اختلال کمبود توجه – بیش فعالی چیست؟

اختلال کمبود توجه – بیش فعالی گسترده ترین اختلال روانی مطالعه شده در کودکان و موضوعی بحث برانگیز در سال های اخیر به شمار می رود. امروزه با فهم اینکه این اختلال، اختلالی مربوط به تمام طول عمر است علاقه به مطالعه آن در همه گروه های سنی افزایش پیدا کرده است.

اختلال کبود توجه – بیش فعالی یک نشانگان عصب تحولی است که ریشه در دوران کودکی دارد، این نشانگان شامل کمبود توجه، بیش فعالی و تکانش گری می باشد که نامناسب با سطح تحولی فرد است. منظور از اختلال عصب تحولی در این تعریف، اختلال هایی هستند که در دوران تحول بروز می کنند و معمولاً قبل از دوره مدرسه ابتدایی ظاهر می شوند و بوسیله مشکلات شخصی، اجتماعی، تحصیلی یا شغلی که ناشی از نارسایی تحولی است مشخص می شوند. ویژگی دیگر این دسته اختلال ها، همبودی بالای آنها است. اختلال هایی نظیر ناتوانی هوشی تحولی، اختلال های طیف اوتیسم، اختلال های یادگیری، اختلال های زبانی بیانی و اختلال های حرکتی نیز در این دسته اختلال ها گنجانده شده اند.

در این مقاله شما می توانید با اختلال کمبود توجه – بیش فعالی و راهکارهای مهار و فرزندپروری با آن آشنا شوید.

در رابطه با شیوع این اختلال درصدهای متفاوتی گزارش شده برای مثال برخی پژوهشگران اظهار می دارند که کمبود توجه – بیش فعالی بطور تقریبی در 3 تا 7 درصد کودکان مدرسه رو و 5 درصد بزرگسالان رخ می دهد. تحقیقات دیگری گزارش می کنند که کمبود توجه – بیش فعالی در 4 تا 8 درصد کودکان مدرسه رو و 3 تا 5 درصد بزرگسالان رخ می دهد. در نهایت راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی بیان می کند که 5 درصد کودکان و 5.2 درصد بزرگسالان مبتلا به کمبود توجه – بیش فعالی می باشند که نسبت جنسی آن بطوری است که در دوره کودکی، پسران 2 برابر دختران و در بزرگسالی مردان 1.6 برابر زنان به این اختلال مبتلا می شوند.

معیارهای تشخیصی اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی عبارتند از:

الف)

تبلیغات
خرید شارژ تلفن همراه، شارژ مستقیم، کارت شارژ ، شارژ وایمکس ایرانسل، گیفت کارت، آنتی ویروس و پرداخت قبوض

یک: 6 مورد یا بیشتر از نشانه های زیر در مورد بی توجهی که باید برای دست کم شش ماه و به شکلی غیر عادی و نامتناسب با سطح رشدی کودک وجود داشته باشد:

بی توجهی

  1. اغلب نمی تواند به جزئیات توجه کند و از روی بی دقتی در کارهای مدرسه، شغلی یا سایر فعالیت ها اشتباه می کند.
  2. در انجام تکالیف و بازی ها اغلب نمی تواند توجهش را حفظ کند.
  3. اغلب به نظر می رسد که وقتی بطور مستقیم مورد خطاب قرار می گیرد، نمی شنود.
  4. اکثر وقت ها از دستورالعمل ها پیروی نمی کند و از عهده اتمام تکلیف های مدرسه، وظایف شغلی یا سایر فعالیت ها بر نمی آید (که این به خاطر نافرمانی یا ناتوانی در پیروی از دستورها نیست).
  5. اغلب در سازماندهی تکلیف ها و فعالیت هایش با مشکل مواجه است.
  6. اغلب از درگیر شدن در تکلیف هایی که مستلزم تلاش ذهنی پایدار است (مانند تکلیف مدرسه یا تکلیف خانه) خودداری کرده یا بیزاری و بی میلی نشان می دهد.
  7. اغلب وسائل لازم برای انجام تکلیف ها و فعالیت ها را گم می کند (مانند اسباب بازی ها، تکلیف مدرسه، مداد، کتاب و سایر وسائل)
  8. اغلب به راحتی بوسیله محرک های نامربوط دچار حواس پرتی می شود.
  9. در فعالیت های روزانه اغلب فراموش کار است.

دو: 6 مورد یا بیشتر از نشانه های زیر در مورد بیش فعالی – تکانشگری که باید برای دست کم شش ماه و به شکل غیر عادی و نامتناسب با سطح رشدی وجود داشته باشد:

بیش فعالی

  1. دست ها و پاهایش اغلب بی قرار است و در حالت نشسته وول می خورد.
  2. در کلاس یا دیگر موقعیت هایی که انتظار می رود یکجا بنشیند، اغلب صندلی خود را ترک می کند.
  3. اغلب در موقعیت های نابجا این طرف و آن طرف می رود یا بالا و پایین می پرد (در نوجوانان یا بزرگسالان ممکن است این حالت به شکل احساس بی قراری باشد).
  4. اغلب در بازی کردن یا مشارکت در فعالیت های اوقات فراغت به شکل آرام مشکل دارد.
  5. اغلب در حال جنب و جوش است یا به گونه ای عمل می کند که انگار با موتور رانده می شود.
  6. اغلب خیلی زیاد حرف می زند.

تکانشگری

  1. اغلب قبل از تمام شدن سوال ها جواب می دهد.
  2. رعایت نوبت برایش کار دشواری است.
  3. اغلب مزاحم دیگران می شود (برای مثال وسط حرف یا بازی دیگران می پرد).

ب) برخی از نشانه های بیش فعالی – تکانشگری یا بی توجهی که مشکل ایجاد کرده اند قبل از 7 سالگی وجود داشته اند.

پ) بعضی از این نشانه ها در دو جا یا بیشتر دیده می شوند مانند مدرسه یا کار و خانه.

ت) باید بطور روشن و مشخص و بطور قابل ملاحظه ای در کارکرد اجتماعی، تحصیلی یا شغلی مشکل به وجود بیاید.

ث) این نشانه ها در دوره اختلال رشدی فراگیر، اسکیزوفرنی یا سایر اختلال های روان پریشی رخ نمی دهد یا نمی توان آن را با تشخیص بیماری روانی دیگر مانند اختلال خلقی، اختلال اضطرابی، اختلال گسستگی یا اختلال شخصیت بهتر تبیین کرد.

سه نوع اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی وجود دارد که عبارتند از:

  1. اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی، نوع مرکب: اگر معیار الف در 6 ماه گذشته وجود داشته باشند.
  2. اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی، نوع غالب بی توجهی: اگر معیار الف یک وجود داشته باشد ولی الف دو در شش ماه اخیر وجود نداشته باشد.
  3. اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی، نوع غالب بیش فعالی / تکانشگری: اگر معیار الف دو وجود داشته باشد ولی الف یک در شش ماه اخیر وجود نداشته باشد.

آموزش های شناختی و توانبخشی

درمان توانبخشی شناختی یکی از روش های درمان کودکان بیش فعال است. همانطور که می توانیم با تمرین و ورزش، بدن خود را پرورش دهیم و باعث شویم ماهیچه های بدن مان حجیم شوند، در واقع بدن را تربیت می کنیم، با همان تمرین ها می توان مغز را نیز پرورش داد و به برطرف کردن مشکلات مغزی کمک کرد. مشکل کودکان بیش فعال در لب جلوی پیشانی فورانتال است. این قسمت از مغز مربوط به حافظه و تمرکز و مرکز سازماندهی و مدیریت است و می توان با تمرینات، مشکلات شناختی کودکان را حذف کرد.

