برخوردار است. زیرا مربی باید کاملاً نسبت به تواناییهای کودکان آگاه باشد و همچنین موضوعاتی را به کودکان ارائه دهد که هم جدید بوده و هم در محدوده علاقه آنان باشد. زیرا اگر موضوعی خارج از توانایی کودک باشد یا به آن موضوع علاقه نداشته باشد، این روش با شکست مواجه میشود. به همین دلیل این روش آموزشی به معلمانی خلاق و دارای توانایی کافی در کار با کودکان نیاز دارد.
نقاشی به صورت تکمیلی
روش تکمیلی یکی از روشهای کاملاً محدود میباشد که استفاده طولانی مدت از آن به شدت بر کاهش خلاقیت کودکان تاثیر دارد و سبب میگردد که کودک نتواند تواناییهای برونی خودش را بروز دهد. این امر موجب سرخوردگی کودکان و از طرف دیگر به وجود آمدن رفتار قالبی و تقلیدی در آنان میشود. معمولاً از این روش برای درست کردن کتابهای نقاشی و سرگرمی برای خردسالان استفاده میکنند. البته این بدان معنا نمیباشد که روش تکمیلی یک روش محدود است. زیرا وقتی کودکان از تحرکات درونی لازم برخوردار نباشند از طریق این روش و با استفاده از یک مربی توانا میتوان به آنها محرکات بیرونی زیادی داد تا بتوانند در آینده از آن استفاده کنند.
بطورکلی استفاده از روشهای آزاد، انتخاب موضوعی و تکمیلی باید به صورت تدریجی باشد. بدین معنی که مربیان میتوانند در اوایل کار از روش تکمیلی استفاده کنند تا کودک با محرک بیرونی جدید و زیادی آشنا بشود. در طول رشد تدریجی، تواناییهای خود را بروز دهد مربی هم باید، از روشهایی استفاده کند که آزادی بیشتری به کودک بدهد.



