درآمد ملی تعادلی چگونه محاسبه می شود؟

برای درک بهتر فعالیت هایی که در یک جامعه (در سطح کلان) صورت می گیرد می توان از مفهوم چرخه فعالیت های اقتصادی بهره برد. قبل از توضیح این مفهوم به تعریف مفهوم و مصداق های کارگزاران اقتصادی می پردازیم.

کارگزاران یا عاملان اقتصادی، اشخاص و یا نهادهایی هستند که فعالیت اقتصادی انجام می دهند و قابل تقسیم در ۴ گروه زیر می باشند:

  • خانوارها: خانوارها صاحبان عوامل تولید (نیروی کار،‌ زمین و سرمایه) می باشند. خانوارها، عوامل تولید را در اختیار بنگاه ها قرار می دهند و به ازای آن درآمد (به ازای نیروی کار،‌ مزد؛ به ازای زمین، اجاره؛ به ازای سرمایه، بهره و به ازای قدرت کارفرمایی خود، سود) کسب می کنند. بنابراین مزد‌،‌ سود، بهره و اجاره، درآمدهای افراد یک جامعه را تشکیل می دهند. خانوارها این درآمد را صرف خرید کالاهای مصرفی نموده و یا پس انداز می کنند.
  • بنگاه ها: بنگاه ها یا موسسه ها، عوامل تولید را استخدام نموده، کالا و خدمات تولید می کنند و به فروش می رسانند.
  • دولت: دولت از طریق دریافت مالیات و همچنین صرف آن درآمد تحت عنوان مصارف دولتی، در فعالیت های اقتصادی شرکت می نماید.
  • خارجیان: اشخاصی هستند که در خارج از مرزهای کشور قرار داشته و با آنها روابط اقتصادی (صادرات و واردات) برقرار می نماییم.

چرخه فعالیت های اقتصادی نشان می دهد که هر یک از این کارگزاران چگونه در یک جامعه به فعالیت‌ اقتصادی مبادرت می ورزند. بسته به اینکه در چرخه مورد نظر کدام یک از کارگزاران در نظر گرفته شوند، به مدل های دو بخشی (که فقط خانوار و بنگاه ها را به عنوان کارگزار اقتصادی در نظر می‌ گیرد)، سه بخشی (خانوار، بنگاه و دولت) و چهار بخشی (خانوار، بنگاه، دولت و خارجیان) می رسیم. مدل های دو بخشی و سه بخشی را مدل های اقتصاد بسته (به دلیل عدم ارتباط با خارجیان) و مدل چهار بخشی را مدل اقتصاد باز نیز می نامند.

قبل از بررسی چرخه های فعالیت‌ به دسته بندی کالاها در اقتصاد دقت نمایید:

  • کالاها و خدمات نهایی: در فرآیند تولید مورد استفاده قرار نمی گیرند و خود به دو دسته تقسیم می شوند:
    • کالاها و خدمات نهایی مصرفی: کالاهایی که خانوار مصرف می کنند.
    • کالاها و خدمات نهایی سرمایه ای: کالایی که مصرف نمی شود بلکه به عنوان ابزار استفاده می شود. مانند چکش و اره که به عنوان ابزار تولید صندلی به کار می روند.
  • کالاها و خدمات واسطه ای: کالاها و خدماتی که در فرآیند تولید مورد استفاده قرار می گیرند. مانند میخ که برای تولید صندلی به کار می رود، کالای واسطه ای و صندلی کالای نهایی است.

در این مقاله شما می توانید با مدل های چرخه فعالیت های اقتصادی و درآمد ملی تعادلی آشنا شوید.