درمان توانبخشی شناختی شامل مجموعه برنامه هایی است که با تمرین مستمر منجر به ارتقای کارکردهای ذهنی کودک می شود، مربوط می شود. تمرین های شناختی، منجر به ارتقای عملکرد ذهنی و شناختی می شود و در نتیجه موفقیت های فردی در حوزه توجه، تحصیل، دقت، شغل و روابط اجتماعی بدست می آورد.

در این روش درمان، به دو شکل می توان به کودک آموزش داد. در روش اول که به روش کلاسیک معروف است، به کودک می آموزیم که کاری را انجام دهد. مثلاً کارت های متفاوتی در مقابل او قرار می دهیم و از او می خواهیم کارت های حیوان، درخت و اشیاء را دسته بندی کند. در روش دوم درمان توانبخشی را به صورت نرم افزار و سی آر تی انجام می دهیم. مجموعه تمرین هایی وجود دارد که مطابق آن به کودک آموزش می دهیم و عملکرد ذهنی و شناختی او را هدف می گیریم که بتوانیم عملکرد تحصیلی، شغلی و دقت و توجه او را ارتقا داده باشیم.

این روش برای کودکان شش سال به بالا تجویز می شود. هدف از این درمان، ارتقای مهارت های توجه، مهارت های تمرکز، کنترل تکانه، صورت پردازش، مهارت های حل مسئله، آموزش حافظه فعال، ارتقا عزت نفس و هماهنگی چشم و دست است. می توان بطور قطع گفت تمامی این مهارت ها در درمان توانبخشی شناختی ارتقا می یابند.

ریشه تاریخی بحث توانبخشی شناختی به دهه 1950 و جنگ جهانی دوم بر می گردد. پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم، برخی از سربازان آسیب دیده، در زمان فراغت به کلوپ های تفریحی می رفتند و به بازی مشغول می شدند. در مقابل برخی از جانبازان جنگ نیز بودند که علاقه ای به انجام این کار نداشتند. پس از مدتی با کمال تعجب متوجه شدند سربازانی که با کامپیوتر و تنها به دلیل پُر کردن اوقات فراغت بازی می کردند، از نظر عملکرد فکری، توجه و شناخت، نسبت به افرادی که بازی نکرده بودند ارتقا پیدا کردند. پس از آن نظریه ای مطرح شد که اگر مغز آسیب ببیند، این توانایی را دارد که آن وظیفه را به قسمت های دیگر مغز محول کند. بنابراین مغز می تواند با تمرین و آموزش های مختلف بهبود یابد.

پس از آن سال ها نرم افزارهای بسیاری طراحی شد، اما نرم افزارهایی که برای کودکان بیش فعال طراحی شده است، به 5 نوع نقص توجه آنها اشاره دارد که می توان به بهبودی این نقص ها کمک رسان باشد.

اولین نقص، نقص توجه و مداوم است. مثلاً اگر به کودک بیش فعال بگوییم که 20 دقیقه این تمرین را انجام بده، او بعد از 5 دقیقه خسته می شود و نمی تواند توجهش را مدام روی مسئله متمرکز کند و آن را انجام دهد. روش های درمان این نقص با آزمون های سی پی تی و عملکرد پیوسته انجام خواهد شد و می توان این نقص را ارتقاء داد.

دومین نقص توجه که در کودکان بیش فعال وجود دارد، توجه انتخابی است. این نقص به این صورت است که کودک اگر صدای بسیار بلندی برایش پخش کنیم و از او بخواهیم در بین تمامی صداها، صدای خاصی که مد نظر ما است، تشخیص دهد، نمی تواند مشخصاً تمامی صداهای دیگر را نادیده بگیرد و به آن صدای که مد نظر ما بوده توجه کند. این نقص با آزمون STROOP سنجیده می شود.

سومین نقص توجه در کوکان بیش فعال نقص توجه متمرکز است. در این نقص توانایی پاسخ دادن متمایز به محرک های بینایی، شنوایی و لامسه وجود ندارد. در این نقص کودک نمی تواند به محرک های متفاوت پاسخ های متمایز دهد. این نقص با آزمون نمادیابی وکسلر سنجیده می شود.

چهارمین نقص مشکل توجه منقسم است. کودک در این نقص توانایی پاسخ دادن همزمان به تکالیف متعدد را ندارد. این نقص با آزمون توالی عدد حرف وکسلر سنجیده می شود و می توان با کودک تمرین کرد.

آخرین نقص توجه در کودکان بیش فعال، نقص توجه متناوب است. توجه متناوب از یک تکلیف به تکلیف دیگر. در این نقص کودک نمی تواند از یک تکلیف به تکلیف دیگری توجه اش را جابجا کند. مثلاً به کودک می گوییم دو صدای متفاوت برایت پخش می کنیم. یکبار زیر میز بزن و بار بعدی روی میز. در این تمرین کودک نمی تواند توجه خود را جلب کند و این کار را بطور کامل انجام دهد. این نقص نیز با آزمون توالی عدد حرف وکسلر ارزیابی می شود.

در کودکان بیش فعال، به جز 5 نقص توجه، دو نقص دیگر نیز وجود دارد. نخست بازداری رفتاری است. اگر به یک کودک بیش فعال بگوییم چرا این کار را انجام دادی، دست خودش نیست که از خود دفاع نکند و حتی به ما ضربه ای نزند، بازداری در رفتارش ضعیف است. مثلاً اگر عصبانی شود، هر وسیله ای که نزدیک اش باشد را پرت می کند. غیر قابل کنترل است، چون مغز او چنین طراحی شده است. بازداری رفتاری با آزمون STROOP و آزمون برو نرو سنجیده می شود. در آزمون برو نرو به کودک گفته می شود، مثلاً اگر عدد 4 را دیدی روی میز بزن، اگر هر عدد دیگری را دیدی نزن. کودک بیش فعال آنقدر عجله دارد و تکانشگر است که با دیدن هر عدد ضربه ای را روی میز می زند.

دومین نقص، حافظه کاری است. کودکان بیش فعال اطلاعاتی را که دریافت کرده اند را نمی توانند خوب مدیریت کنند و آنها را مرور کنند. این نقص با آزمون بلوک های کرسی و آزمون فراخنای ارقام وکسلر سنجیده می شود.

برای تمامی این نقص ها، چندین نوع نرم افزار وجود دارد. این نرم افزارها به صورت سلسله مراتب هستند، از ضعیف ترین تا قوی ترین تمرین ها در این نرم افزارها وجود دارد و کودک بیش فعال را تا جایی می رساند که مانند فردی معمولی رفتار کند.

راهکارهای فرزندپروری با فرزند بیش فعال

اختلال بیش فعالی – نقص توجه، هم می تواند ریشه وراثتی داشته باشد و هم بواسطه شرایط اجتماعی و رفتاری به وجود آید. نوع نگاه جامعه به این افراد معمولاً به شکلی است که در خیال شان از فرد مبتلا به این اختلال، کودکی را متصور می شوند که لحظه ای آرام نمی گیرد و به گویش عامیانه، از دیوار صاف بالا می رود.

در حالی که قسمت کمی از این تفکر صحیح می باشد و نداشتن تمرکز دلیل نداشتن آرام و بخصوص قرار در این گونه کودکان است. در واقع کودکان مبتلا به این اختلال می دانند، دنبال چه چیز هستند ولی به خاطر نداشتن تمرکز کافی و به تبع آن کلافه شدن، آرام و قرارشان را از دست می دهند و این چرخه در نهایت، با خستگی و بی حوصلگی کودک به کار خود پایان می دهد. چرخه ای که کودک را در هر روز چندین بار در خودش گرفتار می کند و این درماندگی در صورت ندادن پاسخ مناسب، به سمت انزوا از خانواده، مدرسه و در نهایت اجتماع میل می کند. نقش خانواده در درمان این اختلال بسیار کلیدی و تاثیرگذار است. این نهاد اجتماعی کوچک در گام اول باید سطح دانش خود را در برخورد با این اختلال قابل حل به بالاترین سطح ممکن برساند تا با آموزش های کسب شده، بهترین عملکرد را در رویارویی با شرایطی که بواسطه این بیماری برایش رغم خواهد خورد، داشته باشد. در غیر این صورت، بنا به اقتضای حب فرزند و به ویژه مهر مادری، متاسفانه شاهد تاثیرات منفی روی خود و دلبند خویش است و تنها حضور فیزیکی در کنار او توجیه حس مادرانه اش می شود. در واقع نه تنها کار مفیدی را پیش نمی برد، بلکه ممکن است تعلیمات خودساخته او زمینه تاثیرات منفی تازه ای را مهیا کند.

کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی دارای رفتارهای مشترکی هستند. مثلاً از دستورها اطاعت نمی کنند. از لحاظ هیجانی تحریک پذیر و خشن هستند. پیوسته از یک فعالیت به کار دیگری می پردازند بدون اینکه هیچ یک را به سرانجام برسانند. تمرکز و توجه در کار، فعالیت و بازی ها در این کودکان پایدار نیست. اغلب به نظر می رسد که حواس شان جای دیگری است و یا گوش نمی دهند و اینطور به نظر می رسد که آنچه را که گفته شده است نشنیده اند.

اکثر این کودکان بد اخلاق، ستیزه جو، نافرمان و پرخاشگر هستند و با کودکان دیگر میانه خوبی ندارند و بطورکلی لجوج، ریاست طلب و بی انضباط هستند. رفتارهای غیر قابل پیش بینی انجام می دهند. مرتب در حرف دیگران می پرند و به چیزهایی دست می زنند که اجازه آن را ندارند.

اما در روش فرزندپروری راهکارهایی به والدین آموزش داده می شود تا با بکارگیری آنها، هم از استرس کودک شان بکاهند، و هم تمرکز از دست رفته کودکان را طبق این اصول سامان دهی کرده و به آنها بازگردانند. تاثیر فرزندپروری علاوه بر منافعی که برای ذهن کودک دارد، باعث ایجاد پیوندی صمیمی تر بین فرزند و والدین نیز می شود.

در ادامه به راهکارهایی موثر در روش فرزندپروری اشاره خواهیم کرد.

والدین خلاقی باشیم.

اگر قرار است که مسئله ای را به کودک گوشزد کنید، به جای تکرار کردن آن حرف از روش های خلاقانه ای برای بیان مقصودتان استفاده کنید. مثلاً حرف تان را در قالب بازی های کودکانه از قول یکی از شخصیت های بازی بیان کنید.

از خواسته ها و علایق کودک مان در جهت تشویق خودش استفاده کنیم.

از کودک سوال کنید که چه چیزی می تواند تو را خوشحال کند؟ و همان را به عنوان تشویقی برای حسن انجام کارهایش قرار دهید.

از نشانه های دیداری برای بیان حرف هایمان استفاده کنیم.

حرف هایتان را به نقاشی یا کارت پستال کوچک و یا به شکل یک نوشته خوش رنگ و لعاب تبدیل کنید تا کودک نوشته زیبای روی کاغذ و یا تصویر نقاشی را مدام در ذهن خود مجسم کند و منتظر تاثیرات مثبتش باشید.

والدین با ثباتی باشیم.

در برخورد با کودک کمترین تغییر موضع را داشته باشید تا کودک بداند با چه شخصیتی در حال تعامل است. در این صورت کنترل رابطه در دست والدین قرار می گیرد و استرس ناشی از این برخوردها به حداقل می رسد.

انتظارات مان از کودک را، برای او توضیح دهیم.

این حق طبیعی کودک ما است که به روشنی بداند که در قبال رفتار والدینش، چه رفتار متقابلی را از او انتظار دارند.

در ازای نکات مثبت، از کودک مان تعریف کنیم.

در حالت عادی در ازای هر ایرادی که از کودک گرفته می شود، باید شش مرتبه از او تعریف و تمجید کرد.

مراقب خودمان هم باشیم.

نباید آنقدر غرق در تعلیمات فرزندپروری شد که از خود و زندگی شخصی و لذات دیگر زندگی عقب ماند. والدینی که بیشتر مراقب جسم و روح خود هستند، در فرزندپروری هم موفق تر خواهند بود.

از کودک مان توقعات معقول داشته باشیم.

نگاه ذره بینی را کنار بگذارید. وول خوردن کودک حین انجام تکالیف مدرسه ایراد چندانی ندارد.

انتظارات خود را با او وفق بدهیم.

تمیزی مداوم اتاق او بسیار خوب است. ولی اگر هفته ای یکی دو بار اتاقش نامرتب بود، از کنارش به سادگی بگذرید.

حین اعمال دستورالعمل ها از جملاتی با بار معنایی مثبت استفاده کنیم.

اینکه تو به هیچ وجه نمی توانی فلان کار را انجام دهی یا اجازه دست زدن به فلان چیز را نداری، دارای بار منفی است.

در یک زمان، فقط از یک دستورالعمل استفاده کنیم.

استفاده از چندین راهکار برای کودک مبتلا به این اختلال سخت و گیج کننده است. هر قدر انجام راهکار برای او ساده تر باشد، تاثیر آن نیز بیشتر است.

به کودک حق انتخاب بدهیم.

اگر قبل از بیان مطلبی، چند گزینه همسو برای او مشخص شود، باعث می شود تا کودک تصور کند که خودش راهی جدید پیدا کرده است. بنابراین هم در بالا بردن اعتماد به نفس او موثر بوده اید و هم از تنش بین خود و کودک کاسته اید.

از او سوال کنیم که به چه چیزی نیاز دارد؟

اگر کودک نمی داند که دلیل آشفتگی و نگرانی اش چیست، از او سوال کنید که ممکن است به چه چیز احتیاج داشته باشد؟

از کمک افراد خارج از منزل استفاده کنیم.

بیان راهکارها از زبان شخصی آگاه به تعالیم، به غیر از والدین می تواند تاثیر خوبی داشته باشد.

از زنگ تفریح خود غافل نشویم.

برای تاثیر هرچه بیشتر، سعی کنید تعالیم را به قسمت های کوچکتر و در تعداد بیشتر دسته بندی کنید تا در بین آنها سوخت گیری کرده باشید.

برای کودک هم زنگ تفریح قرار دهیم.

هر قدر هم در اجرای تعالیم از خلاقیت و خوش ذوقی استفاده کنید، نمی شود منکر بار آموزشی آن شد. بنابراین کمی هم کودک را آزاد بگذارید تا با دوستانش خوش گذرانی کند.

تعالیم را با همسر خود مرور کنیم.

این یک اصل است که باید حرف پدر و مادر در برخورد با کودک یکی باشد.

از کمک های پزشک مشاور هم استفاده کنیم.

هر وقت فکر کردید که در زمینه تعالیم فرزندپروری به مشکل برخوردید یا نیاز به منبع و مشاوره دارید، روی کمک های پزشک مشاور حساب کنید.

همه با هم بخندیم.

خنده و شوخی از مهم ترین علل دفع استرس، هم در کودک و هم در والدین است. این نعمت را در فضای خانه تا می توانید منتشر کنید.

منابع

مقاله علمی و آموزشی «اختلال کمبود توجه – بیش فعالی چیست؟»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری، ترجمه و نگارش هیئت تحریریه علمی پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا مقالات پریا مقیمی – کارشناس ارشد روانشناسی – و دکتر هادی هاشمی رازینی – دکتر روانشناس با گرایش کودکان استثنایی – و ماندانا سیروس – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی -، به عنوان منابع اصلی مورد استفاده قرار گرفته اند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا