نظارت والدین: خودکنترلی و رشد کنترل درونی در فرزندان
نظارت از ماده نظر است و به معنای نگریستن در چیزی با تامل، یاری دادن و کمک کردن، چشم بصر، دیده، فکر، اندیشه، تفکر، رویه، دقت، تامل و تدبر میباشد. در هر نظارتی چهار عنصر وجود دارد: ناظر، نظارت شونده، فرآیند و شیوههای نظارت. هدف نظارت باید رسانیدن نظارت شونده به خودکنترلی باشد. مبتنی بر این هدف، نظارت یک امر دقیق بوده و نیازمند کسب مهارتهای لازم است. در این مقاله به نوعی خاص از نظارت، یعنی نظارت والدین بر کودکان میپردازیم.
روشهای نظارت والدین بر فرزندان
بخشی از فرآیند تربیت، نظارت و کنترل والدین روی فرزندان است. شیوههای فرزندپروری بر اساس میزان کنترل والدین روی فرزندان تعیین میشود. بر این اساس این روشها به چند نوع تقسیم شدهاند.
- در شیوه سهل گیرانه والدین حداقل نظارت و کنترل را روی فرزندان دارند و یا اصلاً کنترلی روی آنها ندارند.
- در شیوه قدرت مدار اعتقاد بر این است که تا آنجا که میشود باید فرزندان تحت کنترل قرار داشته باشند. نظارت روی فرزندان در تمامی رفتارهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی وجود دارد.
- شیوه دیگر که بین دو روش مذکور قرار دارد شیوه اقتدار منطقی است. در این روش انتظارات و توقعاتی که از فرزندان وجود دارد تصریح میشود. نقشهای افراد روشن و انعطافپذیر است. فرآیند، میزان و ابعاد نظارت و کنترل فرزندان مشخص و بین والدین و فرزندان هماهنگی دیده میشود.
ضرورت نظارت
پس آنچه برای نظارت ضرورت دارد، هماهنگی والدین با یکدیگر و با فرزندان است. والدینی که با یکدیگر و با فرزند خود از هماهنگی و توافق برخوردار نیستند از شیوههایی مبتنی بر طرد، حمایت افراطی، اغماض و یا تسلط استفاده میکنند. شرایطی را فراهم میآورند که فرزندانشان از اعتماد به نفس کمتری برخوردار شوند و از نظر هیجانی رشد طبیعی نداشته باشند. زمانی بین اعضای خانواده هماهنگی وجود خواهد داشت که ابعاد و شیوههای نظارت تصریح شده باشد.
ارتباط والدین و فرزندان و وضعیت نظارت و کنترل والدین برحسب سن فرزندان تفاوت پیدا میکند. نوجوانان نیازهای متفاوتی دارند. نیاز به استقلال فردی باعث میشود تا آنها در برابر شیوههای کنترل والدین مقاومت نشان دهند. بیتوجهی والدین به این موضوع منجر به بروز تنش و تعارض میشود.
هرچه عملکرد والدین (در کنترل فرزندان) مطلوب باشد، خودپنداری، مسئولیتپذیری، امید به آینده و گرایش مذهبی نیز در نوجوانان و جوانان بیشتر خواهد بود. دوره نوجوانی و جوانی دوره استقلالآموزی همراه با تسلط آموزی است. بنابراین نمیتوان صرفاً استقلال آموزی را مورد توجه قرار داده و شیوه سهلگیرانه در کنترل را پیش گرفت و یا جنبه تسلط آموزی را مد نظر قرار داده و قدرتمدارانه فرزندان را تحت کنترل شَدید قرار داد.
هدف اصلی کنترل و نظارت والدین
آنچه در کنترل و نظارت مهم است این است که هدف اصلی کنترل و نظارت والدین، خودکنترلی و رشد کنترل درونی در فرزندان است. تحقیقات نشان داده که کنترل درونی زمانی بیشترین رشد را خواهد داشت که فرزندان در شرایط کنترل به همراه محبت تربیت شده باشند.
نظارت روی فرزندان یکی از وظایف والدین است. در تربیت سالم، والدین نظارت روی فرزندان را بصورت افراط و تفریط انجام نمیدهند. رفتار آنها در برابر فرزندان قاطع و از سویی دیگر اطمینانبخش است. این عده از والدین هم برای رفتار خودمختارانه و هم رفتار منضبط فرزندان اعتبار قائل هستند و اعتقاد دارند که کنترل بیرونی و نظارت والدین در نهایت باید به سوی کنترل درونی فرزند سوق یابد.
آنان روابط کلامی را تشویق میکنند و وقتی از اقتدار خود برای کنترل استفاده میکنند و فرزندان را از چیزی نهی میکنند و یا انتظارات خود را به آنان منتقل میکنند برای این کار دلایل خود را مطرح نموده، موارد امر و نهی و انتظارات خود را بطور شفاف برای فرزندان مطرح میکنند و درباره دلایل آنها با هم مباحثه مینمایند. در واقع وضوح اهداف و ترتیب و نظم و مسئولیتپذیری فرزندان، راه و رسم زندگی را به فرزندان منتقل میکند. بنابراین انتظار میرود که کودکان تحت شرایط نظارت و کنترل مناسبترین رشد را داشته باشند. نظارت و کنترل پشتوانهای حمایتآمیز برای آنها است نه مانعی برای رشد و شکوفایی روانی – اجتماعی.



