نیازمندی های رایگان خرید و فروش، استخدام، خدمات و…

انواع نثر فارسی

کلام یا نثر است یا نظم.
نثر، در لغت به معنی پراکندن و افشاندن و نیز به معنی افشانده و پراکنده است؛ و در اصطلاح سخنی است که موزون و مقفی (شعر و منظوم) نباشد. بر این اساس نثر سه نوع است:

  1. نثر مرسل
  2. نثر مسجع
  3. نثر مصنوع و فنی (پر تکلف و مغلق)

در ادامه شما می توانید با این سه نوع نثر و مثال هایی از آنها آشنا شوید.

نثر مرسل
نوشته ای است که آزاد و خالی از قید سجع باشد؛ یعنی همین نثر معمول و متداول، شایع ترین نثر رایج در ایران بعد از اسلام، از نوع نثر مرسل است. کتاب های: تاریخ بلعمی، ترجمه ی تفسیر طبری، حدود العالم، سفرنامه ی ناصر خسرو، سیاست نامه، قابوسنامه، کیمیای سعادت، تاریخ بیهقی، اسرار التوحید و تذکره الاولیا و صدها کتاب دیگر نمونه های نثر مرسل هستند. اینک در ادامه چند نمونه از این نوع نثر را مطالعه کنید:

  • سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی صفحه ۱۶۹:
    «طبس شهری انبوه است، اگرچه به روستا نماید، و آب اندک باشد و زراعت کمتر کنند، خرماستان ها باشد و بساتین. و چون از آنجا سوی شمال روند، نیشابور به چهل فرسنگ باشد… و در آن وقت امیر آن شهر گیلکی بن محمد بود و به شمشیر گرفته بود. و عظیم آسوده بودند مردم آنجا، چنانکه به شب در سرای ها نبستندی. و ستور در کوی ها باشد، با آنکه شهر را دیوار نباشد و هیچ زن را زهره نباشد که با مرد بیگانه سخن گوید و اگر گفتی هر دو را بکشتندی و همچنین دزد و خونی نبود از پاس عدل و…»
  • از سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی صفحه ۶۲:
    «و هم شنیدم در غزنین، خبازان در دکان ها ببستند و نان عزیز و نایافت شد و غربا و درویشان در رنج افتادند و به تظلم به درگاه شدند و پیش سلطان ابراهیم از نانوایان بنالیدند. فرمود تا همه را حاضر کردند؛ گفت: «چرا نان تنگ کرده اید؟» گفتند: «هر باری که گندم و آرد که در این شهر می آرند نانوای تو می خرد و در انبار می کند و می گوید: «فرمان چنین است» و ما را نمی گذارد که یک من بار بخریم.» سلطان بفرمود تا خباز خاص را بیاورند و در زیر پای پیل افکندند. چون بمرد بر دندان پیل ببستند و در شهر بگردانیدند و بر وی منادی می کردند که: «هر که در دکان باز نگشاید از نانبایان، با او همین کنیم.» و انبارش خرج کردند. نماز شام بر در هر دکانی پنجاه من نان بمانده بود و کس نمی خرید.»

نثر مسجع
به نوشته ای اطلاق می شود که در آن، جمله های قرینه، دارای سجع باشند؛ سجع در نثر، به منزله ی قافیه است در شعر.

سجع عموماً در لغت به معنی آواز پرندگان است و خصوصاً آواز کبوتر و فاخته معنی می دهد و در اصطلاح ادیبان آوردن کلمات هم وزن، هم قافیه یا هم وزن و هم قافیه است در پایان جمله های قرینه. به عبارت دیگر سجع آن است که کلمه های آخر قرینه ها در وزن یا آخرین حرف اصلی (حرف روی) یا هر دو شبیه هم باشند.

به دو یا چند جمله ای که به سیاق معنی شبیه به هم و یا در پایان آنها کلمات هم وزن و قافیه آورده شود؛ جمله های قرینه می گویند. به عنوان مثال:

  • طالب دنیا رنجور است و طالب عقبی مزدور است و طالب مولی مسرور است.
  • منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت؛ هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید، مفرح ذات؛ پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

سجع نویسی، از شیوه های نویسندگی و سخنوری معمول و موافق با طبیعت زبان عربی است و در زبان فارسی چندان کاربرد ندارد؛ و به همین دلیل است که از میان این همه سجع نویس فارسی، فقط نوشته های چند نفر خواندنی از آب در آمده است.

امیر عنصرالمعالی در قابوسنامه صفحه ۲۰۸ می گوید:
«و تکلف های نامه ی تازی، خود معلوم است که چون باید کرد و اندر نامه ی تازی، سجع هنر است و خوش آید؛ لکن اندر نامه ی پارسی، سجع ناخوش آید، اگر نگویی بهتر.»

سجع نویسی، به تقلید و پیروی از این شیوه ی نویسندگی و سخنوری تازیان در ایران، رایج گردید و پیش از شروع رسمی و قطعی نثرهای مسجع در ایران، فقط نمونه هایی از آن، در دیباچه ی بعضی کتاب های کهن فارسی می توان یافت.

بنابراین سجع نویسی در زبان فارسی، بطور رسمی از خواجه عبدالله انصاری (۳۹۶ – ۴۸۱ هجری قمری) شروع شد و پس از او، به وسیله ی نویسندگانی چون نصرالله منشی مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی صاحب چهار مقاله، قاضی حمیدالدین بلخی صاحب مقامات حمیدی، سعدی و مقلدان سعدی و گروهی دیگر، تداوم و استمرار یافت.

از میان سجع نویسان ادب فارسی، هنرمندانه ترین نثر مسجع، متعلق به سعدی، در کتاب گلستان است و از میان مقلدان سعدی نیز، موفق ترین فرد، میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی است.

سجع بر سه قسم است:

  1. سجع متوازن
  2. سجع مطرف
  3. سجع متوازی

سجع متوازن
آن است که کلمات قرینه، در وزن، متفق، اما در آخرین حرف اصلی، مختلف باشند؛ همچون: بام و باد – دام و دار – کام و کار – نهار و نهال.

مثال از نثر فارسی:

  • فلان را اصلی است پاک و طینتی است صاف؛ دارای گوهری است شریف و صاحب طبعی است کریم. (از فنون بلاغت، استاد همایی، صفحه ۴۳)
  • علم، بر سر تاج است و جهل، بر گردن غل. (از رسائل خواجه عبدالله انصاری، صفحه ۲۹)
  • پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب. (از کلیات سعدی، صفحه ۲۸)
  • ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح. (از کلیات سعدی، صفحه ۶۰)

سجع مطرف
جمله مسجعی که کلمه ها، در آخرین حرف اصلی (حروف روی) یکی، و در وزن متفاوت باشند؛ مثل: کار و خوشکار – دست و بست – شیر و دلیر

مثال از نثر فارسی:

  • سالی دو برین برآمد طایفه اوباش محلت بدو پیوستند و عقد موافقت بستند. (از کلیات سعدی، صفحه ۷۶)
  • هر که را زر در ترازوست، زور در بازوست و آنکه بر دینار دسترس ندارد در همه دنیا کس ندارد. (از کلیات سعدی، صفحه ۱۴۴)

سجع متوازی
کامل ترین و خوش آهنگ ترین نوع سجع است و آن سجعی است که کلمات هم در وزن و هم در آخرین حرف اصلی (حرف روی) مشترکند؛ همچون: کار و بار – دست و شست – باز و راز.

مثال از نثر فارسی:

  • عنفوان شبابم غالب آمدی و هوا هوس طالب (از کلیات سعدی، صفحه ۷۷)
  • هرچه زود برآید، دیر نپاید. (از کلیات سعدی، صفحه ۷۷)

نثر مصنوع و فنی
آمیزه و ترکیبی است از دو نوع نثر مرسل و مسجع، همراه با انبوه لغات، ترکیبات، امثال، اشعار فارسی و عربی، احادیث نبوی، آیات قرآنی و متضمن اصطلاحات و تعبیرات خاص علوم رایج زمان. در این نوع نثر از صنایع لفظی و معنوی: بدیع و بیان، اطناب، تناسب الفاظ، انواع سجع و جناس، تضاد و تقابل، اقتباس ها و تلمیح ها، تشبیه ها، مجازها و استعاره ها به فراوانی و بیشتر از نثر مسجع استفاده شده است.

خصوصیت دیگری که آن را از مختصات نثر فنی می توان محسوب کرد؛ وجود عناصر اغراض و معانی شعر در آن است. اگر عنصر خیال را از عناصر سازنده و مهم شعر می شناسیم، بدیهی است که صور خیال آن به وسیله ی همین تشبیه ها، تلمیح ها، ایماها و استعاره ها رنگ می گیرد و قابل تجسم می شود؛ و در نثر فنی از این عوامل به فراوانی استفاده می شود. نخستین نمونه های نثر مصنوع و فنی، مربوط به اواسط قرن ششم هجری است و از آن زمان تا دوران مشروطیت کما بیش، متداول و رایج بوده است.

بهترین نمونه ها مربوط به دو قرن ششم و هفتم است که عبارتند از: کلیله و دمنه ی نصرالله منشی، راحه الصدور راوندی، ترجمه ی تاریخ یمینی جرفادقانی و قسمت عمده ی التوسل الی الترسل بهاء الدین محمد بغدادی، مقامات حمیدی، مرزبان نامه ی وراوینی، تاریخ معجم فضل الله راجی قزوینی، منشات خاقانی، جهانگشای جوینی، نفثه المصدور محمد زیدری نسوی و تاریخ وصاف ادیب عبدالله شیرازی، به نثر فنی است.

اینک در ذیل نمونه ای از نثر مصنوع و فنی برای خوانندگان می آوریم:

«آورده اند که زاغی و گرگی و شگالی در خدمت شیری بودند و مسکن ایشان نزدیک شارعی عامر. اشتر بازارگانی که در آن حوالی بماند. بطلب چرا خور در بیشه آمد. چون نزدیک شیر رسید از تواضع و خدمت چاره ندید شیر او را استمالت نمود و از حال او استکشافی کرد و پرسید: عزیمت در مقام و حرکت چیست؟ جواب داد که: آنچه ملک فرماید. شیر گفت: اگر رغبت نمائی در صحبت من مرفه و ایمن بباش. اشتر شاد شد و در آن بیشه ببود و مدتی بران گذشت. روزی شیر در طلب شکاری می گشت پیلی مست با او دو چهار شد، و میان ایشان جنگ عظیم افتاد و از هر دو جانب مقاومت رفت و شیر مجروح و نالان باز آمد و روزها از شکار بماند و گرگ و زاغ و شگال بی برگ می بودند. شیر اثر آن بدید گفت: می بینید در این نزدیکی صیدی تا من بیرون روم و کار شما ساخته گردانم؟

ایشان در گوشه ای رفتند و با یک دیگر گفت: در مقام این اشتر میان ما چه فایده؟ نه ما را با او الفی و نه ملک را ازو فراغی. شیر را بر آن باید داشت تا او را بشکند تا حالی طعمه ی او فرو نماند و چیزی بنوک ما رسد. شگال گفت: این نتوان کرد، که شیر او را امان داده است و در خدمت خویش آورده و هر که ملک را بر غدر تحریص نماید و نقص عهد را در دل او سبک گرداند یاران و دوستان را در منجنیق بلا نهاده باشد و آفت را به کمند سوی خود کشیده. زاغ گفت: آن وثیقت را رخصتی توان اندیشید و شیر را از عهده ی آن بیرون توان آورد؛ شما جای نگاه دارید تا من باز آیم.

پیش شیر رفت و بیستاد. شیر پرسید که هیچ بدست شد؟ زاغ گفت: کس را چشم از گرسنگی کار نمی کند، لکن وجه دیگر هست، اگر امضای ملک بدان پیوندد همه در خصب و نعمت افتیم. شیر گفت: بگو. زاغ گفت: این اشتر میان ما اجنبی است و در مقام او ملک را فایده ای صورت نمی توان کرد. شیر در خشم شد و گفت: این اشارت از وفا و حریت دور است و با کرم و مروت نزدیکی و مناسبت ندارد. اشتر را امان داده ام، بچه تاویل جفا جایز شمرم؟ زاغ گفت: بدین مقدمه وقوف دارم، لکن حکما گویند که «یک نفس را فدای اهل بیتی باید کرد و اهل بیتی را فدای قبیله ای و قبیله ای را فدای اهل شهری و اهل شهری را فدای ذات ملک اگر در خطری باشد.» و عهد را هم مخرجی توان یافت چنانکه جانب ملک از وصمت غدر منزه ماند و حالی ذات او از مشقت فاقه و مخافت بوار مسلم ماند. شیر سر در پیش افگند.

زاغ باز رفت و یاران را گفت: لختی تندی و سرکشی کرد، آخر رام شد و بدست آمد. اکنون تدبیر آنست که ما همه بر اشتر فراهم آئیم و ذکر شیر و رنجی که او را رسیده است تازه گردانیم و گوئیم «ما در سایه ی دولت وسامه ی حشمت این ملک روزگار خرم گذرانیده ایم. امروز که او را این رنج افتاد اگر به همه نوع خویشتن برو عرضه نکنیم و جان و نفس فدای ذات و فراغ او نگردانیم به کفران نعمت منسوب شویم، و به نزدیک اهل مروت بی قدر و قیمت گردیم و صواب آنست که جمله پیش او رویم و شکر ایادی او باز رانیم و مقرر گردانیم که از ما کاری دیگر نیاید، جان ها و نفس های ما فدای ملک است و هر یک از ما گوید: امروز چاشت ملک از من سازند و دیگران آن را دفعی کنند و عذری نهند. بدین تودد حقی گزارده شود و ما را زیانی ندارد.» این فصول با اشتر دراز گردن کشیده بالا بگفتند و بیچاره را بدمدمه در کوزه فقاع کردند و با او قرار داده پیش شیر رفتند و چون از تقریر و ثنا و نشر شکر بپرداختند. زاغ گفت: راحت ما بصحت ذات ملک متعلق است و اکنون ضرورتی پیش آمده است و امروز ملک را از گوشت من سد رمقی حاصل تواند بود، مرا بشکند، دیگران گفتند: در خوردن تو چه فایده و از گوشت تو چه سیری؟ اشگال هم بر آن نمط فصلی آغاز نهاد. جواب دادند که: گوشت تو بوی ناک و زیان کار است طعمه ی ملک را نشاید. گرگ هم بر این منوال سخنی بگفت: گفتند که: گوشت تو خُناق آرد، قایم مقام زهر هلاهل باشد. اشتر این دم چون شکر بخورد و ملاطفتی نمود. همگنان یک کلمه شدند و گفتند: راست می گویی و از سر صدق و عقیدت و فرط شفقت عبارت می کنی. یکبارگی در وی افتادند و پاره پاره کردند.

و این مثل بدان آوردم که مکر اصحاب اغراض، خاصه که مطابقت نمایند، بی اثر نباشد.» (کتاب کلیله و دمنه به تصحیح استاد مجتبی مینوی صفحات ۱۰۶ و ۱۰۸)

برای مشاهده منابع اینجا کلیک کنید.

برای مشاهده منابع اینجا کلیک کنید.

مقاله آموزشی «انواع نثر فارسی»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری و نگارش هیئت تحریریه پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا کتاب نامه نگاری برای همه، نوشته ی پونه بازرگان از انتشارات فراروی، منتشر شده در دی ۱۳۹۱ با شابک ۶-۹۲-۸۲۵۹-۹۶۴-۹۷۸ به عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedInEmail this to someone

دیدگاه خود را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. بخش های الزامی با * مشخص شده اند. *

*

x

پیشنهاد یو سی برای مطالعه

آگاتا کریستی کیست؟

آگاتا کریستی از زبان خودش

آگاتا مری کلاریسا میلر (Agatha Mary Clarissa Miller) در سال ۱۸۹۰ میلادی ...