آشنایی با امپراطوری تیمور

تبلیغات
HiU Company

تیمور با لشگرکشی های بسیار، توانست امپراطوری وسیعی را به وجود بیاورد که از دهلی شروع و به مدیترانه ختم می شد. از او به عنوان قدرتمندترین حاکم قرن چهاردهم میلادی یاد می شود؛ حاکمی که نامش، مترادف با ترس و وحشت بود. اما آیا صفت وحشت آفرین تمام ویژگی های این فرمانروا را پوشش می دهد یا اینکه قضیه به این سادگی ها نیست؟

در این مقاله شما می توانید با تیمور و کشورگشایی های او آشنا شوید.

یک قرن و نیم پیش از تولد تیمور، چنگیزخان مشغول به خاک و خون کشیدن بخش اعظمی از آسیا بود. چنگیزخان قبل از مرگش،‌ مناطق تصرف شده را بین چهار پسرش تقسیم کرد. بزرگترین مناطق، نصیب «جغتای»، دومین پسر چنگیز شد. این مناطق که شامل جلگه ها، بیابان ها و کوهستان ها بود،‌ زیباترین سرزمین ها از امپراطوری وسیع چنگیزخان بودند.

همسایه شمالی این منطقه، حکومت اردوی زرین (Golden Horde) بود که قلمروی نوه چنگیز بود. این حکومت از چندین قبیله وحشی و بی قانون تشکیل شده بود که به مناطق مختلفی – از اروپای شرقی تا رشته کوه های آلتای (Altay) – حمله می کردند و اموال مردمان این مناطق را به تاراج می بردند. یکی از دلایل فروپاشی سرزمین تحت حکومت جغتای که پُر از مناطق کوچک و حکومت های محلی بود، اقدامات و دست درازی های قبیله های شمالی بود. در نهایت این سرزمین به دو بخش تقسیم شد؛ بخش شرقی که قدرتمند بود مغولستان نام گرفت و بخش غربی که از لحاظ قدرت وضعیت خوبی نداشت به عنوان ماوراء النهر شناخته شد.

در چنین وضعیتی، تیمور در سال ۱۳۳۶ میلادی (۷۱۵) زاده شد. پدر او، تراغای، یک زمین دار میان مایه از قبیله بَرلاس بود. این قبیله از کوچ نشین هایی تشکیل شده بود که عمدتاً در جنوب سمرقند زندگی می کردند. تیمور جوان همواره در حال حرکت بود، زیرا افراد قبیله برای یافتن چراگاه ها هنگام تغییر فصل، ناچار به کوچ و نقل مکان بودند.

آغاز فعالیت های تیمور

تیمور، جوانی عاصی و بزهکار بود. او در کودکی از همسایگان،‌ گوسفند می دزدید و در جوانی راهزنی می کرد. او که از ابتدا بسیار خشن بود، برای مدتی در دوران بیست و چند سالگی اش، به عنوان یک سرباز مزدور فعالیت کرد و حتی یکبار در یک درگیری به شدت زخمی شد. در نتیجه این اتفاق، پا و دست راست او به شدت آسیب دید و تا آخر عمر توانایی درست راه رفتن را از دست داد و به همین خاطر لقب «لنگ» به نام او اضافه شد.

طبیعی بود که تیمور بعد از چنین جراحتی، دنیای جرم و جنایت را کنار بگذارد، اما او اهداف بسیار بزرگتری در سر داشت و هیچ محدودیتی برای جاه طلبی هایش قائل نبود. وقتی حاکم ماوراء النهر در سال ۱۳۵۷ میلادی مُرد، یک فرصت طلایی نصیب تیمور جوان شد. او با همکاری خان مغولستان – دشمن اصلی ماوراء النهر – موفق شد به کاخ پادشاهی این سرزمین راه پیدا کند. هر چند تاج پادشاهی بر سر پسر خان مغولستان قرار گرفت، اما تیمور دومین فرد قدرتمند این سرزمین بود. با وجود این، تیمور خواستار قدرت بیشتری بود و در سال ۱۳۶۴ میلادی،‌ تصمیم گرفت تمام این قدرت را از آن خود کند.

این بار، او از برادر همسرش، امیرحسین، درخواست کمک کرد و این دو نفر تا سال ۱۳۶۶ میلادی موفق به تصرف تمام مناطق ماوراء النهر شدند. تیمور که چند سالی طعم قدرت اشتراکی را چشیده بود، این بار تصمیم گرفت که تمام قدرت را در دست خود بگیرد و به همین خاطر با امیرحسین وارد نبرد شد. در یک نبرد سهمگین در شهر بلخ، امیرحسین به قتل رسید و تاج و تخت نصیب تیمور شد.

تیمور در ایران

تیمور قصد داشت دوران حاکمیت چنگیزخان را دوباره زنده کند و از سرزمین کره تا دریای خزر را به تصرف دربیاورد. به همین دلیل او تصمیم گرفت با بیوه امیرحسین ازدواج کند؛ چون نسب «سارای ملک خانم» از طرف پدری به چنگیزخان می رسید و تیمور با این ازدواج می توانست مشروعیت خود را برای حکومت افزایش دهد.

تیمور لنگ یَد طولایی در قتل وحشیانه دشمنانش داشت. او ۱۰ سال اول حکومتش را صرف درگیری با سرزمین های همسایه اش کرد و از همه آنها می‌ خواست که خود را تسلیم کنند. اگر آنها این موضوع را نمی پذیرفتند، تیمور شهرهای آنها را به خاک و خون می کشید و مردمان آنها را یا به قتل می رساند یا به اسارت می گرفت.

در سال ۱۳۸۳ میلادی ایران مورد توجه تیمور قرار گرفت. تیمور که متوجه جنگ های داخلی مناطق ایران و تضعیف حکومت کشور شده بود، تصمیم گرفت به این سرزمین لشگرکشی کند. او ابتدا هرات را تصرف و بسیاری از قسمت های تاریخی و با ارزش این شهر را با خاک یکسان کرد. اخبار این لشگرکشی وحشیانه به دیگر شهرهای ایران رسید و حاکمان محلی رویه های مختلفی را برای مبارزه با تیمور در نظر گرفتند. برخی از شهرها بدون هیچ درگیری ای خود را تسلیم کردند و گویا تیمور با رحم و مروت با آنها برخورد کرد. برخی از شهر‌ها هم چنین کاری نکردند و به مبارزه روی آوردند. به عنوان مثال بعد از اینکه تیمور اصفهان را تصرف کرد، مردم این شهر بر ضد او شورش کردند و ماموران وصول خراج را به قتل رساندند. تیمور هم دستور قتل عام مردم اصفهان را صادر کرد و با توجه به منابع تاریخی، حدود ۷۰ هزار نفر از مردم کشته شدند بطوریکه از سرهای آنها مناره ساخته شد.

زیباسازی پایتخت و توجه به مشروعیت

تنها افرادی که از دست اقدامات خوفناک تیمور در امان می ماندند، هنرمندان و صنعتگران بودند. البته این اقدام از سر مهربانی نبود. بلکه تیمور آنها را به شهر سمرقند می فرستاد تا شهر رویایی مورد نظرش را بسازند. این شهر در آن زمان یکی از مهم ترین شهرهای دنیای اسلام بود و تیمور هنرمندان، معماران و متفکرهای زیادی را از سراسر آسیا روانه این شهر می کرد. به لطف این اقدامات، سمرقند به یک شهر پُر رونق تبدیل شد.

تیمور، ساخت سمرقند را به چشم اقدامی در راه خدا و فرهنگ اسلامی می دید. همچنین او با متوسل شدن به چنگیزخان و نقش خود به عنوان مدافع اسلام، می خواست به حکومتش مشروعیت ببخشد. دیکتاتوری حکومت تیمور به این شکل بود که او به عنوان «شلاق خدا» وظیفه دفاع از دین حقیقی را بر عهده داشت. هر چند در واقع او چندان به قوانین اسلامی پایبند نبود، اما لشگرکشی هایش را به دین اسلام ربط می داد و از این طریق اقداماتش را توجیه می کرد.

