رسانههای اجتماعی و تاثیر بر تصویر ذهنی جوانان از بدنشان
میدانیم که شبکههای اجتماعی تاثیرات گستردهای روی تصویر ذهنی جوانان از بدنشان دارد. اکنون میخواهیم بدانیم اثربخشی و نگرانی و ناخشنودی ناشی از آن چگونه ایجاد میشود؟ این مقاله مجموعهای از ایدهها را درباره چگونگی این تاثیرگذاری روی ذهن و تصویر ذهنی زنان و مردان جوان از بدنشان و تبعات نامطلوب آن ارائه میکند.
چهارچوب تعاملی و محتواهای قالب رسانههای اجتماعی مانند حضور گسترده هم سن و سالان و تاثیر گرفتن از آنها و تبادل انبوهی از تصاویر، نشان میدهد که این رسانهها میتوانند بطور قابل توجهی بر نگرانیها از تصویر بدن تاثیر بگذارند. این تاثیرات از طریق مقایسههای اجتماعی منفی، انتقال اطلاعات و مشاهده الگوهای رفتاری اکثریت هم سن و سالان و تمایل برای انجام همان رفتارها جهت همسانسازی اتفاق میافتد.
در مدل ارائه شده عواملی مانند میزان و نوع آسیب پذیریهای فردی، نحوه استفاده هر شخص از شبکه اجتماعی و نقش فرآیندهای روان شناختی به صورت جداگانه، علاوه بر ویژگیهای رسانههای اجتماعی، بر نارضایتی افراد از بدنشان تاثیرگذار بوده است.
رسانه و جنسیت
همانطور که میدانیم رسانههای جمعی نقش بسیار بزرگی در مورد کلیشههای فرهنگی در مورد زیبایی تصویر بدن دارند. نظریه شناختی اجتماعی بندورا، اهمیت ویژهای برای رسانهها اختصاص میدهد و تاکید میکند که قرار گرفتن در معرض پیامهای رسانهها میتواند تصاویر غیرواقعی از زیبایی زن را ارائه دهد.
پذیرش این تصاویر تحریف شده نگران کننده است. زیرا میتوانند منجر به نارضایتی از بدن و اختلالات خوردن مانند کم اشتهایی و کمخوری شود. البته که تغییر رفتارهای غذایی پیچیده است و وابسته به انبوهی از عوامل روانشناختی و زمینهای است که باید مورد توجه قرار گیرد.
تا به اینجا مطالعات نشان داده است که قرار گرفتن در معرض رسانهها، بطور مداوم با نارضایتی زنان نسبت به بدنشان ارتباط دارد. حالا سوال اصلی در مورد قدرت این تاثیرات است. طبق مطالعات فراتحلیلی انجام شده، این تاثیرات کم یا متوسط است و احتمالاً بطور هماهنگ با اختلافات فردی در درونیسازی ویژگیهای مربوط به جنسیت عمل میکنند.
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که اغلب مطالعات روی تاثیر رسانههای جمعی متداول متمرکز شدهاند. مانند تصاویر مجلهها، تبلیغات تلویزیونی، برنامههای سرگرمی تلویزیونی و حتی نماهنگها. اما موارد ذکر شده رسانههایی نیستند که در وهله اول توجه نوجوانان و جوانان را به خود جلب میکنند.
بر اساس یک نظرسنجی ملی که توسط مرکز تحقیقات پیو انجام شد، بیشترین میزان استفاده از اینترنت در افراد 18 تا 29 ساله در آمریکا، نسبت به هر گروه جمعیتی دیگر، در شبکههای اجتماعی بوده است. مهمتر اینکه زنان بیشتر از مردان از این شبکههای اجتماعی استفاده میکنند.
تاثیر رسانههای اجتماعی بر اندام زنان
درونیسازی زیبایی زنان با ایده آل لاغری و متاثر از انواع مختلف رسانههای اجتماعی، عنصری کلیدی در یک استاندارد کلیشهای فرهنگی از زیبایی است که در رسانههای معاصر از طریق جوامع غربی شده معرفی میشود. در نتیجه فرآیندهای سنتی اجتماعی کردن نقشهای جنسیتی، دختران و زنان یاد میگیرند که خود را به عنوان یک شئی ببینند و به جای تاکید بر خصوصیات درونی به ظاهر خود توجه کنند.
آنها بیشتر از پسران به ظاهر خود اهمیت میدهند و تغییرات بیشتری روی ظاهر خود اعمال میکنند تا زیبایشان مطابق با کلیشههای زیبایی روز شود.
یکی از مولفههای اصلی زیبایی زنانه ایده آل در جوامع غربی، سایز کوچک، جذابیت فیزیکی و لاغری غیرواقعی است. یکی دیگر از فاکتورهای مهم اثربخشی رسانههای اجتماعی، عینیتبخشی به خود است. فرآیندی که در آن دختران و زنان بدن خود را به عنوان شئی میبینند و مانند یک بیننده به بدن خود نگاه میکنند. این درونیسازی روانشناختی دیدن بدن به عنوان یک شئی، میتواند منجر به پایش مداوم اندازه شود، که به نوبه خود میتواند اختلالات تصویر بدن را ایجاد کند. تجربهای که بسیار رایج است و به نارضایتی هنجاری معروف است.
بدن ایده آل در جوامع مختلف
درونیسازی ایده آلهای بدن بینقص و کامل و کلیشههای سایز بدن در جوامع غربی از زمانی آغاز میشود که دختران در سن 3 سالگی هستند. لازم به ذکر است که اکثریت مطالعات در کشورهای غربی و اغلب در آمریکا انجام شده است و در نظر گرفتن زمینه فرهنگی که تحقیق در آن صورت گرفته بسیار مهم است.
سوال همیشگی که در این خصوص وجود دارد این است که آیا این یافتهها در مورد افراد گروههای نژادی و قومی مختلف نیز صدق میکند؟ با توجه به هنجارهای مختلف، زنان آفریقایی – آمریکایی کمتر از زنان سفیدپوست از بدن خود ناراضی هستند. اما همچنان انتشار جهانی تصاویر فوق العاده لاغر و بر اساس جنسیت از زنان بر سایر اقوام نیز تاثیر گذاشته است و آرمان لاغری را میتوان تا حدی در مناطق مختلف جهان دید. به عنوان مثال، زنان آرژانتینی، چینی، مالزیایی و فیجی هم از بدن خود رضایت ندارند. به عبارتی نسبت به الگوی لاغری غربی تمایل نشان دادهاند.
با این وجود، پیچیدگیهایی نیز وجود دارد. زیرا زنان در برزیل ایده آلهای لاغری به سبک غربی را رد کردهاند و آنجا، شکل بدن از اندازه بدن ارزشمندتر است. بطورکلی آندرسون فاینوتس میگوید: «تصورات فردگرایانه غربی از تصویر بدن، جهانی نیستند.» بنابراین روشهای تعامل فرهنگ و رسانه برای تاثیرگذاری بر اختلالات بدن، مسئله پیچیدهای است.
تاثیر رسانههای اجتماعی بر مردان
به علاوه، خود تصویر بدن یک مفهوم چند بُعدی با جنبههای شناختی، عاطفی و رفتاری متفاوت است. مفهومی که به روشهای مختلف ارزیابی شده است. به علاوه مردان، بزرگسال نیز نارضایتی از بدن خود را گزارش کردهاند. عوامل فرهنگی اجتماعی از جمله تصاویر رسانهای توانسته موجب تصویرسازی ذهنی منفی از بدن و بروز نگرانی در آنها نیز شود.
ایده آل بدن مردانه، هر چند متغیرتر از تصویر ایده آل زنانه است، دارای چندین ویژگی از جمله لاغری، عضلانی بودن و قد بلند است. در مورد تاثیرات رسانهای بر میزان رضایت از بدن مردان بسیار کمتر تحقیق صورت گرفته است. مطالعات انجام شده همبستگی مثبتی بین استفاده از رسانه و عدم رضایت از بدن و استفاده از مکملهای تقویت کننده عضلات، نشان میدهد.
در مجموع، تاثیرات رسانهای روی مردان هم بیشباهت به تاثیر آن بر زنان نیست. احتمالاً با دغدغه لاغری و درونی شدن ایده آل بدن عضلانی ارتباط دارد.


