7 دلیل برای اثبات لزوم شادمان زندگی کردن
زندگی تنها موهبتی است که نه قابل خریدن است و نه میتوان ارزشی برای آن تعیین کرد. به همین دلیل، تعجبآور است که کسی از آن دست بکشد. هر روز تعداد بالایی از افراد تصمیم میگیرند خودکشی کنند و منظور ما از خودکشی، متوقف کردن ضربان قلب نیست. افرادی که عنصر شادمانی را از زندگی خود حذف میکنند و سبک زندگی بدبینانه، پُر استرس و ناامیدانه را سرلوحه خود قرار میدهند، در حال ارتکاب یک خودکشی درونی هستند.
متاسفانه، شمار کسانی که شور و اراده خود را برای زندگی از دست دادهاند، بسیار زیاد است. شاید تصور کنید تنها افرادی که در شرایط سخت زندگی میکنند، چنین احساسی را تجربه میکنند. ولی واقعیت این است که حس یاس و ناامیدی، حتی در بین کسانی که از همه فاکتورهای رفاه برخوردار هستند نیز به شدت شایع است. خبری که باید بدهیم، این است که در جرم عدم بهرهمندی از شادمانی مقصر اول و آخر خودمان هستیم و هیچ فرد دیگری مسئولیت ندارد شادی را به زندگی ما تزریق کند.
اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله 10 راز که فقط انسانهای شاد میدانند را نیز بخوانید.
تسلیم شدن، آسانترین و بزدلانهترین راهکاری است که میتوان در برابر موانع زندگی اتخاذ کرد. اگر حقایق مطرح شده در این مقاله را بخوانید، درخواهید یافت که روش کارآمدتر، شجاعانهتر و جوابدهتری نیز وجود دارد و آن عبارت است از: شادمانی.
1) لحظات در حال سپری شدن هستند.
ساعت به ضرر ما کار میکند. هر لحظه، دقیقه و روزی که سپری میکنیم، همانند گنجینهای از طلا است که از دستمان میرود و ما به هیچ طریقی نمیتوانیم آن را بازگردانیم. بنابراین راهکار عاقلانهتر و هوشمندانهتر این است که ارزش لحظه به لحظه زندگی را دریابیم و آن را به با ترس، اضطراب و یاس به هدر ندهیم.
2) حتماً و حتماً برای هر مشکل راهکاری وجود دارد.
هر بار که با مشکلی مواجه شُدید، به خودتان یادآوری کنید همیشه برای تمامی موانع یک راهحل وجود دارد. شاید راهحلی که پیدا میکنید با راهکاری که در ابتدا در ذهنتان داشتید، تفاوت داشته باشد. ولی صددرصد کارتان را راه خواهند انداخت.
مشکلات از این قدرت خارقالعاده برخوردارند که شما را در دام ناامیدی بیندازند. در وهله اول باید تا حد امکان در تلاش باشید تا دم به تله ندهید و در گام بعدی، به خودتان تاکید کنید که به شکل صددرصد، راهی برای بیرون آمدن از این تنگنا وجود دارد. به خاطر داشته باشید که تنبلی، ثمرهای جز غمگین بودن نخواهد داشت. لازم است آستینها را بالا بزنید، صبر پیشه نمایید و در تلاش باشید تا فعالیتهای مناسب برای دستیابی به راهحل مشکل را شناسایی کنید.
3) کسانی که هرگز تسلیم نمیشوند، بیبروبرگرد به موفقیت دست خواهند یافت.
دستیابی به موفقیت از نظر تئوری نسبتاً آسان است. کافی است هدف و مقصدی برای خود تعیین کنید. مسیر رسیدن به موفقیت را پیدا کنید. به شکلی پیوسته در این مسیر قدم بدارید و مادامی که به مقصد نرسیدهاید، دست از تلاش برندارید. ولی وقتی وارد عمل میشویم، درمییابیم که شناسایی مسیر مستلزم آزمون و خطاست. ناهموار است و دوربرگردانهای بسیاری در آن وجود دارد.
آنچه در این اثنا نباید فراموش کرد، این است که بروز خطا، لازمه رسیدن به مقصد موفقیت است و اگر اشتباهی رخ ندهد، هیچکس شیرینی پیروزی را نخواهد چشید. اشتباهات چیزی نیستند جز ابزاری برای یادگیری. هوشمندانه رفتار کنید. از اشتباهات درس بگیرید. پیشروی پیوسته را سرمشق خود قرار دهید و ایمان بیاورید که عنصری به نام شکست در زندگی شما وجود ندارد.
اگر به این موضوع علاقمندید، مقاله 8 گام برای افزایش اعتماد به نفس را نیز بخوانید.
4) اگر نیاز به کمک داشته باشید، حتماً دستی به سمت شما دراز خواهد شد.
درست است، شاید خزیدن به غار تنهایی و زندگی کردن در کنج خلوت، جذاب به نظر برسد، ولی دورههایی در زندگی وجود دارد که ممکن است برای گذراندن آن به کمک دیگران احتیاج پیدا کنیم. افرادی که در صورت بروز مشکل، دست یاری به سمت ما دراز میکنند، کم نیستند. کافی است به هر جایی که امکان داشته باشد، سرک بکشیم، افراد موثر را شناسایی کنیم و از آنها تقاضای کمک کنیم.
برقراری رابطهای که برای هر دو طرف سودمند باشد، همان چیزی است که موجب میشود جهان به مکانی بهتر تبدیل شود. کافی است مردم را بشناسیم تا از حس انساندوستی بالای آنها شگفتزده شویم.
5) چالش است که به زندگی معنا میبخشد.
فرض کنید هیج مشکل و چالشی در زندگی وجود نداشت. تصور کنید هر چیزی که از ذهنتان میگذشت، در همان لحظه از آسمان برایتان نازل میشد و نیازی نبود که هیچ پشتکاری را در زندگی به کار ببندید. شاید چنین دنیایی برای بسیاری از افراد رویایی باشد ولی واقعیت این است که ساکنان این دنیا، خیلی زود خسته خواهند شد و حوصلهشان سر خواهد رفت.
به عنوان یک انسان، ما حتماً باید در زندگی خود با چالشهایی دست و پنجه نرم کنیم. ما باید از دستیابی به خواستههایمان احساس پیروزی و شادمانی پیدا کنیم و این مهم زمانی امکانپذیر میشود که مجبور باشیم برای رسیدن به این خواستهها بجنگیم و با چالشها به مبارزه بپردازیم. بدون چالش، زندگی ارزش زندگی کردن نخواهد داشت.
روزی فرا خواهد رسید که نگاهی به گذشتهتان خواهید انداخت و با لبخندی پیروزمندانه به موانعی که پشت سر گذاشتهاید نگاه خواهید کرد. برخی از موانع را با موفقیت پشت سر گذاشتهاید و در برابر برخی دیگر با چالش مواجه شدهاید. ولی در آن زمان از همین که زنده هستید و نفس میکشید، حس دلپذیری خواهید داشت.
شما قویتر از چیزی هستید که خودتان تصور میکنید.
6) شما از این قدرت برخوردارید که به شکل کامل بر خود واقعیتان کنترل داشته باشید.
زندگی شما همان چیزی است که خودتان میپندارید. تمامی آنچه تجربه میکنید، همه کارهایی که انجام میدهید، کل چیزهایی که میبینید و در واقع کل زندگی، زمانی معنادار خواهد بود که خودتان به آن معنا بدهید. شما از این قابلیت برخوردارید که انتخاب کنید چه بخشهایی از زندگی برایتان مهم باشد.
مهمتر از آن، شما این پتانسیل دارید که بخشهایی از زندگی را بیمعنا بیانگارید، انتخاب کنید که هیچ توجهی به آنها نداشته باشید و هیچ اضطرابی از بابت آنها به خودتان راه ندهید. شاید اعمال این حد از کنترل بر خود واقعی و زندگی واقعی، دشوار به نظر برسد، ولی با تمرین و ممارست، همه چیز قابل دستیابی خواهد بود.
7) برای هر کدام از ما، یک هدف وجود دارد.
چنین هدفی در دنیای بیرونی پیدا نمیشود، بلکه در درون شما ریشه دارد. شما باید زمان بگذارید و آنچه در زندگی اهمیت دارد را کشف نمایید.
زندگی کردن مترادف با ایجاد تغییر است، بدین معنا که کسی میتواند طعم زندگی واقعی را بچشد که از تغییر استقبال کرده باشد. تعیین چیزی که قصد تغییر آن را دارید و انتخاب روشی که طبق آن نسبت به اعمال تغییر اقدام خواهید کرد، کیفیت زندگی و سبک شخصیتی شما را مشخص خواهد کرد.