بعد از موفقیت گسترده در انواع و اقسام لشگرکشی ها، تیمور تصمیم گرفت به هند یورش ببرد. در سپتامبر ۱۳۹۸ (شهریور ۷۷۷)، تیمور همراه با ۹۰ هزار سرباز روانه هند شد. او شهرهای زیادی را به خاک و خون کشید و شهر دهلی را هم تا حد زیادی نابود کرد. گفته می شود تیمور طی این جنگ حدود ۹۰ فیل جنگی به غنیمت گرفت و از آنها برای انتقال سنگ به سمرقند برای ساخت یک مسجد بزرگ استفاده کرد.

اسارت بایزید یکم

یکسال بعد، تیمور به دنبال کشورگشایی هایش این بار متوجه امپراطوری عثمانی و سلطنت مملوکان مصر شد. هر چند هر دوی این حکومت ها اسلامی بودند،‌ اما تیمور به این افراد به چشم حاکمانی نگاه می کرد که مناطق متعلق به او را تصرف کرده اند. آن زمان «بایزید یکم»، سلطان عثمانی بود. تیمور در سال ۱۳۹۹ میلادی، با ارسال یک نامه به بایزید یکم هشدار داد: «در نبرد علیه کافران، تنها چیزی که تا حالا مانع از حمله به سرزمین شما شده، پیروی شما از قرآن است.» اما این نامه موجب در هم ریختن بایزید نشد و او در پاسخ نوشت: «تیرهای پرنده شما در برابر شمشیرها و تبرهای سربازهای راسخ و شکست ناپذیر ما اصلاً به چشم نمی آیند.» در نتیجه، تیمور تصمیم گرفت شکست ناپذیری ارتش عثمانی را مورد آزمایش قرار دهد. در مسیر حمله به قسطنطنیه، او یک بار دیگر آذربایجان و سوریه را تسخیر کرد و بیش از ۲۰ هزار نفر از ساکنان بغداد را به قتل رساند و بناهای تاریخی این شهر را تخریب کرد. از آنجا که تیمور می خواست سمرقند زیباترین شهر دنیای اسلام باشد، معمولاً دیگر شهرهای زیبا را به ویرانه تبدیل می کرد.

زمانی که تیمور به ترکیه رسید، به ساکنان شهر سیواس (Sivas) قول داد که اگر تسلیم شوند، یک قطره خون هم ریخته نخواهد شد. مردم هم به او اعتماد کردند و تسلیم شدند. اما به زودی حدود سه هزار نفر از مردم این شهر زنده به گور شدند. البته تیمور هم به قول خود پایبند ماند. زیرا در نهایت هیچ خونی ریخته نشده بود!

در حوالی آنکارا،‌ در تاریخ ۲۰ جولای ۱۴۰۲ (۲۸ تیر ۷۸۱)، ارتش بایزید و تیمور با یکدیگر رو در رو شدند. تیمور که یک نظامی بسیار باهوش بود، ارتش بایزید را محاصره کرد و از پشت به سمت آنها یورش برد. بعد از یک نبرد کوتاه،‌ سلطان اسیر شد و تیمور او را به سمرقند منتقل کرد. طبق برخی از منابع تاریخی، تیمور از هیچ فرصتی برای تحقیر سلطان فروگذاری نمی کرد و به عنوان مثال گاهی او را برای نمایش در یک قفس طلایی قرار می داد.

روابط با حکومت های اروپایی

نکته جالب توجه این است که برخی از پادشاهان اروپایی از تیمور حمایت می کردند. چون تیمور با محدود کردن عثمانی ها، در راستای منافع آنها گام بر می داشت. پس از پیروزی تیمور در نبرد آنکارا،‌ هنری چهارم (Henry IV)، پادشاه انگلستان و پادشاه فرانسه، شارل ششم (Charles VI)، این موفقیت را به تیمور تبریک گفتند. حکومت پادشاهی کاستیل (Castile) اسپانیا هم از این فراتر رفت و یک هیئت بلند پایه به سرپرستی نویسنده و جهانگرد معروف اسپانیایی، روی گونزالس کلاویخو (Ruy Gonzalez de Clavijo) را روانه سمرقند کرد.

کلاویخو با جزئیات زیادی مناطق تحت اختیار حکومت تیمور و بخصوص شهر سمرقند را توصیف کرده است. او در سال ۱۴۰۴ میلادی به سمرقند رسید و در سفرنامه خود به ۱۵ کاخ بزرگی اشاره می کند که در ساخت آنها از سنت های چادرنشینی و فرهنگ اسلامی الهام گرفته شده بود. برخی از این کاخ ها در حقیقت چادرهای بسیار مجللی بودند که در صورت لزوم جمع آوری و منتقل می شدند. این مهمانان هر شب در ضیافت های مفصلی شرکت می کردند،‌ ضیافت هایی که گویا برای تیمور بسیار بااهمیت بودند و حتی گفته می شود که وقتی یک بار یک مهمان دیر هنگام به یکی از ضیافت ها رسیده، تیمور به خاطر این بی احترامی دستور می داد که بینی او را همانند خوک ها سوراخ کنند.

آخرین یورش

بعد از اینکه کلاویخو و همراهانش سمرقند را به قصد بازگشت به مادرید ترک کردند، تیمور لشگرکشی بعدی اش را آغاز کرد که این اقدام به آخرین یورش او بدل شد. روابط تجاری بین سمرقند و خاندان مینگ (Ming) چین قدمت زیادی داشت، اما تیمور از نگاه بالا به پایین سران مینگ با خودش خسته شده بود. در سال ۱۳۹۵ میلادی پیامی از چین بدست تیمور رسید که در آن از مینگ به عنوان «فرمانروای قلمروهای وسیع در زمین» یاد شده بود و تیمور مانند یک حاکم دون پایه مورد خطاب قرار گرفته بود. با رسیدن نامه، تیمور تصمیم گرفت کسی را که حامل نامه بود، زندانی کند و وقتی چین هیئت دیگری را برای بررسی این موضوع روانه سمرقند کرد، تیمور این هیئت را هم زندانی کرد.

برنامه تیمور، سرنگونی حکومت مینگ و جایگزینی آن با خاندان یوان (Yuan) بود؛ خاندانی که نسب آنها به قوبلای خان، از نوادگان چنگیزخان، می رسید. تیمور معمولاً لشگرکشی هایش را در فصل بهار انجام می داد، اما این بار مطابق رویه معمول خود عمل نکرد و در دسامبر ۱۴۰۴ (آذر ۷۸۳) با لشگری ۲۰۰ هزار نفره، سمرقند را ترک کرد. تعدادی از ستاره شناسان دربار تیمور قبل از این یورش به او گفتند که موقعیت ستاره ها امیدبخش هستند و تیمور هم با خیال راحت روانه نبرد شد. اما با وجود پیش بینی ستاره شناسان،‌ این بار بخت یار تیمور نبود و گویا ستاره ها در وضعیت مساعدی برای چینی ها بودند. تیمور در فوریه ۱۴۰۵ (بهمن ۷۸۴) در حوالی رود سیحون در ازبکستان به بستر بیماری افتاد و فوت کرد. ارتش بدون رهبر او هم دیگر انگیزه ای برای حمله نداشتند و تصمیم گرفتند که به سمرقند بازگردند. در نهایت جسد این پادشاه خوفناک با روغن های خوشبو معطر شد و او را در یک مقبره زیبا در سمرقند دفن کردند.

میراث تیمور

همانند چنگیزخان، تیمور هم مناطق سرزمینش را بین پسرانش تقسیم کرد. وارثان تیمور ده ها سال را برای تصرف مناطق بیشتر صرف مبارزه با یکدیگر کردند و در نتیجه جنگ های داخلی، این امپراطوری عظیم فرو پاشید. در هر حال، میراث تیمور و نوادگان او همچنان پابرجا باقی مانده است. یکی از نوادگان تیمور به نام «ظهیرالدین محمد بابُر» موسس امپراطوری مغولی هند بود که آخرین امپراطوری از دوران طلایی اسلامی بود. این خاندان اهل فرهنگ و هنر، مسبب ساخت بناهای بسیار زیبایی مانند تاج محل و قلعه سرخ هستند.

