خانه / مجله / مجله موفقیت / چگونه آبیدال سرطان را شکست داد؟
نیازمندی های رایگان خرید و فروش، استخدام، خدمات و…

چگونه آبیدال سرطان را شکست داد؟

اریک سیلواین آبیدال (Éric Sylvain Abidal)، روز ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۹ در لیون فرانسه متولد شد. او یک فوق ستاره در فوتبال نبود اما یک بازیکن بسیار خوب بود و با رفتارش توانست نام خود را بر سر زبان ها بیندازد و یک اسطوره شود. روح بلند، مبارزه بی وقفه و قلب آرام و امیدوارش، چهره او را در بارسلونا شاخص کرد.

او همیشه در صحنه فوتبال، مانند یک جنگجوی پیروز بوده است. از افتخارات او می توان به قهرمانی جام باشگاه های اروپا و جهان همراه با بارسلونا اشاره کرد. این مدافع فرانسوی در بارسلونا یک چهره دوست داشتنی است و به همه احترام می گذارد.

آبیدال از دوران نوجوانی با همسرش آشنا بود و همیشه زندگی مشترک با وی را در ذهن خود می پروراند. در سال ۲۰۰۷ هم با وی ازدواج کرد. میلانا، کاملیا و کلان، ۳ دختر این زوج خوشبخت هستند.

در ماه مارس ۲۰۱۱ متوجه شد که به سرطان کبد دچار شده و یک تومور بدخیم در کبدش در حال رشد است. او به همسرش گفته است حتی اگر همین الان هم بمیرم آرزویی ندارم چون با یک همسر خوب و مهربان زندگی کرده ام.

برای بعضی از ما سرطان پایان زندگی است اما برای این فوتبالیست حرفه ای داستان سرطان حکایت عجیب و متفاوتی داشت.

پزشکان با معاینه آبیدال اظهار داشتند که باید تحت عمل جراحی پیوند کبد قرار بگیرد. او را در ۲۱ می ۲۰۱۲ در بیمارستان بستری کردند. پسر عمویش «جرالد» حاضر شد بخشی از کبد خود را به او اهدا کند. بعد از آزمایش های متعدد، او را برای عمل آماده کردند. در آوریل ۲۰۱۲ در بیمارستان بارسا تحت عمل پیوند کبد قرار گرفت و بیش از یکسال از میادین دور بود. او در گفتگو با خبرنگاران روزنامه ورزشی لیون اظهار کرد که هیچ وقت به مرگ، فکر نمی کرد. او گفت: «من همیشه می دانم خدا در مورد سرنوشت ما تصمیم می گیرد. من درد زیادی را تحمل کرده ام و حتی به پزشکم گفتم مرا به مدت طولانی، بیهوش نگه دارد تا درد را احساس نکنم. تاکنون ۱۹ کیلو وزن کم کردم و ۴ عمل انجام داده ام. همه متعجب هستند که تاکنون توانسته ام این قدر درد را تحمل کنم اما باز هم به مرگ فکر نکرده ام و امیدم را به خدا از دست نداده ام. هدفم این است که سلامتی ام را به دست آورم و به زندگی گذشته باز گردم تا بتوانم فوتبال بازی کنم و برای رسیدن به آن زمان، با بیماری می جنگم. حالا دیگر می خواهم در بهترین شرایط از فوتبال خداحافظی کنم.» او در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۴ در ۳۵ سالگی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و بطور رسمی بازنشستگی خود را از دنیای فوتبال اعلام کرد. وی گفت: «در طول زندگی حرفه ای ام ثابت کردم که چه زمانی برای چه کاری مناسب است؛ همه فوتبالیست های بزرگ، این کار را انجام می دهند. اکنون زمانی برای حرکت به سوی فصلی جدید از زندگی ام است. من از المپیاکوس تشکر می کنم زیرا در مدت بیماری از من حمایت کرد. من می خواهم از تمام مربیانم در زندگی حرفه ای ام و همه تیم های پزشکی که از دوران کودکی از من مراقبت کردند، تشکر کنم. من لحظات فراموش نشدنی را تجربه کردم که همه آن دوران را گرامی می دارم.»

او در پایان گفت: «در فوتبال، بالا و پایین های زیادی وجود دارد. ما باید عزم، پشتکار و ایمان مان را نشان دهیم. فوتبال، همیشه راهی برای فراموش کردن بیماری ام بود. هدف من بازگشت بود.»

او هنگام خداحافظی اشک می ریخت. بارسلونا قرارداد این ستاره فرانسوی را بطور نمادین تمدید کرد و او را اسطوره مقاومت در مقابل سرطان خواند. کودکان سرطانی مرکز بارسلونا در اقدامی با ارزش به عیادت آبیدال آمدند و بسیاری از والدین کودکان بیمار اسپانیایی، برای آبیدال، پیغام، گل و کارت پستال فرستادند.

او ۴۰ روز در بیمارستان بستری بود و بعد مرخص شد.

نظر روانشناسان درباره آبیدال
روانشناسان اعلام کردند که روح «اریک آبیدال» بزرگ و قوی است. او به راحتی، تمام دردها و مشکلات را پشت سر می گذارد زیرا امیدش به خداست. به خانواده اش پایبند است و همان گونه که برای اعضای خانواده اش کم نمی گذارد به تک تک افراد باشگاه بارسلونا وفادار است.

گویی او نیروی عجیبی دارد که هیچ وقت ناامیدی را در چهره و حرف هایش ندیدیم.

او سرطان را پایان زندگی نمی داند. ارزش های انسانی او بالاست و همین نکات مثبت در شخصیت و روحیه اش سبب می شود که با بیماری اش مبارزه کند و پیروز شود.

آبیدال درباره بیماری اش گفت: «قبلاً اطلاعاتی درباره این بیماری نداشتم. اولین باری که جراح به من گفت سرطان داری و باید هرچه زودتر عمل شوی، گفتم موافقم و امیدم را به خدا از دست ندادم. همسرم در جریان بیماری و عمل های جراحی ام بود و به من دلداری می داد. وقتی با این بیماری، گریبانگیر شدم، با خودم فکر کردم دو تا از ماشین های گران قیمت خود را می فروشم و برای اتحادیه های مبارزه با گرسنگی و بیماری خرج می کنم. یکبار هم ساعت رولکس خود را به پسر بچه ای که مبتلا به بیماری سرطان بود اهدا کردم. او در روند درمانش، این ساعت را به دست خود می بست و به همین، امید داشت. من توانسته بودم دل یک پسر بیمار را شاد کنم. در گذشته، از بعضی موضوعات کوچک عصبانی می شدم، اما اکنون به مسائل و اتفاقات کوچک اهمیتی نمی دهم. بیماری، مرا تحت تاثیر قرار داد ولی هدف من همیشه زندگی کردن در کنار همسر و دخترانم و فوتبال بازی کردن است. وقتی کسی به خدا ایمان داشته باشد، می داند چه کسی در مورد همه چیز تصمیم گیری می کند. من خودم را یک انسان جنگنده می دانم ولی خیلی سختی کشیدم.»

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInEmail this to someone

دیدگاه خود را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. بخش های الزامی با * مشخص شده اند. *

*

x

پیشنهاد یو سی برای مطالعه

کودک درون خود را بیدار کنید

کودک درون خود را بیدار کنید

همه ما یک کودک درون داریم و این اصطلاحی است که روانشناسان ...