نگاهی به نظریههای تکاملی داروین
امروز 12 فوریه 2019 یا 23 بهمن 1397 است و دقیقاً 210 سال از زادروز چارلز داروین میگذرد. چارلز روبرت داروین (Charles Robert Darwin) متولد 12 فوریه 1809، طبیعیدان، زمین شناس و زیست شناس انگلیسی بود که عمده شهرتش را به خاطر مشارکتش در بنیانگذاری نظریه تکامل بدست آورد. او در 19 آوریل 1882 در سن 73 سالگی درگذشت و کتاب منشاء انواع (گونهها) یکی از مشهورترین آثار او است.
زیست شناسان سراسر دنیا این روز را به عنوان روز داروین گرامی میدارند. اما چرا چارلز داروین اینقدر برای زیست شناسان مهم است؟ آیا پای رازی مگو در میان است که داروین را برتر از باقی زیست شناسان تکاملی تلقی کنند؟ مگر نه اینکه جز داروین افراد دیگر هم بودند که از نظریه تکامل حیات دفاع کرده بودند؟ چرا میان همه این افراد، چارلز داروین آنقدر اهمیت دارد که زادروزش را به عنوان برجستهترین رویداد سال در تقویمها ثبت کردهاند؟
برای درک پاسخ این پرسش چارهای نداریم جز کنکاش درباره نظریه تکامل داروین. نظریهای که در کتابهای درسی مدرسه از آن صحبت شده (اگرچه بسیار جزئی) و نام آن بسیار به گوش میرسد. اما به سختی میتوان روایتی قابل اعتنا و دقیق از آن بدست آورد.
در این مقاله شما می توانید با نگاهی جزئیتر با نظریههای تکاملی داروین آشنا شوید.
نظریههای تکاملی قبل از داروین
اگر سراغ تاریخ زیست شناسی برویم، نام افراد زیادی را خواهیم یافت که به نظر میرسد پیش از داروین، اشاراتی به تکامل حیات داشتهاند. برخی از این افراد دانشمندان و متکلمان مشهور دنیای اسلام هستند. حدود هزار سال پیش، ابوریحان بیرونی در کتاب ماللهند به مفاهیمی از قبیل محدودیت منابع در طبیعت، انتخاب مصنوعی و بسط آن به طبیعت سخن میگوید.
200 سال پیشتر از او، جاحظ بصری نیز در کتاب الحیوان به مفاهیمی شبیه تنازع بقا اشاره میکند. 400 سال پیش، بیدل دهلوی شعر مشهوری سروده که بیتی از آن چنین است: «هیچ نقشی بی هیولا قابل صورت نشد / آدمی هم پیش از آن کآدم شود، بوزینه بود». حدود 300 سال پیش پیر لوئی موپرتوا (Pierre Louis Maupertuis) هم درباره منشاء واحد جانداران صحبت کرده و هم درباره مفهومی شبیه انتخاب طبیعی. 230 سال پیش نیز امانوئل کانت (Immanuel Kant) در کتاب نقد قوه حکم (Critique of Judgment) شباهت میان جانوران را نشان دهنده نیای مشترک آنها دانسته بود.
اراسموس، پدربزرگ چارلز داروین نیز در همان زمان از منشاء واحد جانوران صحبت کرده بود. ژان باتیست لمارک، زیست شناس مشهور دیگری بود که چند سالی پس از اراسموس داروین، دیدگاههای خوش را درباره تکامل زیستی در سخنرانیها و کتابهایش عنوان کرده بود. حتی در زمان خود داروین نیز، آلفرد راسل والس (Alfred Russel Wallace) همزمان با داروین متوجه فرآیند انتخاب طبیعی شد. والس و داروین در سال 1858 نظریه انتخاب طبیعی خود را همزمان منتشر کردند، اما حتی خود والس نیز (30 سال پس از انتشار کتاب خاستگاه گونههای داروین) کتابی نوشت به نام داروینیسم. پس از داروین نیز زیست شناسان دیگری کوشیدند نظریههای رقیبی برای سازوکار تکامل زیستی طرح کنند. اما از میان همه این افراد، تنها یک نام است که به سختی با نظریه تکامل گره خورده است: چارلز داروین.
داروین چه میگوید؟
آنطور که نظریه داروین در اغلب کتابهای درسی منعکس شده، یا بطورکلی ملغمهای است از شواهد و فرضیات مرتبط با تغییر موجودات زنده که مجموعاً نظریه تکامل زیستی نامیده میشود؛ یا اشاره ویژهای به نظریه انتخاب طبیعی شده است و بس. اما نظریه داروین چیزی فراتر از همه اینها است. ارنست مایر در کتاب «چه چیزی زیست شناسی را بیهمتا میسازد؟» به خوبی نظریه داروین را به 5 نظریه متمایز تفکیک میکند.
ظاهراً خود داروین هم اهمیت این تفکیک را نمیدانسته است! ولی هر کدام از دانشمندان معاصر یا پس از داروین، با یکی یا چند نمونه از این نظریات موافق یا مخالف بودند و این تشتت آرا، تقریباً برای 80 سال ادامه داشت؛ تا سرانجام در دهه 1940، تلفیقی میان آنها پیدا شد. اما این 5 نظریه متمایز چیستند که خود داروین هم از تمایز آنها خبر نداشت؟
1) تکامل
اینکه موجودات زنده و کل مجموعه حیات در جهان امری ثابت نیست و دستخوش تغییر میشود، نخستین شق از نظریات پنجگانه داروین شمرده میشود. این نظریه در دورهای وضع شد که اغلب اندیشمندان اروپایی ساختار جهان را ثابت، کم سن و پایدار تلقی میکردند.
2) نیای مشترک
شاید مهمترین و در عین حال نادیده ماندهترین نظریه داروین همین باشد که موجودات زنده با یکدیگر خویشاوند هستند. طبق نظریه داروین (و آنچه امروز تلقی میکنیم)، مهمترین فرضیه برای توجیه شباهت میان جانداران این است که همه با یکدیگر خویشاوند هستند. این شباهتها محدود به شباهت ظاهری یا جنین شناختی نیست. سادهترین باکتریها نیز شباهتهای واضح و آشکاری با انسان دارند. وجود غشای یاختهای، سیتوپلاسم، اسیدهای نوکلئیک (DNA و RNA)، ریبوزومها و سازوکار پروتئینی مسئول رونویسی از ژنها، بخشی از اشتراکات باکتریها و باقی جانداران است.
اما مهمترین شباهت میان همه جانداران حتی از این هم عمیقتر است. شباهت فوق العاده زیاد رمزگان ژنتیک همه جانداران نمیتواند اتفاقی باشد. این رمزگان حتی برای ویروسها نیز الگوی یکسانی با سایر جانداران دارد و همین میتواند نشان دهد ویروسها نیز خویشاوند سایر جانداران هستند. این خویشاوندی میان همه جانداران به یک اندازه نیست. به عنوان مثال انسان و موز بیش از 50 درصد شباهت ژنتیکی دارند و صفات مشترک بسیار زیادی دارند که در باکتریها و ویروسها دیده نمیشود. از جمله اینکه انسان و موز یاختههایی هستهدار و واجد اندامکهای دیگر دارند که در باکتریها و ویروسها دیده نمیشود.
شباهت ژنتیک انسان و مرغ به حدود 60 درصد میرسد و شامل موارد بسیار بیشتری میشود. از وجود رشتههای پروتئین کلاژن در بافتهای بدن تا ستون مهرهها، ساختار مغز و قلب و شُش و…. شباهت ژنتیک انسان و گاو به 80 درصد میرسد و شامل موارد جدیدتری از قبیل ساختار زهدان و جفت و غدد شیری و قشر مخ میشود. شباهت انسان و شامپانزه بسیار بیشتر و حدود 98.4 درصد است. هر اندازه که شباهت ژنتیک، جنین شناختی یا آناتومیک دو گونه بیشتر باشد، این دو گونه احتمالاً نیای مشترک جدیدتری داشتهاند.
3) تکامل تدریجی
شق دیگر از نظریات پنجگانه داروین تدریجی بودن روند تغییرات است. حتی بسیاری از مدافعان داروین، بویژه توماس هاکسلی (Thomas Henry Huxley) با این موضوع مخالف بودند و تکامل را محصول تغییراتی آنی میدانستند. این موضوع البته نافی تغییرات بسیار سریع تکاملی نیست. داروین خودش شاهد برخی از این تغییرات بسیار سریع تکاملی طی پرورش چند ساله کبوترها بود. اما حتی سریعترین تغییرات نیز تدریجی پیدا میشدند، نه ناگهانی.
4) گونهزایی
چگونگی انشقاق گونهها و پیدایش گونههای جدید بخش دیگری از نظریه انقلابی داروین بود. پیش از داروین این تصور وجود داشت که گونهها ماهیتی متمایز و مرزبندی شده دارند. داروین و زیست شناسان هم دوره او، از جمله والس، نشان دادند که گونهها نه تنها در محور زمان از هم مشتق میشوند، بلکه در بُعد مکان نیز، طی پراکنش جغرافیایی تغییر میکنند.
5) انتخاب طبیعی
سرانجام به آخرین و مشهورترین جزء از نظریات داروین میرسیم؛ انتخاب طبیعی.
5 نظریهای که در مجموع نظریه تکامل نامیده میشوند و خلاف آرای رقبای پیش و پس از داروین، هنوز هم درست به نظر میرسند.
منابع
- عرفان خسروی. مجله دانشمند.