هر چند تیمور یک پادشاه خوفناک و بی رحم بود، اما به دلیل علاقه زیادی که به فرهنگ و هنر داشت، سمرقند و نواحی اطرافش را از یک منطقه بیابانی فراموش شده، به مرکز تبادل فرهنگی و هنری و مذهبی تبدیل کرد؛ مرکزی که زیبایی اش شهره عام و خاص بود. با در نظر گرفتن اولین شغل تیمور که دزدی از گوسفندان بود،‌ چنین سرگذشتی واقعاً‌ خیره کننده است.

نفرین تیمور

تیمور به آرامش ابدی اش بسیار اهمیت می داد و به همین خاطر می خواست بعد از مرگش کسی به مقبره او دست درازی نکند. بنا به گفته بعضی از مورخین، تیمور پیش از مرگش دستور داده بود که بر مقبره اش بنویسند «وقتی که من برخیزم، جهان به لرزه در می آید. و هر کس یکه آرامش مقبره مرا به هم زند،‌ مورد حمله یک حاکم خوفناک تر از من قرار می گیرد.» گویا تیمور امیدوار بوده که نوشتن چنین متن هایی، مجرمان را بترساند و جلوی دست درازی به آرامگاه او را بگیرد.

ولی این اقدام تیمور چندان بازدارنده نبود و در سال ۱۷۰۴ میلادی، نادرشاه افشار که به سمرقند یورش برده بود تحت تاثیر زیبایی سنگ قبر تیمور قرار گرفت و آن را از جا کند و با خود بُرد. او این تکه سنگ را با خود به ایران آورد. ولی طی حمل آن، سنگ شکست و به دو نیم تقسیم شد. می گویند بعد از این اقدام، نادرشاه دچار بدشانسی های پیاپی شد. به عنوان مثال پسر او در یک حادثه نزدیک بود جانش را از دست بدهد و به همین خاطر به او توصیه کردند که این سنگ قبر را به محل اصلی اش برگرداند. اما به نظر می رسد که روح تیمور هیچ وقت این شاه را نبخشید. زیرا چند سال بعد،‌ تعداد از سرداران نادرشاه او را به قتل رساندند. حدود ۲۰۰ سال بعد از این ماجرا،‌ این بار یک باستان شناس اهل شوروی به نام میخائیل گراسیموف (Mikhail Grasimove) تصمیم گرفت قبر تیمور لنگ را باز کند و جسد او را برای تحقیقات چهره شناسی به مسکو بفرستد. بعد از انجام هماهنگی ها، میخائیل در سال ۱۹۴۱ به سمرقند رفت و اسکلت تیمور را از قبر او بیرون آورد. صبح روز بعد،‌ هیتلر عملیات معروف بارباروسا (Barbarossa) را آغاز کرد که یک یورش همه جانبه به سمت شوروی بود. همین حادثه منجر به گسترش شایعه حقیقی بودن نفرین تیمور شد.

تمیور که می خواست جای خالی چنگیزخان را پُر کند، موفق به تصرف بخش زیادی از آسیا شد:

سمرقند – ۱۳۷۰ میلادی

تیمور بعد از شکست برادر همسرش،‌ خود را امیر و برگرداننده میراث چنگیزخان خواند. او می‌ خواست سمرقند را به یک پایتخت با شکوه در دنیای اسلام تبدیل کند. در راستای همین هدف، دستور ساخت انواع و اقسام مسجدها، کاخ ها و باغ های زیبا در سمرقند را صادر کرد و این شهر در دوران زمامداری تیمور،‌ تبدیل به یک جواهر درخشان در میانه کویر شد.

قفقاز – ۱۳۸۵ میلادی

آذربایجان و همسایه هایش، ارمنستان و گرجستان، به دلیل اینکه در تقاطع غرب آسیا و اروپا قرار داشتند، محل نبردهای زیادی بودند. تیمور منطقه قفقاز را در سال ۱۳۸۵ تصرف کرد، ولی این منطقه از طرف توقتمش خان، یکی از فرماندهان حکومت اردوی زرین، از تیمور پس گرفته شد. تیمور در سال ۱۴۰۰ میلادی هنگام حرکت به سمت ترکیه، بار دیگر موفق به تصرف این منطقه شد.

