یک معمای موفقیت: تلاش زیاد یا تلاش هوشمندانه؟
یک متناقضنما در زمینه موفقیت در زندگی فردی و شغلی وجود دارد. اینکه افرادی که سخت کار میکنند و زیاد تلاش میکنند، موفقتر هستند یا افرادی که کمتر کار میکنند ولی در عوض هوشمندانه تلاش میکنند. در سالهای اخیر، موجِ موفقیتهای یکشبه، توجه زیاد به استارتاپها و داستانهای موفقیتشان و همچنین مرارتهای ناشی از کارهای طولانی و سخت موجب شده است تا عبارت تلاش هوشمندانه در گفتگوهای روزمره یا تفکرات درونیمان بسیار شنیده شود.
تعابیر مختلفی از تلاش هوشمندانه یا کار هوشمندانه در نظر افراد مختلف وجود دارد. هر یک به نحوی کار هوشمندانه را توصیف میکنند. برخی اختراع و ابداع را معنای واقعی کار هوشمندانه میدانند و برخی نیز آن را به ابزاری برای توجیه تنبلی و تنآسایی خود استفاده میکنند.
اینکه واقعاً تلاش هوشمندانه چیست؟ چه تفاوتی با سخت تلاش کردن و تلاش زیاد دارد؟ کدامیک از این دو بهتر است؟ از جمله موضوعاتی است که در این مطلب به دنبال آن هستیم.
تفاوت بین تلاش هوشمندانه و سخت تلاش کردن چیست؟
وقتی صحبت از تفاوت بین این دو نوع تلاش کردن میرسد، به راحتی میتوان تلاش زیاد را این گونه تعریف کرد که اگر میخواهید از یک راه طولانی به هدف خود برسید، باید ساعتهای طولانی هم برای آن تلاش کنید.
اگر کسی تلاش زیاد را انتخاب کند باید از همه زودتر شروع به کار کند، تا دیر وقت بیدار بماند و از تفریحات خود بگذرد. در حالی که دیگران از تفریحات خود لذت میبرند و حتی در برخی موارد موفقترند! آن فرد باید در نظر داشته باشد که همیشه حداقل یک نفر هست که از او کمتر میخوابد و بیشتر از او تلاش میکند اما آیا موفق هم میشود؟ خیر! علت آن تفاوت بین تلاش زیاد و تلاش هوشمندانه است.
سوال اصلی در کار هوشمندانه: کار کمتر و ارزش بیشتر
هر فردی در زندگی پس از آنکه هدف خود را تعیین میکند، گمان میبرد که باید ساعتهای زیادی را برای تلاش کردن صرف کند. اما هرچه در این راه رشد کرده و پختهتر میشود، از خود میپرسد: «آیا میتوانم ساعات کاری خود را به گونهای کاهش دهم که باز هم موفقیتآمیز باشند؟»
برخی از افراد بطور ناخودگاه و ذاتی بدون اینکه حتی متوجه بشوند، این سوال را پاسخ داده و راه هوشمندانهای در ذهن خود انتخاب کرده و شروع به تلاش هوشمندانه میکنند. این گونه از افراد، بسیار خوش شانس هستند که باهوشاند و با هوش خود عمل میکنند، اما این به این معنا نیست که دیگران نتوانند هوش خود را تقویت کنند و حتی از آنها هم باهوشتر شوند.
ویژگیها و مهارتهای تلاش هوشمندانه
نظرات متفاوتی برای معنی واقعی تلاش هوشمندانه و راز افرادی که بطور ذاتی از آن استفاده میکنند وجود دارد که طبق بررسیها برخی از آنها عبارتند از:
- مهارت مدیریت زمان
- هدف گذاری
- تفکر قبل از عمل
- خوشبین بودن به کسب موفقیت و ناامید نشدن از شکست
- شناسایی و انتخاب فرصتهای مناسب
کدام یک بهتر است: تلاش هوشمندانه یا تلاش زیاد؟
مشکل بین تلاش هوشمندانه و تلاش زیاد این است که بیشتر افراد فکر میکنند یا باید زیاد تلاش کنند یا هوشمندانه! اما سوالی که باید از خود بپرسیم این است که چرا هر دو با هم نه؟
افراد بسیار موفق را در نظر بگیرید. آنها از هر نظر در زندگی خود موفقاند زیرا آنها باهوشاند! اما واقعیت اینجاست که باهوش بودن برای موفق بودن کافی نیست. افراد بسیار موفق در کنار هوش خود هزاران بار بیشتر از ما تلاش کردهاند و در این مسیر با لحظات بسیار سختی مواجه شدهاند.
معجونی از تلاش برای موفقیت
تلاش زیاد و هوشمندانه نمیتوانند از یکدیگر جدا باشند. شما نمیتوانید روزی از خواب بیدار شوید و به خود بگویید: «من امروز تصمیمهای هوشمندانه میگیرم» ولی تلاشی انجام ندهید. بلکه باید این جمله را بارها و بارها و هر روز با خود تکرار کنید و برای رسیدن به آن نیز بسیار تلاش کنید. به عبارتی هم باید باهوش بود و هم پشتکار خوبی داشت.
وقتی به اولین موفقیتهای خود دست پیدا میکنید، به مرور زمان با تجربهتر میشوید و وقتی با تجربهتر میشوید، کمتر خطا میکنید و در نتیجه با تجربه شدن و کاهش شکستها، مقدار زیادی زمان مفید و انرژی ذخیره میکند.
پس برای چگونگی تصمیم هوشمندانه گرفتن سخت تلاش کنید و عجول نباشید. اشتباه بکنید اما آنقدر هوشمند باشید که از اشتباهاتتان درس بگیرید. اگر این جملات شما را توصیف میکند، تبریک میگویم! چون شما به یک فرد باهوش تبدیل شدهاید و هوشمندانه عمل میکنید.