تبلیغات کتاب کدینگ تصویری ۱۱۰۰ واژه انگلیسی که باید دانست

مدل دو بخشی

بحث خود را با مدل دو بخشی شروع می کنیم که در آن خانوارها و بنگاه ها به عنوان تنها کارگزاران اقتصادی در نظر گرفته می شوند. شکل زیر نمایش گرافیکی مدل دو بخشی چرخه فعالیت های اقتصادی را نشان می دهد (در این نمودار، فلش ها جهت جریان پول را مشخص می سازند):

همانطور که نمودار فوق نشان می دهد خانوارها به عنوان صاحبان عوامل تولید، عوامل تولید (نیروی کار، دارایی پولی و دارایی فیزیکی) را در اختیار بنگاه ها قرار داده و در ازای آن مزد، بهره و اجاره دریافت می نمایند. مزد، بهره و اجاره دریافتی درآمد خانوارها را تشکیل می دهد که به آن درآمد ملی گفته می شود.

بنگاه ها با استخدام عوامل تولید، کالاها و خدمات نهایی را تولید می کنند و در بازار کالاها و خدمات به فروش می رسانند. ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده طی یک دوره، تولید ملی نامیده می شود. کالاها و خدمات نهایی که خانوارها تولید می کنند، شامل کالاها و خدمات مصرفی و سرمایه ای می باشد. کالاها و خدمات مصرفی را خانواده و کالاها و خدمات سرمایه ای را بنگاه ها خریداری می کنند.

خانوارها درآمد کسب شده خود را به دو صورت مصرف می نمایند؛ قسمتی از آن را صرف خرید کالاها و خدمات مصرفی (همچون پوشاک، آموزش و تفریح) می نمایند که به آن مخارج مصرفی اطلاق می شود و قسمت دیگر را پس انداز می نمایند. این پس انداز در بازارهای مالی همچون بانک ها، بورس و سایر بازارهای مالی صورت می گیرد. این پول (که از تجمیع پس انداز خانوارها بدست آمده است) به صورت سرمایه (مثلاً از طریق اعطای وام) در اختیار بنگاه ها قرار می گیرد. بنگاه ها نیز این سرمایه را صرف خرید کالاها و خدمات سرمایه ای (همچون تجهیزات تولیدی) می نمایند (این فرآیند را سرمایه گذاری می نامیم). چرخه ای که توضیح داده شد به صورت مداوم تکرار می شود.

مدل سه بخشی

در مدل دو بخشی فرض نمودیم که تنها کارگزاران فعال در عرصه اقتصاد، خانوار و بنگاه ها هستند؛ در مدل سه بخشی دولت نیز به این مجموعه اضافه می شود. دولت فعالیت های زیادی انجام می دهد ولی عمده فعالیت دولت این است که مالیات دریافت نماید و سپس مالیات دریافتی را هزینه نماید. برای سادگی فرض می کنیم که دولت فقط از درآمد خانوارها مالیات دریافت می نماید. اگر درآمد دولت از هزینه های دولت بیشتر باشد، گفته می شود که بودجه دولت مازاد دارد و اگر هزینه های دولت از درآمد دولت بیشتر باشد، گفته می شود که بودجه دولت کسری دارد و اگر درآمدها و هزینه های دولت برابر باشد، گفته می شود که بودجه دولت متوازن است.

در مقایسه با نمودار قبل دو فلش اضافه شده است یکی فلش مالیات که نشان می دهد دولت از درآمد خانوارها مالیات دریافت می کند. (بدیهی است اگر دولت از بنگاه ها نیز مالیات دریافت کند،‌ فلش مالیات از بنگاه به سمت دولت نیز باید باشد که برای سادگی از آن صرف نظر شده است). فلش دوم فلش مخارج دولت است و به این معنی است که دولت درآمد حاصل از مالیات را صرف خرید کالاها و خدمات مصرفی می نماید، مثلاً خدمات آموزش، بهداشت و یا کالاهای نهایی برای مصرف جامعه خریداری می کند (مثلاً بنگاه ها به احداث راه و یا سد اقدام می کنند و دولت آنها را خریداری می نماید). دقت کنید که در این مدل، فرض ما این است که دولت خود تولید کننده نمی باشد.

مدل چهار بخشی

در این مدل، بخش خارج وارد شده و فلش صادرات و واردات نیز به مدل اضافه شده است. فلش صادرات به سمت داخل است بدین معنی که جریان پولی صادرات به سمت داخل است، عکس این مطلب در مورد واردات صادق می باشد.

انواع مدل های تعیین درآمد تعادلی

همانطور که در بالا مشاهده نمودید،‌ چرخه فعالیت های اقتصادی را می توان در سه مدل دو بخشی، سه بخشی و چهار بخشی بررسی نمود؛ مباحث مرتبط با درآمد تعادلی را نیز می توان در قالب همین سه مدل ارائه و تحلیل نمود.

مشخص نمودن درآمد ملی در مدل دو بخشی

همانطور که اشاره شده، چرخه فعالیت های اقتصادی در مدل دو بخشی به صورت زیر بود:

همانطور که در شکل مشخص شده است (و با در نظر گرفتن ورودی ها و خروجی های مرتبط با بخش خانوار) هنگامی تعادل برقرار خواهد شد که درآمد ملی برابر شود با مجموع مخارج مصرفی و پس انداز. به بیان ریاضی، شرط تعادل در مدل دو بخشی اقتصاد این است که:

Y = C + I

که در آن Y درآمد ملی، C نشان دهنده تابع مخارج مصرفی و I تابع سرمایه گذاری خانوار است. از آنجا که تابع پس انداز ملی به صورت تفاضل C از Y نوشته می شود لذا می توان شرط تعادل مدل دو بخشی را به صورت زیر نیز می توان نوشت:

S = Y – C
Y = C + I
⇒ S = I

در ادامه، به ارائه توضیحات بیشتر در مورد توابع مصرف، پس انداز ملی و سرمایه گذاری می پردازیم:

تابع مصرف

مصرف ملی به عوامل مختلفی همچون درآمد ملی، ثروت ملی، انتظارات و… بستگی دارد. برای سادگی فرض می کنیم که مصرف ملی فقط تابعی (تابع خطی) از درآمد ملی باشد:

C = a + bY

این تابع را تابع مصرف کینز (و یا تابع مصرف درآمد مطلق) می نامند. همانطور که از فرمول مشخص است حتی در صورت صفر بودن میزان درآمد ملی، خانوارها حداقلی از مصرف (به میزان a) را خواهند داشت؛ به همین دلیل a را مصرف مستقل،‌ حداقل مصرف و یا حداقل معیشت می نامند. در عوض قسمت دوم معامله تابع مصرف (یعنی bY) به میزان درآمد بستگی دارد و به همین دلیل آن را مصرف القایی می نامند. شیب خط مصرف (یعنی b) نیز تحت عنوان میل نهایی به مصرف و یا تمایل نهایی مصرف نامگذاری و با نماد MPC (مخفف Marginal Propensity to Consume) معرفی می گردد و نشان می دهد که در اثر افزایش یک واحدی درآمد، مصرف به چه میزان افزایش خواهد یافت. MPC می تواند مقادیر مختلفی داشته باشد:

  • MPC = 1: بدین معنا که تمامی افزایش درآمد، مصرف خواهد شد و هیچ قسمتی از آن پس انداز نمی گردد.
  • 0<MPC<1: بدین معنا که قسمتی از افزایش درآمد مصرف و مابقی آن پس انداز می شود.
  • MPC = 0: بدین معنا که افزایش درآمد، تاثیری در میزان مصرف نخواهد داشت و کل افزایش درآمد پس انداز می گردد.

مفهوم دیگری که در این بخش معرفی می گردد، میل متوسط به مصرف و یا تمایل متوسط به مصرف است که با APC (مخفف Average Propensity to Consume) نشان داده می شود:

APC = \frac{C}{Y} = \frac{a + bY}{Y} = \frac{a}{Y} + b = \frac{a}{Y} + MPC

دقت نمایید که:

  • APC همیشه بزرگتر از MPC است و با افزایش درآمد، این دو به یکدیگر نزدیک می شوند.
  • MPC مقدار ثابتی است ولی ‌APC بستگی به میزان درآمد دارد. در واقع رابطه APC و درآمد ملی یک رابطه معکوس است.

مثال) تابع مصرف C = 200 + 0.5Y را در نظر بگیرید. در سطح درآمدی ۳۰۰، مقادیر APC و ‌C و MPC را محاسبه نمایید. به ازای چه میزانی از درآمد، APC برابر ۱.۵ خواهد شد؟

C = 200 + 0.5Y ⇒ Y = 300 ⇒ C = 350

C = a + MPC × Y ⇒ MPC = 0.5

APC = \frac{C}{Y} = \frac{350}{300} ⇒ APC = 1.17

APC = 1.5 ⇒ C = 1.5Y ⇒ ۲۰۰ + ۰.۵Y = 1.5Y ⇒ Y = 200

تابع پس انداز ملی

همانطور که اشاره شد پس انداز ملی برابر است با درآمد ملی منهای مصرف ملی. با جایگذاری تابع مصرف خواهیم داشت:

S = Y – C
C = a + bY
⇒ S = Y – a – bY ⇒ S = -a + (1 – b)Y

در این تابع -a را پس انداز مستقل می نامند چرا که اگر درآمد صفر باشد، پس انداز برابر خواهد بود با -a. علاوه بر این به (1 - b)Y نیز پس انداز القایی گفته می شود. (1 - b) نیز که شیب خط تابع پس انداز ملی است را میل نهایی به پس انداز یا MPS (مخفف Marginal Propensity to Save) می نامند. در انتها میل متوسط به مصرف نیز به صورت پس انداز تقسیم بر درآمد تعریف می شود:

APS = \frac{S}{Y} = \frac{-a + (1 - b)Y}{Y} \Rightarrow APS = - \frac{a}{Y} + MPS

دقت نمایید که:

  • APS کوچکتر از MPS است.
  • MPS مقدار ثابتی است ولی ‌APS تابعی از میزان درآمد است. در واقع APS با Y رابطه مستقیم دارد.
  • دو رابطه مهم بین مفاهیم مورد اشاره وجود دارد که به صورت زیر بیان می گردند:

MPC + MPS = 1
APC + APS = 1

مثال) در چه سطحی از درآمد پس انداز منفی و به ازای چه سطحی از درآمد میزان پس انداز مثبت است؟

S = 0

S = -a + (1 – b)Y

⇒ Y = \frac{a}{1 - b}

در این سطح از درآمد، پس انداز برابر صفر می گردد و در سطح درآمدی بیشتر از این عدد، پس انداز مثبت می شود. دقت کنید که در این سطح از درآمد، مقدار مصرف برابر با درآمد می گردد.

C = a + bY

Y = \frac{a}{1 - b}

⇒ C = a + \frac{ba}{1 - b} = \frac{a}{1 - b} ⇒ C = Y

بنابراین هنگامی که درآمد برابر با مخارج باشد، میزان پس انداز برابر صفر می گردد که کاملاً‌ قابل انتظار بود. هنگامی نیز که درآمد بیشتر از مخارج شود، میزان پس انداز مثبت می شود.

تابع سرمایه گذاری

سرمایه گذاری تابعی است از عوامل مختلف همچون درآمد ملی، انتظارات نسبت به آینده، نرخ بهره و… ولی در این قسمت برای سادگی فرض می کنیم که سرمایه گذاری میزان ثابتی است:

I = I۰

در این حالت اصطلاحاً سرمایه گذاری را متغیری برون زا فرض نموده ایم. متغیر برونزا (برخلاف درونزا که تابعی است از سایر متغیرها)، تابعی است مستقل و ثابت و به پارامترهای دیگر بستگی ندارد.

تعیین درآمد تعادلی

گفتیم که در حالت تعادل، Y = C + I و از طرف دیگر فرمول هر یک از این توابع را بدست آوردیم. با جایگذاری فرمول های مربوطه می توانیم به شرط تعادل در مدل دو بخشی برسیم:

Y = C + I
C = a + bY
S = -a + (1 – b)Y

⇒ Y = \frac{1}{1 - b}(a + I۰)

مثال) فرض کنید که تابع مصرف به صورت C = 200 + 0.5Y و تابع سرمایه گذاری به صورت I = 300 باشد، در این حالت درآمد ملی تعادلی را محاسبه نمایید.

Y = \frac{1}{1 - b}(a + I۰)

a = 200 و b = 0.5 و I۰ = ۳۰۰

⇒ Y = 1000

دقت کنید که در این سطح از درآمد، عرضه کل و تقاضای کل با یکدیگر برابر هستند:

Y = 1000
C = 200 + 0.5Y = 700
I = 300

⇒ Y = C + I

ضرایب فزآیندگی

ضریب فزآیندگی که با نام های ضریب تکاثر، ضریب افزایش و ضریب فزآینده نیز معرفی می گردد برابر است با تغییر در درآمد ملی تعادلی تقسیم بر میزان تغییر در متغیر مربوطه. در اینجا به معرفی ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری و ضریب فزآیندگی مصرف مستقل می پردازیم:

ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری

ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری برابر است با تغییر در درآمد ملی تعادلی تقسیم بر تغییر در سرمایه گذاری. با صرف نظر از نحوه انجام محاسبات، صرفاً فرمول نهایی ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری را ارائه می دهیم:

KI = \frac{1}{1 - MPC} = \frac{1}{MPS}

ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در میزان سرمایه گذاری، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند.

مثال) فرض کنید توابع مصرف و سرمایه گذاری در یک جامه به صورت C = 200 + 0.5Y و I = 300 باشد. ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری را محاسبه و تفسیر نمایید.

KI = \frac{1}{1 - MPC}\frac{1}{1 - 0.5} = ۲

بدین معنا که اگر میزان سرمایه گذاری یک واحد زیاد گردد، درآمد ملی تعادلی ۲ واحد زیاد می گردد. برای بررسی صحت این ادعا می توان یک مثال ساده حل نمود. همانطور که در مثال قبلی مشاهده نمودید درآمد ملی تعادلی به ازای مقادیر فوق الذکر برابر است با Y = 1000. حال فرض کنید که میزان سرمایه گذاری ۱ واحد افزایش یابد و از ۳۰۰ به ۳۰۱ برسد. در این حالت درآمد تعادلی برابر خواهد بود با:

Y = \frac{1}{1 - b}(a + I۰)

a = 200 و b = 0.5 و I۰ = ۳۰۱

⇒ Y = \frac{1}{1 - 0.5}(۲۰۰ + ۳۰۱) = ۱۰۰۲

همانطور که مشاهده نمودید با افزایش یک واحدی میزان سرمایه گذاری،‌ درآمد تعادلی ۲ واحد افزایش یافت.

ضریب فزآیندگی مصرف مستقل

ضریب فزآیندگی مصرف مستقل برابر است با تغییر در درآمد ملی تعادلی تقسیم بر تغییر در مصرف مستقل. با صرف نظر از نحوه انجام محاسبات، صرفاً فرمول نهایی ضریب فزآیندگی مصرف مستقل را ارائه می دهیم:

Ka = \frac{1}{1 - MPC} = \frac{1}{MPS}

ضریب فزآیندگی مصرف مستقل نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در میزان مصرف مستقل،‌ درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند.

تعیین درآمد ملی تعادلی در مدل سه بخشی

در مدل سه بخشی، دولت نیز به عنوان یکی دیگر از کارگزاران اقتصادی در نظر گرفته می شود:

بنابراین در معادلات مربوطه باید مخارج دولت (G) و همچنین مالیات ها (T) نیز در نظر گرفته شود. برای سادگی فرض می شود که هر دوی این توابع مستقل و ثابت (برون زا) هستند. نکته دیگر اینکه در مدل دو بخشی (به دلیل نبود دولت و مطرح نبودن بحث مالیات)، مصرف را تابعی از درآمد فرض نمودیم ولی در مدل سه بخشی، مصرف تابعی است از درآمد قابل تصرف (درآمد منهای مالیات).

Y = C + I + G

در مدل سه بخشی شرط ایجاد تعادل به صورت زیر مطرح می شود:

S + T = I + G

از طرف دیگر معادله هر یک از پارامترها را می توان به صورت زیر نوشت:

C = a + bYd
Yd = Y – T
T = T۰
I = I۰
G = G۰

با جایگذاری توابع بالا در رابطه اقتصادی تعادل درآمدی (Y = C + I + G) به رابطه زیر می رسیم که نشان دهنده شرط تعادل درآمدی در مدل سه بخشی است:

Y = \frac{1}{1 - b}(a – bT۰ + I۰ + G۰)

ضرایب فزآیندگی در مدل سه بخشی

با مفهوم ضرایب فزآیندگی در قسمت قبلی (و برای مدل دو بخشی فعالیت های اقتصادی) آشنا شدیم. بدیهی است با اضافه شده پارامترهای T و G،‌ ضرایب فزآیندگی دیگری نیز در مدل سه بخشی اضافه خواهد شد:

ضریب فزآیندگی مخارج دولتی

ضریب فزآیندگی مخارج دولتی نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در مخارج دولتی، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. ضریب فزآیندگی مخارج دولتی به صورت زیر محاسبه می شود:

KG = \frac{1}{1 - b} = \frac{1}{1 - MPC}

ضریب فزآیندگی مالیات ثابت

ضریب فزآیندگی مالیات ثابت نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در مالیات،‌ درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. ضریب فزآیندگی مالیات ثابت به صورت زیر محاسبه می شود:

KT\frac{-b}{1 - b}

ضریب فزآیندگی بودجه متوازن

ضریب فزآیندگی بودجه متوازن نشان می دهد که اگر T و G به صورت همزمان و به یک اندازه تغییر کنند، درآمد ملی تعادلی چقدر تغییر می کند. برای بدست آوردن ضریب فزآیندگی بودجه متوازن به این نکته توجه می کنیم که میزان تغییر در درآمد تعادلی به دلیل تغییر G را می توان با استفاده از مفهوم ضریب فزآینده مخارج دولت و میزان تغییر در درآمد تعادلی به خاطر تغییر در مالیات را می توان با استفاده از مفهوم ضریب تکاثر مالیات بدست آورد؛ بنابراین ضریب فزآینده بودجه متوازن (که تاثیر تغییر همزمان T و G را بر درآمد ملی محاسبه می کند) برابر خواهد بود با مجموع ضریب فزآینده مخارج دولت و ضریب فزآینده مالیات:

KBB = KG + KT = \frac{1}{1 - b} + \frac{-b}{1 - b} ⇒ KBB = ۱

در این بخش درآمد تعادلی را در مدل سه بخشی فعالیت های اقتصادی محاسبه نمودیم. در این محاسبات فرض کردیم که مخارج دولت (G)،‌ مالیات (T) و سرمایه گذاری،‌ توابعی برونزا (مستقل از متغیرهای دیگر) هستند. حال این پیش فرض را تغییر داده و فرض می کنیم که مالیات و سرمایه گذاری،‌ توابعی درون زا باشند؛ به بیان دیگر فرض می کنیم که مالیات و سرمایه گذاری را می توان از فرمول های زیر محاسبه نمود:

T = T۰ + tY
I = I۰ + eY

که در آن t را نرخ نهایی مالیات (ضریب مالیات)، e را میل نهایی به سرمایه گذاری (MPI) و eY را سرمایه گذاری القایی می نامند. در این شرایط درآمد تعادلی به صورت زیر تغییر خواهد کرد:

Y = \frac{1}{1 - b + bt - e}(a – bT۰ + I۰ + G۰)

البته ضرایب فزآیندگی نیز تغییر خواهند نمود که در اینجا از ارائه فرمول آنها خودداری می نماییم.

تعیین درآمد ملی تعادلی در مدل چهار بخشی

در این مدل، خارج نیز به عنوان یک کارگزار اقتصادی وارد معادلات اقتصادی می شود. به بیان دیگر واردات و صادرات کالا و پول حاصل از آن نیز باید وارد معادلات گردد:

در این مدل شرط تعادل اقتصادی به این صورت خواهد بود که:

Y = C + I + G + X – M

با فرض اینکه تابع صادرات و واردات را بتوان به صورت زیر نوشت:

X = X۰
M = M۰ + mY

درآمد تعادلی برابر خواهد بود با:

Y = \frac{1}{1 - b + bt - e + m}(a – bT۰ + I۰ + G۰ + X۰ – M۰)

ضرایب فزآینده در مدل چهار بخشی

ضرایب فزآینده برای مدل چهار بخشی طبق فرمول های زیر محاسبه می گردد.

ضریب فزآیندگی مصرف مستقل

ضریب فزآیندگی مصرف مستقل نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در مصرف مستقل، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند، این ضریب به صورت زیر محاسبه می شود:

Ka\frac{1}{1 - b + bt - e + m}

ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری

ضریب فزآیندگی سرمایه گذاری نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در میزان سرمایه گذاری، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. این ضریب به صورت زیر محاسبه می شود:

KI\frac{1}{1 - b + bt - e + m}

ضریب فزآیندگی مخارج دولتی

ضریب فزآیندگی مخارج دولتی نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در مخارج دولتی، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. ضریب فزآیندگی مخارج دولتی به صورت زیر محاسبه می شود:

KG\frac{1}{1 - b + bt - e + m}

ضریب فزآیندگی مالیات

ضریب فزآیندگی مالیات نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در مالیات،‌ درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. ضریب فزآیندگی مالیات به صورت زیر محاسبه می شود:

KT\frac{-b}{1 - b + bt - e + m}

ضریب فزآیندگی صادرات

ضریب فزآیندگی صادرات نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در صادرات، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. ضریب فزآیندگی صادرات به صورت زیر محاسبه می شود:

KX\frac{1}{1 - b + bt - e + m}

ضریب فزآیندگی واردات

ضریب فزآیندگی واردات نشان می دهد که به ازای یک واحد تغییر در واردات، درآمد ملی تعادلی چند واحد تغییر می کند. ضریب فزآیندگی واردات به صورت زیر محاسبه می شود:

KM\frac{-1}{1 - b + bt - e + m}

ضریب فزآیندگی بودجه متوازن

ضریب فزآیندگی بودجه متوازن نشان می دهد که در صورت افزایش همزمان مالیات و مخارج مصرفی دولت به اندازه یک واحد، درآمد تعادلی ملی چند واحد تغییر می کند و به صورت زیر محاسبه می شود:

KBB = KG + KT\frac{1-b}{1 - b + bt - e + m}

منابع

مقاله علمی و آموزشی «درآمد ملی تعادلی چگونه محاسبه می شود؟»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری و نگارش هیئت تحریریه علمی پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا کتاب آمادگی آزمون اصول بازار سرمایه، نوشته ی محمد احمدی از انتشارات آریانا قلم، منتشر شده در شهریور ۱۳۹۱ با شابک ۱-۴۸-۶۲۲۷-۶۰۰-۹۷۸ به عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

برچسب ها
نمایش بیشتر
تبلیغات میزبانی وب و ثبت دامنه - های یو کمپانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دکمه بازگشت به بالا