دهلی – ۱۳۹۸ میلادی

بعد از اینکه تیمور از رود سند گذشت، مستقیماً به سمت کاخ سلطان حرکت کرد. تیمور مال و اموال شهر ثروتمند دهلی را غارت کرد و در نهایت این شهر را به خاک و خون کشید.

بغداد – ۱۴۰۱ میلادی

بغداد که یک باغشهر بزرگ و زیبا بود، بعد از حمله تیمور، به یک مخروبه بزرگ بدل شد. ده ها هزار نفر به قتل رسیدند و بسیاری از بناهای مهم این شهر با خاک یکسان شد. تنها افرادی که از این حمله وحشیانه تیمور جان سالم به در بردند، هنرمندان و صنعتگران بودند که تیمور آنها را برای ساخت بناهای مجلل روانه سمرقند کرد.

دمشق – ۱۴۰۱ میلادی

زمانی که ساکنان شهر دمشق شنیدند که تیمور می خواهد به این شهر حمله کند، دروازه ها را بستند و آماده نبرد شدند. دمشقی ها تا حدود یک ماه محاصره را تحمل کردند و از قرار معلوم بعد از اینکه تیمور به آنها قول داد که آسیبی به آنها نمی رساند، دروازه های شهر را باز کردند و دمشق به دست تیمور افتاد. تیمور البته بعد از ورود به شهر، ذات واقعی خود را نشان داد و بعد از اخاذی مبالغ زیاد از مردم شهر، به افرادش اعلام کرد که برای انجام هر کاری آزاد هستند و غیر از نوزادان و سالمندان، هر کسی را می توانند به قتل برسانند.

آنکارا – ۱۴۰۲ میلادی

تیمور برای نبرد با بایزید یکم، به سمت آنکارا لشگرکشی کرد. نیروهای ارتش عثمانی بعد از گذشتن از بیابان در اوج گرمای تابستان، به شدت خسته شده بودند. تیمور هم دسترسی ارتش عثمانی به تنها منبع آب را قطع کرد و با اینکار، آنها به ناچار وارد نبرد شدند. هر چند سواره نظام های عثمانی در ابتدای نبرد عملکرد بسیاری خوبی داشتند، اما تیمور همه آنها را تار و مار کرد و بایزید را به عنوان غنیمت جنگی با خود به سمرقند برد.

ازمیر – ۱۴۰۲ میلادی

وظیفه دفاع از شهر بندری ازمیر (Smyrna) در آناتولی بر عهده شوالیه های هاسپیتالر (Hospitaller) بود. به دلایل متعددی تیمور تصمیم گرفت به این شهر حمله کند. هنگام یورش های همه جانبه تیمور، مردم این شهر از پرداخت خراج سر باز زدند و تیمور هم با استفاده از منجنیق به این شهر حمله کرد و برای جلوگیری از فرار مردم، بندرگاه این شهر را مسدود کرد. بعد از به قتل رساندن تعداد زیادی از افراد مسلمان و مسیحی، تیمور این شهر را به آتش کشید.

رود سیحون – ۱۴۰۵ میلادی

تیمور که می خواست حکومت مینگ را سرنگون کند،‌ در مسیر حرکت به چین، به دلیل سردی هوا در شهر فاراب توقف کرد و به شدت بیمار شد. حکیمان انواع و اقسام روش ها را برای درمان او بکار بستند و حتی برای کاهش تب او، او را در یک محفظه پُر از یخ قرار دادند. با این حال او کمی بعد درگذشت. از قرار معلوم تیمور در روزهای آخر عمرش مرتباً با همراهان خود صحبت می کرد و از آنها می خواست از خدا برای او طلب آمرزش کنند.

منابع

مقاله علمی و آموزشی «آشنایی با امپراطوری تیمور»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری، ترجمه و نگارش هیئت تحریریه پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا مقاله یوسف اسفندیاری در مجله دانستنیها، به عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

برچسب ها
تبلیغات
HiU Company

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *