تاریخچه و هدف بازی مونوپولی

تبلیغات
HiU Company

بازی تخته ای مونوپولی (Monopoly به معنای لغوی انحصار) که اولین بار در اوایل قرن بیستم طراحی شد، نه فقط بسیار محبوب و پُرطرفدار، بلکه نمادی فرهنگی هم هست؛ آنقدر که در مورد سر منشاء آن روایات افسانه ای وجود دارد.

در دوران رکود بزرگ، مردی به نام چارلز دارو (Charles Darrow) مونوپولی را ابداع کرد. دارو که در فقر زندگی می کرد، اقدام به فروش ایده بازی به شرکت هایی مثل پارکر برادرز کرد اما موفق نشد. دارو در عوض تصمیم گرفت خودش بازی را تولید کند. با رشد و محبوبیت بازی و افتادنش بر سر زبان ها، توجه شرکت های تولید بازی جلب شد. در نهایت پارکر برادرز بازی دارو را خرید و او ثروتمند شد. اما این داستان واقعی ظهور مونوپولی نیست.

دارو هرگز مبدع این بازی نبوده است. دوستانش نحوه بازی را به او یاد دادند و او آن را بازطراحی کرد. اما چرا پارکر برادرز این داستان ساختگی را به جای حقیقت جا زد؟ در این مقاله شما می توانید با تاریخچه مختصر از بازی مونوپولی آشنا شوید.

پارکر برادرز در آن زمان شرکت پُر مسئله ای بود. مشکل اصلی عدم توانایی شرکت در جلوگیری از دزدی و کپی برداری از بازی ها و ایده هایش بود. به عنوان مثال این شرکت بازی موفق پینگ پونگ را به نام خود ثبت کرده بود. اما با افزایش محبوبیت بازی، رقبا نسخه های مشابهی تولید کردند؛ نسخه هایی که در عین شباهت ایده اصلی آنقدری تفاوت داشتند که از لحاظ قانونی نقض مالکیت معنوی به حساب نیایند. پارکر برادرز عملاً در برابر کپی و تقلید از محصولاتش بی دفاع مانده بود.

بازی محبوب مونوپولی برای پارکر برادرز شروع جدیدی بود. اگر شرکت می توانست از خود تاریخچه مخصوصی برای بازی بسازد، قادر به حفظ کنترل روی ایده و مفهوم آن هم بود. دارو، مبدع ساختگی و پارکر برادرز هر دو از نشر این داستان سود می بردند.

اما پشت این دروغ ها چه بود؟ مونوپولی واقعاً چگونه به وجود آمد؟

مونوپولی در اصل الهام گرفته از بازی لندلورد بود که توسط الیزابت مگی ابداع شد.

تا حالا لندلورد (Landlord) بازی کرده اید؟ احتمالاً نه. اما بدون این بازی، مونوپولی به آن شکلی که امروز می شناسیم وجود نمی داشت.

الیزابت لیزی مگی (Elizabeth Lizzie Magie) بازی لندلورد را در ۱۹۰۴ ابداع کرد. این بازی با وجود شباهت های زیاد به مونوپولی امروز چند ویژگی منحصر به فرد هم داشته است. بازی لندلورد مثل مونوپولی گزینه رفتن به زندان، ایستگاه های قطار در چهار طرف میدان ها و حتی پول مصنوعی هم داشت. اما بعضی از عناصر آن برای بازیکنان امروزی مونوپولی غیر عادی است. بازی لندلورد مبتنی بر اندیشه های سیاسی هنری جورج بود؛ نویسنده و اقتصاددان معروفی که معتقد بود مردم باید به جای مالیات بر درآمد، برای زمینی که از آن استفاده می کنند، هزینه بپردازند. ایده های جورج الهام بخش ابداع بازی شد. بازیکنان برای بدست آوردن انحصار زمین ها رقابت می کردند.

بازی لندلورد در مجموع موفقیت چشمگیری نداشت. مگی حق امتیاز بازی را برای خود ثبت کرد و فروش بازی هم خوب بود، حتی یک نسخه از آن در اسکاتلند تولید شد. اما انگیزه واقعی مگی نه موفقیت مالی، بلکه گسترش اندیشه های هنری جورج بود. مگی که شاعر هم بود به مسائل اجتماعی علاقه زیادی داشت و برای دستمزد منصفانه به کارگران کمپین به راه می انداخت. او حتی خود را یک برده آمریکایی جوان می خواند.

اندیشه های اصلاح طلبانه جورج مورد استقبال گروه های زیادی از جمله سوسیالیست ها قرار گرفت که منجر به انتقاد از او در بعضی محافل ایالات متحده می شد و این به نفع مگی و بازی اش نبود. در هر حال مگی به تولید بازی لندلورد ادامه داد و در ۱۹۲۳ امتیاز بازی یعنی حق مالکیت فکری خود را هم بروز کرد. جالب بود که در ساحل شرقی ایالات متحده جایی که مگی اصلاً آن را نمی شناخت هم محبوب شده بود.

بازیکنان با ایجاد تغییراتی در بازی آن را با شرایط محلی تطبیق دادند. در ساحل شرقی اسم بازی به مونوپولی تغییر کرد.

فروش بازی لندلورد همچنان ادامه داشت اما هرگز پُر فروش ترین بازار نشد. همزمان با افزایش محبوبیت بازی، بازیکنان دست به اصلاح و تغییر بازی زدند و چیز جدیدی از آن ساختند.

همه چیز از انجمن طرفداران هنری جورج در شهر کوچک آردن در دلاوار شروع شد. بازیکنان این منطقه اسم خیابان ها و محله های نیویورک را به صفحه بازی اضافه کرده بودند.

آپتون سینکلیر، منتقد اجتماعی پُر نفوذ، به محبوبیت نسخه تغییر یافته بازی در ساحل شرقی کمک زیادی کرد. همین حدود زمانی بود که مردم برای اولین بار بازی را مونوپولی نامیدند. ایده بازی در واقع هشداری علیه تشکیل انحصار بود چرا که خطر انحصارها را برای جامعه نشان می داد. حتی بعضی از دانشگاه ها از بازی به عنوان ابزار کمک آموزشی استفاده می کردند.

تغییرات در بازی ادامه پیدا کرد. بازیکنان آتلانتیک سیتی خیابان ها و محله های خود از جمله بعضی از نواحی فقیرنشین را به بازی اضافه کردند. این بازیکنان می خواستند مونوپولی تا جای ممکن بازتاب واقعیت باشد.

در نهایت دانیل لیمن تغییرات نهایی را اعمال کرده و نسخه خود را در ۱۹۳۱ تولید نمود. او بر اساس مدل که دوستش از اوکراین آورده بود کارت های شانس و حتی خانه های مینیاتوری اضافه کرد. لیمن اسم بازی خود را فایننس (Finance) گذاشت. اما با وجود محبوبیت مونوپولی، لیمن نتوانست از نسخه جدید خود درآمد زیادی کسب کند. او در نهایت تمام حقوق مادی و معنوی بازی را به ۲۰۰ دلار فروخت.

بنابراین مونوپولی امروزی حاصل کار جوامع و گروه های مختلف بازیکنان و مشارکت بلندمدت است. اما چگونه خلق آن فقط به یک نفر نسبت داده می شود؟

پارکر برادرز به کمک ثبت اختراع و پول منشاء واقعی مونوپولی را مخفی و مالکیت آن را برای خود حفظ کرد.

داستان اینکه پارکر برادرز چگونه توانست مالکیت معنوی مونوپولی را به نام خود ثبت کند هنوز در هاله ای از ابهام و رمز و راز است. چارلز دارو در ۱۹۳۳ امتیاز بازی را برای خود ثبت کرد، اگرچه مشخص نیست امتیازنامه دقیقاً شامل چه مواردی بوده چون اصل مدارک از بین رفته است. اگر پارکر برادرز حقوق کل بازی را می خواسته، باید حق امتیاز دیگری برای خود ثبت می کرده است.

شرکت در ۱۹۳۵ به عنوان مبدع قوانین اصلی مونوپولی درخواست ثبت امتیاز کرد. درخواست به طرزی باور نکردنی ظرف یک ماه پذیرفته شد. تا امروز هنوز مشخص نشده درخواست ثبت اختراع شرکت و تصاحب همه حقوق مادی و معنوی اثر چگونه به این سرعت پذیرفته شد. علاوه بر این، عجیب است که قوانین بازی مونوپولی مندرج در امتیازنامه داده شده به پارکر برادرز بسیار شبیه همان قوانین بازی لندلورد است. در واقع درخواست شرکت باید رد می شده اما نشده است.

پارکر برادرز بعد از اطمینان از مالکیت فکری بازی سراغ مبدعان دیگر هم رفت. اول امتیاز بازی مشابه (فایننس) را خریداری کرد و به بازی ساز دیگری هم ۱۰ هزار دلار داد تا بازی اش را وارد بازار نکند و حرفی هم در مورد آن نزند. سپس تلاش کرد تمام نسخه های قبلی بازی را از مالکان خصوصی بخرد. و در آخر سراغ مگی رفت و امتیاز بازی لندلورد را از او خرید و قول داد که شرکت نسخه اولیه را دوباره عرضه خواهد کرد. البته شرکت نسخه ای از بازی لندلورد عرضه کرد، اما فقط برای مدتی کوتاه.

بعضی از بازیکنان اعتراض کردند که پارکر برادرز و دارو، مونوپولی را دزدیده اند، اما این ادعاها نادیده گرفته می شد. یکی از این افراد چارلز تود بود که می دانست بازی مونوپولی را خودش به دارو یاد داده است. اما دارو هرگز با تود تماس نگرفت و هیچ سهمی هم از درآمدش از مونوپولی به او نداد.

به این ترتیب واقعیت پشت مونوپولی مخفی شد. اما چگونه سال ها بعد داستان واقعی آشکار شد؟

یک پروفسور اقتصاد می خواست یک بازی آنتی مونوپولی طراحی کند اما پارکر برادرز مخالفت کرد.

پارکر برادرز بعد از تصاحب امتیازها و حقوق مادی و معنوی بازی و خاموش نگه داشتن داستان های دیگر در مورد منشاء مونوپولی، دهه ها به سودهای کلان دست یافت چون مونوپولی پُر فروش ترین بازی شرکت شد. افراد بندرت به سرمنشاء و ریشه بازی اهمیت می دادند و پارکر برادرز هیچ مشکلی از این بابت نداشت. تا اینکه در ۱۹۷۳ سر و کله یک پروفسور اقتصاد پیدا شد.

رالف آنسپاچ (Ralf Anspach) معتقد بود ارزش هایی که بازی مونوپولی آنها را تشویق و تقویت می کند، مشکل دارند. ایده کلی بازی (جمع آوری حداکثر دارایی ها و زمین های ممکن و ورشکست کردن دوستان در این فرآیند) مشوق خودخواهی و حرص و طمع بود.

علاوه بر این در ایالات متحده انحصار غیر قانونی بود و بازی ای که مشوق ایجاد انحصار باشد برای آنسپاچ غیر قابل درک بود. نباید فراموش کرد که دهه ۱۹۷۰ مصادف با بحران نفتی اوپک هم بود و مردم نسبت به خطرات اقدامات انحصارطلبانه هوشیار شده بودند. آنسپاچ نسخه جایگزین برای بازی ارائه داد که در آن بازیکنان به تسهیم منابع و شکست انحصارها تشویق می شدند. او اسم بازی خود را آنتی مونوپولی یعنی ضد انحصار گذاشت.

آنسپاچ که نتوانسته بود تولید کننده ای برای بازی خود پیدا کند تصمیم گرفت خود بازی را تولید کند و شروع موفقی هم داشت. بعد از رسوایی سیاسی واترگیت اعتماد عمومی به قدرت کم شده بود و بازی ضد قدرت آنسپاچ مورد توجه مردم قرار گرفت. اما بالاخره نامه ای از پارکر برادرز بدست آنسپاچ رسید. شرکت از او خواسته بود تولید بازی را متوقف کند. آنسپاچ پیشنهاد داد که با تغییر اسم بازی به آنتی مونوپولیسم یا آنتی مونوپولی با املای متفاوت به توافق برسند. اما پارکر برادرز قبول نکرد و کار به دادگاه کشید.

آنسپاچ جهت آمادگی برای روز دادگاه در مورد تاریخ مونوپولی کمی تحقیق کرد. همینجا بود که جزئیات پنهان گذشته این بازی برایش روشن شد.

آیا مونوپولی یک واژه ژنریک مثل آسپرین، زیپر یا یویو بود؟ دادگاه تصمیم می گرفت.

رالف آنسپاچ می دانست که در برابر یک شرکت بزرگ و قدرتمند با سوابق طولانی نقض مالکیت معنوی قرار گرفته است. شرکت حتی به سراغ یک کشیش که بازی ای به نام تئوپولی ساخته بود هم رفته بود. حالا چطور می توانست پارکر برادرز را شکست دهد؟ خوشبختانه پسر آنسپاچ کتابی به نام اسباب بازی متولد می شود خوانده بود که می گفت مبدع بازی مونوپولی زنی به نام لیزی مگی بوده است.

آنسپاچ با این اطلاعات، تاریخ بازی را عمیق تر کاوش کرد. وقتی کشف کرد که مونوپولی مدت ها قبل از تصاحب آن توسط پارکر برادرز و دارو وجود داشته، تصمیم گرفت این موضوع را در دادگاه مطرح کند که خود بازی فراتر از قوانین کپی رایت است. او می خواست اینطور استدلال کند که مونوپولی لغتی ژنریک یا عمومی است؛ یعنی نام یک محصول است که وارد زبان روزمره مردم شده، مثل آسپرین، زیپر، ترموس یا یویو که همگی قبلاً اسم برند بوده اند. وقتی اسم یک محصول ژنریک می شود، دیگر قوانین کپی رایت و مالکیت فکری برای آن وجود ندارد.

اما آنسپاچ چگونه می توانست این را ثابت کند؟ او باید با افرادی که در جریان توسعه و تکامل بازی درگیر بودند صحبت می کرد. او با لیمن مبدع بازی فایننس و چند خانواده از آتلانتیک سیتی تماس گرفت که اسم خیابان های محلی را به نسخه های بازی خود اضافه کرده بودند. یکی از خانواده ها حتی اشتباه های املایی شان را که پارکر برادرز و دارو اشتباهاً آنها را هم در نسخه وارد کرده بودند، به آنسپاچ نشان داد.

آنسپاچ نهایتاً توانست سرنخ داستان را به مگی برساند. متاسفانه او فوت کرده بود اما او متوجه شد که بازی اش شباهت های زیادی به بازی مگی دارد. هر دو بازی های ضد انحصاری بودند که بازیکنان را به اشتراک و همکاری دعوت می کردند. او به جمع آوری مصاحبه ها و شواهدی که می توانست در دادگاه استفاده کند ادامه داد به این امید که بتواند ثابت کند کلمه مونوپولی فراتر از کپی رایت است. اما امید او، یک امید باقی ماند.

پارکر برادرز سعی کرد آنسپاچ را با پول راضی کند اما او فقط به رای دادگاه راضی بود که در آن شکست خورد.

بعد از اینکه آنسپاچ دروغ های پارکر برادرز را بر ملا کرد، چه شد؟ واکنش شرکت چه بود؟

پارکر برادرز به آنسپاچ ۵۰۰ هزار دلار پول به همراه سمت مدیریت اجرایی شرکت را پیشنهاد داد به شرطی که دادگاه را رها کند و حقوق بازی خود را هم به شرکت بدهد. آنسپاچ قبول نکرد. او بیشتر نگران اصل موضوع بود، اینکه واژه های متداول در زبان را نمی توان تحت مالکیت معنوی درآورد. بنابراین دعوی به محکمه رفت. متاسفانه آنسپاچ شکست خورد و دادگاه به نفع پارکر برادرز رای داد.

آنسپاچ در رد پیشنهاد پارکر برادرز خلاف توصیه وکیلش عمل کرده بود. وکیلش پیش بینی کرده بود که او در دادگاه بازنده خواهد شد و نخواهد توانست دستمزد وکالت را بدهد، بنابراین پرونده را رها کرد. تعویض وکیل درست نزدیک دادگاه باعث شکست آنسپاچ شد. قاضی دادگاه هم به وضوح از شرکت جانبداری کرد. در آخر پذیرفته شد که بازی آنتی مونوپولی نشان تجاری شرکت را نقض کرده و از موفقیت بازی مونوپولی به نفع خود سوء استفاده کرده است. آنسپاچ مجبور شد همه کپی های باقیمانده از بازی آنتی مونوپولی را تحویل دهد و شرکت همه آنها را از بین برد. پیروزی بدست آمده بود و شرکت ماجرا را تمام شده می دانست.

اما موفقیت پارکر براردرز آنقدر که به نظر می رسید قطعی نبود. آنسپاچ درخواست تجدیدنظر کرد و اوضاع تغییر یافت.

در آخر آنسپاچ در دادگاه عالی پیروز شد. اما واقعیت هنوز در هاله ابهام است.

آنسپاچ برای درخواست تجدیدنظر خود رویکرد متفاوتی در پیش گرفت. او و وکلایش تصمیم گرفتند اینطور استدلال کنند که مردم در واقع به خاطر اسم مونوپولی آن را می خرند نه برند آن. با اینکار می خواستند تاثیر نشان تجاری را خنثی کنند. جذابیت بازی اسم آن بود نه شرکت تولید کننده اش. آنها برای اثبات این ادعا نظرسنجی انجام دادند که نشان می داد مردم فقط به اسم مونوپولی اهمیت می دهند، صرف نظر از اینکه توسط پارکر برادرز تولید شده باشد یا نه. در ابتدا قاضی استدلال آنها را قبول نکرد، اما بعد دادگاه عالی ایالات متحده وارد عمل شد. نهایتاً دادگاه عالی به نفع آنسپاچ رای داد و پذیرفت که کلمه مونوپولی ژنریک است و نمی تواند به عنوان نشان تجاری ثبت شود و ضمناً دارو هم مبدع اصلی بازی نبوده است.

آنسپاچ پیروز شد و اجازه یافت به فروش بازی خود ادامه دهد و پارکر برادرز موظف به پرداخت همه خسارات شد. اما علاقه مردم به بازی آنسپاچ کم شده بود چون کشور در حال گذر از دوران ضد تجاری اواسط دهه ۷۰ به مصرف گرایی پُر تجمل دوران رئیس جمهوری ریگان بود.

تاریخچه واقعی مونوپولی درست به اندازه خود بازی با حرص و طمع و سرمایه داری گره خورده است. این بازی در اصل به عنوان نمادی از اندیشه های سیاسی و اقتصادی زمان خود طراحی شده و طی سال ها توسط بازیکنان به توسعه و تکامل رسیده است. اما شرکت پارکر برادرز آن را تحت کنترل خود درآورد، داستانی ساختگی از به وجود آمدن بازی منتشر کرد و توانست مالکیت انحصاری نشان تجاری آن را برای خود حفظ کند. اگرچه حقیقت در دهه ۱۹۷۰ تا حد زیادی روشن شد، پارکر برادرز تا امروز همچنان سعی در مخفی نگه داشتن آن دارد.

منابع

مقاله علمی و آموزشی «تاریخچه و هدف بازی مونوپولی»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری، ترجمه و نگارش هیئت تحریریه پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا کتاب The Monopolists، نوشته ی ماری پیلون، منتشر شده در سال ۲۰۱۵ با شابک ۹۷۸۱۶۰۸۱۹۹۶۳۱ به عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

برچسب ها
تبلیغات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط