تمامی بشقابها را خودم میچرخانم، نیازی به مشاور کسب و کار ندارم
اگر به تماشای سیرک رفته باشید یا نمایشهای شعبدهبازی را در تلوزیون دیده باشید، حتماً شعبدهبازهایی را دیدهاید که تعداد زیادی از بشقابها را به چرخش درمیآورند و به سختی تلاش میکنند تا به تنهایی کنترل تمامی آنها را به دست بگیرند. اگر شما هم ترجیح میدهید که مثل این شعبدهبازها تمامی بشقابهای کسبوکار خودتان را به تنهایی و بدون کمک گرفتن از مشاور کسب و کار به چرخش درآورید؛ به احتمال زیاد چالشهای زیر برایتان آشنا به نظر میرسد.
1) عدم اطمینان در مورد آینده
پیشبینی روندهای مشتری و روندهای بازار جزو مواردی هستند که برای حفظ بقا در محیط اقتصادی در حال تغییر امروزی ضروری هستند. کمتر مدیری پیدا میشود که همانند وارن بافت از قدرت پیشبینی آینده برخوردار باشد.
2) نظارت بر عملکرد
استفاده از مجموعهای از شاخصهای عملکردی که بازتابی از نحوه عملکرد سازمان را در اختیار مدیران کسبوکار قرار میدهد، اقدامی کلیدی است. اغلب فعالان حوزه کسبوکار در مورد توسعه و بکارگیری KPIها تخصص ندارند. نمیدانند چطور باید از چاله اشتباهات کلیدی جان سالم به در ببرند و در مورد معیارهای مهم برای تصمیمگیری اطلاعی ندارند. در اکثر مواقع، شرکتها صرفاً برای اینکه برگه گزارشهای خود را پُر کرده باشند، چند شاخص ساده و کلی را مبنا قرار میدهند.
3) خدماترسانی به مشتری
در دنیای لذتهای آنی امروز، مشتریان کسب و کار انتظار دارند که خیلی سریع به سرویس یا محصول دلخواه خود دست پیدا کنند و اگر انتظاراتشان برآورد نشود، خیلی ساده به دنیای بزرگ وب متصل میشوند و احساس ناخوشایند خود را با دیگران به اشتراک میگذارند.
4) حفظ خوشنامی برند
در دنیای متصل امروز، صدای نارضایتی یکی از مشتریان کسب و کار، خیلی بلندتر و فراگیرتر از گذشته به گوش سایر مشتریان بالقوه میرسد، از این رو کسب و کارها باید بیش از پیش به دنبال حفظ خوشنامی برند خود در فضای آنلاین باشند.
5) تعیین زمان مناسب برای اعمال تغییر
یک پرسش وجود دارد که فارغ از نوع صنعت، در ذهن تمامی فعالان حوزه کسب و کار مشترک است. جزو پذیرندگان زودهنگام باشم یا استقبال از تغییر را به آینده بسپارم؟ از یک طرف، آن گونه نیست که هر چیزی تازهای عالی هم باشد. از طرف دیگر، سنتی عمل کردن و ماندن در گذشته به افزایش ریسک منزوی شدن میانجامد.
اگر چنین چالشهایی برایتان پیش آمده باشند، بهتر است در نگرش چرخاندن بشقابها بازنگری کنید.
مدیران اجرایی کسب و کارهای بزرگ جهان، در رابطه با کمک گرفتن از مشاور کسب و کار توصیههایی دارند که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
1) به خاطر داشته باشید که شناسایی مشکل، فاکتوری کلید در بهبود عملکرد به شمار میرود.
شاید شما آنقدر به مشکلات موجود در کسب و کار خود نزدیک باشید که نتوانید آن را ببینید. مشاور کسب و کار از تخصص بالایی برخوردار است و با بینش خود به خوبی میتواند مشکلات داخل سازمان را شناسایی کند.
2) کسب و کارها مبلغ بسیار زیادی از منابع مالی خود را به استخدام کارمندان تمام وقت جدید اختصاص میدهند، این در حالی است که با کمک گرفتن از مشاور خیلی راحتتر میتوانند به نتیجه دلخواه خود دست پیدا کنند.
درست است، مبلغی که برای کمک گرفتن از مشاور کسب و کار پرداخت میشود در مقایسه با دستمزدی که در هر ماه به حساب کارمندان تمام وقت واریز میشود خیلی بیشتر است، ولی کارمند مدت طولانیتری با کسب و کار همکاری میکند؛ در نتیجه در طولانی مدت، مشاور کسب و کار گزینه اقتصادیتری به شمار میرود.
3) مشاور به عنوان یک کاتالیست برای تغییر به شمار میرود.
اکثریت قریب به اتفاق کسب و کارها از تغییر خوششان نمیآید و کسب و کارهای ایرانی نیز از این قضیه مستثنی نیستند. به خاطر داشته باشید که گاهی اوقات، تغییر اجتنابناپذیر است. بطوریکه لازم است فرآیندی متحول شود یا محصولی حذف شود و یا اصلاحاتی در آن ایجاد شود. در چنین شرایطی اگر مدیر در مقابل تغییر مقاومت نشان دهد، کسب و کار او محکوم به فنا خواهد بود. اینجاست که پای مشاور کسب و کار به قضیه باز میشود. یکی از مزایای مشاور برای کسب و کار این است که مشاور بدون نگرانی از فرهنگ داخل شرکت، روحیات کارمندان و سایر موانع موجود در مسیر تغییر، سازمان را متحول میکند.
4) مشاور یک فرد بیطرف است. چه کسی بهتر از مشاور این صلاحیت را دارد که مشکل را شناسایی کند؟
یک مشاور خوب هیچگاه نگران این نیست که کارمندان سازمان در مورد روشها و نتایج او چه فکر و خیالی میکنند، به همین دلیل به شکلی بدون غرض دیدگاههای جدید خود را با دستاندرکاران شرکت مربوطه در میان میگذارد.
5) یکی از اهداف استخدام مشاور، آموزش است.
مهارتهای بسیاری وجود دارد که مشاوران میتوانند آنها را تعلیم دهند. بخشی از وظایف مشاوران این است که دانش روز را در حوزه مدیریت کسب و کار دنبال کنند. آن دسته از مشتریانی که بخواهند در گود رقابت باقی بمانند، با کمک مشاور میتوانند دانش و مهارت کارکنان کسب و کار خود را به روز نگه دارند.
6) مشاوران برای انجام کارهای کثیف هم استخدام میشوند.
بیایید با واقعیت کنار بیاییم، هیچکس دوست ندارد کسی باشد که خبر اخراج را به کارمندان بدهد یا به کل کارکنان یک بخش از کسب و کار اعلام کند که آن بخش از فردا دیگر کار نخواهد کرد. مشاور کسب و کار کسی است که یک عضو خارجی و بیطرف محسوب میشود. به همین دلیل راحتتر میتواند تلخی انجام این قبیل از گفتگوهای ناخوشایند را به جان بخرد.
7) بازگرداندن زندگی به کسب و کار.
بله، مشاورها درست مثل دکتر برای کسب و کار هستند. بازاریابی لازمه حیات شرکت است. هرچه ایدههای بیشتری داشته باشید، در پیدا کردن مشتری با مشکل کمتری مواجه خواهید شد. کسب و کارها، در هر مرحلهای از رشد که قرار داشته باشند، یک رهبر نیاز دارند که حکم جعبه کمکهای اولیه را داشته باشد و با روشهای مختلف، آنها را در دستیابی به مشتریان بیشتر یاری کند. حتماً اطلاع دارید که در دنیای امروز، بازاریابی اینترنتی و دیجیتال به شدت بولد شده، ولی خیلیها راه و رسم موفقیت در بازاریابی دیجیتال را نمیدانند. هیچکس بهتر از مشاور کسب و کار نمیتواند شما را در مسیر جذب مشتری یاری کند.
8) مشاوران در مرحله شروع کسب و کار هم خیلی کمککننده هستند.
کلید زدن یک کسب و کار مستلزم برداشتن گامهای زیادی است که هم سرمایهگذاران و هم کارآفرینان باید از قبل در مورد آنها اطلاعات داشته باشند، وگرنه با مشکلاتی مواجه خواهند شد که کسب و کار آنها را فلج میکند و از رسیدن به هدف مطلوب باز میدارد. مشاور به کارآفرینان تازهکار کمک میکند تا مراحل ابتدایی تاسیس کسب و کار را راحتتر طی کرده و خیلی زودتر از بقیه به تخصص دست پیدا کنند. اجتناب از فرو رفتن در منجلاب اشتباهات پُر هزینه و زمانبر نیز یکی دیگر از کمکهای مشاور کسب و کار به کسب و کارهای نوپا محسوب میشود. آن دسته از کسب و کارهای نوپا که از کمک مشاور بهره میگیرند، خیلی زودتر راه میافتند. در نتیجه میتوانند زمان و تمرکز خود را به اهداف و افقهای بلندمدتتری معطوف کنند.
9) همانگونه که بازارها و تکنولوژیها تغییر میکنند، قوانین و مقررات نیز دستخوش تحول میشوند. مشاوران کسانی هستند که زودتر از کارفرماها از این تغییرات اطلاع پیدا میکنند و به مشتریان خود کمک میکنند تا با آنها سازگاری پیدا کنند.
در این صورت نیازی نیست که صاحبان کسب و کار خودشان وارد هزارتوی پیچیدگیهای حقوقی شوند و خود را با ریسک جریمه و عدم انطباق قانونی درگیر کنند.
به پایان مقاله رسیدیم ولی مزایای استخدام مشاور به همین جا ختم نمیشود. اینطور که به نظر میرسد از مشاورها کارهای زیادی برمیآید. شما به عنوان یک مدیر کسب و کار، شعبدهباز نیستید و اگر تمامی کارها را به تنهایی انجام دهید، کسی برایتان کف نخواهد زد. مولفه کلیدی در کسب و کار شما، سودآوری و بهرهوری بالا است و ابزار شما در مسیر رسیدن به این هدف، مشاوران هستند.



